دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

کوچزاد دیگرستان‌ها منم
ساکن آنسوترستان‌ها منم!

خان قشلاقات کوچستان منم
قله‌ی بی‌قوچ پوچستان منم!

من الفبای ادب را حمزه‌ام
از جگرخواران هند غمزه‌ام!

۴ مطلب با موضوع «سیاست نگاری» ثبت شده است



فردا صبح بالاخره یکی از این دو نامزد محترم رئیس جمهور آینده همه ایران خواهد بود.

 دو نامزدی که مورد تأیید شورای نگهبان و نظام جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند. گرچه اندک اختلاف سلیقه‌هایی دارند.

تحت هر شرایطی، ازفردا شنبه_30 اردیبهشت سال96_ زندگی همچنان ادامه دارد. و مهم عزت ایران است. و مهم برادری و احترام به آرای اکثربت مردم است. و مهم اتحاد و دوستی ما مردم است. و مهم این است که ما همه یک خانواده‌ایم. خانواده ایران. 

و در نوع کوچکترش خانواده بلاگران. 


شرح تصویر: 

سمیرم-میدان شهدا


س.ن:

اگر در طول این مدت حرفی از بنده شنیده‌اید. از دستم ناراحت شده‌اید. دلگیر شده‌اید. گرچه توقع زیادی است ولی امید دارم که بر این بنده حقیر ببخشید.

یاحق

۲۱ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۳۶
آقاگل ‌‌

تاریخ این ایام را

هر کس که خواهد خواند، 

جز این سخن از ما نخواهد راند:

این نسل سر در گم، 

بر توسن اندیشه هاشان لنگ، 

فرسنگ در فرسنگ

جز سوی ترکستان نمی‌رانند

تاریخ پیش از خویش را باری نمی‌خوانند... 

ع.شجاع‌پور


این برایم قابل هضم نیست که عده ای معتقدند رأیشان به فرد نیست و به آرمان‌ها و اعتقادها رأی می‌دهند. و معتقدند بر اساس گفته‌ها و شعارهای انقلابی و حمایت از محرومین است که دارند به ایکس رأی می‌دهند و اگر خلاف این اتفاق بیافتد از رأیشان برخواهند گشت و مخالف ایکس خواهند شد. و معتقدند اگر ایکس از راهش بازگشت و دروغ گفت مقصر این‌ها نیستند. مقصر آقای ایکس است. 

برایم قابل هضم نیست! قابل هضم نیست! قابل هضم نیست و معتقدم این ها همان «خسر الدنیا و الاخرة» هستند.  ابتدای هشت سال دولت گدشته همین‌ها را گفتند. و پس از هشت سال از ایشان بازگشتند! ولی آیا کشور هم به هشت سال قبلش بازگشت؟ خیر! اگر حافظه قوی ندارند نمی‌دانم! ولی من یادم نرفته که خسارتی را که آقای دکتر به کشور زد کمتر از جنگ تحمیلی نبود. حالم بد است. می‌روم سطح آب نفس بگیرم! روزتان خوش.

فردا و پس فردا که بگذرد سرنوشت چهارسال آینده کشور مشخص می‌شود امیدوارم در پایان آن چهارسال پیش وجدان خودتان شرمنده نباشید. «خسر الدنیا و الاخرة» نباشید! 


+نظرات باز است ولی نظرات را جواب نمی‌دهم!

۲۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۲۵
آقاگل ‌‌
سال اول کارشناسی یک هم اتاقی داشتیم که از لحاظ سیاسی آبم با او توی یک جوی نمی‌رفت. آن اوایل هم کله‌مان داغ بود و به قول پدربزرگ مرحوم مغز خر خورده بودیم! خلاصه میانمان شکرآب شد و در تمام آن چهار سال جز یک سلام و احوال پرسی کاری به کار هم نداشتیم(لااقل من کاری به کارش نداشتم. بماند که وی چه کارها که نکرد و چه سنگ‌ها که به سمت ما نپراکند! بماند.) و این‌گونه شد که رفیقی که از خیلی لحاظ‌ها با هم توافق داشتیم. و شاید می‌توانستیم دوستان خوبی برای هم باشیم را به راحتی از دست دادم.

داخل همین وبلاگ هم یکبار مطلبی نوشتم پیرامون انرژی هسته ای( با معلوماتی که دارم می‌دانستم که حق می‌گویم.) ولی به خاطر همان مطلب دوستی از همین دوستان بلاگر از من رنجید و مدت‌ها رابطه‌مان تیره و تار بود.(اگر این متن را می‎خوانی سلام!) این است که تمام این روزها با اینکه حرف بسیاری برای زدن داشته‌ام ولی دندان روی جگر گذاشته و ترجیح دادم همان شعر و ادبیات را بچسبم و بیخیال سیاست شوم. با آنکه سه بار نزدیک به 2 صفحه‌ی تمام مطلب نوشتم در نهایت پیش نویسشان کردم. و از انتشارشان گذشتم. یکبار حتی تصمیم گرفتم تا بعد از انتخابات بلاگستان را ترک کنم. زیرا با تمام حرف‌هایی که بود دوست نداشتم کسی از من به خاطر یک اختلاف سیاسی ساده رنجیده خاطر شود. هنوز هم این را دوست ندارم. 

بعنوان پیرمردی که چهار دندان بیشتر از شما پوسانده است و عنقریب است که کارش به دندان مصنوعی بکشد شما بلاگران جوان (که همانند نوه‌هایم برایم عزیز هستید) را نصیحت می‌کنم که در این یکی دو هفته پایانی از دعواهای انتخاباتی چشم بپوشانید. یا اگر قصد چشم پوشی ندارید.(شاید بعنوان یک احساس وظیفه) لااقل همه‌ی حواستان باشد که چه می‌گویید. به یکدیگر بد اخلاقی نکنید. تهمت نزنید. بخصوص حرمت کوچکتری بزرگتری را رعایت کنید و بدانید اختلاف سلیقه همیشه بوده. پس اگر با کسی اختلاف سلیقه دارید با احترام با یکدیگر بحث کنید. و در پایان یادتان باشد بعد از این دو هفته هر کدام از شش کاندیدای فوق هم که برنده انتخابات باشند زندگی همچنان جریان دارد و دوستی‌ها و عهد اخوت‌ها در بلاگستان همچنان به قوت خود باقیست. 


بیت:
جوانا سر متاب از پند پیران
که پند پیر از بخت جوان به!


 برایم مهم نیست پس از خواندن این مطلب در مورد من چه فکر می‎کنید. اما برایم تک تک شما دوستان و بلاگران مهم هستید.


امضاء
پیرمردی که دوست ندارد روابط بلاگستان تیره و تار شود

۱۸ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۱ ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۴۷
آقاگل ‌‌

روزهای پایانی مذاکرات هسته ای است ظاهرا.

باید تشکر کرد از همه دوستان از سعید جلیلی تا جناب محمد جواد ظریف عزیز و همه کسانی که نقشی در این راه داشته اند و قدمی برداشته اند.

و به همین مناسبت بازمی انتشارانیم! ( عجب ترکیبی!!؟!؟!) پستی قدیمی را!:


حرفهایی که این روزها زیاد می شنویم و افسوس که بسیاری از آن ها از دهان برخی روش ان فکران( ترکیب عجیبی است!) عزیزمان  خارج می شود!:

" انرژی هسته ای چیه آخه که چسبیدن بهش؟"

" چرا اینقدر حکومت اسرار داره انرژی هسته ای داشته باشه؟ "

" من مطمئنم این ها دنبال بمب هستن شک نکن."

" اصلا پول انرژی هسته ای رو اگر در جای دیگه هزینه کرده بودیم الآن وضعیت کشور این نبود."

" تورم گردن مردم رو شکونده اینا دنبال عزت هسته ایند."

و هزاران اظهار نظر مضحک دیگه.


و اما اصل قضیه:

  فرض کنید شما بخواهید خودتان یک خانه بسازید و تصمیم داشته باشید که همه کار آن را خودتان انجام دهید، طبیعتا مجبورید بنایی یاد بگیرید، نجاری یاد بگیرید، جوش کاری و لوله کشی و برق کشی و گاز کشی و... را هم باید یاد بگیرید. پس نمی توان گفت که چون هدف شما فقط خود خانه بوده پس دستآورد های دیگه ای برایتان نداشته است. واضح است که  شما دیگر آن فرد قبل نیستید و پیشرفت های زیادی کرده اید.


این فقط یک مثال ساده بود.


وقتی شما تصمیم می گیرید فرضا انرژی هسته ای ( یا هر تکنولوژی روز دنیا را) داشته باشید، خود بخود مجبور خواهید بود تلاش نمایید که در دیگر صنایع هم پیشرفت کنید، از صنایع فولاد گرفته تا پتروشیمی و حتی صنایع خورد و کوچک، و آیا این همان چیزی نیست که برخی می گویند و دهان به دهان می چرخد؟

و آیا در این صورت باز درد بیکاری کمر جوانان را خم خواهد کرد؟

گاه اندکی منطق لازمه زندگیست.

چشم ها را باید شست.


۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۰۰:۵۸
آقاگل ‌‌