دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

سال اول کارشناسی یک هم اتاقی داشتیم که از لحاظ سیاسی آبم با او توی یک جوی نمی‌رفت. آن اوایل هم کله‌مان داغ بود و به قول پدربزرگ مرحوم مغز خر خورده بودیم! خلاصه میانمان شکرآب شد و در تمام آن چهار سال جز یک سلام و احوال پرسی کاری به کار هم نداشتیم(لااقل من کاری به کارش نداشتم. بماند که وی چه کارها که نکرد و چه سنگ‌ها که به سمت ما نپراکند! بماند.) و این‌گونه شد که رفیقی که از خیلی لحاظ‌ها با هم توافق داشتیم. و شاید می‌توانستیم دوستان خوبی برای هم باشیم را به راحتی از دست دادم.

داخل همین وبلاگ هم یکبار مطلبی نوشتم پیرامون انرژی هسته ای( با معلوماتی که دارم می‌دانستم که حق می‌گویم.) ولی به خاطر همان مطلب دوستی از همین دوستان بلاگر از من رنجید و مدت‌ها رابطه‌مان تیره و تار بود.(اگر این متن را می‎خوانی سلام!) این است که تمام این روزها با اینکه حرف بسیاری برای زدن داشته‌ام ولی دندان روی جگر گذاشته و ترجیح دادم همان شعر و ادبیات را بچسبم و بیخیال سیاست شوم. با آنکه سه بار نزدیک به 2 صفحه‌ی تمام مطلب نوشتم در نهایت پیش نویسشان کردم. و از انتشارشان گذشتم. یکبار حتی تصمیم گرفتم تا بعد از انتخابات بلاگستان را ترک کنم. زیرا با تمام حرف‌هایی که بود دوست نداشتم کسی از من به خاطر یک اختلاف سیاسی ساده رنجیده خاطر شود. هنوز هم این را دوست ندارم. 

بعنوان پیرمردی که چهار دندان بیشتر از شما پوسانده است و عنقریب است که کارش به دندان مصنوعی بکشد شما بلاگران جوان (که همانند نوه‌هایم برایم عزیز هستید) را نصیحت می‌کنم که در این یکی دو هفته پایانی از دعواهای انتخاباتی چشم بپوشانید. یا اگر قصد چشم پوشی ندارید.(شاید بعنوان یک احساس وظیفه) لااقل همه‌ی حواستان باشد که چه می‌گویید. به یکدیگر بد اخلاقی نکنید. تهمت نزنید. بخصوص حرمت کوچکتری بزرگتری را رعایت کنید و بدانید اختلاف سلیقه همیشه بوده. پس اگر با کسی اختلاف سلیقه دارید با احترام با یکدیگر بحث کنید. و در پایان یادتان باشد بعد از این دو هفته هر کدام از شش کاندیدای فوق هم که برنده انتخابات باشند زندگی همچنان جریان دارد و دوستی‌ها و عهد اخوت‌ها در بلاگستان همچنان به قوت خود باقیست. 


بیت:
جوانا سر متاب از پند پیران
که پند پیر از بخت جوان به!


 برایم مهم نیست پس از خواندن این مطلب در مورد من چه فکر می‎کنید. اما برایم تک تک شما دوستان و بلاگران مهم هستید.


امضاء
پیرمردی که دوست ندارد روابط بلاگستان تیره و تار شود

موافقین ۱۱ مخالفین ۱ ۹۶/۰۲/۲۴
آقاگل ‌‌

سیاست نگاری

نظرات  (۱۸)

آفرین
آفرین
و صد آفرین!

حقا که ریش سفید بلاگستانید!

این روزا خیلی پست های انتخاباتی خوندم، خیلی اختلافات سیاسی دیدم، خیلی مشاجره ها شنیدم! اما خودم هیچ نظری در این باب ندادم

واقعا ارزش داره بخاطر یکی دیگه که بود و نبودت هیچ فرقی براش نداره، بری با دیگران دست به یقه بشی و سنگشو به سینه بزنی؟ قرار نیست همه با تو هم نظر باشن، پس حرص الکی نخور و خودتو خراب نکن


پاسخ:
اینکه رای دادنمون و به چه کسی رای دادنمون میتونه مسیر کشور رو به کل تغییر بده یک طرفه. اینکه با بداخلاقی همدیگر رو برنجونیم یک طرف. و به نظر من اگه این مردم نسبت به همدیگه مهربون نباشن. به هم دیگه احترام نگذارند. نمیتونن و نباید انتظار داشته باشن دولتی که از دل همین مردم بلند شده نسبت بهشون احترام بگذاره!

۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۵۹ یا فاطمة الزهراء
به نظرم نشر بدین اونایی که نوشتین و پیش نویس کردین 
هر کسی با هر اعتقادی باید جنبه شنیدن حرف مخالفم داشته باشه
پاسخ:
منتشرشون نمیکنم. پون معتقدم اغلب مردم جامعه دو دسته اند. عده ای که از قبل انتخابشون معلوم بوده و هست.(چه پیرو دولت چه مخالفش) این دسته رو هرچقدر هم براشون دلیل و منطق بیارید قانع نمیشن. چون از قبل پیش زمینه فکری دارند. دسته دوم هم مردمی هستند که پیش زمینه قبلی ندارند. اگرچه حرف هایی که زدم ممکنه روی این دسته و انتخابشون موثر باشه ولی اول میدونم مطالبم به قدری پخته نیست که به درد شون بخوره. و بیشتر باعث گمراهی میشه. و من دوست ندارم باعث گمراهی کسی بشم. و اینکه فضای الان به قدری مشوشه که مردم بیشتر به دعوای توی رینگ کاندیداها علاقه دارند تا خوندن چندین و چند صفحه متنی که سر و تهش درست مشخص نیست. ولی با این حال اگر کسی رو بشناسم و بدونم که طالب دونستن بعضی چیزها باشه و اون بعضی چیزها رو بدونم که در موردشون اطلاعات کافی دارم براش گفتم حرف هام رو. و باهاش بحث هم کردم. 

دلیل دیگه هم اینکه جمله آخرتون بیشتر از یک شعار نیست. بخصوص برای اون عده ای که گفتم انتخابشون از قبل مشخصه. مصداق حرفم هم خود این شش نفر و مناظره هایی که فقط کم مونده بود به هم فحاشی کنن.

دقیقا. .معلوم نیست چشون میشه یه حرفی میزنی حالا هرچقدرم بگی بابا من بی طرفم چتان ما و شمایی میکنن..
یکی نیست بگه بابا من همون سمیرام فلانی همونادم سابق..من جهانگیری نیستم توام قالیباف نیستی!!
بلاگ حوصله سربرشده:)
پاسخ:
:))
والا اخه. معلوم نیست مردم موقع انتخابات چشون میشه.
این پست شما رو تحسین میکنم:)
حقا که پیرمرد شدید دیگه تجربه تون زیاده:)
یاعلی
پاسخ:
:))
نبودم یعنی؟
اینکه آشنای چندین ساله ی آدم سر چارتا جمله برات یهو غریبه میشه و یهو دیگه هم کلامت نمیشه دردناک ترین نکته انتخاباته.
چار نفر چار تا کار میکنن و چهل نفر یه گوشه دیگه درحال کشیدن موی همدیگه.
ولی مشکل اینه که اونقدر فضا رو سیاسی کردن و اونقدر همه ی ما رو ناخواسته به این جریان وارد کردن که انگار ویروسش پخش شده تو وجودمون و عین طاعون داره همه جا رو پر میکنه.
و مشکل سیاست اینه که همیشه توش بحث هست. و مشکل بحث اینه که به ارتباط دوستانه نمیچسبه. و چیزی که به ارتباط دوستانه نچسبه رو اگر جدا نکنی، دوستی به فنا میره.


پاسخ:
آره واقعاً سیاست مثل این ویروس جدیداست. نمیفهمی کی و کجا و چطوری بهش مبتلا شدی. ولی مجبوری تحملش کنی :|
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۲۵ آرزوهای نجیب (:
من به پیر بلاگستان لبیک می گم و به کمپین " نه به بداخلاقی سیاسی"  می پیوندم(:


پ ن: امیدوارم که قبل از این کمپین هم بداخلاقی نکرده باشم  :| 
پاسخ:
:))
احسنتکم بر شما. 

احسنت.. حرف دل خیلی ها رو زدین. 
حقا که نام آقاگل برازندتونه.

امضا
کسی که قبلا خیلی بحث سیاسی می کرد ولی از یه جایی به بعد متوجه شد همه خودشونو جناحشونو آدم حساب می کنن و حرف حق تو کلشون نمیره واسه همین از سیاست زده شد.

+چه امضای زیبایی : )
پاسخ:
:))
یعنی قبلش برازنده نبود؟ :d


۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۵۲ دچـــــ ــــــار
تذکر عاقلانه ای بود پدربزرگ :)))
پاسخ:
:))

وای آقاگل چقد راست کفنی ...
منم پشیمونم از پستایی که گذاشتم!!! و حتی از کامنتایی که دادم...
واقعا از آرزوهامه که بتونم تو بحثای سیاسی وارد نشم و سکوت کنم... خوش به حالت! الان تو به آرزوی من رسیدی :)

پاسخ:
تغییر محسوس فقط اونجایی که گندوم اسمت رو درست مینویسه:d
 قابلی نداره. هرچی آرزوی خوبه مال تو اصلاً :))

اصولا اگر فارغ از جوگیری و تعصب بنویسیم قطعا مشکلی پیش نمی یاد:)
حالا یکی دوست داره مشکل پیش بیاره دیگه هیچ!
پاسخ:
مشکل اینجاست که اغلب مون اول جوگیر میشیم بعد بحث میکنیم! :))

من به تایید پست بسنده میکنم.
و یک "نفست گرم پدربزرگ" نثار شما میکنم :)
پاسخ:
من نیز کمال تشکر را داشته میشینم با اجازه چایی میخورم :))

اگه سوپرمنی هم اومد روی کار اونموقه واسش دعای خیر نماییده،سوت و کف میکشیم و میزنیم

اما من که خیلی وقته مارول رو گذاشتم کنار:)))(بهمراه نگاهی به افق های دور در غروبی سنگین)

واراااااا
پاسخ:
همچین تخصصی حرف زدید که مجبور شدم چنتا اصطلاح رو گوگل کنم :))
من پیرمرد آخه چمیدونم مارول چیه؟ :d
 دیگه رفتم سرچ کردم فهمیدم منظورتون فیلم های ابرقهرمانی و به قول خودتون سوپرمنیه. :))

مطمئنا از پند پیرن سر نمی تابیم
من فقط با اونایی یکه توی یک خط سیاسی هستم دعوا می کنم گاهی
پاسخ:
:))
احسنتکم ای جوان 
اولا سلام.
دوما پیر تعریفش چیست آیا؟؟؟چند ساله پیر محسوب میشه؟؟😜
سوما اینکه کاملا موافقم که با اینکه نسبت به نظرات سیاسی هم موافقتی نداریم حداقل میتونیم تحمل کنیم و این رو درک کنیم که هرفردی میتونع نظر بده و قرار نیست دیگران براساس تفکرات ما زندگی کنن و همین تفاوت نگرش هاست که باعث رشد جوامع میشه.
متاسفانه ماها یاد گرفتیم بدون مطالعه سیاسی بحث کنیم و هرجا کم آوردیم صدا رو ببریم بالا و یادمون بره طرف مقابلمون دوستمون هست و قراره بمونه.
پاسخ:
اول که علیک سلام :))
.
اتفاقا با بچه ها بحث بود که پیر یعنی چی؟ گفتم پیری به سن نیست. به سابقه است:d مثلا من توی عرصه پزشکی طفلی یک ماهه هم نیستم! ولی تو بعضی زمینه ها کمتر از هشتاد سال سن دارم :))
.
نکته سوم تون هم توی نکته بعدی جوابش رو نوشته بودین :) ما بدون مطالعه و بر اساس جوگیری میخوایم بحث کنیم و نتیجه اش میشه اینکه به جای بحثی که باعث رشد بشه بحث هایی میکنیم که اغلب به دعوا ختم میشه!

۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۴۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چشم بابابزرگ*_*
زود بگذره این روزا..و خوب بگذره!
پاسخ:
امیدوارم :)
احسنت به شما نوه خوب. :d

الان دیگه مطمئن شدیم:))
یاعلی
پاسخ:
:))

آه اصن خیلی فضای بلاگستان یه جوری شده :/ 
هر جا میری حرف از سیاست و انتخاباته و اون زیر تو بخش کامنتا بلاگرا دارن سر یه سری آدم دعوا میکنن :///
پاسخ:
بزرگ میشیم یادمون میره :)

خب الان یاد گرفتید دیگه
ز گهواره تا....کلهم دانش بجوی
درضمن منم جزو پیرستان بشریت هستم.:)
کلا آدم از هیژده اش رد میشه دیگه جوون نیس..تا اونموقعس که میشه فقط  راه بری برای خودت،بقیه اش دویدنه برای بقیه:))
پاسخ:
:))
آدم از هیژده که میگذره تازه اول جوونیشه. از چهل که میگذره اول چلچلیش. مونده تا پیری! :d

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">