دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

روزمره نگاری‌های پراکنده

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ب.ظ

مورد یک:

حالا که همه از کابوس‌ها می‌نویسند بگذارید جهت تغییر ذائقه یکی از خواب‌های شیرین این چند وقت رو هم بنده تعریف کنم: خواب دیدم "نیمار دا سیلوا سانتوس جونیور" یا همین نیمار خودمون اومده شهر ما، با هم خیلی رفیق شده بودیم و داشتیم روی کوه قدم می‌زدیم. قرار بود بریم سالن! در عالم خواب می‌دونستم که نیمار رو از بارسلونا خریدیم. خیلی هم گرون خریدیمش. و حالا می‌خواستیم ببریمش سالن. جالب اینکه نیمار توی خوابم فارسی حرف می‌زد. جزئیات بیشتری یادم نمیاد. در هر حال بدونید الان دارید با رفیق گرمابه و گلستان نیمار صحبت می‌کنید. احتمالاً مالک باشگاه پاری سن ژرمن هم باشم.

مورد دو: 

چند روز پیش سوار ماشین بودم و وسط فلکه‌ای که بی‌شباهت به سرای قیامت نبود و هرکسی ساز خودش رو می‌زد یک چشمم به راست بود و یک چشمم به چپ که از فلکه رد بشم که دیدم یک پیکان قدیمی سمت راستم دو سه تا بوق زد. پنجره پایین بود. چندتا دختر خانم بودند. همین طور که می‌رفتم و می‌رفتند سرش رو از پنجره آورده بود بیرون و داد می‌زد: «به به سمیرمی. سیب سمیرم معروفه؟! نه؟!» و خب وسط فلکه‌ای که مثل سرای آخرت می‌مونه و هر کسی کاسه چه کنم دستشه طبیعتاً جای خوبی برای آشنایی نبود پس من رفتم و ایشان هم رفتند و دیدارمون احتمالاً رفت به قیامت. از همون پنج شنبه تا به حال هر طوری خواستم این پدیده اجتماعی رو تفسیر کنم موفق نشدم! 

مورد سه:

به جرئت می‌گم بهترین روش برای لاغری باز کردن پشت لپتاپ می‌تونه باشه. سر آداپتور لپتاپم(ناحیه اتصال آداپتور به لپتاپ) تقریباً از قبل تعطیلات عید نوروز مشکل داشت و گاهی وقت‌ها جریان برقش قطع می‌شد. که هربار به واسطه چسب و پیچ و تاب دادن به سیم‌ بالاخره جریان برقرار شده بود و همین باعث می‌شد من بیخیال تعمیر یا خرید یک آداپتور جدید بشم! تا همین دیروز که دیگه به طور کل جریان برقش قطع شد و به هیچ صراطی هم مستقیم نشد. امروز صبح رفتم و قیمت آداپتور لپتاپ رو توی نت سرچ کردم. لااقل نزدیک هفتاد-هشتاد تومن باید پول می‌دادم. پیش خودم گفتم خب اشکالی نداره عصر میرم و یکی می‌خرم دیگه، کاریه که شده. ولی باز نتونستم بیخیال بشم. رفتم سراغ کمدم و یک عدد تیغ پیدا کردم و شروع کردم به عمل جراحی روی سر کابل آداپتور! وقتی رویه پلاستیکی کابل رو جدا کردم دیدم که سیم‌اش شبیه سیم‌های کابلی آنتن می‌مونه و برخلاف تصورم هیچ چیز عجیبی داخلش نیست. و متوجه شدم که رشته‌های دور سیم بر اثر استفاده زیاد یکی یکی پاره شده و در نتیجه جریان برق به طور کامل قطع شده بود. نتیجه اینکه به سادگی و با یک عدد هویه و سیم لحیم دوباره تبدیل شد به یک شارژر سالم! و فکر هم نمی‌کنم دیگه نیازی به خرید شارژر داشته باشم. بعد از اینکه آداپتور تعمیر شد گفتم خب صفحه ال سی دی رو هم یک نگاهی بندازم. یک کم شل شده بود و بد بسته می‌شد. بعد از اون هم گفتم خب من که تا اینجا اومدم یک توک پا برم و دکمه‌ها و داخل لپتاپ رو هم تمیز کنم! چشم تون روز بد نبینه یک موقعی به خودم اومدم و دیدم دل و روده لپتاپ همایونی سراسر فضای اتاق رو گرفته. و من نمی‌دونم چطوری باید دوباره سر همشون کنم! چنان استرسی گرفته بودم که حد نداشت. البته بیشتر از این می‌ترسیدم که کسی سر برسه و ببینه که من چه به سر لپتاپم آوردم! در هر حال رفتم و نشستم پای کامپیوتر برادران گرامی و با کمی سرچ و دیدن یک ساعت و نیم کلیپ آموزشی بالاخره یکی یکی قطعات رو جا زدم و در عین ناباوری دیدم که صحیح و سالمه. بماند که توی این نیم روز نزدیک سه چهار کیلو وزن کم کردم. خلاصه کلام اگر شماهم روزی خواستید وزن کم کنید باز کردن پشت لپتاپ رو تست کنید. صددرصد تضمینی، بدون بازگشت و عوارض جانبی حتی!


موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۱
آقاگل ‌‌

خاطره نگاری

نظرات  (۳۱)

چه شهامتی 
من که جرعت باز کردن دل و روده لپتاپ رو ندارم
خدا قوت دلاور :)
پاسخ:
:))
راستش از بچگی علاقه داشتم دل و روده هرچی میومد دم دستم رو بریزم بیرون. چقدر به خاطر ساعتایی که خراب کردم کتک خوردم :))

۱_ای خدا حتی خوابهاتون هم فوتبالیه:))
۲_ والا چی بگم این دیگه از پدیده رد شده معضل اجتماعیه:))
 ولی خدایی سیب سبزهاتون خوش مزه است:)
۳_دوستم زده پشت کیس کامپیوتر رو باز کرده بعد شب پیام داده از ظهر تا الان گرفتارشم نمی دونی چطوری باید کیس رو ببندم؟! گفتم والا من از باز و بسته کردن کامپیوتر و این چیزها سر در نمیارم، میگه تا الان ۲ بار بستمش هر بار چندتا پیچ اضافه میاد:))) 

پاسخ:
1- :)) 
2- به جایی رسیدیم که با پیکان هم به آدم تیکه میندازن آخه :|
شما ها هم خرماهاتون خوشمزه است. :))
3- آخه باز کیس هیچی نداره زیاد. یا اگه داره جاشون مشخصه. کارت گرافیکش که مشخصه کجا باید بزنیش. هارد و رم و سی دی رام و اینا هم که باز معلومه. بعد هم یه سری کابل هست وصل میکنی بهشون. ولی لامصب لپتاپ اینقدر ظریفه آدم میترسه دست بزنه سیمش قطع بشه. :))
پیچ که اشکالی نداره :D

1- می‌دونستید اگه نیمار رو از چپ بخونیم میشه رامین؟
2- سیب فقط سیب زنوز (دوستم زنوزی بود؛ برامون سیب میاورد گاهی)
3- راهی هم هست که چاق بشیم؟ من باید به 56 برسم خب...
پاسخ:
1- نیما رو هم از چپ بخونی میشه امین. :)
2- زنوز؟ کجا هست؟ سمت خودتون باید باشه فکر کنم. 
3- بهترین روشش استفاده از سرب میتونه باشه. توی کفش و جیب های مانتو تون سرب بریزید برید روی باسکول. :))

حالا چرا نیمار :)))
باید سوار میشدی سعید :))
آره تو کانالتم خوندم اینو. مهندس واقعی که میگن توی :)
پاسخ:
والا اینش دیگه دست من نبود. اصلا نمیدونم چرا نیمار. :))
خب خودم ماشین داشتم سوار چی میشدم؟
.
ما ارادتمندیم.

میگم نیمار تو خوابت به فارسی معیار حرف می‌زد یا اصفهانی؟ D:
پاسخ:
با زبون شهر خودمون حرف میز انگار. سمیرمی بود :))

زیاد تو فکر نیمار هستی 😆اما چقدر تفاهم ها نزدیکه فقط تو از نوع فوتبالیه من از نوع هالیوودی😂😂😂من دیشب خواب دیدم دارم کنار "برد پیت" فیلم جنگ جهانی z رو بازی میکنم فقط نمیدونم چرا اثری از زامبی نبود و سونامی و سیل میومد😂😂😂البته زیاد شیرین هم نبود😐

خدا این چنین شانس ها رو به ما هم میداد خوب بودا . حالا نشناختی دخترا کی بودن 😉 حالا فکرشو نکن دیگه گذشت دفعه بعد هوشیارتر باش . اصلا یکار کن اومدم بیا با هم بریم همون میدونه😂😂😂
پاسخ:
شهید که نشدی که؟ :d
حالا اومدی برو سر میدون مدخل بشین ببین میتونی پیداش کنی یا نه. پیدا کردی یه تک بزن سریع میام :))

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۹ زِدْ عِِـچْ آرْ …
از طرفِ من یه چارتا میزدید تو سرش ఠ_ఠ

یقینا من اگه تو همچین موقعیتی بودم همونجا بالا سرِ لپ تاپ سکته می کردم

پاسخ:
تو سر کی؟ نیمار؟ یا اون دختره که تیکه انداخت رفت؟ یا شایدم لپتاپ؟ :))
.
فایده نداشت. سکته میکردم بعد یکی دیگه میومد میدید دل و روده لپتاپ وسطه اگه نمرده بودمم میکشتم!
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۸ ام اسی خوشبخت
میگن اگه تو خواب به یه زبانی حرف بزنید یعنی شما میتونید به اون زبان فکر کنید و صرفا ترجمه نمیکنید, حالا به نظرتون اگه خواب ببینیم یکی دیگه به زبان خارجی حرف میزنه تفسیرش چیه؟
الان دیگه آقا پسرا هم دست از تیکه انداختن برداشتن, این دخترخانم ها با اون پیکان از گذشته اومده بودن؟
خدا اموات سازنده های فیلم های آموزشی رو بیامرزه, خدمت بزرگی به بشریت میکنن :)
پاسخ:
الان یعنی نیمار میتونه به زبون فارسی و لهجه سمیرمی حرف بزنه؟ :))
والا این سوال منم هست. جوابی هم براش نداشتم هنوز.
آره واقعا خدا خیرشون بده. البته اگه سایت ایرانی بود یحتمل میگفت اول عضو شو. بعد هم میگفت 10 تومن بریز به حساب تا فیلم رو نشونت بدم. :| خوشبختانه سایت خارجی بود. :))

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۶ بهارنارنج :)
بازیکن خریداری میکنید؟:دیچ خوابای باحالی

سیب سمیرم:دی

#رژیم لاغری در۲ساعت!
راستش ما لاغری به کارمون نمیاد اگه تو دم و دستگاهتون رژیمی برای۷کیلو چاق شدن هست لطفا بگید نه بیشتر باتچکر:دی


من این روزمره نویسی هارو دوست دارم..بار علمی نداره اما برای تغییر حال اونم تو این روزا که ادما اینقدر بهم ریختن خوبه,هم یه تمرین برا منه که چیزای خنده دار بیشتر ببینم هم بقیه کمی بخندن به این چیزای معمولی 
پاسخ:
:))
به شباهنگ هم گفتم پیشنهادم استفاده از سربه. جیب ها و ته کفشتون رو با سرب پر کنین و برید روی باسکول. بستگی به خودتون داره که بتونین چقدر سرب رو با خودتون حمل کنین. ولی کاملا تضمینیه :d
.
دیگه حالا همیشه که نباید بار علمی داشت. بعضی وقتا هم باید از روزمره ها گفت. :)
1. کم غرق در فوتبال شیر خب.
2. دست های پشت پرده توطئه ترور چیدن، آی داد ای فریاد.(گریه کنان ادامه کامنت رو مینویسه)
3.خیلی کیف میده دل و روده ای یه چیزی مثل لپ تاب رو بریزی بیرون.
پاسخ:
1- نمیشه. دنیای بی فوتبال یه دنیای مرده است. بی جونه. کسل کننده است. نا تمومه اصلاً
2- ترورم نکنن؟ :)
3- خیلی خیلی. :d

آقا اینجا چه خوب شده ^ــ^
فونت ش رو تغییر دادین ؟
پاسخ:
جدن اینقدر تأثیر داشت؟ آره تصمیم داشتم فونت رو تغییر بدم. خیلی قبلا تلاش کرده بودم نمیشد. اینبار تلاش کردم شد. :)
فونت رو تبدیل کردم به بی نازنین خودمون.  
۲) من همش فکر میکردم نسل اینایی که تو ماشین تیکه میندازن 
منقرض شده :/ اونم پیکان !!!! :)))
حالا بازم تیکه بدی نگفته به من معمولا میگفتن : چطوری نردبون :/ ؟
یا ارتفاعات هوا چطوره ؟ :/ 

۳) از بچگی عاشق این بودم که اجزای یه وسیله رو از هم باز کنم
ببینم داخلش چیه ؟ :)))خیلی کیف میده :))
( آخرشم همیشه خراب میشد کاملا :/) 
پاسخ:
خب شاید چون توی ماشین بودم نتونستن نردبون یا نبودن رو تشخیص بدن. :)
.
منم بچه بودم هرچیزی که باز میکردم بدون استثنا خراب میشد. خوشحالم الان این شکلی نیست! :d
البته الان با گوشی اومدم، فونتش همون قبلی س
اما خب من با سیستم دیدم فونت عوض شده خیلی خوب شد ، فقط میخواستم بگم مثلاً اگه میشد یکی دو شماره سایزش رو کم میکردین خیلی بهتر میشد حتی. 
:)
پاسخ:
مشکل تغییر فونت همینه. فونت اصلی وبلاگ تاهما بود. که تو همه سیستما مشترک بود. مشکلی نداشت. ولی حالا که فونت رو تغییر دادم ممکنه برا بعضی مرورگرا پشتیبانی نشه و همون قبلی رو نشون بده.
خیلی بزرگه؟ باشه یک کم کوچکترش می کنم. ممنون که دقت کردید. :))
ممنون که نظرات رو لحاظ میکنین ^_^ 
پاسخ:
:))
خواهش میکنم.
فقط یک چیز رو نفهمیدم هنوز. حروف انگلیسی رو بیش از حد بزرگ میکنه این فونت. نفهمیدم چطور درستش کنم. مثل اسم شما.


مدخل؟ واقعا یعنی مدخل هم از این موردا داره عایا؟:))))
برم تو دانش قدم بزنم سریع تر پیدا میشه .ههه:)))))
پاسخ:
والا آخه اونجا بیشتر بهش میخوره پاتوق راننده تاکسیای خطی باشه. منم انتظاری نداشتم ولی پیش اومد :)) 
خونه ما هم همون حدوداست. دانش رو باید بیای سمت امام رضا.
سلام،
درباره مورد سوم ...

فقط میتونم بگم: 
خدا قوّت مهندس!! ... :))

+ یه جورایی این بلا سرم اومده ...
دستکاری گوشی همراهم ... 
من توبه کردم البته ... :/
پاسخ:
سلام.
سلامت باشین :))
سابقه باز کردن پشت گوشی رو هم دارم اتفاقا. ولی چیز خاصی داخلشون نیست. یه  کیت دارن و یک صفحه ال سی دی. 

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۸ دُچــــ ــــار
1- دیشب بازی اسپانیا- ایتالیا چققققققققققدر خوب بود! من نیمه اولشو دیدم فک کنم اسم این رفیقتم اونجا شنیدم :)

2-قیافه ات شبیه سیب بود یا ؟ :) دخترایی که پیکان سوار میشن خطرناکن ها حواست باشه :/
پاسخ:
نیمار بازیکن برزیله :) چکار به ایتالیا-اسپانیا داره؟ :d
ولی خیلی بازی قشنگی بود. 
.
نه رو در سمت راست ماشین آرم آژانس های سمیرم چسبیده. طبیعتا اون رو دیدن. :))
یعنی اگه 206 سوار بودن خطرناک نیستن؟

اینجا خیلی بهتر شده از دیشب
اون کلمه های انگلیسی هم تا آدم بهش دقت نکنه متوجه نمیشه , خیلی محسوسه . اما درستش کنین بهتر میشه قالب صد در صد
پاسخ:
خب خدا رو شکر ^_^
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۲ زِدْ عِِـچْ آرْ …
نیمار
ما به اون بندگان خدا چیکار داریم‌
پاسخ:
خب بنده خدا میموند بارسا موهاشم مثل دندوناش سفید میشد هیچی به هیچی! باز همه میگفتن مسی همه کاره است. :)

شما خجالت نمیشکی نیمار رو برداشتی از تیم بردی ؟ نه واقعا خجالت نمیکشی ؟؟؟ نه من از شما میپرسم، خجالت نمیکشی؟ چجوری روت میشه تو روی بارسایی ها نگاه کنی ؟ :/// 
من اگه جای شما بودم قطعا وقتی لپتاپ رو اونجوری میدیدم به دیار باقی می پیوستم [ فعلش درسته؟ یادم رفته برای دیار باقی باید چه فعلی آورد :| ]
پاسخ:
باباجان این بنده خدا داشت تو بارسا میپوسید. خودش رو هم میکشت باز همه میگفتن مسی مسی مسی. اوردیمش اینجا که از زیر سایه مسی بیرون بیاد :))
.
از من میپرسی؟ من از خودت بدترم تو این تعارفات و جمله های این شکلی. میشه پیوست. میشه رفت. مهم منظوره بالاخره :d

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۷ دُچــــ ــــار
بابا خودم شنیدم خیابانی گفت داسیلوا فک کنم :)

+ 206 صندوق دار باشه چرا :)
پاسخ:
این یکی شیر است اندر بادیه آن یکی شیر است اندر بادیه باباجان :))
این داسیلوا نیمار ما اصلا برزیلیه. چکار به بازی اسپانیا-ایتالیا داره آخه؟

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۱۸ گمـــــــشده :)
خخخخخ
سلام
خداییش دل شیر داری شما
من جراتشو ندارم
پاسخ:
سلام :))
ارادتمندیم.

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۳۲ آقای سر به هوا ...
چقدر پست مفرحی بود شادمان شدیم :))
پیکان خیلی خوب بود :)))
پاسخ:
:))
همیشه شاد باشی دادا.

ای بابا میگن شیر که پیر شد بازیچه ی شغال میشه ها حالا شده بازیچه ی یه مشت دختر لوس... آقاگل پیکان یه زمانی برای خودش سالاری بوده ها ، الان خوار شده، هر چند هنوز از پراید امنیتش بالاتره؛  هعی روزگار...:)))
برای ادمی که کلا سر رشته ی این کارها رو نداره باز کردن کیس هم سخته، شما خودت پسری از بچگی وسایل رو باز میکردی ما برادرها و پدر باز میکردن فرصت نشد یاد بگیریم:)) 
اره دیگه تازه تو پیچ صرفه جویی میشه و میشه برای وسایل دیگه استفاده اش کرد ://
یاعلی
پاسخ:
آره والا پیکان یه موقعی قداستی داشت واقعا. روزگار چقدر نامرده :))
.
آره راست میگی. خاطراتم رو مرور کردم نظرم عوض شد. :d
1. دیوانه ی این کارتون شدم...بین این همه کابوس یه رویا چسبید! (:

2. چرا داداشِ من لاغر نمی‌شه پس؟! :D
پاسخ:
فکر کردم میگی کارتون. هی دارم فکر میکنم کدوم کارتون آخه؟ :)) دفعه سوم که خوندم فهمیدم منظورتون چیه.

2- داداشت تجربه اش زیاده روش اثر نمیکنه دیگه :d

عَی بابا اشتباه کردم. اون دومیه شماره سه بود...نه 2! :|
متوجهید؟! (:
پاسخ:
:))
آره. مشکلی نیست. 
دو و سه نداره. مهم مفهومه که رسید.
نخیرم ! الان مثلا رفته اونجا قراره توپ طلا بگیره ؟ نه اقاجان! تو بارسا خیلی اوضاعش بهتر بود! [ چشمانش را ریز میکند و یک پول پرست بدبخت میگوید و میرود] 
.
عاخ عاخ اصن جملات تعارفی رو بلد نیستم :// یه دفعه شیر کاکایو داشتیم میدادیم‌تو خیابون بعد نمیدونستیم باید چی بگیم در جواب قبول باشه :| 
پاسخ:
در جواب قبول باشه باید بگی ان شالله عروسیت مثلا :d

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۸ رضا فتوکیان
راستشو بگو
واقعا خواب بود!!
پاسخ:
نه من واقعا مالک باشگاه پاری سن ژرمن هستم. ادا آقاگل رو در میارم ^_^
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۴۵ زِدْ عِِـچْ آرْ …
این چیزاش به من ربطی نداره  باید میموند بارسا
پاسخ:
تنها خرید بارسا تو روز آخر نقل و انتقالات :))

http://s8.picofile.com/file/8305513568/photo_2017_09_04_14_25_48.jpg

چند جعبه پیتزا برا کارمندایی که اضافه کاری وایساده بودن. 
پارسال شب قدر تو زینبیه نشسته بودم و داشتم گریه می‌کردم یهو یکی زد بهم. برگشتم دیدم یه دختره ست. گفت: سلام. تراز قلمچیت چنده؟ و من یه لحظه زل زدم تو چشماش و سرمو برگردوندم
منم هنوز نتونستم این پدیده اجتماعی رو تحلیل کنم واقعا :))
پاسخ:
توی مراسمات مذهبی از این دست برخوردا زیاد دیدم. مثلا طرف اومده مراسم شب قدر بعد در مورد اینکه چطوری میشه سر فلانی  رو کلاه گذاشت و ماشینش رو مفت خرید با بقل دستیش مشورت میکنه. :|
:))
آقاگل خواب نیمار میبینن من خواب میبینم بچه های کلاس همه باهم مسموم شدن منم یه بسته قرص گرفتم دستم و نمیدونم به کدومشون برسم:/
به نظرم این پدیده اعتماد به نفسه بالاست من همیشه غبطه اعتماد به نفس این آدما رو میخورم!
من سخت افزار خیلی بلد نیستم ولی رو کامپیوتر خدابیامرزم یک برنامه هایی نصب میکردم و ویندوز عوض میکردم و خلاصه هر بلای نرم افزاری که میشد سرش میوردم ولی الان میترسم ویندوز عوض کنم دیتاهام پاک شه:/ خاطره بد دارم آقا خاطره ی بد!

پاسخ:
بسته قرص رو بندازید بالا هرکی زودتر گرفتش نجات پیدا کنه! :d
عوض کنین ویندوز رو چیزی نمیشه. من تضمین میکنم! :))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">