دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


غیر منتظره های شیرین

يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۰۳ ب.ظ

غیر منتظره شیرین اول:


قرار بود تا هفته پیش مشهد باشم، که خب مشکلاتی بود و نشد. نتیجه این که تصمیم گرفتیم مادرجان راهی سفر مشهد شوند. با تأخیر یک هفته ای امروز حرکت کردند. خب دروغ چرا! هم خوشحال شدم و هم ناراحت. ناراحت شدم که چرا قسمت نبود تا مشهد باشم. و چندبرابرش خوشحال که قسمت شد تا مادرجان راهی این سفر شود.  

باری، سهم ما هم از مشهد و زیارت آقا امام رضا این بیت سعدی باشد و ان شالله دعای خیر مادر جان:


"شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان 

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت... "


غیر منتظره شیرین دوم:

هنوز هم صدای موتور پستچی‌ها با اختلاف بهترین صدای دنیاست و نامه داشتن از عالی‌ترین حس‌های دنیا. 

خیلی خیلی ممنونم رفیق. چقدر خوشحالم از آشنایی با دوست خوبی مثل تو علی جان ^_^

  


به رسم عادتی دیرینه تا کتاب را به دست گرفتم تفألی زدم!(حافظ میگه "زدم این فال و گذشت اختر و کار...") که صفحه‌ای آمد با این مضمون:


چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم

که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم...


و بعد دیدم که از قضا ظاهرا علیرضاجان قربانی هم این غزل را خوانده است! 

که اینجا بشنوید.


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۵

نظرات  (۳۴)

اون کتاب و نامه یک هدیه ست عایا؟
پاسخ:
بلی. هر دو همراه هم بودند. وگرنه چه دلیلی داشت عکس هر دو رو با هم بگیرم خب؟ :))

چه حس خوبی... مبارکه ....

امیدوارم خدا توی همین لحظه یه عالمه حس خوب به دل همه آدمای دنیا، از ازل تا ابد، بفرسته :)
پاسخ:
:))
ان شالله. ان شالله. 
چه دعای خوبی کردید.

باشه فهمیدم، چرا میزنی حالا؟
پاسخ:
نزدم که :))
لبخند زنان توضیح دادم. 
اصلا به قیافه من میخوره کسی رو بزنم؟ :دی

۰۵ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۱ گلبول سفید
یک کامنتِ حرص‌دربیار گذارم اجازت است؟ ای نور دیده تفأل درستش است!
(بر وزن «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ ...» :دی)
پاسخ:
شما اجازه داری هر کامنتی بذاری :))
بچه هایی که منو میشناسن میدونن ید طولایی در غلط نویسی دارم! تفأل و تفعل که هیچی نیست :دی ممنون. درستش کردم. 

زندگیتون پر از غیر منتظره های شاد:))))

پاسخ:
ممنونم. 
ان شالله برای شما هم از این غیرمنتظره ها پیش بیاد.
:))

شعر توضیحات وبلاگتون رو خوندم یاد یه بیتی افتادم :

ترجمان دل بشکسته من شعر من است
که تو نه اهل غزل هستی و نه اهل دلی ...
پاسخ:
ممنونم بابت این شعر خوبتون :))
خیلی خوب بود.
۰۵ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۶ بانوچـ ـه
مطمئن باشین سفر این زیارت دو چندان بهتون رسیده، چه کسی رو هم فرستادین :) مادر :)
ان شاءالله سالم و سلامت برگردن و مطمئن باشین این دعایی که مادر در حقتون میکنه بهتره از اون دعایی که قرار بود خودتون توی حرم به زبون بیارین.

حکمت سفر نرفتنتون هم این بود که موقع رسیدن پست چی خونه باشین و این حس قدیمی و فوق العاده خوب رو تجربه کنین :)
پاسخ:
فکر میکنین کی پستچی اومد؟ دقیقا موقعی که مادر راهی بود و می رفتم که برسونمش دیدم صدای در میاد. :)
رفتم برگشتم دیدم برادرام نامه رو باز کردن 0_o در این حد باحالن برادرام. :دی
.
خدا رحمت کنه مادرتون رو. :(
دعا کنین سالم و سلامت بره و برگرده. 
ممنونم.
برسان سلام مارا...

دو تبریک ولی اولی پر و پیمون تر!

دور سقا خانه می گردد نسیم
دانه می پاشد کنار حوض،آب
چادرش بوی زیارت میدهد
بوی اشک و گریه و بوی گلاب


پ.ن

 ای عشق همه بهانه از توست
 من خامشم این ترانه از توست
 آن بانگ بلند صبحگاهی
 وین زمزمه ی شبانه از توست

پاسخ:
سلام :)

ممنون.

چقدر خوب بود این دو بیت اول. عالی.

ان شاءالله خیلی زود قسمت شما هم بشه
منم خیلی دلم تنگ شده ::(

چه خوبه این هدیه ها 
من بسیار علاقه مند به پست چی و بسته های پستی هستم *_*
پاسخ:
ممنون. کاش... 
ان شالله قسمت شما هم بشه.
.
آره خیلی خوب بود. :)
نه اصن به شما نمی خوره کتک بزنی
فقط هر از چند گاهی عصاتو میکنی تو حلقمون :| :دی
پاسخ:
نه اشتباه نشه اون عصا فقط قابلیت خورد شدن و اصابت به زانو رو داره:دی 
من بچه ها در جریانن قبلا فقط معتقد به قانون کلت بودم! الان خیلی مهربونم ^_^

خیلی هم عالی:)
پاسخ:
:))

:)
اگه بلاگستان رو یه دهکده بدونیم، قطعن شما کلانتر دهکده ش هستی
با اون ستاره های طلایی روی سینه :)

پاسخ:
:))
الان من کلانترم معاون کلانتر کی میشه فقط؟ :دی

ایشالا سفرشون بیخطر .
زیارتشون قبول...

@
چقد کامنت بانوچه چسبید ...


+
پستچی ها خیلی خوبن :)
خواهرزاده کوچکم خیلی از نامه خوشش میاد برای همین هر چند ماه یکبار 
من براش نامه مینویسم و براش پست میکنم ولی از بدشانسی اونیکی خواهرزاده هام  بسته های پستی یا نامه هاش رو باز میکنند :|:)

پاسخ:
ممنونم. :)


.
دستش درد نکنه :))

.
الان دقیقا همین بلا به سر من هم اومد! کلی ذوق کردم که برام نامه اومده! بعد رفتم برگشتم دیدم باز شده! 
حسای خوبتون مداوم آقاگل 
پاسخ:
سلام :)
هنوز در اعتصاب به سر می برید شما؟ بر نمیگردید؟ 
آاااااره.. می دونستم :)))
سایه خیلی محشره.. خیلی بیشتر از محشر..
آینه در آینه عزیزترین کتابیه که دارم‌.
چه خوش به حالتونه.. به به



+ چه حس خوبیه پستچی برای آدم یه چیز بیاره نه؟ 
من تا حالا نامه نگرفتم

++ به بادم دادی و شادی.. بیا ای شب تماشا کن
که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم
پاسخ:
چیو میدونستین؟! :) 
فوق العاده ابتهاج رو دوست دارم. عالیه.
.
حالا ان شالله براتون نامه بیاد به زودی:دی
نتوان وصف پستچی گفتن! :)
مبارکتون باشه 
به به چه کتابی هم هدیه دادند.دست گلشون درد نکنه واقعا من که خیلی خوشحال شدم شما دیگه جای خود دارید:)) 
داداگل 
پاسخ:
خوشحالم مثل دانش آموز اول ابتدایی که برف اومده و امتحان ریاضیش عقب افتاده! :))
داداگل! :دی :)
۰۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۷ عاشق بارون ...
چه جالب نامه‌ی منم فردا برای دوستم پست می‌شه!‌ :)) امیدوارم خودش بازش کنه!‌ :))

فقط یک‌بار سال‌ها پیش نامه برام فرستاده شده٬ خیلی حس خوبیه! :) 
پاسخ:
جدن چقدر خوبه که هنوز نامه هست! اداره پستی ها هم بیکار نمیشن :))
.
حالا ان شالله دوستت جواب نامه ت رو میده پس.

۰۵ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۶ بهار پاتریکیان D:
چقد حس خوب و قشنگیه :)))
منم وقتی کتاب آشنارو باز میکردم همینجوری بودم (^______^)
پاسخ:
سلام بر "بهار خانمِ پاتریک نشانِ سمرقندیِ نرسیده به بخارایی" :))
.
خوبید؟ 
کم پیدا شدید. 
نمی خواید با دوستان ترک عزلت کنین و وبلاگ رو باز کنین؟ :))
۰۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۶ هانیه شالباف
سلام :)
ان‌شاالله یه فرصت بهتر زیارت نصیب‌تون بشه .

توی این روزگار؛ نامه‌نگاری و پست، خیلی جذابه؛ مخصوصا اگر هم‌چین هدیه‌ی خوبی کنارش باشه. 

مبارک‌تون باشه :)
پاسخ:
سلام.
ممنون. ان شالله همه دوستان نصیبشون بشه.
.
آره خیلی دلچسبه. 
ممنون
چقد اینجور دوستا خوبن ^__^
پاسخ:
بعد تو منو روزی سه بار میذاری دم در :/

۰۵ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۵ ام اسی خوشبخت
سفر مادرجانتون به سلامت و دعای خیرشون همیشه پشت و پناه شما:)
چه دوستیه نابی, دوستیتون مستدام :)
پاسخ:
ممنونم خیلی خیلی ممنون. ان شالله قسمت شما.
.
بازهم ممنون. :)

@

خورشید آذرس بده تا پستچی رو براتون بفرستم :))


@

 بهار پاتریکیان جان ،ree raaخانوم برگردین !

انصافا من نه شما رو میشناسم نه شما شاید منو ولی گندم خانوم میشناسم خیلی از رفتن تون ناراحت شدند .

انصافا بخاطر ایشون هم شده برگردین :)

وبتون رو باز کنین.

قول میدم اگر وبلاگ هاتون باز کنین و دل گندم بانو و سایر دوستان رو شاد کنین براتون دو تا فال حافظ به نیت خودتون بگیرم و بهتون هدیه بدم!

هر وقتی هم دوس داشتین و اراده کنین فال واستون میگیرم:)

نظرتون چیه ؟:)



++

آقاگل ببخشید کامنتدونی این شکلی شد:)

ممنونم

پاسخ:
:))
خونه خودتونه. 
بفرمایید.

۰۵ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۷ داداش مهدی
:/ جا داره از حسادت بمیرم که همچین دوست و رفیقی ندارم!
پاسخ:
نه آقا برید توی اون بارون قدم بزنین خوب میشید. :)

بسیار هم عالی . مخصوصا اون نامه :) 
پاسخ:
:))

۰۶ دی ۹۵ ، ۰۲:۴۵ رفیعه رجعتی
عه مادرتون اومدن دیار ما :) ایشالا که بهشون خوش بگذره و میزبان خوبی باشیم مخصوصا صنف تاکسی رانانمون :)))

مبارک باشه :| به چه مناسبت حالا :| خدا زیاد کنه ازین قبیل دوستان رو :| :))
تاحالا کسی واسم نامه پست نکرده =)) چه مزه ایه ؟! :)
پاسخ:
آره قسمتشون شد و اومدن دیار شما :)
من بهش توصیه کردم زیاد سمت تاکسی و بازار و اینا نرو اصلا! دیگه نمیدونم نتیجه چی بشه:دی
.
مناسبت خاصی نبود. همینطوری یهویی طور ^_^
.
مزه اش شبیه ادامس اکالیپتوسی هست که بدی به بچه یک ساله! صدتا شکلک متفاوت در میاره! :)

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۱ دختر بشدت معمولی
سفرشون بی خطر
ایشالا زود زود قسمت شماهم بشه

نامه داشتن چه حس خیلی خیلی خوبی داره :)
غیرمنتظره های شیرینتون مداوم 
پاسخ:
ممنونم.
 ان شالله قسمت شما هم بشه. :))

نگفتم که چه مادرخونده خوبی!!!! گفتم چه دوست خوبی! :/

پاسخ:
:))
اصلا روایت داریم قبل اینکه مادرخونده فرزنداتون باشید دوست خوبی براش باشید!:دی :))
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۴۱ פـریـر ...
وای چه خوب! ^_^ مبارکه :))

:: زیارت مادرجان قبول...ایشالله سری بعد باهم برین مشهد...مارم دعا کنین :))
پاسخ:
ممنونم.

بازهم ممنون.
ان شالله قسمت شماهم بشه :))
ایشالا قسمتتون بشه نوروز مشهد باشید :)
پاسخ:
ممنونم :))
ان شالله.
۰۶ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۶ محمد حسین
عاقا توام از این کارا می کنی یا فقط برات می کنن هدیه و کتاب و این صوبتا رو میگم :))) 
پاسخ:
هدیه و کتاب و از این صوبتا، قبلا پیش اومده که به یکی دو نفر از بلاگرها هدیه دادم. ولی با نامه و پست نه راستش :))

۰۶ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۷ گمـــــــشده :)
آره این اهنگ قربانی رو شنیدم ولی یادم نیست مال کجا بود
حتی ریتمش هم یادمه
یعنی یادم نیست تیتراژ سریالی بود یا این که نه آهنگی از آلبومش
پاسخ:
نمیدونم. 
اینکه تیتراژ سریالی باشه رو در جریان نیستم چون خیلی از تصنیف های قربانی آهنگ تیتراژ بوده این سال ها. :))

سلام. 
همیشه وقتی این همه شوق و چشم انتظاری اهل دل های دور از حرم امام رضا علیه السلام رو میبینم، به خودم تلنگر میزنم که همسایه ای در شان حضرت همسایه م  نیستم...؛ 
ان شاءالله به زودی مشرف بشید شما هم. 
پاسخ:
سلام.
ان شالله مشرف بشید شما هم. و ان شالله قدر تک تک لحظه هاش رو بدونید.
ممنونم. :)
زندگیتون پر از حس های خوب :)
پاسخ:
ممنون :)

هیشّکی برای من نامه کتاب هدیه نمیفرسته :|

 

 

 

 

مبارکتون باشه . میدونم آدم خیلی خوشحال میشه از اینا بهش بدن :))

و اینکه روزی خودتون به همین زودیا ان شاءالله :)

پاسخ:
ان شالله قسمت شما هم بشه :))
.
ممنونم.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">