دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

کودکان از آنچه فکر می‌کنید به آینه نزدیکترند!

دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۳۴ ب.ظ

پدری که سعی داره جای پارکی که دیگری نسبت بهش حق تقدم داره رو بگیره تا کودکش رو زودتر برسونه به مهد! 

مادری که فکر میکنه چون بچه همسایه بغلی سر بچه‌اش رو توی بازی شکونده حق داره سر بچه همسایه داد بزنه و حتی اون رو کتک بزنه.

پدری که دست کودکش رو گرفته و توی پارک یا توی فورشگاه داره سیگار می‌کشه. 

مادری که وقتی به اتوبوس واحد می‌رسه بدون توجه به شمایی که جلوی در ایستادید زودتر از بقیه میره داخل! 

پدری که توی خونه به خاطر حاضر نبودن شام دعوا راه میندازه.

مادری که به خاطر یک لیوان آب که روی فرش خونه ریخته شده سر کودکش فریاد می‌کشه. و دعواش می‌کنه.


راستش نمی‌تونم درک کنم یادگیری الفبا، خوندن و نوشتن، شطرنج، نقاشی، ورزش، موسیقی و ده‌ها مهارت دیگه به چه درد یک کودک با فرهنگ اجتماعی پایین می‌خوره!؟ حواسمون هست؟! حواستون هست؟! جای تاسف اینجاست که در جامعه ما این مهارت‌ها بر مهارت‌های اجتماعی و انسانی بچه‌ها مقدم فرض می‌شه.


و نتیجه؟ خب کافیه که یک نگاه به برخی از هم نسلای خودتون بندازید!

ما هیچ ما نگاه!

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۸

نظرات  (۲۲)

(-: چه پست خوبی جدا!
پاسخ:
مرسی.
از آدمای جامعمون که اکثرا نمیتونیم اینا رو یاد بگیریم توی مدارس هم فقط و فقط درس هس ... فراموش کردیم فرهنگ هم جزوی از زندگیه 
درضمن دراکولا لایک برا پست :)
پاسخ:
وقتی آدمای جامعه ات توی همون سیستمی بزرگ شدن که تو بزرگ شدی و بچه های کوچکتر هم دارن بزرگ میشن هیچ جای تعجبی نداره!
.
دراکولا کیه؟!!
اره واقعا . خیلی تامل برانگیز بود پستتون 
پاسخ:
نظر لطفتونه.
ثبت است بر جریده عالم، خطِ ترمزِ ما!
پاسخ:
ما هیچ ما نگاه...
همه‌ی اینا رو هم، در برابر آشغال ریختن تو خیابون، مثل سوزن در برابر جوالدوزه!!!

+ پاراگراف دو، خط یک: "بغلی"
پاسخ:
اون آَغال ریختن توی خیابون و آتیش زدن و شکوندن شاخه درخت و کندن گل از توی میدون های شهر برا اینکه ببری تو گلخونه خودت بکاری که دیگه بماند!
۱۸ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۱ منِ ناشناس
کاش نسبت به این موضوع هم فرهنگ سازی بشه.
پاسخ:
فرهنگ من و شماییم! فرهنگ خط تولید نداره.
۱۸ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۴ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اینجور رفتارا تو شهر ما بیداد میکنه
پاسخ:
اینجور رفتارا تو همه جا بیداد میکنه متاسفانه.
ما هیچ... ما نگاه...
من این چهارتا کلمه پشت سر هم رو خیلی دوست دارم!!! نمیدونم جمله حساب میشن یا نه!!!

+ خیلی باهات موافقم. نه... حواسمون نیست!!
پاسخ:
نه فقط حواسمون نیست. گاهی وقتا هم سرمون رو مثل کبک کردیم زیر برف!
.
نمیدونم جمله هست یا نه ولی هرچی هست که اغلب وضعیت مارو خوب توضیح میده.
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۰ بلاگر آرام
کاملا درست
بچه ها از عمل ما می اموزند
و ما خودمون اینجا تائید میکنیم و باز دریغ از عمل...
پاسخ:
ما تایید میکنیم و سرمون رو میبریم زیر برف. به همین سادگی!
چه پست خوبی بود..مرسی
شدیدا رفتار پدر و مادر روی بچه تاثیر میذاره و مشکل خیلی اوقات همون نسل پدرومادره...
پاسخ:
ممنون.
هرچی باشه این پدر و مادر هم تحت همین فرهنگ بزرگ شدن. و پدر و مادرشون هم باز توی همین فرهنگ بزرگ شده. فقط ابزار تغییر کرده. مردم همون مردمند.
یه چی بگم فرار کنم اصلا
دیروز تو اتوبوس نشسته بودم، یه مادر و دوتا بچه (دختر و پسر) وارد اتوبوس شدند
اول که تو خانوما یه دونه جا بود، دختربچه‌هه نشست اونجا و خانومه رفت تو قسمت مردا نشست (خوردن حق آقایونی که تو ایستگاهای بعد سوار شدن و سرپا ایستادن و به خاطر احترامشون چیزی نگفتن) و دوم اینکه یه جا که اتوبوس نگه داشت، دختره یه آشغال داد دست پسره و گفت بنداز بیرون !!!!!
مامانه فقط نشسته بود و گفت ننداز زشته و دختره به پسره گفت بنداز بنداز
و پسره انداخت :|
و خب هییییچ عکس العمل دیگه برای یه مادر مسئول تربیت وجود نداشت اونجا
حداقل کاری می تونست بکنه این بود که بره اون آشغالو برداره و من واقعا داشتم خودمو ملامت می کردم که چرا انقد دستم پره و اینجا شلوغه که نمی تونم برم اون آشغالو بردارم :|
قطعا من خودم تو خیلی مسائل ضعف دارم اما نمی دونم چرا از اول این جور چیزای روتین که بارها باهاش برخورد می کنیم در طول روز، فرهنگشون برام طبیعی بوده
و واقعا وقتی یکی این حرکتارو میزنه اولش قبل هر تاسفی فقط تعجب برام هست :|
پاسخ:
ببین یک نکته ای این وسط هست. مادره برمیگرده میگه زشته! لغتی که زیاد توسط مادرا و پدرا استفاده میشه. نکن زشته. دست نزن زشته. نرو زشته نیا زشته. و بعدانتظار دارن بچه با همین یک کلمه کلا تربیت بشه! تکرار یک اخطار وقتی زیاد بشه قابلیت خودش رو از دست میده. بچه میگه اونبارم گفت زشته تو مهمونی موز بخوری ولی من خوردم و بعد مامانی فقط جلو مهمونا خندید! نتیجه؟ اینبار هم بندازم. مامانی کاریم نداره. 
چه استدلال عجیب غریبی کردم! ولی فکر کنم رسوندم منظور رو.
اینا همه ش به کنار!!بعد جالب اینجاست همش بچه. رو با بچه های دیگه مقایسه میکنن...همش تحقیرش میکنن..جوری که بچه نمیتونه پدرومادرشو تحمل کنه حتی!
من دیدم بعضیا بزور میرن ککلاسای زبان ونقاشی و... وواصلا ععلاقه ندارن..
در واقع پدروماادررا دارن طاهر قضیه رو. ماست مالی میکنن!..
نرسه روزی که ما بشیم پدرومادرر و. همین بلاهارو سر بچه هاامون بیاریم..
پاسخ:
خیلی وقتا بچهه میشه در حد ماشین نو! یا چمیدونم مانتوی نو یا انگشتر نو برا پدرا و مادرا! فقط میخوان باهاش پز بدن! بگن بچه ما اینجوریه اونجوریه. 
متاسفانه ما هم تربیت شده همین فرهنگیم! دور از ذهن نیست. 60درصد قابلیتش رو داریم. سر اون 40درصد البته تصمیم گیری با خود ماست.
واقعا...فرزندان جوری نمیشن که والدین میخوان بلکه فرزندانشون همونی میشن که خودشون بودن
پاسخ:
دقیقا. دقیقا.
یجا خوندم...
اگثر کسایی ک پدر و مادرشون تو خانه سالمندانن دکتر و مهندس و...به جای اینکه بچه ها رو دکتر و مهندس بار بیاریم انسان بودنو یادشون بدیم
پاسخ:
یکی میگفت وقتی بچه رو تو سه سالگی میبری میذاری مهد! انتظار هم داشته باش وقتی 30سالش شد تو رو ببره بذاره خانه سالمندان.

همین حرفا سی ساله که بزرگترین درد منه!

تولید بچه آسونه ولی آدم تحویل اجتماع دادن بی نهایت سخت... 
پاسخ:
کاش این جملت رو قاب بگیرن بزنن سر در مراکزی که مشاوره میدن در این مورد.
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۰ رفیعه رجعتی
خب البته رشته ی من ایجاب میکنه که رفتار های والدین با بچه ها و بلعکس رو کاملا زیرنظر بگیرم و اون هارو تطابق بدم با درس های تئوری ای که بعضا میخونیم در کتاب های اون ورآبی اصطلاحا!! و واقعا در برخی موارد، متاسف میشم و بهت زده! که خب مادری که مثلا دم از انواع کلاس های مختلف هنری و چه و چه، میزنه و خودش رو روشن فکر میدونه!! چرا نمیدونه چطور برخورد کنه با فررندش! حالا جدای از اینکه دردآوره، بیشترین عذابی که داره اینه که شما نمیتونید دخالت کنید به هیچ وجه! که مبادا به تریش قبای ماااادر برنخوره مثلا! :|
پاسخ:
مادری که سنش نزدیک 30-40ساله رو نمیشه تربیتش کرد! نمیشه براش توضیح داد چی خوبه چی بد! شخصیتش همینه که هست. اگه مثلا من برم بهش بگم نباید اینجوری با بچه ات رفتار میکردی 90درصد میزنه توی دهنم! که توی مجرد نمیخواد به من چیز یاد بدی. :)
جیگرمو کباب کردی با این پست :/
پاسخ:
:)
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۱ دچــ ــــار
نتیجه گیری بسیار ضعیف و بی ربط به بندهای بالا / فروشگاهم اشتباه نوشتی/ کلا مقواست ...
خواستم ادای فراستی رو دربیارم. خوب بود/؟ :)
پاسخ:
دچارتم دادا :))
ارادتمند.
شما حتی اگه جدی هم بگی مقوا بود و نتیجه گیریت بسیار ضعیف بود من نتیجه میگیرم حتما اشکال از خودم بوده. 

نمی دونم چرا ما همیشه فک میکنیم حق با ماست! این همه حق به جانب بودن دیگه داره شبیه بیماری میشه! بیماری عفونی واگیردار موروثی!!!
پاسخ:
قبول دارم حرفتون رو. حتی در این مورد هم حق با ماست!
دقیقا! خیلی موافقم...
بچه ها تک تک این چیزا رو یاد می گیرن...
و نتیجه ش رو هم که داریم می بینیم...
پاسخ:
بله متاسفانه.
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۳ نیمه سیب سقراطی
یادمه یه بار دم عید بود وسط شلوغ پلوغیای خرید عید و پیاده رو یه پسربچه دو دستی محکم جعبه کفششو با ذوق و شوق گرفته بود. بعد مامان زد رو شونه ش که علیرضا خاله ازت پرسید این کفشو چند گرفتی نگی 30 هااااااااا بگو 60 ! اصن طفلی بچه تو این فازا نبود که ... 
پاسخ:
من چی بگم الان؟!! :|
۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
پدرم معتقده بیشتراز نصف شخصیت بچه ها بوسیله تربیت پدرمادرها شکل میگیره. درست و غلطش رو نمیدونم ولی مصداق این حرف رو توی اطرافیانمون کم ندیدیم.
پاسخ:
منم با پدرتون هم عقیده ام و به نظرم کاملا هم درسته.
:)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">