دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

سی سحر سی دقیقه با کتاب سحرگاه بیست چهارم

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۵ ق.ظ

نقل است که احمد گفت: جمله خلق را دیدم که چون گاو و خر از یکی آخور علف می‌خوردند.

یکی گفت: خواجه! پس تو کجا بودی؟

گفت: من نیز با ایشان بودم. اما فرق آن بود که ایشان می‌خوردند و می‌خندیدند و بر هم می‌جستند و می‌ندانستند و من می‌خورم و می‌گریستم و سر بر زانو نهاده بودم و می‌دانستم.


*****


نقلست که گفت یکبار به بادیه بر توکل براه حج درآمدم. پاره ای برفتم، خار مغیلان در پایم شکست. بیرون نکردم گفتم توکل باطل شود! همچنان می‌رفتم پایم آماس گرفت هم بیرون نکردم همچنان لنگان لنگان به مکه رسیدم و حج بگزاردم و همچنان بازگشتم و جمله راه از وی چیزی بیرون می‌آمد و من برنجی تمام می‌رفتم. مردمان بدیدند و آن خار از پایم بیرون کردند. پایم مجروح شد.

روی به بسطام نهادم به نزدیک بایزید در آمدم بایزید را چشم برمن افتاد. تبسمی بکرد و گفت آن اشکیل که بر پایت نهادند چه کردی؟ گفتم اختیار خویش به اختیار او بگذاشتم شیخ گفت ای مشرک! اختیار من می‌گویی! یعنی تو را نیز وجودی و اختیاری هست؟ این شرک نبود!؟


*****

نقلست که دزدی در خانه او آمد بسیار بگشت هیچ نیافت خواست که نومید بازگردد احمد گفت ای برنا دلو برگیر و آب برکش از چاه و طهارت کن و به نماز مشغول شو تا چون چیزی برسد به تو دهم تا تهی دست از خانه ما بازنگردی.

برنا همچنین کرد. چون روز شد خواجه صد دینار بیاورد و به شیخ داد.

شیخ گفت: بگیر این جزاء یک شب نماز توست .دزد را حالتی پدید آمد لرزه بر اندام او افتاد. گریان شد و گفت راه غلط کرده بودم یک شب از برای خدای کار کردم مرا چنین اکرام کرد. توبه کرد و به خدای بازگشت و زر را قبول نکرد و از مریدان شیخ شد.

#تذکرة_الأولیاء 

ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز


مناجات رمضانیه

خدایا!

 به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم.

 و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش، سوگوار نباشم.

 بگذار تا آنرا من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می‌داری.

#دکتر_علی_شریعتی 

بیست و نهم خرداد، سال روز درگذشت دکتر علی شریعتی


بیت:

مرا روز قیامت با غمت از خاک می‌خوانند

چه محشر می‌شود مستی که از خواب تو برخیزد

#فاضل_نظری


س.ن

امروز روز تولد یکی از دوستان خوبم(خودتان حدس بزنید کی؟) در این بلاگستان است و دیشب نیز تولد گوینده خوش صدای یگانه رادیوی بلاگستان بود. تولد وبلاگ خانه من(که متأسفانه حذف شد.) را نیز یادم رفت که در وقتش ذکر کنم. پس این پست را در نهایت ادب و احترام تقدیم می‌کنم به بلاگران خردادی بیان. ان شالله هرجایی هستید دلتان خوش، دماقتان چاق، سرتان سبز و موفق و موید و مظفر و منصور باشید و بمانید.


نظرات  (۱۳)

مناجات زیبایی بود
تولد بلاگستانی ها هم مبارک
پاسخ:
ممنونم.
نظر لطفتونه.
:)
ما که هنوز اونقدری از شما شناخت نداریم که حدس بزنیم 
ولی اگه عمری بود صبر می کنیم تا آبان ماه تولد خودمون :) 
پاسخ:
:))
خب پس متولد آبانید. و فصل پاییز.
پیشاپیش و 5 ماه جلوتر تولدتون مبارک. :)
تولد حنا و متر مبارک.

ذکر امشب خیلی خوب بود.
پاسخ:
هوم. :)) 
دقیقا زدین توی خال :d
.
خواهش.
آقا فرید عطار که همیشه خوبه. چه‌قدر مناجات دکتر شریعتی ماه بود... 

خیلی خیلی ممنون :))  




پاسخ:
:))
خواهش.
و تبریک مجدد.
تولدشون مبارک
پاسخ:
مبارکشون باشه :)
اصلا هم مشخص نیست تولد کی هست :))))

+تولدشون خیلی خیلی مبارک
پاسخ:
:))
آره معلومه یعنی؟ :d


به به تولد مترسک عزیز مبارک:)
اون گوینده رو نمیشناسم ولی:) به هر حال تولد اونم مبارک
یاعلی
پاسخ:
:))
چطور حنا رو نمیشناسین وقتی هر هفته دارید صداش رو میشنوین از رادیو؟ :d

تولدشون مبارک:)
پاسخ:
:))

مناجات این سحر بسی دلنشین است.
تولد همه خردادی ها مباااااارک.
پاسخ:
ممنونم. :)
تولدشون مبــــــــــارک.
منم خردادیم:)
ممنون بابت پست و آرزوهای قشنگتون:)
پاسخ:
تولد شمام مبارک باشه.
شیرینی نمیدین؟
شرمنده‌مون کردی دادا، دست گلت درد نکنه بابت این تبریک خوشگل ^_^
پاسخ:
ارادتمندیم دادا ^_^
چرا چرا در خدمتیم!

الان خیلی که تابلو نشد تعارفه؟:دی
پاسخ:
اصلا دست ما اصفهانیا رو از پشت بستی! :)
مبارک:)
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">