دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

زنان، فوتبال و مهریه

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۵۲ ب.ظ

«حتی اگر فقط یک زن در سراسر ایران دوست داشته باشد برای تماشای فوتبال راهی ورزشگاه شود، باید حق او را بدهیم و زمینه‌ای فراهم کنیم که او بتواند به این فعالیت سالم و عاری از زیان بپردازد»‌؛ این مطلب استثنائا از نتیجه‌گیری شروع می‌شود. پس از دیدگاه نویسنده مشکلی با اصل حضور زنان در استادیوم‌ها وجود ندارد اما در جزئیات بحث‌های فراوانی قابل طرح است که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آنها عبور کرد.

دو- به نظر می‌رسد بخشی از موج عظیمی که این روزها در اصرار به حضور زنان در ورزشگاه‌ها ایجاد شده، تلاش برخی شهروندان و به ویژه مردان برای «روشنفکرنمایی» است و نباید چندان به فلسفه سازنده آنها دل خوش کرد. به هر حال این یکی از کم‌هزینه‌ترین راه‌ها برای آن است که نشان بدهیم آدم‌های مدرن و متمدنی هستیم و دغدغه‌های دگراندیشانه اجتماعی داریم‌؛ ضمن آنکه این روش –نه البته برای همه مدافعان آن- می‌تواند شیوه‌ای مطلوب برای جلب توجه مخاطبان خاص هم قلمداد شود! مشخصاً اینکه روزی صد بار داد بزنیم «زنان را به ورزشگاه راه بدهید» خیلی راحت‌تر از آن است که واقعاً شهروند سالم و بی‌آزاری باشیم، در خیابان و فضای مجازی چشم‌چرانی نکنیم، از حریم دیگران رد نشویم، آشغال‌مان را کف آسفالت نریزیم، راه و بیراه بقیه مردم را قضاوت نکنیم و سرمان به کار خودمان باشد. آنها را هیچکس نمی‌بیند اما پست‌ها و توییت‌های حمایت از ورود زنان به ورزشگاه‌ها، کاملاً توی «چشم» است و می‌تواند کارایی تبلیغاتی بالایی داشته باشد. در نظرسنجی برنامه نود گزینه ورود زنان به استادیوم به عنوان جدی‌ترین درخواست از وزیر ورزش بیشترین رأی را می‌آورد اما خیلی از همان مردمی که چنین گزینه‌ای را پیامک کرده‌اند، در اماکن عمومی رکیک‌ترین الفاظ را به زبان می‌آورند و بدترین رفتارهای مدنی را مرتکب می‌شوند. بالاخره ما همین مردمیم‌؛ مشارکت‌کنندگان در نظرسنجی نود که از کره مریخ نیامده‌اند!

سه- اگر اینقدر که مردها روی ورود زنان به استادیوم اصرار دارند خود زن‌ها مایل به استیفای چنین حقی بودند، قطعاً تا به حال در این زمینه گشایشی حاصل شده بود. در حال حاضر شاید بیش از دوسوم محتوایی که در این زمینه تولید می‌شود، توسط مردهاست. چه در عالم ستاره‌ها و چه در دنیای شهروندان عادی، عمدتاً این مردها هستند که غم پشت در ماندن زنان را می‌خورند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که در تاریخ معاصر ایران زنان به وضوح نشان داده‌اند اگر «واقعا» چیزی را بخواهند، آن را به دست می‌آورند. حق طلاق، انتخاب محل سکونت، کار کردن بیرون از خانه، به روزرسانی نرخ مهریه، پاک شدن سابقه طلاق از شناسنامه و حتی مسئله «حجاب» از جمله مهم‌ترین امتیازاتی بوده که در چند دهه گذشته زنان با اصرار خودشان آن را به صورت قانونی یا عرفی تصاحب کرده‌اند. اگر در دهه شصت تصویری از پوشش امروز زنان ایرانی در پیاده‌روهای تهران و سایر شهرهای بزرگ به مردم نشان می‌دادی و سوگند می‌خوردی که این ایران 30سال بعد است، احتمالاً تو را به جنون متهم می‌کردند اما نه گشت ارشاد و ون‌هایش، نه صداوسیما و برنامه‌هایش و نه شهرداری و بنرهایش نتوانستند حجاب را به همان شکل و سبک و سیاقی که دولتمردان دوست دارند بین زنان تثبیت کنند. به همین منوال اگر اشتیاق زنان برای حضور در ورزشگاه‌ها هم جدی بود، حتماً در همه این سال‌ها به آن دست می‌یافتند. در همین ماجرای اخیر بعد از آن همه هیاهو، فقط 10زن ایرانی در بازی با سوریه پشت درهای استادیوم آزادی تجمع کردند و خواهان حضور در ورزشگاه شدند، در حالی که اگر این تعداد 10هزار یا پنج هزار یا حتی یکهزار نفر بود، قطعاً موضوع همین حالا در نهادهای مهم کشوری مورد بررسی قرار می‌گرفت. البته این مسئله صرفا منحصر به جامعه ایرانی نیست‌؛ چنان‌که در بسیاری از کشورهای اروپایی با وجود سابقه چندده ساله حضور هر دو جنس در ورزشگاه‌ها هم نرخ استقبال زنان از مسابقات فوتبال قابل مقایسه با مردان نیست.

چهار- طنز ماجرا این است‌؛ بسیاری از مردانی که در حمایت از حضور زنان در ورزشگاه گریبان پاره می‌کنند، خودشان تجربه چندانی از حضور در این محیط ندارند و بعضا سال‌هاست که سری به ورزشگاه محل برگزاری یک بازی مهم نزده‌اند. بنابراین نمی‌توان بر این جماعت خرده گرفت که چرا اینقدر سهل و آسان در مورد ضرورت فوری حضور زنان در ورزشگاه سخن می‌گویند و مثلاً طوری حرف می‌زنند که انگار اگر همان یک مأمور نیروی انتظامی از جلوی در کنار برود، همه مشکلات حل است. به شهرستان‌ها و بسیاری از ورزشگاه‌های دور از شهر مثل یادگار تبریز و غدیر اهواز و ثامن مشهد و فولادشهر اصفهان کاری نداریم‌؛ شما فکر می‌کنید در همین ورزشگاه آزادی با این مختصات، خروج امن چند هزار زن در ساعات ابتدایی شب و به منزل رسیدن مطمئن تمام آنها پروژه راحتی است؟ تردیدی نیست که روزی باید به سمت ایمن‌سازی فضا برای حضور زنان حرکت کنیم اما امروز شرایط تحقق این مهم به هیچ‌وجه فراهم نیست. یادتان باشد ما داریم در مورد جامعه بیماری حرف می‌زنیم که در آن «یک دوست» آتنای هفت ساله و معصوم را در چند قدمی پدرش ربود‌؛ جامعه‌ای که حجم اخبار زشت و تکان‌دهنده‌اش در مورد تجاوز به دختران خردسال هر روز بیشتر و عجیب‌تر می‌شود. کاش اولویت‌ها را درست تشخیص بدهیم و این همه زوری را که برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها می‌زنیم صرف ایمن‌سازی مراکز شهر و معابر عمومی کنیم‌؛ جایی که یک تبعه خارجی نتواند ماه‌ها دختران ایرانی را در کنار ایستگاه متروی شهید باقری در جوی آب سرنگون کند، آزار جنسی بدهد و البته تا زمان تلاش‌های خودجوش خانواده چهارمین قربانی، گرفتار قانون نشود. جایی که یک پدربزرگ به واسطه آموزش ندیدن بچه‌های بی‌گناه این سرزمین و فقدان چتر حمایتی محکم بر فراز سر آنها نتواند نوه خردسالش را طعمه لذتجویی‌های کثیف و سرکوب شده‌اش قرار بدهد و یک ناپدری مریض و بی‌شرف بیش از 70بار به دختر بچه همسرش تجاوز نکند. بعضی کارها، پروژه‌ها، فشارها و آموزش‌ها واقعاً نیاز بیشتری به اراده جمعی ایرانیان دارد‌؛ اراده‌ای که بخش عمده‌ای از آن امروز فقط معطوف به گذراندن زنان از گیت‌های ورودی ورزشگاه‌ها شده است.

پنج- کاش از پس این همه پافشاری مردانه برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها، کمی بوی مهربانی و نوع‌دوستی حقیقی (و نه تبلیغات و نمایش دادن) به مشام می‌رسید. کاش رفتارهای سازنده اجتماعی‌مان متعادل بود و در آن صورت می‌فهمیدیم که جامعه به شکل واقعی و متوازن رو به پیشرفت است. مثلاً کاش همین‌طورکه مردان از همه قماش به آب و آتش می‌زنند که مجوز حضور زنان در استادیوم‌ها را بگیرند، زنان هم کمپینی در مورد زندانیان مهریه تشکیل می‌دادند و برای رهایی چند هزار سرپرست خانوار در بند تلاش می‌کردند. کاش در همه این سال‌ها تقلای مختصری می‌دیدیم از چند بانوی سرشناس و سوپراستار که موج شتابنده «کاسبی مهریه» را تقبیح کنند و به فالورهای پرشمارشان گوشزد کنند تاوان عشق و جنون، غل و زنجیر نیست.همزمان با موج اخبار مربوط به پشت در ماندن زنان ایرانی در بازی با سوریه، خبر دیگری داشتیم در مورد زنی که فقط 24روز بعد از آغاز زندگی مشترک به بهانه چاق بودن همسرش(!) درخواست طلاق داده و مهریه 500 سکه‌ای‌اش را به اجرا گذاشته اما آیا هرگز کسی کمپینی برای «نه» گفتن به این مدل وقیحانه از اخاذی تشکیل داده؟ اگر حضور زنان در ورزشگاه با منع از سوی دولتمردان مواجه است، مصایب پرشمار مهریه و چیزهایی شبیه آن به عادات و آداب خود مردم مربوط می‌شود و صددرصد ریشه اجتماعی دارد اما چون حرف زدن در این مورد خیلی روشنفکرانه به نظر نمی‌رسد و حتی ممکن است بوی تحجر و سنت بدهد، کسی لام تا کام سخن نمی‌گوید.

شش- منع ورود بانوان به ورزشگاه‌ها یک دغدغه زنانه فرعی است که امروز با شدتی عجیب اولویت پیدا کرده و در کانون توجهات قرار گرفته اما درست در همین شرایط انواع دغدغه‌های جدی مردانه در همین جامعه وجود دارند که به هیچ گرفته می‌شوند‌؛ از گرفتاری رکورد و بیکاری و ورشکستگی کارخانه‌ها و قاچاق کالا که تبعاتش عمدتاً مردان را به عنوان مسئول سنتی تأمین خانواده آزار می‌دهد تا رنج کهنه‌ای به نام خدمت سربازی اجباری و همگانی که در ساختار اداری کشور ایران به مسئله‌ای لاینحل می‌ماند. در همین روزهایی که خبر پشت در ماندن چند زن ایرانی در مقابل ورزشگاه‌ها به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل شد، خبرهای تلخ و جداگانه‌ای داشتیم در مورد به رگبار بسته شدن سربازان وظیفه بی‌گناه توسط تعدادی از هم‌خدمتی‌های‌شان که بدون شرایط روانی استاندارد لباس رزم پوشیدند و به سیم آخر زدند. به آن اخبار چقدر توجه شد؟ در مورد این دو سال عمر مفید جوانان ایرانی که به جای صرف در راه مهارت‌آموزی و کمک به اتصال مفید آنها به بازار کار و صنعت در مسیر رژه و سینه‌خیز و کلاغ‌پر می‌گذرد چقدر محتوا تولید شده؟ در ضرورت قوی بودن بنیه نظامی و دفاعی کشور جای کوچکترین تردیدی نیست اما آیا واقعاً هنوز شیوه سربازی اجباری بهترین و به صرفه‌ترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ ما در مورد این مسائل چقدر سخن می‌گوییم و در مورد حضور زنان در استادیوم‌ها چقدر جدل می‌کنیم؟ البته که هیچ مشکلی نباید ما را از پرداختن به مشکلی دیگر بر حذر بدارد اما منصفانه قضاوت کنید که با شرایط کنونی جامعه ایرانی، بحث راهیابی آزادانه زنان فوتبال‌دوست به سکوی استادیوم‌ها در چه اولویتی از دغدغه‌های شهروندی و حتی جنسیتی قرار دارد؟ کاش پشت این بحث‌های شیک و خوشرنگ، نگرانی خالص ما برای همنوعان و هموطنان‌مان وجود داشت اما افسوس که در بخش بزرگی از غائله، رد پای تلاش برای خودنمایی و جلب توجه و تحسین‌های مجازی احساس می‌شود. آخرش هم کار به جایی می‌رسد که دولتمردان دلسوز می‌توانند با نشاندن فیلتر شده تعدادی زن در برخی ورزشگاه‌های ایران، ژست انجام تکلیف بگیرند و ادعا کنند تمام مطالبات جامعه نسوان را پرداخت کرده‌اند. منتظر بمانید و آن روز را ببینید!


لینک مطلب - رسول بهروش

موافقین ۸ مخالفین ۲ ۹۶/۰۶/۲۰
آقاگل ‌‌

ورزش نگاری

نظرات  (۳۰)

۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۹ بهارنارنج :)
اینا اگر خیلی نگرانن..خیلی از زنان مشکلات مهم تر از ازادی در استادیوم رفتن دارن!

به شخصه حاضر نیستم پامو همچین جاهایب بزارم که مردا توش انقدر جوگیرمیشن که نمیشه بفهمی مستن یا هوشیار!
پاسخ:
من خودمم الان فقط خواننده و منتقل کننده متنم پس نمیتونم زیاد اظهار نظر کنم. نظرم اینه که نباید همه چیز رو به همه چیز ربط داد. باید هر چیزی سر جای خودش درست باشه ولی با این شرایط و این جامعه خب به نظرم متن خوبی بود و انتقاداتش درست بود.
۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۰ بهارنارنج :)
آقاگل یه سوال داششتم
چرا بیان انقدر خلوت و حوصله سر بر شده؟؟؟کجان ان مردان دست به قلم؟کوشن اون خانوما؟جریان چیه؟:/
پاسخ:
سوالای اولت رو نمیدونم ولی سوال آخرت : جریان به صورت نرخ تغییر بار الکتریکی نسبت به زمان تعریف شده و با نماد I نشان داده می‌شه. :d
۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۵ ماهی کوچولو
کامل نخوندم چون طولانیه و با موبایلم
ولی تا همین جایی که خوندم واقعا خوب بود
خصوصا اونجا که گفته بود "در تاریخ معاصر ایران زنان به وضوح نشان داده‌اند اگر «واقعا» چیزی را بخواهند، آن را به دست می‌آورند. حق طلاق، انتخاب محل سکونت، کار کردن بیرون از خانه، به روزرسانی نرخ مهریه، پاک شدن سابقه طلاق از شناسنامه و حتی مسئله «حجاب» از جمله مهم‌ترین امتیازاتی بوده که در چند دهه گذشته زنان با اصرار خودشان آن را به صورت قانونی یا عرفی تصاحب کرده‌اند."
خود منم معتقدم اگه واقعا خود زنا بخوان میشه ولی نمیخوان خدایی از نظر اکثر زن ها اصلا چیز جذابیم نیست فوتبال و ورزشای دیگه حتی و گرنه انقد جوک نمیساختن در مورد مشکل زن ها با فوتبال دیدن مردها :/
پاسخ:
من هم با متن موافقم. واقعیت اینه که این موضوع دغدغه زنان نیست. صد و یک دغدغه مهم تر ریز و درشت هست که از رفتن به استادیوم و دیدن فوتبال براشون مهم تره.

۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۵ آرزوهای نجیب (:
کاملا موافقم

من شب و روز با خودم فکر می کنم، ما توی جامعه ایی زندگی می کنیم که از یه سری از آدمهای فرصت طلب جرات نداریم یه عکس پروفایل ساده از خودمون برای تلگرام و واتس آپمون بذاریم بعد انتظار داریم بریم ورزشگاه!!

و یه سوال بدجوری ذهنم رو درگیر کرده اینه که چرا هیچ کس توی سرو کله ی خودش نمی زنه که از خود ورزشکارهای زن حمایت کنه، چرا هیچ کس به دیدن فوتبال زن ها نمیره؟؟؟ چرا اینقدر ورزشگاه های خانم ها بدون تماشاچی هست؟
من حق می دم که زن ها برن ورزشگاه ولی خب اینم برام سواله(:
پاسخ:
سوالاتون برای منم سواله! اگه قراره به ورزشکاران زن و زنان ورزشکار اهمیت داده بشه چرا همه این سال ها باشگاه های پرسپولیس و استقلال رو اجبار نمیکنن که تیم فوتبال بانوان داشته باشه؟ چرا باشگاه ملوانی که سال ها تیم بانوان داشته یهویی تیمش رو منحل میکنن؟ و صدای هیچکسی در نمیاد؟ حتی خود بانوان؟ 
و اینکه ما داریم در مورد جامعه ای صحبت میکنیم که زن هاش صبح به صبح که میخوان برن بیرون از خونه هزار و یک فکر و خیال و ترس توی دلشون دارن. جامعه ای که هر روز صفحه حوادث روزنامه هاش پره از این اخبار بد و شرم آور
ای‌کاش می‌فهمیدن آقاگل :|
پاسخ:
چی بگم.

باورش سخته دغدغه ی اول ( یا حتی دهم) عده ای این مسائل باشه. البته که اگر شرایط مناسبی فراهم میشد برای حمایت درست از ورزش بانوان و حضور موثرشون توی ورزش ( و نه صرفا ورزشگاه)  خیلی بهتر بود. ولی اینا ( یا حتی مسئله ی کنسرت) جدی اولویت این مردمه؟ این حجم از فارغ التحصیل های بیکار، این همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی رو هم کنار بذاریم بازم دغدغه های جدی تری هست. این رفتارهای پرخاشگرانه و عصبی  و هیجان های کنترل نشده مردم حتی توی سطح شهر و خیابان ها علتش چیه؟ راه درمانش چیه؟

پاسخ:
ببین من معتقدم هر چیزی رو باید سر جای خودش در موردش بحث کرد و درستش کرد. مثلا اگه اقتصاد مشکل داره دلیل بر این نمیشه که فرهنگ رو بیخیال بشیم! یا اگه فرهنگ مشکل داره دلیل نمیشه مشکل تورم رو بیخیال بشیم. اینکه از این. ولی در مورد ورزش بانوان نظرم همونیه که در جواب کامنت آرزوهای نجیب نوشتم. 
والا من چند وقت پیش رفتم ورزشگاه تماشای فوتبال جوانان  و نوجوانان اونم در حد نیمساعت   ^__^
ولی چهار  چیز در اینمورد متوجه شدم اونم بدور از هر گونه قصد و غرض سیاسی میگم

یکی اینکه واقعا از همون بدو ورود احساس خوبی نگرفتم.
یعنی حس خجالت و حتی ترس بهم وارد شد ولی چون با خانواده بودم این حس کمرنگ بود.

دو اینکه واقعا وقتی بین تماشاچیان بودم متوجه شدم کسی به کسی کاری آنچنانی نداره البته اگر تمرکز رو اون زمین فوتبال باشه !

سه :
از دید یه زن یه خانم که نه معتصب است نه هیچی !
به عقیده من ، بازی فوتبال دیدن حتی در کنار خود جماعت مذکر خانواده مناسب شاءن یه بانوی ایرانی نیست !
ولی اگر کاری کنند مسولین،  بازی ها رو جوری برنامه ریزی کنند خانم ها جدا آقایون جدا بازی رو ببینند آره خوبه !
جدا یعنی اینکه اگر بازی فوتبالی هست (داخلی) اون روز فقط مختص زنان  باشه اونوقت بنظرم هیچ مشکلی نداره برای تماشای فوتبال :)
چون واقعا از نزدیک فوتبال دیدن یه حس خوبی تولید میکنه :)
ولی در کنار آقایون نه واقعا حس خوبی نداره !

چهار اینکه موقع تماشای فوتبال ،زن ها تشویق میکردن آقایون جواب میدادند بماند که اینا همشون همکار بودند :)
(کل تماشاچیان همش کلهم ۱۰۰ نفر نمیشدند ولی خب همکار بودند و برای تشویق و روحیه دادن به هر دو تیم اومده بودند)
ولی خب اگر بخواهیم قضاوت درستی در اینمورد داشته باشیم بنظرم ورزشگاه با این اوصاف جایگاه مناسبی برای حضور خانم ها نیست !

بابت پرگوییم منو ببخشین :)
همین دیگه :)

پاسخ:
بحث من سر این نیست که یک زن یا یک خانم حق دیدن فوتبال رو داره یا نه. فوتبال هم مثل موسیقی مثل فیلم مثل کتاب میتونه جزء علایق هر انسانی باشه. بدون اینکه جنسیت اون فرد اهمیتی داشته باشه. خب؟ این تا اینجای داستانه. ولی این وقتیه که بستر جامعه برای این کار مناسب باشه. مثل همون مسابقات پرشین کاپ که فکر میکنم شما هم رفتین و تماشا کردین. :)
در مورد اینکه میگین زنونه مردونه اش کنن! قطعا این راهش نیست. کاملا باهاش مخالفم.
در مورد بقیه موارد هم حرفم حرف همین متنیه که گذاشتم.
من یه چیزی بگم؟
مگه اماکن ورزشی، جزو موقوفات عمومی حساب نمیشن؟ مگه برای ساختشون از بودجه بیت‌المال (یا دقیق‌تر بگم پول نفت و مالیات) که در حقیقت متعلق به همه مردمه، استفاده نمی‌شه؟ پس چطوره که فقط نیمی از مردم می‌تونن از استادیوم استفاده کنن؟ موقع استفاده از پولشون، جنسیت مطرح نیست اما موقع استفاده از خود فضا، فریاد وااسلامای همه بالا میره؟ موقع خرج کردن پول بیت‌المال چرا کسی بهش بر نمی‌خوره؟ چرا چیزی به خطر نمیفته؟ :|
پاسخ:
ببین متر من هم مثل تو فکر میکنم. درستش هم همینه که هر انسان بتونه علایق خودش هرچیزی که هست رو بدونه هیچ محدودیتی و در چارچوب قانونش دنبال کنه. حالا میخواد این علاقه فوتبال باشه میخواد موسیقی باشه. یا هنر یا هر زمینه دیگه ای. و باهات موافقم که اگه میگیم بیت المال پس حق همه است که بتونن ازش استفاده کنن. ولی حرفم اینه که اگه قراره کاری برای ورزش زنان بشه توی خود ورزش زنان باشه. کم نیستن کیمیا علیزاده هایی که به خاطر کمبود امکانات و عدم حمایت میمونن پشت یک سری محدودیت های مسخره. مسخره ولی واقعی.
 
زن باید آرامش داشته باشه در هر محیطی و فکر نکنم توی ورشگاه این آرامشه و امنیته وجود داشته باشه
پاسخ:
سلام اول :) از این طرفا حتی. :))
.
در جواب تونم اینکه نظری ندارم در این مورد. طبیعتا شماها هم جنس های خودتون رو بهتر میفهمید و میشناسید. 
کامل نخوندم   ولی تا حدی که خوندم میتونم بگم موافق نظرتون نبودم 

پاسخ:
خب بیاید و بگید با کدوم قسمت هاش مخالفین.

در مورد پروژه به سلامت رسیدنشون اونم با اون جو بعد فوتبال موافقم ولی خب برنامه های دیگه ای هم هس که اون ساعت اجرا میشه و حالا هر کس با تاکسی یا وسیله خودش میره خونه.
پاسخ:
ولی تو هیچ کدوم از این برنامه ها 100 هزار نفر یکجا حضور ندارن. 100 هزارنفر جمعیت یک شهره. که توی یه استادیوم جمع شدن. نمیشه نادیده گرفتش. 
سلام
بعد بوقی اومدیم بخونیمتون
انقد طولانی بود بی خیال شدم:/
پاسخ:
سلام. :)))
خب بقیه پستارو میخوندین.
البته حق دارین. این اواخر همه پستام بلند بالا بوده. اصلا نمیتونم کوتاه بنویسم انگار. :))
سلام 
ها 
ها 
ها 
موافقم 
البته مخالفم که میگید مهریه ی فلان و بهمان 
چون زن که مهریه شو بذاره اجرامرد هم طلاقش نمیده ! میشه یه زن معلق می فهمی؟ 
پاسخ:
سلام.
راستش تا حالا درگیر طلاق نشدم زیاد اطلاع ندارم. ان شالله هم نشتم البته. :)
۲۰ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۵۹ ام اسی خوشبخت
امیدوارم ورزش بانوان در حدی پیشرفت کنه که خانم ها برای دیدن مسابقاتشون صف بکشن جلو ورزشگاه ها و برای علاقمندان مسابقات آقایون هم شرایطی ایجاد بشه که به علاقشون برسن.

کاش خانم ها کمی هم برای گرفتن بودجه های ورزشی اعتراض کنن. برای افزایش ورزشگاه و استخر و ... برای خانم ها تلاش کنن. بزرگترین مشکلی که من با استخرها و باشگاه ها دارم اینه که سانس های مخصوص خانم ها تا 4 یا 5 عصر تموم میشه و برای منی که تا 4 سر کارم عملا به درد نمیخوره، باشگاه های مخصوص خانم ها هم اکثرا از نظر تجهیزات مناسب نیستند. متاسفانه ما با استانداردهای جهانی کیلومترها فاصله داریم.

پاسخ:
دقیقا حرف منم همینه. اگه قراره کاری برای ورزش بانوان هم بشه زیرساخت ها اولویت بیشتری دارن. 

@خوشبخت جان ممنون با این کامنتت عزیز
پاسخ:
حرف شون دقیقا درسته.
و دقیقا حرف منم هست.

منم حرفم این نبود که ارتباطی بین مشکلات (اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و...) هست یا یکی از دیگری مهم تره. فقط به این همه هیاهو نمیخوره داستان سر حضور زنان توی ورزشگاه باشه وقتی هزاران حق دیگه خیلی راحت زیر پا گذاشته میشه.
معلومه که هر کسی حق داره در حیطه سلیقه و نظر شخصی از امکانات استفاده کنه و نباید محدودیتی وجود داشته باشه و امیدوارم با روش های معقول و به همت علاقمندان واقعی ورزش به ویژه فوتبال خانما هم به این حقشون برسن.
البته شاید بهتر بود اولش بگم با کلیت متن موافقم.

پاسخ:
آره. این همه هیاهو فقط برا کوبیدن دولت و حکومت وقته. مثل همیشه که به هر بهونه ای که پیش میاد یک سری روش ان فکر نما شروع میکنن به کمپین زدن و ... مثال بارزش آزادی های یواشکی و چهارشنبه های سفیدش! خب کسی که خودش توی خارجه چه میفهمه اینجا چه خبره؟ بعد اگه حقه دیگه چرا یواشکی؟ بعد شما اگه نمیترسیدی اگه وجود داشتی ول نمیکردی بری خارج بعد در مورد داخل کشور صحبت کنی. و تز بدی براش.
.
من هم با کلیت بحثی که توی کامنتا گفتین موافقم.
رفتن خانومها به ورزشگاه اصلا اولویت نیست، ولی زیاد بهره برداری سیاسی شده :-/
پاسخ:
آره دقیقا. اگر اولویت بود لااقل تعداد کسایی که برا بازی ایران-سوریه میرفتن استادیوم لااقل نباید 100 نفر میبود؟ یعنی یک درصد جمعیت کل ورزشگاه آزادی؟ 

خدا وکیلی زنای جامعه ما اونقد درگیری و مشکلات دارن که این مسئله ورزشگاه رفتن مسئله شونصدمشون هم نیست. اصن اونهمه مرد و زن بخوان توی یه جا واستن کی تضمین میکنه فساد نشه اونم با این وضع جوونا. مردا بعضیاشون کاسه داغتر از آش شدن نمیدونم چرا. خیلی حالا مرد هستن به ناموس مردم کار نداشته باشن. ولله. بازم میگم این مسئله دغدغه حتی یک درصد از زنان هم نیست.
پاسخ:
خب ما توی اجتماعی زندگی میکنیم که حقوق یک درصدی ها گاهی وقتا تو اولیته گویا. چون رسانه دارن. تبلیغات دارن. 
فکر کنم قوانین مهریه عوض شده از عندالمطالبه به استطاعت و بدون زتدان
نمی دونم درست نوشته باشم
پاسخ:
 یکی از دوستان هم گفتن این مورد رو. بنده هیچ اطلاعی تو این زمینه ندارم 
۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۴ دُچــــ ــــار
موافق، بودن یا نبودن، مسئله این است!؟ :)

http://fiish.blog.ir/post/305
پاسخ:
مسئله این است.
به نظر من هم خیلی این قضیه رو بزرگش کردن من اگه بشخصه کاره ایی بودم اینمورد رو آزاد میکردم اونوقت یه عده خانوم از سر کنجکاوی و یه سری خیلی کمی بخاطر عشق فوتبال و یه عده بخاطر سلفی گرفتن و یه عده دیگه بهمراه همسر میخواستن تشریف ببرن ورزشگاه و آخر بازی خیلیهاشون به این نتیجه میرسن که اینهمه اصرار خیلی هم لزومی نداشته و همون بهتر که دو پاکت پف فیل بخرن و لم بدن رو مبل و از تلویزیون ببینن و میمونه یه عده ی خیلی کم از خانومها که خونشون به گردن خودشونه و پی همه چی رو به تنشون میمالن و در هر شرایط میرن به ورزشگاه که اونهم دیگه نمیشه کاری کرد

خیلی وقتا با بولد کردن این خبرها باعث میشن خبرهای ناگوارتر همزمان کم رنگ بشه
پاسخ:
اون نکته آخرت نکته خوبیه.
۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۶ مصطفی روزبه بخشایش
سلام خسته نباشید
اگر موافقید همو دنبال کنیم
پاسخ:
سلام و خسته نباشید!
سلام علیکم-_-
ما از این طرفا دائم رد میشیم حس اعلام حضور نیست :|
پاسخ:
سلام :))
آهان. خب پس دعا کنم حس تون منقلب بشه؟ 
درود بر شما و درود بر جناب بهروش و سپاس برای این پست فوق العاده به درستی که آقاگل هستید.
من یک زنم - ساکت و صبور - تنها - بی همراه - با دوست - با دو چشم و یک دوپا برای دویدن و دویدن و دویدن
من یک زنم از روزی که زاده شدم - دلم را پاره پاره کردند - از همان روزی که نوشتند تو نیمه هستی - از روزی که در آغوش مادر به امیدی گذاردنم که صاحب برادر شوم و خودم پسر بزایم
من یک زنم - زنی که قهرمان زندگی و داستان خودش می شود - چه خاموش و چه بی مدعا - زنی که باید هیس هیس هیس
من یک زنم زنی که باید و باید و باید و نباید و نباید و نباید در مغزش جا می گیرد .
زنی که چرا و چگونه ها را آهسته می گوید . و به باید ها و نباید ها سر خم می کند
من یک زنم - زنی که برای بودن کوشش می کند اما دیده نمی شود
چند روز پیش یکی از زنان همشری من نفر نخست شیمی خاور میانه شد - اما مردان آهسته به او تقدیر نامه دادند - هیس آهسته کسی نشنود خدایی نکرده
فوتبال و دیدن فوتبال پیشکش خودشان - مادر بودنش را از او نگیرند - نیمه به حسابش نیاورند - درد روی دردش نگذارند -
مهریه ... چه واژه ی بی مسمایی - مهر کجا بود ؟ کدام مهربانی ؟ همه مهربانی ها وقتی گم شدند که پدر و برادر و همسر به خود حق دادند که تازیانه بر جان و روح زن بزنند - به حکم خود - برای دفاع از آبرو
بجای مهریه بگویند ؛ بگویند خون بهای روح و روان - در دادگاههای که حلالش می کنند تا جان بستانند .
آنقدر حرف برای زدن از باید ها و نباید های پیرامون زن بودن در سرم هست که نمی دانم از کجا باید آغاز کرد . آقا گل بگذار روی دل خودمان دردمان سنگینی کند . حتی اگر هوار کنیم صدایمان به جایی نمی رسد می گویند این زنک چیغ می زند -
برای اینکه خاموشت کنند کافیست به حسابت نیاورند آنوقت خودت یواش ؛ یواش گم می شوی . چه شانسی آوردند : فروغ و سمین ها و چه بد بختیم ما که کتابمان را در گنجه ها پنهان کرده ایم ...
امیدوارم تندرست و همواره پویا باشید و در پناه مهر خدای بزرگ همواره شاد باشید ( آمین)
(دلم می خواست بجای تماشای فوتبال شوق دلجویی از زنان صورت شکسته و دل سوخته از اسید پاشی ها ما را عنوان خبرهای داخلی و خارجی می کرد )
پاسخ:
سلام به شما. 
روی صحبت من هم همین هست. که مطالبات زنان خیلی خیلی بیشتر از یک رفتن به ورزشگاه ساده است. حقوقی که حق شونه و باید بهش بها داده بشه. حتی اگر ریز بشیم و فقط در زمینه ورزش هم بخوایم صحبت کنیم باز خیلی مشکلات بزرگتری هست که باید بهش پرداخته بشه. کم نیستن کیمیا علیزاده هایی که اگه به درستی بهشون توجه بشه میتونن قهرمان های کشورشون باشن. کم نیستن خواهران منصوریان. کم نیستن کیمیا علیزاده ها. 
و این فقط در عرصه ورزش هست. در عرصه های دیگر اجتماع وضع از ورزش هم بدتر و سخت تر هست.
به امید روزی که همه یک واحد انسان باشیم. 
۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۴ همطاف یلنیـــز
سلام سلام

لب کلام "... در بخش بزرگی از غائله، رد پای تلاش برای خودنمایی و جلب توجه و تحسین‌های مجازی احساس می‌شود." 

همین

پاسخ:
سلام به شما هم ایضا.
بله درسته. روش ان فکران توئیتری و فضای مجازی خیلی وقت ها به فکر جلب توجه و لایک و ریتوئیت هستند فقط. در این شکی نیست. و اینکه کاری به موضوع ندارن کلاً هدف اعتراضه. همین
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۴ رضا فتوکیان
موافقم انصافا
پاسخ:
:)
ممنون
الهی آمین که نشید 
هیچ کسی نشه 
هیچ وقت نشه 
پاسخ:
:))
متن رو خوندم و کامنتها رو. و اغراق نیست اگر بگم که دوست دارم گریه کنم...


پاسخ:
گریه هم داره.

تیم جنگ روانی قوی ای در حال کار اند که اختلاس ها، قرارداد های ننگین، انتصابات آقازادگان و خیانت های دیگه رو با بولد کردن مسایل حاشیه ای پوشش بدن...
پاسخ:
نمیدونم. ظاهر داستان که اینو میگه. البته خود مردم هستن که معمولا این خبرا رو زیاد پوشش میدن و مانور میدن روش. حتی روزنامه ها و خبرگزاری های اصول گرا بیشتر به این موضوعات میپردازن. 
فعلا تا بند چهار خوندم و موافقم.
میدونید آقاگل به نظرم جبر و افراط تو هرکاری تو هر جایی مستحق شکسته. این جمله: رضاشاه نتونست چادر از سر خانم ها برداره . جمهوری اسلامی هم نتونست روسری سر خانم ها نگه داره. شده یه چیزی مثل لطیفه ولی این یه واقعیته. وقتی حق انتخاب سلب بشه مطمئنا معضل درست میشه به زور نمیشه مردم رو مسلمون کرد...
بی ربط هم نوشتم ببخشید. :)
پاسخ:
جبر همیشه نتیجه عکس داده فکر کنم.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">