دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

۳۱ مطلب با موضوع «آهنگ نگاری» ثبت شده است

عجیب‌ترین آهنگ این هفته: دینگ مارو-محسن شریفیان.

آهنگی برآمده از آیین و اسطوره‌های هرمزگان. آیین زار. آهنگی که از باورهای مردم جنوب به موجودات افسانه‌ای دریا میاد. می‌گن وقتی باد دریا جسم و روان کسی رو تسخیر کنه، تنها راه درمان اون فرد همین آیین زاره. برپایی مراسم زار همراه با ساز و آوازه. آوازهایی که معنا و مفهوم خاصی ندارن و مثل وردهای جادویی فقط خونده می‌شن. 

سرچ کنین. صفحۀ ویکی‌پدیاش رو بخونید و تصاویرش رو ببینید. آیین جالبیه. به خصوص اینکه ظاهراً هنوز هم برگزار میشه. 



دریافت


پی‌نوشت: 
از این دست آیین‌ها اگر سراغ داشتید درباره‌شون بگید.  
۹ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۸ ، ۲۱:۲۴
آقاگل ‌‌

نمی‌دونم به خود کلمۀ بهار ربط داره یا چی؛ ولی کرم گوش‌ترین(فکر می‌کنم کرم گوش رو جولیک می‌گفت) و پرتکرارشونده‌ترین آهنگ‌های ویژه بهار برای من دو تصنیف «بهار دلکش» و  «بهار دلنشین» بوده.

بهار دلنشین با اجرای بنان واقعاً شنیدنیه و الحق بهتر از این اجرا سراغ ندارم. در بین اجراهای پرتعداد بهار دلکش هم استاد شجریان به نظر من حرف اول رو می‌زنه. اگرچه اجرای رشید بهبودف هم ارزش بارها شنیدن رو داره و از اجرای علیرضا قربانی و محمد معتمدی هم نمی‌شه ساده گذشت.
 

دریافت
توضیحاتی دربارۀ بهار دلکش از استاد شجریان و اجرای بخشی از تصنیف بهار دلکش.
 
(بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم خود شجریان حواسش نیست و نمی‌دونه که چقدر صداش عجیبه.)
 
 

دریافت
اجرای بهار دلنشین-استاد بنان-دستگاه همایون-شعر از بیژن ترقی
 
س.ن:
اگر دوست داشتید زیر همین پست ترانه‌ها، آهنگ‌ها و تصنیف‌هایی که بیشتر یاد بهار رو در ذهنتون زنده می‌کنه، معرفی کنید. 
 
معرفی: شباهنگ
معرفی: دانکوب
معرفی: آسوکا
معرفی: هواتو کردم
۲۲ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۸ ، ۱۹:۲۵
آقاگل ‌‌

از دیروز سه بار آمده‌ام سراغ وبلاگ، صفحۀ ارسال مطلب را باز کرده‌ام، چند خط نوشتم و بعد به این خاطر که پست به جای مشخصی نرسیده و نتوانسته‌ام به کلمه‌ها نظم دهم فقط دکمۀ ذخیره را زده‌ام و آمده‌ام بیرون. 

بار اول از بیات ترک گفته بودم و شجریان که با تار مجید درخشانی و نی افشارنیا همراه می‌شود و می‌خواند: «برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را» و آدمی را در یک بی‌زمانی خاصی گرفتار می‌کند که انگار پایش روی زمین  وصل نیست و نه خبری از ننوشتن مطلب برای نشریه است و نه قیمت گوشت و مرغ سر به فلک گذاشته و نه عید با همۀ دردسرهایش در راه. فقط تویی، خانوادۀ کامکار است، مجید درخشانی است و نی افشارنیا همراه آوازی که انگار از آسمان می‌خواند: «می با جوانان خوردنم باری تمنا می‌کند، تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را»

بار دوم از محمد تنگسیر نوشتم و جامعۀ یأس‌زده‌ای که بیشتر از هر موقع دیگری نیاز به قهرمان دارد. قهرمانی که از جنس مردمش باشد. که بلند شود، هستی‌اش را کف دست بگذارد، زیر فشارها کم نیاورد، تسلیم نشود و در جستجوی هویت و امنیت خویش دست به کاری قهرمانانه بزند. قهرمان تنهایی که چشم همۀ مردم جامعه به اوست تا این هویت اجتماعی و فرهنگی از دست رفته را پس بگیرد. 

سوم بار به سراغ ماجرای امروز رفتم و از پیرمرد دکان سلمانی که توی آیینه‌ها تکرار شده بود نوشتم و از هزار تصویری که برای خودش زمزمه می‌کرد: «خوش به حالت تکه سنگ، که نداری دل‌ تنگ» و من وسط همۀ ترس‌هایم از سلمانی‌ها نشسته بودم روی صندلی و فکر می‌کردم بعدش چه؟ بعدش خواننده چه می‌خواهد بخواند؟ خوانندۀ شعر کیست؟ چرا پیرمرد سراغ قطعۀ بعدی نمی‌رود؟ اصلاً چرا باید در یک عصر گرم اسفند ماه، ان هم وقتی بوی بهار همۀ محله را برداشته و صدای بچه‌های پارک محله را بهم ریخته و مغازه‌ات پر از مشتری است، از دل تنگ بخوانی و حسودی کنی به تکه سنگی بی دل. میان رقص قیچی و شانه به این فکر می‌کردم که پیرمرد دلش برای چه چیزی تنگ شده و چرا هربار که «به دل تنگ» می‌رسد، زیرچشمی از توی آیینه‌ها به گوشه‌ای خیره می‌شود که قاب عکسی قدیمی آویخته و گوشه‌ای از آن سیاه‌رنگ است.

نمی‌فهمم چرا نوشتن اینقدر سخت شده. نمی‌فهمم پس کی قرار است این ذهن آشوب‌طلبم آرام بگیرد و بنشیند یک گوشه. بگذریم از کلمه‌ها. به جایش دو آهنگ زیر را بشنوید که خالی از لطف نیست.

 


دریافت (آواز بیات ترک محمدرضا شجریان)

 

 


دریافت (تکه سنگ عباس قادری)

۲۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۵۳
آقاگل ‌‌

«بی‌همگان» شرح زندگانی حسینعلی شبانپور است. پیرمرد چوپان، بادیه‌نشین تنها، مردی با صدای خوش که سال‌هاست عاشق است. عاشق نوارهای کاست، عاشق ساز، آواز و تصنیف. می‌گوید صد نوار دارد از شجریان و موسیقی را تنها از راه شنیدن صدای او یاد گرفته. 

 


دریافت

 

+بی‌همگان

۲۲ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۷ ، ۰۷:۲۸
آقاگل ‌‌

این روزها که کمتر حرف دارم برای زدن، باز ترجیحم این است که چراغ اینجا را روشن نگه دارم. نتیجه‌اش هم این شده که مدت‌هاست توی این چهاردیواری مجازی یا معرفی کتاب و پست داستانی نوشته‌ام؛ یا نهایتاً آهنگ و کلیپ به اشتراک گذاشته‌ام. درست مثل همین پست، که بهانۀ انتشارش یک قطعۀ بی‌کلام است، «شهر خاموش از کیهان کلهر»، نامی که دارد بی‌شباهت به حال این روزهای من نیست. 


دریافت


::گویی وارد شهری شده‌ای که تماماً در سکوت فرورفته. چیزی نمی‌بینی جز سکوت، سکوتی که به سکوتِ گورستان نمی‌ماند، به سکوت نیمه شبِ خستگی هم. بلکه سکوتی است که در پشتش قصه‌ها با دهانی باز خفته‌اند.

۱۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۱:۴۷
آقاگل ‌‌

می‌دانی؟ گاهی یک آهنگ‌ به‌قدری برایت زنده است که می‌توانی بویش را احساس کنی، لمسش کنی، ببوسیش و در کنارش قدم بزنی. 



سرزمین خورشید(می‌رسد از دور صدای ساز مرد چوپان)-آلبوم سرزمین خورشید-زنده‌یاد محمدنوری.

دریافت


۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۷ ، ۱۸:۳۵
آقاگل ‌‌

میحانه میحانه؛ میحانه میحانه

غابَت شَمِسنا الحلو ما جانه

(مگر وقت دیدارمان نبود؟ 

آفتابمان غروب کرد و زیباروی ما نیامد)

حَیِک، حَیِک بابَه حَیِک!

 اَلف رَحمَة علی بِیک

(آفرین به تو! پدر آمرزیده! 

دست مریزاد به تو!)

هَذوله العَذِبونی

هَذوله المَرمُرونی

(این چیزهاست که مرا عذاب می‌دهد

 این چیزهاست که مرا بیچاره کرده!

عَلی جِسرِ المُسَیِب سَیِبونی

عَلی جِسرِ المُسَیِب سَیِبونی

(مرا روی پل مسیب کاشت و نیامد!

مرا روی پل مسیب کاشت و نیامد!)

 

 

 

شرح: 

1-«میحانه» اصطلاحی است عامیانه در عراق که به جای جملۀ «ما حان موعدنا» به کار رفته و نشان از خلف وعدۀ معشوق دارد. «میحانه میحانه» از ترانه‌های عامیانۀ این کشور بوده و «ناظم الغزالی» که این ترانه را اجرا کرده، از خواننده‌های شناخته شدۀ موسیقی مقامی عربی است.

2-المسیب نیز پلی است در بغداد، روی رودخانۀ دجله

۱۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۴:۵۴
آقاگل ‌‌

 


دریافت

 

قطعۀ رقص سماع

نی‌نوا-حسین علیزاده

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۷ ، ۰۱:۵۲
آقاگل ‌‌