دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

در مسیر کوه "اِشکَفتِراز"

شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۴۳ ب.ظ

راستش من زیاد آدم سحرخیزی نیستم. و همین باعث شده که فکر کوه رفتنِ سرِ صبح ( به جز در عنفوان جوانی) هیچوقت به سرم نزنه! ولی در عوض غروب آفتاب رو خیلی وقت‌ها تجربه کردم. به نظرم همون قدری که طلوع آفتاب قشنگه غروبش به مراتب قشنگ‌تره. و همین موضوع باعث شده در این چند وقت اخیر زمانی که همه از غروب روز جمعه و دلگیر بودنش ناله سر میدن من در حال لذت بردن از این غروب زیبا باشم! (البته در 5-6 سال دوران دانشجویی به اندازه کافی غم غروب جمعه رو درک کردم! بسمه!)

دیروز هم وقتی که دیدم اوضاع هوا بیش از حد خوبه و بوی بهار میده تصمیم گرفتم تا یک کوه نوردی درست و حسابی داشته باشم. اینبار یک همراه هم داشتم و این خیلی خوب بود. (طبیعتا وقتی تنهایی کوه نوردی می‌کنی خیلی جرئت خطر کردن نداری. پس مجبوری به همین کوه‌های دم دستی اکتفا کنی! ولی وجود یک همراه یک پشتوانه خوبه) 

کوه برای ما سمیرمیا مثل آب می‌مونه برای ساکنان ساحل خزر، به همین اندازه در دسترس

خلاصه با همراه جان تصمیم گرفتیم تا کوه اشکفتراز رو امتحان کنیم. در مورد اسم این کوه چند روایت موجوده. یکی اینکه اسم کوه "شکفت راز" بوده. یعنی شکافی که راز و رمزهای زیادی در خودش داشته. و البته با توجه به ظاهر عجیب و غریبش زیاد هم بعید نیست. و دیگری اینکه "شکفت رَز" بوده. (رَز یا همون درخت انگور) و گفته میشه در گذشته در دامنه کوه باغ‌های انگور فراوانی بوده و با آبی که از چشمه‌های این کوه جاری بوده آب یاری می‌شده. در گذشته چشمه‌ بالایی با توجه به جغرافیای منطقه یحتمل یک آبشار زیبا رو هم پدید می‌آورده، و البته الآن دیگه نه چشمه بالایی و نه چشمه داخلی حال و روز خوبی ندارند و اغلب فصول سال خشک هستند. بگذریم.

وقتی که به دل کوه زدیم ساعت حدودا دو بود. آفتاب وسط آسمون بود و هوا خیلی عالی بود. تا داخل خود شکاف نزدیک به یک ساعت راه بود. که به خاطر چشمه داخلش و آب و هوا و سکوت و نزدیکیش مورد توجه خیلی از خانواده‌ها برای تفریح هم هست. یکی از عجیب‌ترین تصاویر این شکاف ریشه به جا مونده از درختی ست که از درون سنگ‌ها و صخره‌ها به سمت پایین آویزونه(صخره هایی که حداقل قطرشون 10-20متر هست!) و من رو یاد باغ‌های معلق بابل میندازه. و بعد تقریبا یک ساعت طول کشید تا اون صخره‌ها رو دور زدیم و رسیدیم روی سر شکاف.(این یکی از بدی‌های تنهایی کوه رفتنه! وگرنه مسیرهای نزدیک‌تری هم موجود بود. ولیکن ریسک پذیری بالایی داشت و ما دوست نداشتیم تفریح خانواده‌ها رو با یک جنازه سقوط کرده خراب کنیم! پس مثل یک آدم عاقل از مسیر راحت‌تر و دورتر رفتیم.)  از اون قسمت اگه مجدد ادامه بدی بعد از گذروندن چند کوه پی در پی می‌تونی بری و برسی به بالای آبشار (عکس از تابستون پارساله!)، ولی خب ساعت 4 و سی دقیقه بود و همراهمم مثل خودم اساساً کوه نورد نیست و فقط جهت تفریح اومده بودیم. پس ترجیح دادیم حالا که به یک مکان خلوت و بی سر و صدا رسیدیم و صدایی جز صدای کبک‌ها و گنجشک‌ها نیست کمی خلوت کنیم. اون همون جایی که بودیم نشست و من کمی بالاتر. هوا کم کم داشت سرد می‌شد و به غروب آفتاب نزدیک‌تر می‌شدیم. و کم کم حس کردم اگه یک خورده بیشر خلوت کنیم همین بالا گیر می‌افتیم و در بهترین حالت خوراک سگ‌ها و گرگ‌ها می‌شیم! و دیدم کم کم سنگ‌ها داره یخ می‌بنده و سگ‌ها و گرگ‌ها هم حتما در کمینند. پس شروع به حرکت به سمت پایین کردیم. از اون بالا خانواده‌ها و بقیه کسایی که تا یک ساعت پیش توی شکاف کوه بودند رو می‌دیدم که در حال رفتنند.

نمی‌دونم این رفیقم هفته‌های بعد هم همراهم میشه یا نه. ولی مطمئنم این نهضت ادامه خواهد داشت. 

و اینکه خیلی جالبه که ژانر پست‌های کوه نوردی رفته رفته در بلاگستان باب شده و این خیلی خوبه. امیدوارم این ژانر همه گیر بشه و هر هفته جمعه شب‌ها شاهد پست‌های کوه نوردی و طبیعت گردی دوستان باشیم. با تشکر ویژه از دکتر میم. و آشنای گمشده 


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۷

نظرات  (۱۸)

۰۸ اسفند ۹۵ ، ۰۵:۱۹ دایی ‌‌جان
روایت های کوه نوردیت برام خیلی جذابن، انگار خودم اونجام:)
+ما هم یه اکیپ 6 نفره کوه نوردی تشکیل دادیم مهرماه . ولی بنا به دلایل بدی متحل شد . یادمه اخرین باری که اون اکیپ داشت نفس میکشید وقتی بود که به جای کوه مسیر میدان خراسون تا میدان امام حسین رو پیاده رفتیم و برگشتیم...
+اشکفت تو زبان ما (کردی خودمون) معادل کلمه غار هست.
پاسخ:
:))
ما ارادتمندیم. ان شالله یکبارش واقعا خودت هم اینجا باشی.

+اینجا هم بی شباهت به غار نیست. یکی از گوشه ها یک غار هم داره. :)
میگم اقاگل به نظرم یه فایل صوتی بزار،توش ۲،۳بار اسم این کوه رو تلفظ کن.:)
اقا ما کوه نداریم و فقط حسرتش نصیبمون میشه؛خب این چه وضعیه؟:))
جمعه های بی غروب تلختون مستدام:)
یاعلی
پاسخ:
:))
شما خب لب دریا دارید ما نداریم. این به اون در :دی
یاحق.
سلام

آیا بازی کردن با احساسات و عواطف مردم کار درستیس؟!
شاید یکی کوه نداشته باشه! تکلیف چیه؟!

گذشته از شوخی ب شدت داری وسوسمون می کنی بریم کوه!

من برم ی کوه بکارم شاید نوادگانم بتونن ازش استفاده کنن!


هر جوری ک فک می کنم ب نظرم این همراه ی خورده مشکوکه! نیست؟!؟!


پاسخ:
سلام. :)

چطوری کوه میکارن؟ البته یادمه پیرمردا میگفتن از یک کاه میشه کوه ساخت. فکر کنم باید کاه رو بکاری و اینقدر ابیاریش کنی تا به کوه تبدیل بشه:دی
.
همراهم مشکوکه؟ عکسش هست دیگه :))

بابا کوه نورد ، سخره نورد ، از غروب لذت ببر خخخخ
والا ما که اصلا غروب جمعه رو نمی بینیم جه برسه بخواد حالمون گرفته بشه
پاسخ:
بابا هکر :))
ما ارادتمندیم.

۰۸ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۱۶ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
من که عمرا کوه برو نیستم و با گسترش ان ژانر که بیشتر شبیه ژانر وحشته مخالفم. 
عاقا مخالف :؛
پاسخ:
:))
ژانر وحشت؟ چرا؟ :دی
سنگ‌ها یخ میبنده؟ 
+ کوه خوبه. زیاد برید، زیاد هم بنویسید ما تخیلش کنیم اقلا. 

پاسخ:
آره دیگه مثل همون حکایت سعدی. :))
.
چشم.
سلام 
بنظرم یه چالش کوهنوردی بذارین البته تو ایام نوروز نه الان که بعضی هامون اونقدر سرمون شلوغه که نمیتونیم بریم بیرون چه برسه که بریم کوه...
چالش کوهنوردی بذارین و هر کی هم رفت عکس های  از کو ه های که میره رو با خاطراتش رو به اشترک بذاره :)
اینجوری احتمال رفتن به کوه و کوهنوردی حتی  در مدت زمان کوتاه هم افزایش پیدا میکنه :)



+
زیبا بودند اما نه به زیبایی کوههای ما :دی 
ایشالا همیشه به کوه و کوهنوردی :)

پاسخ:
سلام.
چالش؟ نه خب چالش نمیخواد که. هر کسی بره تو طبیعت بعد بیاد پستش رو بذاره :))
.
.
+دیگه میگن هر کوهی بوی خودش رو داره:دی
۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۲۹ بلاگر آرام
هعی خوش بحالتون:(
امیدوارم ادامه پیدا کنه و من هم روزی ب این پستها بپیوندم
جالب بود عکسها جای خوبی بوده مشخصه
چقدر دامنش شلوغه و جالب:)
پاسخ:
:))
دامنه کوه دقیقا با شهر پیوند خورده. 
ما هم امیدواریم ادامه پیدا کنه.
سلام بر پیر کوه نورد بیان ^_^ 
میگم با این سن و سال یه وخ بد نباشه برات ؟ :دی
پس فردا پا نشی بیای از پادرد و کمر درد ناله کنی :/ عاخه میدونی تو این سن اینجور مریضیا خیلی رایجه شما هم که رعایت نمیکنی :)))

پاسخ:
سلام بر تو ای وی :))
پیر هستیم ولی توی کوه نوردی در حد پیرمردها با تجربه نیستم متاسفانه :دی
نه دکتر گفته برو کوه. برات خوبه. 

دید آدما نسبت به کوه از دوحال خارج نیست. یا میرن و مشتری دائمیش میشن یا میرن و بدشون میاد ازش. من خوشحالم که جزو دسته اولم... و حتی یه چیزی بیشتر از مشتری،معتادشم.
پاسخ:
حتی روایت داریم میگه آدما کلا دو دسته ان. یا عاشق کوه هستن! یا نمیدونن که عاشق کوه هستن:دی
:))

سمیرم و آبشارش و کلی خاطره..^_^
ولی تجریه کوهش  رو نداشتم
پاسخ:
:))
پس آبشار میرم اومدید.

۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۱ ام اسی خوشبخت
کوه برای ما هم همینقدر در دسترسه اما کو فرصت؟
خداقوت :)
پاسخ:
:))
فرصت رو میشه پیدا کرد. مهم تر از فرصت اون خواستنه است. 
ارادتمند.
اولاً 👏👏👏👏👏👏
دوماً ، یعنی کی بیایم سمیرم؟ 😊
پاسخ:
اولا ارادتمندیم :))
دوما هم هر وقتی که دوست داشتین دکتر :)) قدمتون روی چشم.


۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۴۳ گمـــــــشده :)
اولا دم شما گرم
دوما خیلی کیف کردم از خوندنش
سوما خدا باعث و بانی اصلیش دکتر میم رو خیر بده. ایشالا کارش بگیره چنان پولدار بشه که همه کوهنوردا رو ساپورت کنه..:دی
چهارما دم اون شکاف گرم. خیلی دلم می خواد ببینمش از نزدیک
پنجما میزان دسترسی شما به کوه با میزان دسترسی ما به کوه برابری می کنه ولی خونه شما خیلی نزدیک تره ها
:))
ششما ایشالا گذرمون بیفته بیایم اونجا رو هم فتح کنیم
:))
پاسخ:
اولا که ارادتمند :)
دوما هم ممنون. 
سوما هم ان شالله باعث و بانیش خیر از جوونیش ببینه. :))
چهارما، ان شالله تشریف بیارین در خدمتیم. :)
پنجما، آره میدونم. از لحاظ اقلیمی خیلی شبیه به شهر شماست شهر ما هم. شهر در دامنه کوه ساخته شده. و چشمه های آب فراوانی در گذشته داشته. کوه ها هم غارهای زیادی دارن.
.
ششما هم که توی چهارما گفتم، بازهم میگم. ان شالله تشریف بیارین :))

۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۳۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خیلی وقته کوه نرفتم، هوا هم سررده و هم آلوده و نه میذارن و نه میبرنمون:(
تازگی ها هم همه پست کوهنوردی میذارن.
ان شاالله تابستون 96 جبران می کنم!
پاسخ:
:))
ان شالله قسمت بشه و برید.

پستهای تفریح و مخصوصا سفر به مناطق طبیعی هیلی دلچسبه 
پاسخ:
:))
آره هیلی دلچسبه.:دی
به به... من که جز علتقمندان به کوه نیستم مخصوصا در سرما اما همیشه کوهنوردا رو تحسین کردم ^_^ 
اما اصلا حال ادم بعدش تا مدتی خووووبه ... همیشه کوه روی هاتون زیاد و حالتون خوب باشه
پاسخ:
:))
شما لطف میکنین در واقع ^_^
آره واقعا خیلی حس خوبی داره.

ممنونم.
چی هست این ؟چالشه؟:)
پاسخ:
کاریه از رادیو به مناسبت عید. :)
همه بلاگرها هم دعوتند.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">