دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

نیم پست‌هایی که ثابت می‌مانند

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۰۲ ب.ظ

در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...

آدمیزاد می‌تواند اگر بخواهد کوه‌ها را جابه‌جا کند...

می‌تواند آب‌ها را بخشکاند...

می‌تواند چرخ و فلک را به هم بریزد...

آدمیزاد حکایتی است، می‌تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!

بدن آدمیزاد شکننده است،

اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی‌رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد...


موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۴
آقاگل ‌‌

کتاب نگاری

نظرات  (۳۲)

۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۲۵ بهارنارنج :)
پس این توانایی خودش یعنی جبر نه؟این اختیار ادما خودش باعث تولد جبر میشه!!جبر نتیجه اختیار ادمی در دنیایی که همه به هم مربوطیم:)
پاسخ:
ای کجاش به جبر رسیدین؟ جبر مثلا مصداقش میتونه این بیت حافظ باشه که میگه در پس آینه طوطی صفتم داشته اند.
نه زیاد موافق نیستم باهاتون.

به یاد حرف کسی افتادم که می گفت نادر ابراهیمی نگاه حماسی به انسان داشت.
این متن هم انگار همین نگاه رو داشت.
پاسخ:
:))
صحیح.
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۰۴ نیمه سیب سقراطی
یوسف ، زری ، گوشواره ، درخت گیسو ، اون اسبه ... با دیدن عکس کتاب یهو همه چی به ذهنم هجوم آورد ... این کتابو 15-16 سالگی خوندم و خیلی برام تاثیر گذار بود :) یه نسخه قدیمی از همین سو و شون رو توی کتابخونه م دارم، البته خیلی نو تر مونده :)) 
پاسخ:
نسخه من هم سالم تر از اینه. تصویر رو از گوگل گرفتم. :))
من اولین بار کتاب رو سال دوم دانشگاه خوندم.
داستان خوبی است ، یک روزی تمامش خواهم کرد.
پاسخ:
:))
ان شالله.

درود بر شما
چه یاد آوری شیرین و زیبایی . دستتان درست و بی بلا یادش بخیر آن روزهایی که این کتاب را خواندم و یادش بخیر بانو سیمین .
سالها پیش افتخار این را داشتم که یکی دو جلسه سر کلاس زنده یاد بانو سیمین دانشور نشستم .
به هر روی سپاس از پست خوبتان و در پناه مهر خدای بزرگ شاد و سربلند باشید ( آمین)
پاسخ:
سلام :)
چه خوش سعادتی بودید شما. نشستن در کلاس درس اساتید خیلی خوبه. خود نفس حضور در کلاس. حتی اگر همچون من بی سوادی باشم.

سالم و سلامت و تندرست باشید. تشکر. 
صحیح! (:
پاسخ:
صحیح :)
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۴۷ دُچــــ ــــار
@سمیرا
شما آخرش یه نظریه درمورد جبر و اختیار میدین من میدونم :)
پاسخ:
@سمیرا

کتاب قشنگیه. خوب فضای تاریخی رو تصویر کرده.
پاسخ:
دانشور توی بقیه کتاب هاش هم این فضای تاریخی رو به خوبی تصویر می کنه. باهات موافقم. 
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۲۲ آقای سر به هوا ...
باید بخونمش اینطوری نمیشه !
پاسخ:
بخون :))
آفرین
اتفاقاً همین پریروز جایی بودیم صحبت سووشون شد؛ چقدر جالب شد تقارنش با این پست شما :)
پاسخ:
:))
چقدر خوب.
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۵۲ بهارنارنج :)
@دچار
تو زندگیم خیلی سر این مسیله جنگیدم:)انقدر فکر کردم تا یجوری بتونم نگه دارم باقی مونده ایمانمو..

گرچه بازم خیلی چیزا برام گنگ..
پاسخ:
ما را به زور هم که شده سر به راه کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها...
فاضل مون
فکر نکنم خیلی حجیم باشه شاید وقت کنم یه روزی(همین زودی ها) بخونمش‌.:)
ممنون بابت متنش:)
یاعلی
پاسخ:
تقریبا دویست و خورده ای صفحه است و نثر روانی داره. خوندنش یکی دو روز بیشتر وقت نمیگیره. :)
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۴ دُچــــ ــــار
حل میشه بهارنارنج خانوم :) حل میشه
پاسخ:
:))
خیلی کتاب سووشون رو دوست دارم ...البته من فقط هربار
قسمت هایی از کتابش رو خوندم... یک سری بریده هایی از متن اما
همونم دوست داشتم 
 ولی دوست دارم یه بار کامل بخونم:)
پاسخ:
بخونین. یکبار کامل بخونین تا متوجه بشین چه کتاب خوبیه. :)
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۷ فرناز فرزان
انتخاب وبلاگتونو به عنوان وبلاگ برتر تبریک می گم

پاسخ:
ممنونم از لطفتون :)
جزو ۱۰۰ وبلاگ برتر بیان شدنتان را تبریک میگم 

پاسخ:
ممنون :) 
 به نظرم اگه بر مبنای محتوا و مفید بودن وبلاگ ها دسته بندی میشد وبلاگ من جزء 250 تای اول هم نیست. :))

سلام دوست عزیز
بهتون تبریک میگم که به عنوان وبلاگ برتر سال 95 انتخاب شدید.
من یک هدیه ی ناقابل برای شما در نظر گرفتم.

شما میتونی برای دریافت هدیه به وبلاگ من بیای و پست اول رو بخونی و هدیه رو دریافت کنی.
:)
پاسخ:
سلام.
لطف کردین ممنونم :))
زری کسی بود که با شادیش شاد میشدم و با غمش اشکم درمیومد.. انقدر برام زنده و ملموس بود. مخصوصا اونجایی که ... (میخوام اسپویل نکنم مثلا) کلی غمگین شدم، با اینکه ادبیات نمیدونم چندم اسپویلش کرده بود، اما بازم انتظار داشتم اون اتفاق نیوفته. این بار معجزه شه و داستان عوض شه. این بار طرف یهو ببینه همش خواب بوده. و..
پاسخ:
اون بخشی که توی کتاب ادبیات بود داستان رفتن برای تماشای مراسم سوگ سیاوش بود. یه بخشی هم عروسی دختر ارباب بود گوشواره زمردش رو گرفتن و بردن که بردن. :))
اسپویل برا کتابا و فیلمائیه که سال 2015 به بعد باشه:دی  قبل اون که دیگه اسپویل به حساب نمیاد میاد؟ :))

۱۹ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۲۳ علی رضا عظیمی راد
سلام
عرض 2 تبریک ویژه خدمت شما دوست وبلاگ نویس و همچنین بنده حقیر
1- تیریک به مناسبت عید بزرگ غدیر، بزرگترین عید مردم جهان
2- تبریک به مناسبت قرار گفتن وبلاگ شما و بنده در بین 100 وبلاگ برتر بیان در سال 95
در پناه حق شاد باشید
پاسخ:
سلام
زنده باشین! :)
این روح باید پرورش دهنده داشته باشه و هم راه:)
پاسخ:
:))
صحیح

سووشون! کاش کتابای کتابخونه رو من خریده بودم!

پاسخ:
:)
خب من که متوجه کامنت تون نشدم. 
ولی کتابای کتابخونه رو میخریدین.
سلام عرض ادب و احترام

وارد وبلاگ شما چند مطلب رو خودندم و دیدم خالی از لطف نباشه یه نظری بدم . شما فعالیت خوبی دارید . به نظرم هر چند وقت یک بار قالب رو عوض کنید

موفق باشید در همه مراحل
پاسخ:
سلام و عرض ادب!
باسلام
یکی غزمتن هایی که واقعاتوزندگیم تاثیرزیادی داشته همسن بود.بغدیدن این متن یه تلنگرعجیب دیگه ای تووجودم به وجوداومد.واقعا عالی بود.ازوبلاگ عالیتونم ممنونم.

ازشمادعوت میکنم به وبلاگ منم سربزنید😉


پاسخ:
با سلام.
:)

۲۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۰ رضا فتوکیان
من کتاباش رو نخوندم ولی خب اگه فرصتی بشه دوست دارم یکیش رو امتحان کنم
پاسخ:
حتماً بخونین.
برتر شدن وبلاگ تون مبارکتون باشه آقاگل
پاسخ:
:)
تشکر
سووشون کتابی که هیچوقت نشدبخونمش...
پاسخ:
هیچوقت دیر نیست.
بخونین :)
وبلاگِ شما آدم را ترغیب میکنه یه پِلِی بک بزنه به تمام کتابهایی که هیچوقت فکر خوندنشونم به ذهن آدم خطور نکرده !
تکه ای از کتاب سووشون هم تو کتاب ادبیات دبیرستان بود . زنده شدنِ
اینها برای من خیلی لذت بخشه :)
پاسخ:
خب هیچوقت دیر نیست. اینبار تصمیم بگیرین و بخونین این کتاب رو. :)) 
هم کتاب خوبیه. هم اینکه پلی زدین به گذشته.

منظورم اینه که کتابخونه ی ما اینو نداره.

باید سر فرصت برم بخرمش.

پاسخ:
:))
آهان.
الان متوجه شدم.
به نظرم کتاب خوبیه و ارزش خریدن رو داره. پس این کار رو بکنین.

:))

بله حتما.

پاسخ:
:))
حیف که اطلاعاتم در حدی که تو کتاب های ادبیات دبیرستان خوندم هست فقط....
پاسخ:
:))
هیچوقت برای خوندن دیر نیست.
قبول ندارم اینو که همه چیز دست خود آدمه

بعضی چیزا رو هرچقدر هم روح قدرتمندی داشته باشید و کنترل داشته باشی به ناچار اتفاق که افتاد نمیتونی کنترلش کنی.
پاسخ:
:)
بلی
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۱۶ گنجشک باران زده
یک روز خواهم خواند:/
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">