دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند
رونده باش
امید هیچ معجزه‌ای ز مرده نیست،
زنده باش...

فوتبال یک مقوله سیاسی فرهنگی اقتصادی است

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۵۹ ب.ظ

علیپور، رئیس کمیته صیانت از لیگ: حاج صفی و شجاعی در صورت فسخ قرارداد صاحب یک خانه و 800 میلیون تومان پول می‌شدند!

به نقل از سایت های خبری


چند وقت پیش که دو تن از ملی پوشان فوتبال در برابر یک تیم اسرائیلی قرار گرفتند این روزها را می‌شد پیش بینی کرد. من قصد دفاع یا محکوم کردن این دو را ندارم. این مسئله تنها بهانه‌ای برای اثبات سیاسی بودن یا نبودن ورزش و به خصوص فوتبال است.

برخلاف بسیاری از نظرات بنده معتقدم فوتبال از همان بدو پیدایشش یک مقوله سیاسی و فرهنگی بوده و هست. برایش هم دلیل‌های متعددی دارم. فی‌المثل هلندی را در نظر بگیرید که سال‌های سال توسط آلمان‌ها اشغال شده و مورد تهاجم قرار گرفته است. و حال با مبارزات بسیار در اواخر جنگ جهانی دوم آزاد شده اس. و بعد همین هلند در سال 1988 در هامبورگ مقابل آلمان قرار می‌گیرد. و آلمان را با نتیجه دو-یک شکست می‌دهد. بی شک این بازی از عجیب ترین و بارزترین مثال‌هایی است که می‌تواند ثابت کند اتفاقاً فوتبال بی ارتباط با سیاست هم نیست. در شب پیروزی نه میلیون هلندی به خیابان‌های شهر ریختند. و با اینکه بازی در وسط هفته برگزار شده بود بزرگترین گردهمایی پس از دوران آزادی را شکل دادند. مردمی که در طی نود دقیقه به این باور رسیده بودند که انتقام تمام آن سال‌های سخت را از آلمان‌ها گرفته اند.با گذشت سال‌ها هنوز هم بازی‌ آلمان-هلند از اهمیت بالایی برخوردار است.
 یکی دیگر از صحنه‌هایی که بسیار معروف است و بر اساس آن فیلمی هم ساخته شده صحنه "فرار به سوی پیروزی" است. داستان از این قرار است که در جریان حمله آلمان به کیف آلمانی‌ها جهت تبلیغات مسابقه‌ی فوتبالی را ترتیب دادند. هواداران همه آلمانی بودند و جو وحشتناکی بر ورزشگاه حاکم بود. وقتی اوکراینی‌ها پیش افتادند سربازان شروع به شلیک به پای بازیکنان حریف کردند. ولی با وجود افتادن چند بازیکن دیناموکیف توانست پیروز شود. با اتمام بازی اما همه بازیکنان اعدام شدند! (روایت فیلم فرار به سوی پیروزی البته جور دیگری است.)
دیگر صحنه به یاد ماندنی مسابقه فوتبال در شب کریسمس است. در جنگ جهانی اول ارتش‌های آلمان، بریتانیا و فرانسه در بلژیک در حال جنگ بودند. در شب کریسمس فرماندهان خط مقدم تصمیم می‌گیرند بدون اطلاع به فرماندهان بالا دستی اعلام صلح موقت کنند. پرچم سفید برافراشته می‌شود. سربازان به سمت یکدیگر می‌روند. آواز می‌خوانند، با هم شام میخورند و مسابقه‌ی فوتبالی هم ترتیب می‌دهند. روز بعد خبر به فرماندهان بالا دستی می‌رسد. پیمان صلح شکسته می‌شود و جنگ از سر گرفته می‌شود.
کمی پیش تر که بیاییم می‌رسیم به مثالی بارزتر، باشگاه بارسلونا را همه شما می‌شناسید یا لااقل اسمش را شنیده‌اید. رقیب دیرینه‌اش رئال را هم قطعا می‌شناسید. باشگاه بارسلونا سال‌هاست که در ورزشگاه نیوکمپ بازی می‌کند ورزشگاهی با تقریبا 100هزار صندلی برای تماشای بازی.(نیمی از شهرهای ما زیر 100 هزار نفر جمعیت دارند!) بارسلون در بخش خود مختار کاتالونیا قرار دارد. اهالی کاتالونیا هنوز که هنوز است خود را اول کاتالونیایی می‌دانند و بعد اسپانیایی. و برای اثبات این مسئله نبردها و شورش‌های طولانی‌ئی نیز علیه دولت مرکزی مادرید کرده‌اند. تا این اواخر هم مدام شکست خورده‌اند. برای مثال در قرن اخیر، در جنگ داخلی دهه 30، کاتالونیا مدت‌ها با ژنرال فرانکو* جنگید، ولی در نهایت شکست خورد و تا زمان مرگ فرانکو در 1975 زیر سلطه‌ی او بود. ژنرال فرانکو یکی از طرفداران رئال بود. و مردم شهر به این خاطر که نمی‌توانستند در خیابان‌ها شعار مرگ بر فرانکو را سر دهند پس به ورزشگاه می رفتند و این دشنام‌ها را به بازیکنان رئال می‌دادند. (از قدیم هم گفته‌اند اگر نتوانید سر پدرتان داد بزنید سر شخص دیگری داد می‌زنید.) بارسا صد برابر معروف‌تر از خود کاتالونیاست و برای اهالی کاتالونیا بازی های رئال-بارسا چیزی فراتر از یک فوتبال ساده است. گاهی حاضرند بمیرند اما به رئال نبازند. همین چند سال پیش(سال 2008) که اسپانیا قهرمان اروپا شد مردم شهر کاتالونیا با پرچم‌های ایالت خودشان به شادی پرداختند. و معتقد بودند این جام متعلق به آن‌هاست و نه اسپانیا. حق هم داشتند. بیش از نیمی بازیکنان تیم متعلق به این باشگاه و این ایالت بود. هنوز هم کسی خاطره انتقال فیگو از بارسلونا به رئال و آن سر خوک معروف را فراموش نکرده است. کاتالان‌ها او را خیانت کارترین فرد می‌دانستند و در اولین باری که در ورزشگاه نیوکمپ مقابل تیمشان قرار می‌گرفت از وی با سر خوک استقبال کردند.
مثال دیگرم برد تیم آفریقایی کامرون در جام جهانی 1990 در برابر آرژانتین است. تا پیش از این آفریقا نه در فوتبال و نه در دنیای سیاست شناخته شده نبود. شاید کمتر کسی حتی اسم کشور کامرون را شنیده بود. ولی همین کشور آرژانتین بزرگ را شکست داد و بعد در مرحله یک چهارم نهایی مقابل انگلستان سه دو نتیجه را واگذار کرد و حذف شد. اما هیچکس کامرون را از یاد نبرد. کامرون تبدیل به نقطه‌ای نورانی در تاریخ آفریقا شد. اغلب آفریقایی‌ها معتقد بودند بهترین صحنه آن جام دست دادن رئیس جمهور کامرون با مقام‌های سیاسی دیگر کشورها پس از پیروزی کامرون بر آرژانتین بوده است. اهمیتش در این بود که برای یکبار رئیس جمهور یک کشور آفریقایی در قامت یک برنده با سران سیاسی کشور شکست خورده دست داده است. کشورهای کوچک به لطف فوتبال و به لطف ورزش می‌توانند بزرگی کنند. شاید آن جام جهانی را به یاد نداشته باشید. ولی برد سنگال مقابل فرانسه در جام جهانی 2002 آلمان را ممکن است بیاورید یک شب فراموش نشدنی برای سنگال در برابر فرانسه، فرانسه‌ای که در آن جام جهانی 1998 با شکست برزیل قهرمان شده بود. و حالا در برابر یک کشوری که هیچکس تلفظ درست نامش را هم نمی‌دانست شکست خورد.
امروزه فوتبال چیزی فراتر از یک ورزش بیست و دو نفره است. فوتبال یک مسئله اقتصادی فرهنگی و سیاسی است. تجارت فقط در صورتی با یک کشور شکل می‌گیرد که بدانند چنین کشوری وجود دارد. توریست‌ها نیز وقتی به کشوری سفر می‌کنند که آنرا بشناسند. جام جهانی، المپیک یا رقابت‌های دیگر بهترین مکان برای خودنمایی کشورهای گم شده بر روی نقشه است. فرصتی تا لااقل چند روزی در صدر اخبار جهان باشند. اتفاقی که به عنوان مثال برای کشور لیتوانی در المپیک بارسلون افتاد. لیتوانی در رقابت‌های بسکتبال المپیک به جایگاه سوم رسید. و همین اتفاق نام این کشور را ماه‌ها در صدر اخبار قرار داد. کشوری که تا قبل از المپیک حتی اسمش را کسی نشنیده بود. به همین دلیل است که اغلب کشورها دوست دارند در جام جهانی یا رقابت‌های المپیک حاضر باشند. 

همه این‌ها را گفتم تا به این نتیجه برسم که ورزش و بخصوص فوتبال این روزها اهمیت بالاتری از آنچه فکر می‌کنیم دارد. فوتبال امروزه با سیاست، فرهنگ و اقتصاد گره خورده است. فوتبال امروزه چیزی ورای یک بازی 22 نفره با یک توپ گرد است.


س.ن:

مطالب تاریخی ذکر شده به نقل از کتاب فوتبال علیه دشمن آقای سایمون کوپر بود. ترجمه عادل فردوسی پور.


س.ن2: 

در رابطه با فوتبال داخلی هم حرف بسیار است. قصد نقد ندارم. اما تنها نقطه تاریک ماجرای اخیر دو ملی پوش این است که اگر بازی نکردن با حریفان اسرائیلی یک قانون هست پس بهتر است مکتوب باشد. تا تکلیف همه مشخص باشد و ورزشکار برای اینکه با حریف اسرائیلی‌اش مواجه نشود مجبور نباشد خودش را به مصدومیت بزند! و اگر هم یک قانون نیست و یک ارزش است که خب راستش تا امروز فکر می‌کردم ارزش ها قابل فروش نیستند. که به لطف این اظهار نظر آقای علیپور فهمیدم زهی کشک! 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۹
آقاگل ‌‌

فوتبال نگاری

نظرات  (۱۶)

بنظرم کار این دو بدتر از کار نماینده ها نبوده :) یا کار آزاده نامداری :) که ایران با کارهاشون تو جهان متاسفانه معروف کردند :||

کلا من موافقم با این س ن ۲ شما :)
این ارزش ها  رو باید خود آدم اختیاری درک کنه نه با جریمه و غیره .

+
بنظرم باید با اسرائیل بازی کرد و در مقابلش روحیه مبارزه داشت و جنگید و در مقابل شون پیروز شد !!(عین اینکه با خاک یکسانشون کنید حتی )
بنظرم ورزش رو نباید سیاسی کرد بجز تو سه مورد یکی تیراندازی ،شنا ، سوارکاری بقیه بازی ها بنظر من نباید سیاسی بشه.

پاسخ:
الان یعنی کل خط هایی که من نوشتم کشک دیگه؟ همه اینا رو گفتم که برسم به اینکه اتفاقا ورزش جدا نیست از سیاست! این همه مثال آوردم. باز میگین ورزش سیاسی نیست؟ :)

نظری در مورد بقیه مسائل مطرح شده ندارم. 
ببینید شما درست میگین ولی منم نظر خودم رو گفتم :))
حالا بخاطر گل روی آقاگل همه ورزش ها رو سیاسی اعلام  میکنیم :)))
اصلا اینا به چه حقی رفتند مسابقه دادند ؟:))؟؟؟:))))
هر چند نه حاج صفی رو میشناسم نه شجاعی :)
فقط آقاگل رو میشناسیم :)
که بهشون حق میدیم اصلا :))

پاسخ:
ببینین بحث من ربطی به این دوتا نداشت. من نه مخالف محرومیتشونم نه موافق. بحثم اول سر این بود که فوتبال و ورزش سیاسی هست. بحث باید نبایدی نیست. هست. خواه ناخواه هست و بوده. حالا اگه بعضیا به زبونش نمیارن به معنای نبودنش نیست.
:)
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۵ دُچــــ ــــار
امشب بازی ساعت چنده ؟
پاسخ:
بزن طرفداری ببین. :d

۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۸ بهارنارنج :)
چه جالبب)تاحالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم
پاسخ:
نگاه جالبیه به فوتبال و ورزش های دیگه.
:)
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۲ بهارنارنج :)
تاثیریم توی جمعیت توریستایی که به ایران میان داشته؟
جنبه اقتصادیش وای وای:دی
میگن فوتبالیست های مشهور خداتومن پول میگیرن تو پیج اینستاشون پست تبلیغاتی میزنن..وای وای:دی
پاسخ:
قطعا داشته. شک نکنین. :)
.
شما ببینین یک بازیکن همین چند روز پیش ازیک باشگاه رفت به یک باشگاه دیگه با یک مبلغی که غیر قابل باوره. طرف برای هر ثانیه نفس کشیدنش یک دلار میگیره الان. 
تبلیغات رو توی ایران نبین این شکلیه. فوتبال توی خارج یک صنعت پر درامده! بخصوص تو زمینه همین تبلیغات.
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۷ بهارنارنج :)
هیچی واسم غیر قابل فهم ترازین نبود که اون جوون ایرانی که شبیه مسی بود چقدر یهو طرفدار پیدا کرد!تو میتینگ های سیاسی اینجا اوردنش یجورایی بنظرم برای رای جمع کردن..
نمیتونستم درک کنم واقعا این ادم فقط بخاطر ظاهری که شبیه یه ادم خارجی موفق چرا انقدر باید خاص شه چرا مردم انقدر جذبش شن که چقدر خوشدشونو خفه کردن برا دیدنش..یه زمانی میگفتن ببین طرف خودش درونش چی داره الان ظاهر نگاه میکنن
پاسخ:
والا این برا منم غیر قابل فهم بود! خب یعنی چی طرف شبیه یکیه که هست! دلیل خوبی برای شایسته بودنه؟ مسخره ترین چیزهارو همیشه توی ایران میشنویم. :|
مثال هاش تو کشور خودمون هم هست مثلا تو بازی ایران و آمریکا و شکست امریکا تمام ایران داشتن پر در می اوردن. یا بازی با عربستان و شکست عربستان،مسئله فقط یه بازی فوتبال نبود انگار داشتیم دق و دلیمون رو سرشون خالی میکردیم انگار جنگ تن به تن بین نماینده ی ما و اونهاست؛ اونقدر مهم بود که حداقل تو خونه ی ما مادرم که اهل فوتبال نیست تسبیح از دستش نمی افتاد:))
پول ساز هم هست خیلی  پولسازه تو تمام دنیا هم همین طوره، ولی انصافا اینکه تیم های داخلی بعضی هاشون اون حقوق های نجومی و کلان رو از بیت المال میگیرن نه تنها منصفانه نیست بلکه ظلمه در حالی که شنیدم تیم های خارجی اکثرا اسپانسرهایی غیر از دولت دارن و از بودجه ی دولتی استفاده نمیکنن.
+مطلب خوبی بود:)
یاعلی
پاسخ:
آره نوی فوتبال داخل هم نمونه زیاد داریم. آخرین بازی پرسپولیس جلوی یکی از این تیم های عربستانی که توی آزادی بود دقیقا شبیه میدون جنگ شد. 
یا بازی ایران آمریکا که به قدری در دنیا معروف شد که بهش لقب بازی قرن رو دادن. 
.
من با اینکه میگین فوتبالیست های ایرانی حقوق های کلان میگیرن موافق نیستم. شاید چند سال پیش تایید میکردم این حرف رو ولی الان که میبینم چقدر از همین فوتبال بعضی ارگان ها و شرکت ها دارن پول در میارند. یا وقتی میبینم مثلا قرارداد والیبالیست ها تقریبا حتی بیشتر از فوتبالی ها شده. این حرف رو نمیتونم بپذیرم. مثالش اینکه تلوزیون برای همین فیلم های آبکی که هیچی تماشاگر هم نداره چقدر پول میده؟ بعد برای یک ساعت و نیم دو ساعت فوتبال چی؟ دو ساعتی که کلی بیننده رو میکشونه پای تلوزیون؟ و بعد از قبال تبلیغاتش هم کلی درآمد کسب میکنه؟ خب این پول اگه حق فوتبال نیست پس حق کیه؟ اگه همین حق رو درست میدادن مشکلی نداشت فوتبال ما. اینکه قراردادهای این بندگان خدا زیاد به چشم میاد در واقع ضعف مدیریتی عجیب و غریب فوتبال ماست. وگرنه الان کل بدهی یک باشگاه مثل پرسپولیس 200میلیارده. 200 میلیارد واقعا پولی نیست دیگه الان. میشه یک صدم کوچکترین اختلاص های  چند سال گذشته! تازه اگه حق فوتبال رو درست بدن شاید 200 میلیارد تومن 10 درصد درآمد یک باشگاه در این سطح باشه.
 
در حقیقت: زهی پشم :|
پاسخ:
در حقیقت همین دقیقا.
کاش حداقل از تیم اسرائیلیه میبردن:(
پاسخ:
اگه برده بودن احتمالا محروم نمیشدن :)
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۶ ح م کامران نیرومند
سلام، ورزش همیشه سیاسی بوده و هست و خواهد بود به ویژه ورزش حرفه ای، از باشگاهها تا تیمهای ملی و میدان المپیک... چیزی که از بازیهای دنیا یاد گرفتم این است که نباید بی طرف باشم و البته نباید بی انصاف باشم
پاسخ:
سلام.
آره حق با شماست.

خه برای یه فصل بازی مثلا ۸۰۰ میلیون تومن پول میگیرن هر چقدر هم که بگید حقشونه ولی بازم خیلی زیاده،والیبال تازه چند ساله افتاده روی دور و واقعا هم تماشاچی داره(خصوصا بین خانمها) تازه افتخاراتش هم زیاده ولی شما بازی تیم های داخلی رو نگاه کنید اصلا در سطح ۸۰۰ میلیون هست؟مثال بارزش دربی که اصلا ادم دلش نمی خواد نگاه کنه بس که ابکی و الکی شده.
تازه این مبالغ نجومی فوتبالی پیشینه داره،اگه این پول رو از اسپانسر و ... دریافت میکردن اره هر چی بهشون میدادن حق بود ولی اون تیم هایی که از بیت المال میگیرن نه،به نظرم فوتبال خصوصی سازی بشه خیلی بهتره.
بحث اختلاس و ... که جداست اون دزدیه ولی فوتبالیست ها قانونی دارن این همه پول میگیرن، اونم برای بازی هایی که سطح خیلی ضعیفه.نمی دونم اون روز بازی کجا رو نگاه میکردم بازیکن انگار امده تفریح تو وسط زمین قدم میزد،اصلا انگار نه انگار بازیه، حالا شما اینو مقایسه کن با بازی های خارجی اصلا در حد مقایسه هستن؟ 
پاسخ:
خدا لعنت کنه این والیبال رو :)
ببین بیت المال که خب به نوعی از این جیب به اون جیبه. اصلش اینه که دولت باید پول بده به صداسیما صدا سیما بده به باشگاه ها به خاطر حق پخش. که خب نمیده. چند ساله که دولت هم حق کمک به باشگاه ها رو نداره. الان باشگاه ها فقط به واسطه اسپانسرشون باید اداره بشن. اینکه خصوصی هم نمیشن باز به خاطر سنگ اندازیای دولته. همین دو تیم پایتخت قرار مگه نبود خصوصی بشن؟ یباره یه بخشنامه آوردن که این دوتا باشگاه مجموعه فرهنگین نمیشه واگذارشون کنیم! میدونین چرا؟ چون روی هم نزدیک 40 میلیون هوادار دارن. عددی که نمیشه راحت از کنارش گذشت. یه سرمایه است. حاضر نیستن از دستش بدن.

نبُردن چون آه ما و فلسطینی ها پشت سرشون بود 
س.ن ۲ لایک زیاد
پاسخ:
یه باشگاه یونانی از یه باشگاه اسرائیلی میبازه آه ماست؟ اگه این بود که اسرائیلیا باید میباختن که :)
چقدر دلم خواست این کتابه رو.. 
پاسخ:
خیلی کتاب خوبیه. پی دی افش رو توی اینترنت هم میتونین پیدا کنین. 
حتی اگه فوتبال هم دوست نداشته باشی به شدت کتاب مفید و جالبیه.

  اظهارات جناب معاون وزیر نسنجیده بود واقعا!! خدا کنه از باب حماقت بوده باشه نه یک گل به خودی خائنانه...
پاسخ:
آقای داورزنی که واقعا صحبتش مزخرف بود. و مدیریتشون که دوست دارن توی دید باشن همیشه هم که هیچی نگم.
من بازی سنگال و فرانسه رو یادمه با اینکه خیلی سنم کم بود. حتی مدل موی عجیب رونالدوی برزیلی توی فینال با آلمان و الیور کان اینا همه یهو برام زنده شدن خاطراتش. من با قضیه محرومیت این دوتا کاملا موافقم. دیگه اینا هرچی هستن بالاتر از آرش میراسماعیلی نبودن که چند سال قبل المپیکو چون مسابقش با یه صهیونیست بود جلوش مسابقه نداد شانس صددرصد طلا هم بود. حالا هم دونفر که خط قرمزها و باورها و یه سری چیزا براشون بی اهمیته از تیم ملی خط خوردن. مهم نیست. چیزی که زیاده بازیکنه. قبول هم دارم که فوتبال گره تنگاتنگی با سیاست خورده.
پاسخ:
منم اون بازی ها رو یادمه.
بحث من این نیست که باید محروم بشن یا نه. بحثم اینه که چرا یه قانون نانوشته وجود داره این وسط؟ خب اگه قانونه مکتوبش کنن. اگه ارزشه که دیگه بحث خونه و 800 میلیون چیه این وسط؟ در مورد آقای میراسماعیلی هم ایشون فکر کنم جزء اولین ورزشکارایی بود که جلو اسرائیل بازی نکرد. شانس بالایی هم برای طلا داشت بله. البته هم ایشون هم برای بازی نکردن با حریف اسرائیلی خودش رو از وزن انداخت. جوری که توی وزن کشی حذف بشه و مسابقه نده. همه این سالا همینکار رو کردیم. اینکه مسابقه نمیدیم طبق قانون المپیک خلافه. ولی خودمون رو میزنیم به مصدومیت مثلا که مسابقه ندیم. 
البته بگم هم این دو نفر بازی رفت رو بازی نکردن. ولی توی بازی برگشت طبق قانون باشگاهشون مجبور بودن بازی کنن. 
تو همین فیلم اخراجی 2 خودمون هم آخرش فوتبال برگزار کردن :)
مرسی آقاگل البته 35 تاش هم نخوندما. ممنون خیلی جالب بود.
پاسخ:
خواهش میکنم.
:)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">