دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

گر کوه مقصد است خوشا لذت مسیر!

دوشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ق.ظ

این روزا بیشتر از هر چیزی دوست دارم کتونی‌هام رو پا کنم، دوربین قدیمیم رو بردارم و بی هدف بزنم بیرون. فرقی هم نداره کجا باشه. مهم اینه که خودم باشم و خودم. نه اینکه فکر کنید از روی بی‌کاریه. نه. زمستون امسال خیلی سخت‌تر از 25 زمستون قبلی عمرم در حال گذشتنه. ولی، ولی دوست ندارم بیش از حد تو این سختی‌ها غرق بشم. 

بگذریم، اولش جمعه می‌خواستم برم بیرون. که از قضا بارش برف و هوای نامساعد این اجازه رو نداد. تا اینکه دیروز "دکتر میمِ درونم" از صبح که دید هوا خیلی خوب و کاملا آفتابیه پاش رو کرد توی یک کفش که امروز باید بریم کوه!(همه ماها یک "دکتر میمِ درون" داریم که عاشق کوه نوردیه! باور کنید.) تقریبا ساعت 2 عصر بود که بخش "دکتر میمِ درونم" علیه دیگر بخش‌های درونم کودتا کرد و باعث شد تا خیلی یهویی کتونی‌ها رو پا کنم و دوربیینم رو بردارم و بزنم به دل کوه.
وقتی به خودم اومدم دیدم دستام تقریبا یخ زده 
(دست‌های یخ زده‌ام در عکس مستتره!) و رسیدم آبشار شهرمون. هیچکسی اون دور و اطراف نبود. فقط صدای آبشار بود و چشمه‌های آب اطرافش. عجیب اینکه آب این چشمه‌ها توی تابستون خنکه و توی زمستون گرم. و از اونجایی که سعدی جان میگه "گر نبود مشربه از زر ناب باز توان خورد با دو کف دست آب" یک دل سیر آب خوردم! بعد هم نشستم روی یک تخته سنگ و نیم ساعتی خیره شدم به آبشار و مناظر اطرافش. (این هم از شانس بد ماست که صدای خوبی هم نداریم تا این مواقع بزنیم زیر آواز!) یک موقع حس کردم هوا بیش ازاندازه داره سرد می‌شه و آفتاب کم کم داره میره پشت کوه. پس دیدم نشستن بیش از این جایز نیست و عنقریبه که یخ بزنم! راه افتادم و اینبار همراه مسیر رودخونه برگشتم!


س.ن:


اول اینکه ان شالله دکتر چون پا تو کفشش کردیم از دستمون شاکی نشه. :)


و دوم  هم اینکه من عکاس نیستم. دوربینمم دوربین خوبی نیست.(البته از عکس‌ها پیداست و اساسا آنچه عیان است چه حاجت به بیانم؟!) اگر هم عکس می‌گیرم برا اینه که وقتی می‌زنم بیرون حوصله‌ام سر نره و خستگی راه رو حس نکنم. پس اگه قاب بندی درست و حسابی نداره و اگه زیادی کج و جوله است خرده نگیرید. :)


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۲

نظرات  (۳۲)

صدای آبشاره هم تصویری بود؟! :دی
چه حس خوبی داشت! :)
پاسخ:
آره. چشمات رو ببند تجسم کن مشخصه:دی
اومدم قیلم بگیرم شارج دوربینم تموم شد. :| 

واااااای چه قشنگه...کودک درونمان دلش خواست..الان میخواد گریه کنه:||||خوش بحالتون حسابی خوش گذشته ها...
چرامنو کودک درونم نمیتونیم ازین کارا بکنیم:-(
پاسخ:
چون مسیرش صعب العبوره! کودک درون رو نمیشه برد. :))

۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۰۹ آموزشی-تفریحی
عالی بود  بد جوری رفتم تو حس.ممنون از مطالبتون
پاسخ:
:))
ممنونم.

۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خوش به حالتون. حالتون همیشه خوب باشه. اینجا به قدری سرده که من می ترسم نرسیده به کوه یخ بزنم!!!
پاسخ:
:))
دلتون گرم باشه. بیرون مهم نیست.

من از اون دکترای درون که گفتی ندارم!!!!
اگه هم قبلا بوده احتمالا به قتل رسیده!!! از کوه میترسم من!! :/
پاسخ:
:))
نه این آپشن رو کلا شیرازیا ندارن. :دی
:))
لازم شد دکتر درونمو پیدا کنم!
اینجایی که شما رفتی،ما هر جمعه با خانواده یه همچین جایی میریم!
من کل هفته رو به امید جمعه تحمل میکنم:))
+عکسا همم دل نشین بودن!
پاسخ:
:))
هر جمعه؟ دمتون گرم. من آخرین باری که با خونواده رفتیم تفریح فکر کنم خرداد پارسال بود!
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۳۸ دچــ ــــار
همه ماها یک "دکتر میمِ درون" داریم که عاشق کوه نوردیه!

پاسخ:
:))

۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۶ چشم به راهم ...
عکاسی خوبه
تو دل کوه خوب تر!
پاسخ:
شما هم خوبی. مطلب جدید هم بنویسی که خوب تر. :))
عجب جای دنجی ✌😉
پاسخ:
:))
تابستون که مدرسه تعطیله پاشو بیا این طرفا تا بریم کوه.
چه جاهای خوبی داریناا :)) شمال جایی رو نمیشناسم اینقدر دنج و خلوت و ساکت باشه، همه‌جا مسافر ریخته :| [احتمالاً هست و من نمیشناسم :) ]
پاسخ:
شمال که همه جاش دنجه. ساحل به این بزرگی و جنگل به این وسیعی بگیر برو بالاخره یک جایی پیدا میکنی که هیشکی نباشه. :))
سلام

احسنت بر شما و دکتر میم ِ درونتون و دوربینتون و ...


ولی دستت خیلی یخ زده بودا! :دی
پاسخ:
سلام.
تشکر. :)
.
خیییلییی. از عکس پیداست نیست؟ :دی
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۱۱ بلاگر آرام
عکسارو ندیدم چون نتم ضعیف و کمه:\ اما حس جاری در نوشتتون کاملا مشهود بود و خوشا به حالتون.
دکتر میم درون:))) منم هروقت پستهای ایشونو میخونم هوایی میشم واسه کوه.
جواب مستر مرادی : یه ساحل خزر اباد دارید تو اوج مسافرتا خلوته صبح زود و عصر. عالیه من رفتم.
پاسخ:
شما هم بزنین به کوه و در و دشت. نشد بزنید برید پارک. بازار حتی. :دی
قابل توجه مستر مرادی. :)
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۱ ـــــ ققنوس ـــــ
:) تنهایی لذت بخش هم میتونه باشه
پاسخ:
:)
تنهایی لذت بخشه. بستگی داره زاویه دیدت چطوری باشه.
چه جای باصفا و قشنگی به به!
عکس ها خیلی قشنگ بود و تصاویر زیبا بودن خدا قوت کوهنورد تازه :)
صدای آبشار هم خیلی شنیدنی بود چندین بار گوش دادم اصن.:)))
پاسخ:
:))
شما هم از صدای آبشار خوشتون اومده یعنی؟ :دی
منم خیلی دوستش داشتم.

یعنی وقتی رنگ آبیِ "صدای ابشار" رو دیدم، در تعجب بودم که چطور میشه از صدای آبشار عکس گرفت :)))))
پاسخ:
:))
دیدی میشه؟ :دی
خواستن توانستنه.

به به همشهری!:)
پاسخ:
:))
سلام.
کدوم شهر حالا؟
⁦:-)⁩)) دکتر میم ، خیلی کارها رو دوست داره و انجام میده ها! 
گل آقا مراقب دکتر میم درونت باش به کشتنت نده ⁦:-)⁩)
خیلی حرکتت خوب بود، عکسات قشنگ ، اصلا عکسای طبیعت قشنگ در میاد. اینکه بری و بشینی خودت نگاه کنی به طبیعت خیلی بیشتر حال میده ⁦:-)⁩
پاسخ:
مارادتمندیم دکتر. :)
دکتر میم درونم زیاد رفتار پر خطر انجام نمیده :)) 
به همین کوه های اطراف خودمون راضیه. 
.
اصلا طبیعت همه جوره قشنگه. از هر زاویه ای بهش نگاه کنی.
یک رفیقی داشتم میگفت"جدای از همه لذت ها یادگرفتن های دوران کوهنوردی، فکر میکنین این صحنه هایی رو که یه کوهنورد توی زندگیش با چشم میبینه، چند درصد مردم میتونن میبینن؟!" ^_^

خوشا شما و دل کوه و دشت و آبشار :))
پاسخ:
:))
خوشا شیراز و وضع بی مثالش حتی!
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۱ رفیعه رجعتی
منم جمعه با بروبچ خوابگاه رفتیم کوه! یعنی آخراش خودمون رو لعنت فرستادیم که چرا اومدیم :| خععععلی سررررد بووود، خعععلی :| ولی حال داد :)) اون خیره شدن به آبشار و طبیعت رو، منم پایشم :)
پاسخ:
"منم جمعه با بروبچ خوابگاه" بعد "رفتیم کوه"؟ الان فعل و فاعل با هم نمیخونه خب. :دی
:))
مهم اینه که خوش میگذره. حالا هرچقدر هم که سرد باشه.
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۹ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دم این دکتر میم درونت گرم :)
عکسات هم قشنگ بودن من که لذت بردم
بازم از این کارا بکن :)
پاسخ:
:))
ممنونم. نظر لطفتونه.
حالا سعی میکنم. 
سلام
احیانا این آبشار سمیرم نیست؟!
خیلی شبیهه!
البته من سال 76 رفتم اونجا
پاسخ:
سلام. :)
آره دیگه. شهرمون میشه همین سمیرم. :دی
خیلی شبیه نیست. خودشه اصلا. 
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۳۸ منطقاً بهار هستم D:
چه خوبن این عکسااا ^_^
پاسخ:
:))
چشمات خوب میبینه. 
دلم دقیقا فضایی که ترسیم کردید+یه اهنگ اروم خواست.
اما متاسفانه کوه و چشمه نداریم:( البته خلیج فارس داریم:)اما هر چیزی جای خود داره:))
موفق و مانا باشید
یاعلی
پاسخ:
:))
آهنگ آروم هم داشتم. ولی گوشیم شارجش تموم شد و از قضا قطع شد. و اینکه اینجور مواقع صدای طبیعت خیلی قشنگ تره. 
یاعلی.
تو اون عکسِ دست‌های یخ‌زده. چه‌قدر قندیلا قشنگن...
می‌شه به جای لوستر آویزونشون کرد. ولی خب عملکردشون برعکس لوستره :|
پاسخ:
تازه اینه که من عکاس خوبی نیستم و اصلا اون زیبایی واقعی رو نتونستم ترسیم کنم. خیلی قشنگ تر از این ها بود. خیلی.
:)
دهانم دوختی!!! :|

پاسخ:
:))
فکر کنم آه تو بود گرفت مارو امشب و نتیجه اش اینکه تصادف کردم.
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۲ •✿ آرورا ✿•
وای دلم میخواد بپرم توی اون عکسه که اسمش مسیر رودِ
پاسخ:
"مسیر روده" درست تره ها :))

وقتی صدای e آخر کلمه به معنای "هست" باشه به صورت "ه" میاد. نه کسره.

۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۱ ام اسی خوشبخت
واقعا زیبا بود، ممنون که این حس خوب رو به ما هم منتقل کردید :)
پاسخ:
خواهش میکنم :)
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۵ رفیعه رجعتی
الان مثلا خواستی بگی من خیلی دقت دارم؟! من مچ میگیرم مثلا؟! من زرنگم مثلا؟! من یه پا آقاگلم مثلا؟! :| =)
من که جوابتونو نمیدم! خدا جوابتونو بده( اشاره ب تصادف امشبتون) :))))
پاسخ:
الان به دو نفر شک دارم! یکی شما. یکی هم گندوم رو :)
آه یکی تون امشب من رو گرفت. و شد آنچه شد!
چقدرررر خوب بود..آخ آخ من عاااشق آبشارم اصن ته زیباییه :)
شما نمیدونین من بخاطر دیدن آبشارای مختلف چه بلاهایی سرم اومده :/ هر دوتا پام تاندوناش کشیده شده پای چپ ک وحشتناک پای راست ی کم بهتر :/
کوهنوردی عالیه..
عکسا عالین چرا گفتین خوب نیست خیلی قشنگن :)
ولی یبار هم توی برف برین کوهنوردی خیلییییییی خوبه یبار تا زانو توی برف بودیم عجیییب خسته شدیم ولی فوق العاده لذت بخش
پاسخ:
:)
حالا دیگه دیدن آبشار نمی ارزه که بزنی تاندون پارو نابود کنی. من همون ترجیح میدم آبشارهای کم خطر رو ببینم. 
.
نه خب گفتم یک کم کج و کوله عکس میگیرم من. قاب بندی درست حسابی نداره :)
.
توی برف اون قدیما کوه میرفتیم. الان که دیگه برف نمیاد :|
جوون که بودیم اینقدر برف میومد که روی کوه های همین بالای سرمون نزدیک یک متر برف بود. میرفتیم کوه با تیوپ سرسره بازی :))

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۹ دایی ‌‌جان
دلمان گرفت!

هرچند باید دلبازکن می بود ولی منو برد تو یه فضای دلگیر... 
لذت بردن از یک منظره یا فضا همه و همه اش برمیگرده به تصویر ذهنی! 
مفهوم نسبیت شاید! بگذریم...سفرنامه جمع و جور و خوبی نوشتی آقاگل:))
پاسخ:
:))
حالا اشکال نداره. برو یک چایی نبات بزن باز میشه.

چه ابشار قشنگی ❤❤❤❤
کلا منظره ی زیبایی بود. وو شهر ما که انبوه درختان اجازه ی رویت جنگل رو بهمون نمیده خخخخخ
شوخی کردم. انقدر همه جا سر سبزه که تا چشم میبینه پره از درخت و درخت و درخت
پاسخ:
:))
آره میگن فلانی رفت جنگل رو ببینه. وقتی برگشت بهش گفتن چطور بود. 
گفت والا اینقدر درخت بود که من آخرشم نتونستم جنگل رو ببینم. 
حالا اینکه لطیفه است و به زبان تمثیل. ولی خیلی جاها تو دنیای واقعی درخت ها  نمیذارن جنگل رو ببینیم :))

۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۲۵ رفیعه رجعتی
بنده که مبرام از هرگونه آه و نفرین و اینا! 
@گندم جان خودتو تسلیم کن! لو رفتی جیگر :| :))
پاسخ:
:))
همه مجرم ها اولش تکذیب میکنن!

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">