دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همۀ زندگی من است.

پیشنهادهای یک بنده‌ی نگارنده

۵۳ مطلب با موضوع «ورزش نگاری» ثبت شده است

این چیزی هست که من اسمش رو میگزارم معجون عجیب دنیای فوتبال.

برادران ژاکا، یکی در تیم ملی سوئیس و دیگری در تیم ملی آلبانی! 

مادرشون هم در بین تماشاگرها نشون داده شد. روی پیرهنش نقش هر دو پرچم آلبانی و سوئیس بود.

باز بیاید بگید فوتبال زیبا نیست :)

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۵
آقاگل ‌‌

بعد از بازی خوب دیروز انتظار می رود که این بازی را نیز به راحتی برنده شویم. اما با این حال ست اول را در عین شایستگی واگذار کردیم. بیست و هفت-بیست و پنج!

ست دوم و نگرانی که هر لحظه بیشتر می شود. بازی ضعیف بچه ها، تا جایی که هشت امتیاز عقب می افتیم. موسوی پشت خط سرویس قرار می گیرد. اختلاف کم و کم تر می شود. اما به نظر دیگر دیر شده این ست نیز با باخت همراه بود!

بد بودیم، آنقدر بد! که این بنده نگارنده نیز در بهترین حالت شکست را باور داشتم!

اما آنسوی مرزها، پیرمردی پر جنب و جوش امید را به تیم برگرداند. تیمی که حال با وجود لوزانوی خوشفکر همان تیم قدیمی و دوست داشتنی ولاسکو را به یادم می آورد.

تعویض های طلایی پیرمرد و بردی که در این ست نصیبمان شد. و چقدر خوب است این محمد موسوی و سرویس های زهردارش و چقدر خوب است این میرسعید معروف!

ست چهارم، سرویس های عالی مرد قائم شهری، اسپک های عالی میلاد عبادی پور جوان که حال امتیازآورترین بازیکن بازی نیز هست و سعید معروف که ثابت کرده چرا یکی از بهترین پاسورهای جهان است.

 همه دست به دست هم می دهد تا بازی باخته را دلیرمردان ایرانی به ست پنجم بکشند.

ست پنجم، میعادگاه مربیان، اوج حساسیت و تنش!

 امتیاز به امتیاز جلو می رویم:

- اولین جای خالی فوق العاده معروف در این بازی ها.

- سرویس های عالی سید.

- تیم ما دو امتیاز از حریف پیش است که یک سرویس و یک دفاع کار را خراب می کند تا کانادا از ما پیشی بگیرد! 

-اینجاست که تفاوت سرمربی ها مشخص می شود. گرفتن وقت استراحت به موقع از لوزانو و تساوی بازی. 

-تعویض طلایی مهدوی و محمودی. بار دیگر با سرویس خوب مهدی مهدوی پیش می افتیم.

- امتیازات آخر بازی است. دریافت بد مرندی و کانادایی ها که بازی را به تساوی می کشانند.

- اما پیرمرد پر جنب و جوش قصد تسلیم شدن ندارد. دل در دل ما که پای تلویزیون نشسته ایم نیست! نمی دانم چطور این پیرمرد طاقت می آورد! و سکته نمی کند.  مربی کانادایی ها که بازی را رها کرده و فقط در دل دعا می خواند! اما مربی فکور ما دارد به طرح و نقشه اش فکر می کند. بازی امتیاز به امتیاز پیش می رود، چهارده-چهارده مساوی است.

- یک حمله از ایران و امتیاز پانزده برای ما.

- سید محمد موسوی پشت خط سرویس قرار می گیرد. مردی که امروز با سرویس هایش غوغا کرد. اما پیرمرد دست به تعویض می زند. آرمین تشکری جایگزین موسوی می شود! حتی خود سید هم از این تعویض شوکه شده است! ما نیز مانده ایم که آخر این چه کاری بود!؟

- تشکری سرویسش را نه پرشی و نه قدرتی بلکه به آرامی و هدف دار می زند. تیم کانادا در دریافت اول به مشکل خورده و توپ به خوبی به پاسور نمی رسد، اسپک بازیکن کانادا از پشت خط و دفاع محکم و جانانه بچه ها. تمام! بردیم!


سید را می بینم که به زمین بازی می پرد و شادی می کند. ما نیز مانند او چند لحظه پیش از تعویضش متعجب بودیم! اما حال در پوست خود نمی گنجیم!

لوزانوی پیر، مرد اول این بازی بود. پر انرژی، متفکر، با صلابت و خودباور. مردی که تفکر بردن را بار دیگر در تیم جا انداخته است. تفکری که بعد از رفتن ولاسکو از تیم رفته بود!

دست مریزاد پیرمرد دوست داشتنی.

دست مریزاد. 

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۰۳
آقاگل ‌‌

اینکه میگم فوتبال زیباست به این دلیله که هیچ معادله ریاضی وجود نداره تا بتونه این بازی توپ و میدان رو پیش بینی کنه. اینقدر غیرقابل پیش بینی که تیمی مثل لستر با یک دهم هزینه و با پنج صدم درصد شانس قهرمان لیگ انگلیس بشه. و اینقدر غیر قابل پیش بینی که استقلال خوزستان اصلی ترین مدعی  قهرمانی لیگ خودمون باشه. تیمی که سال قبل تا مرز سقوط پیش رفت ولی در حال حاضر روی مرز قهرمانی گام بر میدارند. تیمی که یک دهم سرخابی های پایتخت هزینه کرده و به حق شایسته قهرمانی اند. و اینقدر غیرقابل پیش بینی که سرخ آبی های پایتخت هر هفته جایگاهشون دستخوش تغییر بشه، روزی این ها خوشحال و روز دیگر اون ها.

به همین دلیل فوتبال هنوزهم زیباترین رقابت دنیاست.

از دیگر خبر های فوتبالی این چند وقت. فدراسیون فوتبال با سیاست پوتین مدودف دستخوش تغییرات شد! و خبرها حاکی از آن است که جناب تاج رو به آبدارچی فدراسیون کرده و گفته:"حوصله اساس کشی نداریم! فقط تابلوی اتاق بنده را با جناب کفاشیان عوض کنید!" :))

خبر دیگر رونمایی از زیرپیراهنی جدید تیم ملی بود! با طراحی ویژه. از اونجایی که قبلا سرمربی تیم اعتراض کرده بود لباس های تیم رو وقتی می شوئیم آب می روند!(البته که به زبان انگلیسی!) نتیجتا فدراسیون نشین ها به فکر تولید لباس پنبه ای افتادند تا این مشکل نیز به خوبی و خوشی حل و فصل بشه و ظاهرا که شد!

باری،اگر فردا پس فردا دیدید جماعتی زیرپوش به تن و بوق به دست در خیابان ها جولان می دهند و نعره می کشند! آرامشتان را حفظ کنید و بدانید اتفاق خاصی نیافتاده است، فقط تماشاچیان تیم ملی اند که برای تشویق به ورزشگاه می روند.

۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۰
آقاگل ‌‌

لسترسیتی قهرمان شد! (تیمی که به تازگی به لیگ برتر انگلستان صعود کرده بود.)

تیمی که شانس قهرمانیش یک به پنج هزار بود! با بازیکنانی که قیمتشان حتی کمتر از یک بازیکن تیم های مطرح بود! اما به جایش تا دلتان بخواهد رویا پرداز بودند! آنقدر رویاپرداز که رویای دو صدم درصدیشان را به واقعیت تبدیل کنند!

تیمی که ثابت کرد فوتبال هنوز هم زیباست...

مرسی آقای رانیری




بخوانید

۱۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۶
آقاگل ‌‌
در پی حوادث اتفاق افتاده در بازی پرسپولیس- استقلال اهواز که منجر به مصدومیت برخی تماشاگران شد(اینجا ببینید) اخباری منتشر شد:

- اتحادیه تولیدات نخاله های ساختمانی از کلیه مردم ایران بخصوص مردم اهواز عذرخواهی نموده و اعلام کردند آوردن این نخاله های ساختمانی به ورزشگاه تختی اهواز کار آن ها نبوده و در واقع همه چیز زیر سر انگلیسی ها بود!(رئیس اتحادیه ظاهرا به شدت عاشق دائی جان ناپلئون است!)

- در پی حوادث روز جمعه جناب رئیس خندان فدراسیون فوتبال اعلام کرد نخواهد خندید! مگر اینکه همه سنگ هایی که به اشتباه بر سر تماشاگران فهیم برخورد کردند از ملت عذرخواهی کنند.

- طبق اخبار نه چندان رسمی در پی این حوادث فرماندار اهواز که از قضا رئیس شورای تأمین شهرستان نیز هست اعلام داشت تمامی مسئولیت را بر عهده گرفته، از کار خود استعفا داده و دیگر حتی در کوچه و خیابان به سمت چیزهای گرد نخواهم رفت!

- ایضا شایئاتی است مبنی بر هاراگیری آقای تاج و همچنین اعضای هیئت فوتبال اهواز! که ان شالله به زودی تکذیب شود زیرا به عقیده اکثر کارشناسان ایشان اصلا مقصر نبوده و مقصر اصلی مردمی اند که بی اجازه وارد ورزشگاه شده و با خیره سری تمام سر و دست خود را آماج سنگ های تماشاگرنماها قرار دادند!

باری، بنده نیز معتقدم عامل اصلی این اتفاقات تماشاگر نماهایی بودند که از اسرائیل آمده و سعی داشتند با ظاهرنمایی وجهه فوتبال ما را خدشه دار کنند! که اگر این نبود چرا هیچکدام بر اثر برخورد سنگ هایی به این بزرگی! نمرده و فقط زخمی شدند؟ 
۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۴۸
آقاگل ‌‌

خیلی ساده بگویم بردیم.

زیبا و خاطره انگیزهم بردیم.

چهار - دو پرسپولیس، عددی که هم یاد و خاطره کاپیتان و عدد 24 را در دل هواداران زنده کرد و هم یاد و خاطره عدد شش را.

از این که بگذریم ذوق و قریحه مردم رو نمیشه نا دیده گرفت، در همین چند دقیقه کلی پیام طنز به دستم رسید. ^___^



الان حتی بازیکنای بارسلونا هم دارن دربی می‌بینن. آبی‌ها یه طرف نشستن، اناری‌ها یه طرف دیگه. (شوخی جواد خیابانی طور) 



مسئولان برگزاری گفتن: بابا خیلی بده که معلوم نیس بازی مال لیگ ایرانه! یه فکری بکنین.
این شد که از کاور پرچم تولید کردن


حالا میخوام ببینم حسینی بازم روش میشه بیاد بگه استقلالیا ۴ رو به ۳۰۹۰ بفرستن؟( که البته روش شد و گفت:دی یکی از دوستان هم میگفت الان باید استقلالی ها عدد پی رو بفرستند!)


پرسپولیس ۴ استقلال ۲

ماه رمضون امسال تیم استقلال و کادر فنى مهمان برنامه ماه عسل هستن دربى رو پخش میکنن گریه میکنن دور هم!

  غروب جمعه باشه...
.
.
.
استقلالیم باشی! 
غم جمعه عصر و چهارتای اصل و ...




دوستان استقلالی هم ناراحت نباشید، بازی است و بقول قدیمی ها بازی اشکنک داره سر شکستنک داره( یا حتی شش تا خوردنک داره!:دی)

 امشب که بخوابید(اگر کابوس نبینید!) فردا که از خواب بیدار شوید و بروید سر وقت زندگیتان(اگر دوستان  پرسپولیسیتان بگذارند!) نهایتا تا عصر شنبه همه چیز یادتان رفته و باز زمین خواهد چرخید...

۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۵۴
آقاگل ‌‌

غیر ممکن است شما فوتبالی باشید و سیروس قایقران را نشناسید.

قایقران از بزرگان فوتبال ایران بود، اولین شهرستانی که بازوبند کاپیتانی تیم ملی را با افتخار به بازو بست. و با آن بازوبند و گل های زیبایش ایران را در پکن چین صاحب اولین قهرمانی بازی های آسیایی کرد. بزرگمردی که بر خلاف همه بزرگان هرگز نه در استقلال و نه در پرسپولیس توپ نزد و سال های سال کاپیتان تیم قایقرانان و قوهای سپید انزلی بود. مردی که نه تنها خوب فوتبال بازی می کرد و خوب شوت میزد، بلکه مهم ترین خصلتش این بود که خوب مرام پهلوانی را آموخته بود. و همین مرامش بود که او را در یادها ماندگار کرد.

 

اما سال 77 بهار خوبی برای فوتبال نداشت، خبر کوتاه بود و دردناک...

"سیروس قایقران در روز 18فروردین در یک تصادف رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کرد"

روحش شاد و یادش گرامی....


 

 

کلیپ، گل زیبای استاد سیروس قایقران عزیز به پرسپولیس با پیراهن ملوان(قوهای سپید انزلی)

 

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۲۷
آقاگل ‌‌

دست بر قضا امروز همه چیز دست به دست هم داد تا این بنده نگارنده بار دیگر پای گزارش آن منتقد دفاع خطی، آن سوتی دهنده برتر آن شهره به شهر و کشور سرهنگ علیفر عزیز نشسته و به تماشای بازی لسترسیتی و منچستر سیتی بپردازم!

از شیرین کاری های استاد آنکه در همه گزارشات خود از دفاع خطی انتقاد کرده و حتی مورینیو کبیر را به همین خاطر مربی فوتبال نمی دانند! و معتقدند دو بازیکن نه تنها می توانند بین خود مثلث تشکیل دهند که چه بسا این مثلث به مربع نیز تبدیل شود! (ایسکو و په په یه مثلث تشکیل میدن که تبدیل به مربع میشه !)

بگذریم.

باری، روی سخنم درمورد تیم لسترسیتی است.

شاید باورتان نشود ولی واقعیت این است: لستر تیمی است که در حال حاضر بیش از یک ماه است صدرنشین لیگ انگلستان است! تیمی که اغلب کارشناسان آن را کاندید (خواستم بگویم نماینده، ترسیدم صلاحیتش احراز نشود!) سقوط به دسته پایینتر می دانستند!

تیمی که بیش از آنکه سرمایه داشته باشد و یا بازیکنان عالی همچون رونالدو و مسی و نیمار! روح مبارزه طلبی دارد! بدون ترس مبارزه می کند. و برایش مهم نیست حریف مقابلش شموشک نوشهر است یا بارسلونای اسپانیا.

کافیست نگاهی به این تیم بیاندازید. دروازه بانشان چهار سال قبل از یک تیم دسته اولی اخراج شده! مدافعشان کسی است که الکس فرگوسن در موردش میگوید :" او شبیه هر چیزی است جز یک فوتبالیست! "  یکی از بازیکنانش هفت سال قبل به خاطر دزدی تلفن همراه دستگیر شده! و سرمربی اش را مورینیو "پیرمرد بی افتخار" لغب داده است! 

شاید قبل تر از این فقط در فیلم ها شاهد چنین تراژدی هایی بودید اما واقعیت امر این است مبارزه مبارزه و مبارزه...

تیمی که در گوشه ای از رختکنش این جمله حک شده است: "بدون ترس!" تیمی که هرگز دست از مبارزه نخواهد کشید.( وام گرفته از +)



و آنچه امروز فوتبال به من آموخت!

اگر انتخاب شده اید و پا به این دنیا گذاشته اید برای خوب بودن باید مبارزه کنید.

نترسید و به مبارزه خود ادامه دهید.

و مطمئن باشید خدای دیروز و امروزتان خدای فرداهایتان هم خواهد بود...!



س.ن: حالم خوب است و خوبتر آنکه خبرهای خوبی در راه است!

 سپاس از دوستانی که جویای احوالات بنده بودید.

خوشحالم از بودن در کنار شما.


۱۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۴۷
آقاگل ‌‌