دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همه زندگی من است.

پیشنهادهای یک بنده‌ی نگارنده

۱۰۰ مطلب با موضوع «مذهب نگاری» ثبت شده است

الهی!

 چنان کن که دو کلمه حرف حساب هایم،

 بوی تو را داشته باشد نه بوی لایک!


خدایا!

 دومین روز میهمانی ات گذشت...

و من هنوز در خوابم!

خدایا فرشته هایت را بگو تا قلقلکم کنند

 شاید بیدار شوم...



۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۰۳:۰۶
آقاگل ‌‌


شاعر می فرماید که: 

هرچند رسیده است مکرر آیه

روزه به تن خلق بود پیرایه

ما روزه گرفتیم که افطار کنیم

با کاسه آش دختر همسایه...


و در جواب ایشون شاعره ای ( شاعره- به خانمی گویند که شاعر باشد.) می فرماید که:


تا کی به تمنای وصال تو یگانه 

نذری بپزم پخش کنم خانه به خانه!


+ امیدوارم قبل از افطار این تصویر رو نبینید! این بنده نگارنده هیچگونه مسئولیتی در قبال دل ضعفه شما ندارد:دی

++ در این ایام، اگر می توانید حتما حتما به سازمان های انتقال خون مراجعه کنید و خون اهدا کنید. چه بسا این کار موجب نجات جان یک نفر شود. این پست رو هم بخونید. خالی از لطف نیست.

۲۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۵
آقاگل ‌‌

الهی!

من مثل آن بت‌پرست نیستم

که اگر تو را نداشته باشم

خدای سنگ و چوبی داشته باشم!

من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم...


خدایا!

روز اول مهمانی ات تمام شد، می دانم که میهمان خوبی نبودم!

 اما تو همچنان بهترین میزبانانی. مرسی.


۱۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۲
آقاگل ‌‌
الهی
می گویند این ماه، ماه میهمانی توست. ما که راضی به زحمتت نبودیم. اما حالا که دعوتمان کرده ای یاریمان کن تا میهمان خوبی باشیم.
.
پروردگارا!
در این ماه پارازیت های نفس اماره ام را بردار تا سیگنالت را درست بگیرم.
.
خداوندا!
خودت که بهتر می دانی فصل تابستان است و گرما سخت و آزار دهنده! پس یا کمکم کن یا این قدرت اختیار را از من بگیر! من از اختیاراتم می ترسم! فردا پس فردا خودت به خاطر همه این ها یقه ام را می گیری!


الهی!
سحرگاه اول شد، بسم الله...
۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۰۳:۱۵
آقاگل ‌‌



در روز اربعین همه ما را شناختند 

با نام مستعار زیارت نرفته ها

اما هزار مرتبه شکر خدا که هست

مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

...

باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند

باب الرضا قرار زیارت نرفته ها...

.....

حتی میان خواب حرم را ندیده ایم


با ما چه کرده است گناهانِ بی شمار

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۸:۲۰
آقاگل ‌‌

"و از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و از هنگامی که به جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن،یعنی "پیرو شهیدان بودن" زنان و مردان ما "عزادار شهیدان شده اند و بس" در عزای همیشگی مانده ایم !

چه هوشیارانه دگرگون کرده اند پیام حسین را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را؛ 

پیامی که خطاب به همه انسان هاست .

 این که حسین فریاد می زند- پس از اینکه همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند- فریاد میزند که  "آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟" ،"هل من ناصر ینصرنی؟"  مگر نمیداند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟"

#حسین_وارث_آدم

خیلی جالب بود این قسمت:

میگه حسین چرا داد میزنه هل من ناصر ینصرنی؟

مگه نمیدونه که دیگه هیچ کسی نیست؟(چون داره همه عزیزانش رو در خون میبینه )پس چرا داره اینو میپرسه؟

خیلی قشنگ تفسیر میکنه،میگه دلیلش اینه که داره این سوال رو از ما میپرسه،اون موقع میدونسته که هیچ کسی تو اون لحظه دیگه جوابش رو نمیده،ولی روی صحبتش با ما آیندگان بوده. از ما میپرسه که کدوممون دعوتش رو قبول میکنیم و راهش رو ادامه میدیم؟؟؟

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۶:۴۶
آقاگل ‌‌

حسین، وارثِ آدم _ که به بنی‌آدم زیستن داد ‌‌_ و وارثِ پیامبرانِ بزرگ‌ _ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموختند _ اکنون آمده است تا، در این روزگار، به فرزندانِ آدم، "چگونه باید مرد" را بیاموزد! حسین آموخت که، "مرگِ سیاه"، سرنوشتِ شومِ مردمِ زبونی است که، به هر ننگی تن می‌دهند، تا "زنده بمانند". چه، کسانی که، گستاخی‌ آن را ندارند، که "شهادت" را انتخاب کنند، "مرگ" آنان را انتخاب خواهد کرد!..."


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۴ ، ۱۳:۰۹
آقاگل ‌‌



حسین(ع) زنده است و زنده می ماند...


این شب ها بر خاک خود می گرییم! 


که سال هاست مرده ایم...



۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۹:۴۵
آقاگل ‌‌