دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند
رونده باش
امید هیچ معجزه‌ای ز مرده نیست،
زنده باش...

G4

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ق.ظ
خواب بودم که احساس کردم جایی منفجر شده. نشستم و دو دقیقه تمام دور تا دورم را نگاه می‌کردم و اصلاً نمی‌فهمیدم کجا هستم. راستش انتظار داشتم یا توی تخت خوابگاهم باشم و یا اینکه زیر همان اوپن آشپزخانه منزل قدیمی. ولی اطرافم به هیچ وجه شبیه این دو مکان نبود. ترس برم داشت. کجا میتونستم باشم؟ فقط می‌فهمیدم که دور تا دورم پر از سر و صداست. مثل این بود که توی یک کارگاه تراشکاری زندانی شده باشید. توی مغزم صدای برش کاری و جوشکاری و چکش کاری مداوم می‌آمد. هر ثانیه‌ای که می‌گذشت بیشتر می‌ترسیدم و با همان ترس دور و اطرافم را نگاه می‌کردم. کم کم پرده‌ها کنار می‌رفت. کم کم متوجه شدم اینجا که خوابیده بودم منزل جدید بود. داخل اتاق خودم هم بودم. ولی این صداها چی بود؟ آنهم این وقت شب؟ حالا که مطمئن شده بودم کجا هستم کمی آب خوردم و بیشتر گوش دادم. حساب کار داشت دستم می‌آمد. صدا صدای بمب یا کارگاه تراشکاری نبود. صدای این چهار نفر بود که مشغول بازی بودند. اینکه ساعت دوازده شب این حجم از انرژی را از کجا می‌آورند تعجب آور است. ولله ما بچه که بودیم بهمان می‌گفتند اگر نخوابی آل میآید و می‌بردت.  ولی این نسل جدید علاوه بر اینکه فوتوسنتز می‌کنند به سیستم‌های هیدروژنی نیز مجهز هستند. وگرنه این حجم انرژی آن‌هم این وقت شب آن‌هم برای نسلی که به زور اسلحه و تهدید باید غذا در حلقش ریخت به ولله غیر طبیعی است.

نشسته از راست: امیرحسین(پسرخاله)، آرمیتا(دختر دائی)، مهری ماه (دختر خاله) و نفر آخر آرمین (پسردائی) ملقب به گروه جی 4

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۴
آقاگل ‌‌

خاطره نگاری

نظرات  (۳۲)

یکی در میان سیاه و سفید ان :)
من همچنان حامی این عزیزانم.
مهری ماه عجب اسم خوشگلی داره, شیطنت تو چشماش جمع شده قشنگ :))
حالا چرا خوابگاه؟؟ باز خونه قبلی یه چیزی...
پاسخ:
نمیدونم هر وقت این حالت بهم دست میده اول بار فکر میکنم تو خوابگاهم! و بعد توی خونه خودمون. :)
.
خیلی شیطونن. خیلی.

سلام. شب بخیر .

به به ... چه گروهی :-) 
ماموریتشون رو هم که کامل و به بهترین نحو به انجام رسوندن.( منظورم بیدار کردن شماست... حالا یه امشب هم که تصمیم گرفتید زود بخوابید فسقلی ها نمیزارن.)

ان شاءالله که همیشه سلامت و خوشحال باشن و البته کمتر رو اعصاب شما ;-) 
پاسخ:
سلام شب شمام بخیر :))

اتفاقا چند وقتیه زود هم نخوابم باز صبح زود بیدارم. و البته سعی میکنم زود بخوابم واقعا. :D

ممنونم از لطفتون. همچنین شما هم شاد و خوشحال و سرحال باشین همیشه :))
۴ تا که زیاده برادرزاده و خواهرزاده ی من میتونن یه شهر رو ویران کنن، اگه نیروگاه رو منفجر کنی چنین صدایی نمیده،فقط خدا به ما صبر بده:))والا من نمیدونم چطوری چنین صدایی ایجاد میکنن دوتاشون هم با بستنی زندگی میکنن:)))
مهری ماه موهاش بلند شده ماشالا:))
یاعلی

پاسخ:
من به مامانش میگم بیا بزن موها رو از ته زشت شده. قبول نمیکنن :d

ببینید مقصر اصلی خودتونید..
اگه همون وقتا که سروصدا می کردن دو سه تا فیلیپینی روشون اجرا می کردید و یا ولوم صداتونو بالا می بردید الان بد خواب نمیشدین...
پس چی؟ اینها مقصر نیستن...


+مهارتهای کودک پروری را از ما بیاموزید!
اگه بازم راهنمایی, چیزی احتیاج داشتید درخدمتم :دی
پاسخ:
خب من توی خواب چطوری فلیپینی بزنم یا ولوم رو ببرم بالا؟ بعد اینا تو قاموس/قاموص/قاموث/غاموس/غاموص/غاموث ما نمیگنجه. :d

آهاااا ... میشه بهشون چهار شگفت انگیز هم گفت(فتوسنتز و سیستم هیدروژنی و...)
پاسخ:
:))
آره اینم میتونن باشن. البته شگفت انگیز نیستن بیشتر شیطونن. :d
اسم پست رو دیدم فکر کردم پست راجع به یکی از مدل های گوشی ال‌جی ه  :)))

ما یه G3 داریم تو خانواده امون  :دی
پاسخ:
:))

به آرمیتا بگو اگه باز شیطونی کنی مجبوری روزه بگیری اما اندفه آب هم نمیتونی بخوری ها. شما به عنوان بزرگتر لااقل رو پسرا یه چنتا حرکت بزن بلکه ام ازت حساب ببرن و نصف شبی انقد شیطنت نکنن وگرنه دخترای طفلی که از چهرشون معلومه کاملا بی تقصیرن!!! مهری ماه واقعا اسم قشنگیه.
پاسخ:
مشکل دقیقا همینه که همیشه فکر میکنن دخترا ساکتن. :)
ولی من تا جایی که تو خاطراتم هست و تا جایی که مشاهداتم میگه معمولا دخترا رئیس بودن پسرا اجرا کننده فرامین اینا :d

۰۴ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۳۰ بهارنارنج :)
:)))آخی...
واقعاخوف داره,من بد بیدارشم تپش قلب شدید میگیرم و درادامه سردرد
پاسخ:
فکر کنم اگه یک کم بد بیدارتون کنن خطر مرگ هم داره با این حساب :)
حالا خوبه ک تونستید همشون رو یه جا جمع کنید ازشون عکس بگیرین :-"
من همین کارم نمیتونم بکنم -_-
پاسخ:
عکس رو خاله گرفته. اون موقعی که آروم بودن وگرنه تو اون حالت بالا پایین پریدنا حتی نمیشه بگیریشون :))
خراب تیترت شدم دادا =))
پاسخ:
:)
قربونت
اصن بچه‌ها باید اینجوری باشن! شیطون و پر سروصدا نباشن که بچه نیستن D:
پاسخ:
:))
والا منم همین عقیده رو داشتم! ولی وقتی فقط یکی دوتا باشن.
ترکیدم از خنده 
پاسخ:
:))

وااای چه زود بزرگ میشن بچه ها...

ما شا الله

همین دیروز بود که گفتین اسم مهری ماه گذاشتن و اینا :)
پاسخ:
:))
آره دیگه تا که میفته دندونای شیری 
میشینه روی سرت برف پیری

فقط مهری‌ماه و زبونش!
خیلی نازه
خدا حفظشون کنه
پاسخ:
:))
ممنون.

۰۴ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۰ نیمه سیب سقراطی
این فسقلی مهری ماه رو نیگا کن پا به پای بقیه میاد :))
پاسخ:
ببین یک جاهایی بقیه به پای این میانا! فلفل نبین چه ریزه :))

میگم این مهری‌ماه رو به من یه چار روز قرض بدین قشنگ بِچِلونمش ^___^ با اون زبونش ^_________^ واهاهاهاهاهاهاهای
پاسخ:
بچلونیش جیغ میزنه! از من گفتن :)
زبونِ مهری ماه! D:
فکر کنم سردسته‌شونه! D:

عنوانو دیدم یه لحظه فک کردم می‌خواید بازی معرفی کنید! :|
پاسخ:
آره آره سر دستشون خود خودشه. فلفل نبین چه ریزه است قشنگ :)
.
من آخرین بازی ای که کردم Chicken Invaders بود :d
اینم معرفی بازی. 
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۱ دُچــــ ــــار
نه! معلومه خونه تون جدیده :) مبارک باشه
پاسخ:
:))
ممنون.
چه دقتی داری.
وبلاگتو بهشون بده کمی بیاموزن :))
پاسخ:
:))
والا اگه بیاموزن
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۲۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خدا حفظشون کنه^_^
چه خوشی می گذره بهتون.
پاسخ:
ممنون :)
به ما خوش میگذره؟ نه راست میگی خوش هم میگذره. ولی بعضی وقتا واقعا رو اعصابن.
:d
ماشاالله
پاسخ:
ممنون :)
به خودت رفتن!!!! :)))
من خودم بزرگت کردم میدونم! :)))
پاسخ:
امیر حسین چون زیاد با من بوده شاید. بقیه رو نظری ندارم :))

وااای چقدر مهری ماه بزرگ شده انشاالله خدا حفظشون کنه :)
پاسخ:
دیگه وقتی پرستش شما پس فردا داره میره دانشگاه مهری ماه ماهم بزرگ میشه دیگه :d

۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۱ آقای سر به هوا ...
ترمیناتورها :| :))
پاسخ:
کاملا برازنده شونه :))
 فن و فنون زندگی رو بهشون یاد بده و بعد اونا رو زیر دستت بگیر . نمیدونی چه قدرتی اون موقع داری . هر کاری بگی انجام میدن 🤔😃😎
پاسخ:
چه توقعاتی داری دکتر :))

وای اون جا که گفتید نسل جدید علاوه بر فتوسنتز به سیستم هیدروژنی
هم مجهزن خیلی بامزه بود :))))
مصداق بارزش -------» خواهرم :/
فک کنم تعداد میتوکندری سلولاش سه برابر انسان های عادیه :/
پاسخ:
دیگه خیلی تخصصیش نکن من بلد نیستم :)))

قشنگ عین خاندان ما! عینهو مهد کودک گل ها هر طرفو نیگا کنی بچه هست! :)) و نه بچه های معمولی! آدم فضایی های خستگی ناپذیر!!!! :/ 

با سر و صدای بچه ها بیدار شدن جزو اعصاب خوردکن ترین اتفاقای دنیاس :/ من معمولا بعد اینطور بیدار شدن هایی که تو مغز آدم تراشکاری راه میندازه به یک عدد برج زهرمار تبدیل میشم :| 

خدا این چهار بزرگوار رو حفظ کنه :))
پاسخ:
این چهارتا یک دهم بچه های خاندانن الان :))
یک وقتایی که همه دور همیم بیشتر از 15-20 تا بچه هستن. 
.
ممنون :)
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۰۳ פـریـر بانو
کامنت من چرا ناشناس شد :| دستم خورد ینی؟ :/
پاسخ:
دستت خورده یقین دیگه :))
ایرادی نداره.

۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۵۸ دُچــــ ــــار
دیگه دقتمون توو همین چیزاس دیگه خخخ :)
پاسخ:
:))

۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۵۵ פـریـر بانو
15 تا 20؟ یا ابالفضل :))
خدا حفظشون کنه ولی دارم تصور می کنم 20 تا بچه یه جا جمع بشن چی میــــــــــشه :)))
پاسخ:
:))
یک چیز عجیب غریبی میشه. مسلمان نشنود آتئیست نبیند اصلا!

درود بر شما
همیشه می گویم حالا که دیگر نشانی از کودکی مان  بر چهره و رخسار هیچ کس پایدار نیست ایکاش دلهایمان همواره کودک می ماند . شاد و سر زنده بی کوچکترین کینه ای - با لبخند در امروز زندگی می کردیم و دل به فردا می سپاردیم و به فردا هم باور داشتیم و هم برایش غصه نمی خوردیم .
کاش کودک می ماندیم . تا زیبایی دل  ؛ در چشمهایمان موج بزند .
زنده باشن و همواره شادی بخش زندگی تان و اما مهری ماه  یکی از نامهای کهن ترکی است . ترکها به صورتهای فلکی و بیشتر از همه به خورشید و ماه  علاقه داشتند نامهای اینچنینی برای کودکان بر می گزیدند . مانند دست خورشید ( گون اّل ) آی تایه ( مانند ماه ) گون گْْل ( گل خورشید) آی باشی ( سر ماه که منظور تاج ماه بوده ) مهری ماه ( ماه مهربان ) آی گلین (عروس ماه ) گون گلین ( عروس خورشید ) و نامهای بسیار زیبای دیگر که امروز در میان مردمان ترکیه و آذریان عزیز ایرانی مشترک است . امیدوارم گروه 4 شما همچنان شادی آفرین باشند ...
در پناه مهر خدای بزرگ تندرست و شاد باشید ( آمین)
پاسخ:
حرفتون من رو یاد داستان شازده کوچولو و مار بوآی باز و بسته میندازه. کاش همیشه وقتی به اون عکس نگاه میکنم یک مار بوآی بسته و باز ببینیم و نه یک کلاه. کاش همیشه کودک درونمون کودک باقی بمونه. :)
.
الان که این نام ها رو گفتید یاد کتاب آتش بدون دود نادر ابراهیمی افتادم و اسامی کتاب. چقدر اسم های قشنگی هستن و چقدر حیف که یکی یکی در دست فراموشی هستن. 
تشکر. 
لطف میکنین که سر می زنین.
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۰۳ פـریـر بانو
:)))
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">