دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

هیچ اتفاق خاصی نیافتاد

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۸ ق.ظ

هیچ اتفاق خاصی نیافتاد. همه چیز مثل هر روز بود. مثل همه روزهای عادی زندگی. مثل هر روز از خواب بیدار شدم. آبی به صورتم زدم. صبحانه خوردم. آماده شدم و راه افتادم. مثل هر روز پیاده تا ایستگاه تاکسی رفتم. و مثل هر روز از کنار صندوق پست گذشتم. و مثل هر روز به بقال محل سلام کردم. و مثل هر روز بچه‌ها رو دیدم که توی کوچه می دوید. وقتی رسیدم هم مثل هر بار از دستگاه شماره گیر بانک شماره‌ای گرفتم و منتظر موندم تا نوبتم برسه و بعد که نوبتم رسید داخل باجه شدم و کارهام رو انجام دادم. درست مثل هر روز. بعد از اون هم مثل هر روز یک راست سوار تاکسی شدم و برگشتم. کار دیگری برای انجام دادن نبود. اومدم خونه. و مثل هر روز لپ تاپم رو روشن کردم. و مثل هر روز لیوانی چایی برای خودم ریختم و مثل هر روز نشستم و به آینده و گذشته‌های دور فکر کردم. و مثل هر روز به خودم یادآوری کردم گذشته و آینده رو با من چه کار؟ حال رو دریاب. و بعد نشستم به خواندن. و مثل هر روز خواندم و خواندم و خواندم. و مثل هر روز ظهر که شد همه آمدند و بعد نهار خوردیم و باز همان همیشگی. درست مثل هر روز.

موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۷
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۳)

حس این پست خیلی خوب بود:دی
پاسخ:
:)
نمیدونم.
خودم یه حس مجهولی نسبت بهش دارم.

آدم دلش نمی‌خواد این آرامش رو از دست بده و زندگیش درگیر تکاپو و حادثه بشه، اما در عین حال احساس می‌کنه که روحش داره مثل یه عضله که هیچوقت حرکت نکرده خشک می‌شه. 
پاسخ:
موافقم باهات.
شاید حسی که دارم تقریبا همینه.

سلام مومن. جزاکم الله خیرا

عرض کنم که گر چه در ظاهر، همه چیز، مثل هر روز بوده اما قطعا مثل هر روز نبوده....
چون شما یه روز بیشتر از روز قبل، زندگی کردید، پس به اندازه یه روز، بیشتر از روز قبل تجربه دارید...
یه روز بیشتر مطالعه کردید پس علم شما بیشتر شده...
حالا جدای از اینکه مسائل پیرامون شما، یه روز بیشتر تفاوت کرده اند...هر کدوم جدا...
پس نمیشه گفت "هیچ اتفاق خاصی نیفتاد"..اتفاقات میفته منتهی ما متوجه ش نیستیم...

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
شاید شما دارید درست میگید. ولی منظور من روتین بودن زندگی بود. به نوعی دچار روتین زدگی شدم!
هرروزتون باکلاسه ها :)
هرروزای من هرچقدر هم خوب باشن دوست ندارم تکراری باشن برام...
پاسخ:
یه مثال بود فقط از روزمرگی هایی که بهش گرفتارم. شاید بعضی روزا زیاد هم باکلاس نباشه.

گوله گوله امرژی مثبت می‌ریخت از این پست :)
پاسخ:
نمیدونم. به نوعی این نظر رو ندارم. ولی همیشه سعی کردم دیدم مثبت باشه به همه چیز. 
من،هم همینگونه میگذرد
فقط جای ایستگاه تاکسی،ایستکاه اتوبوس
بانک هم دوستم بدون نوبت کارموانجام میده
وهمین،من به همه همکارام واهل محله سلام وخوش،وبش میکنم

پاسخ:
:))
خوشا شما که دوست تون کارمند بانکه پس.

هر از گاهی کودکانی که در کوچه می‌دوند رو بزنید زندگی‌تون از یکنواختی دراد :))
پاسخ:
:))
آره. پیشنهاد خوبیه :d
من هر سری رفتم بانک خلوت بود ، دیگه نوبت نگرفتم همین جوری رفتم سمت باجه مورد نظر :دییی

روزا همین طور اروم خیلی بهتره تا روزای پر دغدغه 
پاسخ:
بحث آروم و پر دغدغه بودنش نیست. بحث روزمرگیه. دچار بیماری روزمرگی شدم.
تکراری خوبیه هاااا
تازه لاکچری هم هست چون با تاکسی میری میای :)

پاسخ:
با تاکسی رفتن اومدن اینجا هر بار 500 تومن هزینه داره فقط :) ارزون و به صرفه است.

قرار بود چه اتفاق تازه ای بیفته مگه؟
پاسخ:
نمیدونم. از این همه روزمرگی میترسم ولی.
توجه کردن به همیشگی ها و روزمره ها خیلی جالبه...
قشنگ تونستم همشو تصور کنم ^_^
پاسخ:
سلام.
چند وقته نیستین چرا؟ وبلاگ رو چرا به روز نمیکنین؟ :))


هر چقدر هم قشگ باشه اتفاقات ثابت که هر روز میفته
ولی بلاخره کسل کننده میشه
کلیشه و روزمرگی خوب نیست کلا
به فکر تغییر باشین. حتما
پاسخ:
باهاتون موافقم. اگه اسمش رو بذاریم سندروم روزمرگی. الان دچار سندرم روزمرگی شدم!
کامنت شباهنگ :)))))



+
ایشالا اون اتفاقات خاصی که شاید منتظرش باشین به زودی براتون پیش بیاد :)

پاسخ:
:)))
ان شالله.
تکراریهایی که یه روز خاطره میشن:))
پاسخ:
تکراری ها خاطره نمیشن اتفاقا. فراموش میشن. این اتفاقای خاص هست که تبدیل به خاطره میشه.

خوب بود، مثل هر روز از کنار صندوق پستی گذشتم...



نکته ی ماجرا اینجاست که شما گردش مالی بالایی دارید و هر روز باید برید بانک و به کاراتون رسیدگی کنید، فقط موندم چرا حسابدار نگرفتید تا حالا :))
پاسخ:
نه نگفتم هر روز میرم بانک که. گفتم مثل هر بار. خب بقیه روزا شاید همین مسیر رو برم ولی لزومی نداره برم بانک. میرم جاهای دیگه. :) خود رئیس بانک مرکزی هم دیگه هر روز نمیره بانک :))

هر روز میرین بانک یعنی؟ هر روز!؟ 
.
.
.
.
اونهایی که نوشتن حس مثبت و انرژی و اینها در این پست موج میزنه رو نتونستم هضم کنم! راستش من کلی فاز منفی گرفتم 
فقط اون آخرش خیلی به نظرم جالب بود که مثبت نگرید 
پاسخ:
نه گفتم هر بار. منظورم کارهای روزمره بود. حالا یبار میرم بانک. یبار جای دیگه. ولی مسیر همین مسیره.
.
خب همیشه تحت هر شرایطی ترجیح دادم که مثبت فکر کنم. 
هرروزه میرین بانک ؟ =)))
من هرروزه ظرف میشورم :/ یه روزایی چای میخورم و ...
پاسخ:
حالا چرا همه گیر دادین به این بانک؟ :دی نه دیگه خود رئیس بانک مرکزی هم هرروز نمیره بانک. منظورم کارای روزمره بود. حالا یبار بانک. یبار یه جای دیگه. 
من هر روز ولی چایی رو میخورم.

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مطالعه هرروزتون متفاوت نیست؟!
پاسخ:
آره. معمولا چندتا کتاب رو به صورت موازی میخونم. :)

مثله هر روززززززززز..خیلی بده این جمله که هر روز تکرار بشه ک میشه :|
پاسخ:
حرف منم همین بود.
از روزمرگی خسته شدم.

بله دیگه پول که داشته باشی مثل هر روز میری بانک :))

پاسخ:
بابا نوشتم هربار. هرباری که میرم بانک. لزومی نداره هر روز برم که. ماهی یبار مثلا.

دیگه‌ شما لازم نیست بعدها روز نوشت بنویسید! :)
هر وقت هم هوس کردید، اینجا رو تگ کنید ما خودمون می‌آیم می‌خونیم! :)
پاسخ:
:))
این هم نکته ایه :دی
خوش به حالت 
من با مترو چه جفاها که نمی کشم :(
4 درصدی :)
پاسخ:
مترو خوبه که. :))
تازه میشه خریدای روزانه رو هم توی بازارش انجام داد! بازار متروی تهران! :d
کجاش خوبه. کلا از حالت ام پی تری هم دراومدیم و له شدیم. 
آخه چقد هر روز میخوای هنذفری پنج تومنی و باتری هزارتومنی و دفتر 4 تا ده تومنی بخری 
خرید روزانه این نیست که :)
پاسخ:
آره راست میگی. دیگه نمیشه نهار و شام هم هندزفری خورد که. باید به مسئولین بگیم پیگیری کنن.
:)
آره شما که اقاگل ملتی بگو پیگیری کنن :) 
بنویس ما متروروندگان تقاضا داریم اقلام اساسی زندگی به بازار متحرک متروی تهران افزوده گردد. :)
پاسخ:
یه فهرست از اقلام اساسی تهیه کن بفرست تا بدم بهشون. از اول هفته شروع میکنن. حتی طرح دادم جمعه بازار برگزار کنن وسط مترو جواب میده :d
همینم در ابعادی خوبه :)
این که مثل هر روز سلامت باشی ، این که مثل هر روز دلشوره نداشته باشی و .....
همینم خوبه
پاسخ:
آره حق اینه که قدر این مورد رو بدونم.
:)
۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۱ رفیعه رجعتی
خب یه کاری کن دچار این روزمرگی نشی! هرچند دیدن آدمای مختلف و کارای متنوعی که ممکنه در حین روز ها انجام بدی، این روزمرگی رو کمتر میکنه!
پاسخ:
اینم حرفیه :|
درست میگی. حرف حسابم جواب نداره.
۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۶ ام اسی خوشبخت
مومن نباید امروزش مثل دیروزش باشه.
البته اینو باید روزی هزار بار به خودم بگم.
سخته گرفتار روزمرگی نشدن اما تو دنیا مگه آسون هم داریم؟
پاسخ:
از همین میترسم! از اینکه امروزم مثل دیروز بشه یه موقعی. میترسم بی خاصیت بشه روزام.
نمیدونم چرا من خودم به شخصه دوست ندارم زندگیم یکنواخت
بشه و دوست دارم شده حتی یه تغییر یا فرق کوچکی امروزم با
روز قبلم داشته باشه  :))
روزای تکراری رو زیاد دوست ندارم :))
البته نظر هرشخصی متفاوته :)
پاسخ:
خب این رو فکر کنم هیچکسی دوست نداشته باشه. درست مثل خودت. من هم از همین میترسم. از اینکه دچار یکنواختی بشم! :)
من از ظن خودم یار شما میشم و میگم حس این پست برای همین لحظه ی من حسی پر از بغض ناشی از کمبوده. یه چیزی کمه. تو این دنیا یه چیزی کمه، و اون جایی که نوشتید بچه ها رو دیدم که تو کوچه می دویدند اون کمبودِ عمیق و بزرگ این دنیای لایتناهی بیشتر توی ذوقم زد..
پاسخ:
به نظر میرسه دقیقا هر کسی از ظن خودش یار این پست شده بود. چندنفر حس خوب گرفته بودن. چند نفر حس روزمرگی. چند نفر حس اینکه زیاد بدم نیست حالا اینکه یه نفر هر روز لااقل در سلامتی یه سری کارا رو انجام بده.
حس خودم این بود که دقیقا یه چیزی کمه تو این روزا. یه چیزی رو ندارم انگار. یه جورایی گم شدم تو روزمرگی ها 
آقاگل خودت تهیه کن دیگه
شما که وقتت آزاده تازه با تاکسی میری میای :)
پاسخ:
من دست به لیستم خوب نیست. هنوز سرم نرفته تو زندگی بدونم چه چیزایی مورد نیازه :)
ای بابا
مث رم که همه راه ها بهش ختم می شد، همه کارها به من ختم میشه :)
پاسخ:
به اندازه رم الان اهمیت داری خب :)
اوهوم!
پاسخ:
:))
و قطعا همه چی همینطوریم میمونه
پاسخ:
کاش نمونه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">