دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

آقاییییی دااااااووووووووودییییییییییی

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۴ ب.ظ
چند وقت پیش جایی مهمونی بودیم. و یکی ازاقوام کودکی داشت که شاید به زور یک سالش می‌بود. 
حال به خاطر آورید دوران مدرسه را، که بعضی بچه‌ها را با فامیلی صدا می‌زدیم و چقدر این کار چندش ناک بود! حال تصور کنید خانواده این طفل تقریبا یک ساله او را به فامیلی صدا می زدند!
بعد فضای مهمانی به این صورت بود که اغلب خانم‌ها در اتاق دیگری بودند و ما در اتاقی دیگر و بچه‌هایی که تعدادشان کم هم نبود الحمدالله! بین این دو اتاق در رفت و آمد! و در حال شیطنت و آتش سوزانیدن! در بین صحبت‌ها و رفت و آمدها چندباری لفظ "آقای افشاری" را شنیدم! و پیش خودم فکر کردم که خانواده فلانی چقدر به دامادشان احترام می‌گذارند! و چقدر رسمی!
تا اینکه موقع شام که همه سر یک سفره نشسته بودیم دیدم که مادر آن طفل برگشته و رو به اون طفل یک ساله که پیش من و پدربزرگش نشسته بود می‌گه "آقای افشاری مامانی بیا غذات رو بدم، بدو بدو بیا پیش مامانی!" :/
 قشنگ شام کوفتم شد! از شدت خنده‌هایی که مجبور بودم قورت بدم! و سرخ و سفید شوم و باز به زور لقمه‌ای در دهانم بچپانم که نکند پدربزرگش متوجه خنده‌های ریز و پنهانیم شود!
خب برای چه بچه تقریبا یک ساله را باید آقای افشاری صدا بزنید؟ آنهم وسط یک مهمانی تقریبا رسمی!؟ مگر پیرمرد و ریش سفید فامیل هست؟  تازه همان ریش سفید فامیل رو هم ما به اسم صدا می زنیم و نهایت یک حاجی و کربلایی میچسبانیم اول اسمش! بعد بچه یک ساله را صدا می‌زنید آقای افشاری؟ 
الآن که یاد آن شب مهمانی افتادم هم از شانس بدم موقعیت خندیدن فراهم نیست! 
فکر کنید داخل منزل مادر گرامی برگرده بگه : "جوجو کوچولوی مامان! آقای افشاری مامان! دهنتو باز کن کلاغه داره میاد، قار قار قار، آفریییین آقای افشارییییی. چه گل پسری دارم من!"
یا عذرمیخوام بگه: " آقاااااایییییییییی افشاااااااااارییییی باز جیش کردی توی شلوارتتتت؟ مگه نگفتم وقتی جیش داشتی به مامانی بگو!"
یا بگه :" آقاااایییی افشااااارییییییی و بعد آقای افشاری هم هول کنه دوتا تخم مرغی که از تو پلاستیک خریدها برداشته و دستش هست رو محکم بکوبه به دیوار آشپزخانه و فرار کنه!"
یا مثلا :" آقای افشاری بیا آماده شو بریم خونه مامان بزرگ. کجا میری آقاییی افشاااارییی بیا اول مامانی پوشکت رو عوض کنه، بیا مورچه کوچولوی مامان! بزار پستونکتم بیارم!"

خلاصه که از همین الان تصمیم دارم در آینده پسرکم را به جای "نوش آذر" آقای داودی صدا بزنم.(اسم دخترم هم مهرنوش هست! و شاید نوش آفرین) حداقل آن موقع وقتی مادرش با حرص فریاد می‌زند آاقاااایییییی داااووووووووودییییی حق دارم از ته دل بخندم و قهقهه بزنم!

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۹
آقاگل ‌‌

خاطره نگاری

نظرات  (۳۴)

۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۳ ɐɹɐɓol •_•
:)))))
مورد داشتیم طرفو که به قول شما به زور یکسالش میشه (مثلا) پروفسور افشاری صدا میزدن :|
نوش آذر چه اسم قشنگی :)
پاسخ:
:)))
اینا دیگه خیلی رد داده بودن!
۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۵ هاژ محمود
سلام

پوزش می طلبم ولی ی سوال پیش میاد
اگه احیانا دو تا پسر داشته باشین تکلیف چیه!؟

آقای داوودی 1 و 2 !؟
پاسخ:
سلام.

اون یکی دیگه دست من نیست. خانم اسمش رو انتخاب میکنه.
اینکه چی صداش بزنم هم نمیدونم :)
:))))))))))
منم همکلاسی‌هامو به فامیلی صدا میزنم و عادت به اسم کوچیک توی افراد غیرفامیل و غیرآشنا ندارم!!! ولی حتی پسرخاله‌ای که شیش سال هم ندیده باشم و حتی بزرگتر هم باشه لفظ آقا رو اول یا آخرش نمیذارم! آخه بچه یه ساله؟ آخه این فسقل رو صداش میزنن آقای افشاری؟؟ اونم مامانش؟؟ الله اکبر :)))))
یکی از پسرخاله هام سه چهار سالشه ؛ پدر و مادرش رو به اسم صدا میزنه! مثلا جـــعـــــــفــــــر بیا منو ببر دسشوووویی :))))) به جان خودم ما از خنده میترکیم :دی بعداً اینا بچه‌شون رو میگن آقای افشاری؟! :|
+ اصلا همچین چیزی رو تصور هم نمیتونم بکنم!! خیلی عجیب و غریبه :))‌ داره به کجا میره این دنیا؟ :|
پاسخ:
مامانش تنها نه همه صداش میزنن آقای افشاری! اسمش هم محمد حسین بود :))
.
آره از این موردات که بچه بابا و مامانش رو به اسم صدا بزنه دیدم. برعکس هم دیدم. یک مورد اسم باباش محمد بود. صلوات که میفرستاد میگفت "الهم صل علی بابا و آل بابا!" :))
.
+دنیای غریبیه :دی
همچین ادمایی فکر میکنن اینجوری به بچشون شخصیت میدن :/
پاسخ:
آخه بچه یک ساله شخصیتش چیه؟ :)))
نهایت هنرش اینه که زودتر از بچه فلانی راه افتاده بچه مون. یا اینکه بچه خوبیه شبا گریه نمیکنه!:دی
:)))))))))عالی بود
پاسخ:
:))

من فک کنم اقوامتون خیلی فرزند پسر دوست داشتن. خیلییییییییی :))
منم واقعا از فامیلی صدا زدن خوشم نمیاد از نطفه ی تشکیل نشده بگیر تا الی ماشا الله...
پاسخ:
یحتمل :))
.
منم خوشم نمیومد تا این ماجرا اتفاق افتاد:دی
اللهم صل علی بابا ... :)))) چه چیزایی دیدید شما :))) حقا که کمتر از 80 سال تجربه دارین :دی
پاسخ:
:))
ایمان اوردیا:دی

۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۰:۰۸ اسپریچو ツ
ما هم تو دانشگاه برای فان همدیگه رو با فامیل صدا میزنیم:دی
بچه ها به من میگن فامیلت شبیه سرباز های تو پادگانه :|
پاسخ:
فامیلیت چیه مگه؟ :دی
البته شما خودت شبیه این سرهنگ های کلاغ پر ببری! :دی
عجبا!! o_O
لابد میخوان پسرشون مررررد بار بیاد! :))

حالا شما چرا خودتون رو پیرمرد میدونید؟؟؟ این موضوع هم کم از آقاااایی افشاااارییییی نداره :|
پاسخ:
لابد!:دی
.
خب چون پیرمردم طبیعتا! :)

وای اقا گل ! وای وای :)))) تصورشم میپوکونه منو

چقدر امشب دارم میخندم :)))))))))))))))
پاسخ:
:))
مراقب خودتون باشید.
من هیچگونه مسئولیتی نمیپذیرما:دی
این پست فاقد هرگونه گارانتیه :))
۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۰:۴۰ عاشق بارون ...
چه چیزهایی که آدم نمی‌شنوه واقعاً! :دی
بعد خانومِ داستان٬ بابای بچه‌شونو تو مهمونی چطور صدا می‌زد؟ :|
نمیدونم چرا احساس می‌کنم اگه اون جوجو رو گیر می‌آوردم یادش می‌دادم هروقت بهش میگن آقای افشاری٬ بگه من محمدحسین‌ام!
پاسخ:
به اسم صداش میزدن. بعد من واقعا فکر میکردم ایشون رو به فامیل صدا میزنن! ولی خب بعد فهمیدم نه! پسرشو به فامیل صدا میزنه :))
هنوز خوب نمیتونه صحبت کنه :دی

یه دل سیییییییییییییییییر خندیدماااااااااااا
عالی بود
پاسخ:
:))
بخند خنده بر هر درد بی درمان دواست به قول شاعر :دی
ارادتنمد.

:))))) اصن لوووول
پاسخ:
اصن ما ارادتمندیم :))
از اینورا:دی

۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۱:۳۱ نیمه سیب سقراطی
دیده بودم یه آقا یا‌ خانم بچسبونن ته اسم بچه ولی دگ آقای افشاری تهش بود :)) بعد الان سوالم اینه که اون بچه آقای افشاری بوده ، باباشو چی صدا میزنن پس ؟ بابای آقای افشاری ؟ :دی
پاسخ:
یاد کارتون پسر شجاع افتادم :))
پدر پسر شجاع:دی
.
نه پدرش رو به اسم صدا میزنن.

:)))) مسقره ها!
پاسخ:
:دی
:))
پروژه ی خوبیه:)))))
پاسخ:
:))
آره کلی میخندیم. 
خیلی باحال  بود اصن D:
پاسخ:
:دی
۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۲ دچــ ــــار
حرص نخور آقای افشارییییی :))


پاسخ:
اون آقای افشااارییییی بود. من داودی ام:دی

یا حضرت عباس!!
=))))))))))))))))))))))) آقای افشاری
ما تو آشناها داشتیم که با پیشوند آقا صداش میزدن اونم فقط به احترام اسمش که رضا بود و نذر امام رضا بود بهش می گفتن آقا رضا...ولی آقای افشاری:))))))))
پاسخ:
:))
این اقوام ما دیگه آخرشن. :دی
نوشین:))مهرنوشم میاد به نوشین:)
بعد این اقای افشاری با باباش.. پدربزرگش.. پدر پدربزرگش قاطی نمیشده؟:|
پاسخ:
نوشین کیه؟ :///
نوش آذر. :)
.
والا چی بگم. خخخخ
اوه اوه . شنیدیم که می گن آقا آقا از خونه در می ره ولی نشنیده بودیم یه بچه ی فسقلی رو از یکسالگی آقا خطاب کنن تا بعدها از خونه در بره :))))))))))))))))))) 
نمی دونم چرا یهویی یاده یه موضوعی افتادم . یکی از دوستان خونوادگیمون بود که پسری داشت که از من یکی دو سالی بزرگتر بود و از قضا در درس ریاضی به غایت تنبل ! یه معلم خصوصی داشت که بعضی روزهای هفته میومد باهاش درس کار میکرد . یکی از شبهایی که ما منزلشون برای شام دعوت بودیم بدو ورودمون آقا مقدم هم اومدن تا با یونس ریاضی کار کنن . ولی هنوز ده دقیقه نگذشته بود که اقای مقدم خیلی عصبانی و ناراحت از اتاق خارج شد و راه راه پله رو در پیش گرفت و رفت . نمی ساعت بعد بابای یونس با خشمی گودزیلایی وارد خونه شد و بدون اینکه حرفی بزنه و جمله ای ... دوان به سمت یونس رفت و تا می تونست اونُ کتک زد . طوری که اخر بابا رفت و یونسُ از چنگال پدر خشمگین بیرون کشید . اون شب مهمونی کوفتمون شد . اخره شبی وقتی از بابا قضیه رو پرسیدیم گفت اقای مقدم وقتی کتابُ ورق میزده دیده یونس در جواب تمرینات درسی نوشته " آقای مقدم چایی رو بزار دم " . " اقای مقدم کچلیت تو حلقم " آقای مقدم ... " کلا برای خودش راه حلهای خاص آقای مقدمی داشت . اون بنده ی خدا هم اولی رو نادیده گرفت دومی رو نادیده گرفت ولی دید یکی دو تا نیست . این شد که با قهر از خونه بیرون رفت و شکایت به نزد پدر یونس برد و الی آخر :) 

پاسخ:
آقای مقدم کچلیت تو حلقم! خخخخخ. بنده خدا معلم. چه گناهی کرده گیر همچین بچه ای افتاده؟ من جای پدر شما بودم میرفتم پسره رو میگرفتم تا باباش راحت تر بتونه بزنتش! :دی
دلم به حال مامان بچه هات سوخت:/
پاسخ:
سلام میرسونه. :)

عالی بود آقای داودی !  :)
پاسخ:
:))
خواهش میکنم.
:))
پاسخ:
:))
۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۹ محمود بنائی
من معتقدم بچه ها همه چیز را میفهمن و از همون بچگی باید بهشون محبت کرد و با احترام باهاشون صحبت، ولی نه به فامیل صداشون کنی! این دیگه چندشه! ولی اسم بچه ای که حرف زدن بلده را با پسوند یا پیشوند آقا،خانوم، جان و... صدا بزنید خیلی هم پسندیده است.
پاسخ:
خب اینکه همه چیز رو میفهمن و متوجه میشن که کاملا متین. :)
در مورد چسبوندن آقا یا خانم به اسمشون هم خب پسندیده است. و بازهم کاملا متین. :)
۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۶ طاهره الف
خندیدم و لرزیدم:)
پاسخ:
:))
عجب آدمایی پیدا میشن :/

حالا اگه فامیل طرف مثلا چه میدونم «حسینی شریف بهابادی اصیل» بود تکلیف مامانش چی میشد؟!

البته میشه اینو هم در نطر گرفت که ار اونجور خانواده هان که میخوان پسرشون محشر باشه و مثلا رتبه یک کنکور و از این حرفا که در این صورت وای به حالش ییچاره :/
پاسخ:
دیگه سخت بود ولی بالاخره باید میگفت آقای حسینی شریف بهابادی اصیل جان. مامانی بیا غذاتو بدم بخوری:دی
.
نه آقا از اونجور خونواده ها نیستن :))
بعد یعنی من به بچه ام بگم آقای داودی رتبه یک میشه؟:دی
وای چقد خندیدم عالی بود
پاسخ:
:))

۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۶ دختر به شدت معمولی

:))))))))))))))

دیده بودم که بعضیا به اول اسم بچه هاشون خانوم و آقا اضافه میکنن حتی گاهی این خانم وآقا تو اسم شناسنامه اشون هم نوشته میشه

ولی اینجوریشو ندیده بود :دی


+ اگه بگم فک میکردم نوش آذر اسم دختره

خیلی ضایعس؟!!!


پاسخ:
نوش آذر اسم پسره :))
مهرنوش اسم دختر.
.
جدن توی شناسنامه مثلا مینویسن آقا سعید؟ یا زهرا خانم؟ :/
مگه میشه مگه داریم؟
اااااااااااااااا واقعا چه هدفی رو دنبال می کرد که به بچه می گفت آقای افشاری؟ اصلا بار عاطفی نداشته خب
پاسخ:
:))
میگم شما هم بیاید به لوبیا بگید آقای لوبیا یا لوبیا خانم:دی
۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۸:۲۹ نجمه خانم
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** ** ** *******

همین بچه هان که بزرگ که میشن فکر میکنن دنیا اریکه ی حکومتشونه و آدمها هم نوکر کلفتهای اونا 
:/ 
جای شما بودم همونجا بلند بلند می خندیدم تا بفهمن چقدر مسخره ان 
پاسخ:
یک طرفه به قاضی رفتید. شما که نه بنده رو میشناسید نه اون خانواده ای که بنده ازشون صحبت کردم رو! چطوری یکباره و بدون هیچ ملاحظه و تحقیقی حکم صادر می کنید؟!!!
آن هم به این شدت!
انصافا چجوری خنده‌هاتونو نگه میدارین؟؟؟؟ :))))
پس چرا من نمیتونم؟!!!! :))))
پاسخ:
 سه برابر قاشقم رو پر میکنم و میچپانم داخل دهنم. دیگه جایی برا خندیدن نمیمونه!:دی

میپره تو گلوت که!!!!! :)))

تو هم هر وقت راه رفتن یاد گرفتی من آقاگوووووول صدات میکنم ^__^
پاسخ:
:)))
دیگه ما از پا افتادیم. دست به عصا شدیم:دی
۲۷ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۹ آرزو ﴿ッ﴾
عــــــــــالی بود واقعا :))

رفیق منم بچگیاش اونجوری صلوات می فرستاده و هیچ رقمه هم زیرِبار اصلاحش نمی رفته :دی
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">