دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند
رونده باش
امید هیچ معجزه‌ای ز مرده نیست،
زنده باش...

۲۱ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

خودمانیم‌ها! حالا که ما تحصیل کرده‌ها دور هم جمع شده‌ایم تا محض خنده و وقت گذرانی، (ابوالمشاغل) بخوانیم، بد نیست، در این کنج خلوت و تنهایی، دور از چشم مخالفان علم و دانش و فرهنگ و تخصص و علوم و دانش اقرار کنیم که "توسعه دهندگان فساد و فحشا، در سراسر جهان، همیشه تحصیل کرده‌ها بوده‌اند و هستند. و نه روستاییان بی‌سواد و کارگرهای کم سواد!


ابوالمشاغل

نادر ابراهیمی

ص64




پیشنهاد ویژه:

شعر جمعه هفته گذشته را خانم محبوبه شب لطف کردند و خواندند. پیشنهاد می‌کنم گوش کنید.

۲۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۱
آقاگل ‌‌

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت 
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت 

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی 
بالاتر از پروبالم نپریدم دلم گرفت

از اینکه با تمام پس انداز عمر خود 
حتی ستاره‌ای نخریدم دلم گرفت 

کم کم به روی سطح آینه برف می‌نشست 
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت 

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود 
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت 

نقاشی‌ام تمام نشد و زنگ خانه خورد
من هیچ خانه‌ای نکشیدم دلم گرفت 

شاعر کنار جوی گذر عمر دید و من 
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت 

سید مهدی نقبایی 


س.ن: در نظر دارم هر جمعه علاوه بر به روز رسانی بخش تک بیت‌های بی‌مخاطب، یک شعر خوب رو هم اینجا به اشتراک بگذارم.(به قول یک بزرگی، زکات شعر خوب به اشتراک گذاشتن اون شعره.) 

خودم که صدایی ندارم، ولی اگر دوستی بود که دوست داشت شعر بالا رو دکلمه کنه، بفرسته تا ضمیمه کنم. 

تک بیت‌های بی‌مخاطب هم به روز شد. (مستقیم بالا سمت راست وبلاگ)




با صدای محبوبه شب بشنوید.

با تشکر از ایشون. :))


۲۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۶
آقاگل ‌‌

تا بحث بحث اعدام، و راه اندازی "کمپین نه به اعدام" و "کمپین نه به کمپین نه به اعدام" مطرح است! از همین تریبون استفاده کرده و این نکته را مطرح کنم که این بنده نگارنده نه تنها طرفدار اعدام هستم. بلکه معتقد به قانونی هستم به نام "قانون کلت!" که معرف اکثریت دوستان هم هست. خلاصه کلام (خیر الکلام ما قل دل) معتقدم وقتی انسانی خودش نمی‌خواهد انسان باشد باید با یک عدد تیر که در شقیقه‌اش زده می‌شود هم خودش و هم دیگر انسان‌ها را از وجود نامبارکش خلاص کرد و تمام! ولو وی معشوقه خودت باشد.


۲۹ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۱ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۷
آقاگل ‌‌

خیلی بیخود و بی‌جهت یکباره یاد اولین روزی افتادم که اینجا رو ساختم، اینجا اولین پست این بنده نگارنده است، قبل و بعد از این وبلاگ وبلاگ دیگه ای نداشتم. و هرگز هم نخواهم داشت. سومین تابستون رو بعنوان یک وبلاگ نویس دارم تجربه می‌کنم.

از بین پست‌هایی که ظرف یک ماه اول وبلاگ نویسی بودنم نوشتم این پست رو بیش از همه دوست دارم. کامنت اول از فردی بود که من رو وبلاگ نویس کرد. کامنت دوم از طرف یکی از مهمترین افراد زندگیمه، که آدرس اینجا رو داشت و همچنان هم داره و گاهی سر میزنه. کامنت سوم هم از دوستی هست. که یکبار کل آرشیو این وبلاگ رو خواندند کاری که از حوصله خودمم خارجه. بیش از هزار پست طی تقریبا دو سال و نه ماه وبلاگ نویسی. 


س.ن:

اعتراف می‌کنم وقتی برای بار اول به وبلاگی سر می‌زنم به محض اینکه بازش می‌کنم یک راست میرم سراغ اولین مطلبش. یا بهتره بگم اولین مطالبش! (به خصوص اگه سابقه چندین ساله داشته باشه)


س.ن2:

این مرض ویرایش پست در تلگرام کم بود! اینجاهم گریبان مون رو گرفته. سه بار ویرایش زدم. 

۳۰ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۵
آقاگل ‌‌