دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

سی سحر سی دقیقه با کتاب سحرگاه بیست و دوم

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۶ ق.ظ

نقلست که یک روز با جمعی می‌رفت جماعتی جوانان می‌آمدند و فساد می‌کردند تا به لب دجله رسیدند یاران گفتند یا شیخ دعا کن تا حق تعالی این جمله را غرق کند تا شومی ایشان از خلق منقطع شود.

معروف گفت: دست‌ها بردارید.

پس گفت الهی چنانکه درین جهان عیش شان خوش داری در آن جهان شان عیش خوش ده. 

اصحاب به تعجب بماندند. گفتند: خواجه ما سر این دعا نمی‌دانیم! گفت: آنکس که با او می‌گویم می‌داند. توقف کنید که هم اکنون سر این پیدا آید. آن جمع چون شیخ بدیدند رباب بشکستند و خمر بریختند و لرزه بر ایشان افتاد و در دست و پای شیخ افتادند و توبه کردند.

شیخ گفت دیدید که مراد جمله حاصل شد، بی غرق و بی آنکه رنجی به کسی رسید.


*****

نقلست که معروف را دوستی بود که والی شهر بود. روزی به جایی خراب می‌گذشت. معروف را دید آنجا نشسته و نان می‌خورد و سگی در پیش وی، و او یک لقمه در دهان خود می‌نهاد و یک لقمه در دهان سگ.

گفت: شرم نمی‌داری که با سگ نان می‌خوری؟

گفت: از شرم نان می‌دهم بدرویش!

*****

نقلست که یک روز روزه دار بود و روزه به نماز دیگر رسیده بود. در بازار می‌رفت، سقائی می‌گفت که رحم الله من شرب. خدای بر آنکس رحمت کند که ازین آب بخورد. بگرفت و بخورد.

گفتند نه که روزه دار بودی؟

گفت: آری لکن به دعا رغبت کردم.

چون وفات کرد او را به خواب دیدند گفتند خدای با تو چه کرد؟

گفت: مرا در کار دعای سقا کرد و بیامرزید.


تذکرةالأولیاء 

ذکر معروف کرخی رحمةالله علیه


مناجات رمضانیه:


الهی همراه اول و آخرم تویی

فضای مجازی کیلویی چند!

الهی

تازه میفهمم چرا اینقدر تنهایی را دوست داری.


#بیت

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

مستم کن و از هر دو جهانم بستان

با آنچه دلم قرار گیرد بی تو                            

آتش به من اندر زن و آنم بستان...

#مولوی_جان 

نظرات  (۸)

سلام

قشنگ بحث والیبال در قسمت دوم مستتره ها! :دی


التماس دعای خیر
پاسخ:
سلام :))

محتاجیم به دعای خیر
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۳۸ ام اسی خوشبخت
خداوند شما را جزای خیر دهد :)
ان شالله حالتون خوبه؟
پاسخ:
ممنونم.
شکر خدا.
اینکه روز قبلش مطلب ننوشتم دلیلش دسترسی نداشتن به نت بود.
:)
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۶ دچـــــ ــــــار
چرا انقدر تنهایی رو دوست داره؟
پاسخ:
نمیدونم.

۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۰ گلبول سفید
قسمت آخرش خیلی به دلم نشست! :)
پاسخ:
:)

۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۱ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
حکایت سومی عالی بود
:))))
خوشبحالش ما روزه ایم هیچ سقایی نمیاد آب بده بهمون:-/
پاسخ:
البته که قطعا منظور روزه مستحبی بوده.
حکم روزه مستحبی اینه که اگر تا قبل از ظهر افطار بشه هیچ ایرادی نداره. ولی بعد از نماز ظهر نمیشه افطار کرد و افطارش فکر میکنم حرامه.
از این جهت هم میگه نماز دیگر 
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۵ آقای سر به هوا ...
کی میشه ببینیم نوشتی سحر آخر :دی
پاسخ:
:))
دیر نباشد دکتر 
حکایت سومی خیلی خفن بودO_o
پاسخ:
:))
بابا این فضا مجازی نباشه که هممون دق میکنیم که
پاسخ:
آره اینم هست :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی