دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب


من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

هلا بیکم یا زوار

شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ
به نظرم رسید حال که دوستان زیادی قصد سفر به کربلا و شرکت در مراسم پیاده‌روی اربعین را دارند از این‌رو که سال پیش خود توفیق شرکت در این مراسم را یافتم چند توصیه دوستانه‌ی کوچک خدمت‌شان عرض کنم. باشد که در ازای این چند توصیه در طول سفر از ما نیز به نیکی یاد کنند و در دعاهایشان فراموش‌مان نکنند. 
پس در ابتدا این چند تصویر را ببینید و بعد اگر دوست داشتید توصیه‌های زیر را نیز بخوانید.

و اما توصیه‌ها:
یک، خواهش می‌کنم این چند روز را بیخیال هویت ایرانی‌تان شوید. به موکب‌های عراقی بروید. چایی عراقی بخورید. غذای عراقی بخورید(البته که افراط نکنید!) از پذیرایی‌هایشان استقبال کنید . و حتی برای استراحت‌های روزانه و خواب شب هم سعی کنید از این موکب‌ها عراقی استفاده کنید. با رفقای عراقی سلام و علیک کنید و گرم بگیرید. در حد چند جمله‌ی ساده هم اگر عربی بلد باشید که دیگر اهلاً و سهلاً. باور کنید با همین چند مورد ساده آنقدر گل از گل این عزیزان می‌شکفد و به قدری خوشحال می‌شوند که حد ندارد. در کل خواهش می‌کنم این چند روز ایرانی بودن خودتان را فراموش کنید و حل شوید در امت اربعینی.

دو، سبک سفر کنید. زیرا لااقل دو روز پیاده‌روی در پیش دارید.(پس حتماً کفش و یا صندل مناسب به همراه داشته باشید.) بار سفر را طوری تنظیم کنید که تا حد ممکن سبک باشد. و اینکه وسایل نوک تیز به همراه نداشته باشید. حتی در حد کارد میوه‌خوری! زیرا در ایست‌ و بازرسی‌های مسیر به مشکل برمی‌خورید.
مسیر سفرتان را از قبل چک کنید و مطمئن شوید بهترین مسیر را برگزیده‌اید. بنده پیشنهاد می‌کنم ابتدا از لب مرز مستقیماً به کربلا بروید. پس از چند روز زیارت در کربلا (و چند روز کاظمین و سامرا احتمالاً) با وسایل‌نقلیه به سمت نجف بروید. و بعد از زیارت در نجف همراه با کاروان پیاده‌روی مجدد به سمت کربلا حرکت کنید. بسیاری از دوستان را دیدم که وقتی به کربلا می‌رسیدند یا مریض‌احوال بودند و یا خسته‌ی راه. و به گواه خودشان آن‌طور که باید معنویات سفر را درک کنند درک نمی‌کردند. یادتان باشد این سفری است که شاید در طول عمرتان تنها یکبار نصیب‌تان شود. پس باید قدر لحظه لحظه‌هایش را بدانید.
سه، اگر با وسیله شخصی به لب مرز می‌روید سعی کنید ماشین‌تان را در جای مناسبی پارک کنید. و دقیقاً بدانید کجا. که پس از برگشت به مشکل نخورید. ماشین‌تان را در مسیر دیگر ماشین‌ها پارک نکنید.(بخصوص اگر قصد استفاده از پارکینگ‌های مرزی را ندارید.)[تصویر

توصیه دیگری نیست جز اینکه در هر حالی دعا فراموش‌تان نشود.

نظرات  (۲۰)

۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۶ مریــــ ـــــم
یه سوال تخصصی بپرسم؟
پاسخ:
بپرسید. پرسیدن عیب نیست. :)
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۱:۰۱ ام شهرآشوب
اتفاقا من آقامون که داشت میرفت بهش گفتم جان من غذای ایرانی بخور
چون دوسال پیش که باهم رفتیم، به خاطر یه فلافل، همه ی مسیر پیاده روی رو دل درد شدید داشت بطوری که جز نوشابه هیچ چیز دیگه ای نمیخورد.

ولی خب من خودم عاشق قیمه نجفی شدم. میخوردم،‌چیزیم هم نمیشد
پاسخ:
من خودمم با فلافل مشکل داشتم. ولی بقیه غذاها خوب بود. بماند که اوایل سر همین افراط کردن حال خوبی نداشتم.
.
قیمه ها و لوبیاهاشون خوب بود. 
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۱:۱۳ مریــــ ـــــم
داداشم میگه اونجا پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده و هایپو و چیپس و قیلونم نذری میدادن
من هنوز باور نکردم
راس میگه؟
شما دیدی؟
پاسخ:
نه دیگه داشته اغراق میکرده :))
لااقل من ندیدم. 
سلام‌
دقیقا همینایی که میگین هست و اینکه یک خیلی خوش صحبت با عراقی ها صحبت کنند و فکر نکنن اونا وظیفه شون به ماها غذا و جا بدهند . اونا فقط عاشق امام حسین هستند ! و فقط عشق امام حسین است که خونه و امکانات خودشون رو در اختیار زوار قرار میدن وگرنه وظیفه ای ندارند پس صدامون رو براشون بالا نبریم !
چون به کرار دیدم بعضی از زوار این چنین برخورد کردند اینو میگم.
اگر شده بهشون تو جمع آوری ظروف یا حتی شستن ظروف و یا پذیرایی از بقیه مهمانا ،خودمون پیش قدم بشیم خوبه اگرم هدیه ای بهشون هر چند ناقابل (حتی شده هدیه خوراکی یه بسته شکلات  ) به خودشون یا بچه هاشون بدیم بعنوان نذر بدیم مثلا که  برای میزبان قابل قبول باشه بازم خوبه و خوشحال میشن‌.
با تحکم و بداخلاقی با میزبان هامون برخورد نکنیم و حرف نزنیم !! دیدم که میگم.

درضمن سر ساعت ۶ -۵  بعداز ظهر موقع غروب آفتاب  که شد ا اگر کاروان بیشترشون خانمه لطفا دیگه به حرکت خودتون ادامه ندین 
و به داخل موکب های که دولت عراق و ایران ترتیب دادند برای زوار برین و استراحت کنید و تا صبح حرف نزنیم و مزاحم 
استراحت بقیه زوار نشیم !!و صبح خیلی زود ساعت ۵ صبح مثلا موکب ها رو ترک کنیم.
رختخواب های خودمون هم برداریم نذاریم میزبان اذیت بشه ! کارای شخصی خودمون رو خودمون انجام بدیم هر چند اونا به عشق امام حسین مهمانوازیشون فوق العاده است. 

بار سفرتون زیاد نکنین مثل من که وسط راه همه رو بذل و بخشش کنید که فقط کوله تون سبک باشه .
لیوان پلاستیکی  کوچک با خودتون ببرین نیاز میشه به هر حال تو کربلا هر چند همه ظروف یکبار مصرف دارند و بین زوار توزیع میکنند.
موقع پیاده روی ظروف یکبار مصرف از لیوان گرفته تا قاشق و ظرف و ظروف رو تو بین راه نندازیم !!
تو سطل زباله بریزیم !! بهداشت رو حتما رعایت کنیم !!
سر سرویس های بهداشتی سر اینکه دو دقیقه دیرتر شده و وقتتون هدر رفته با همدیگه چه ایرانی با ایرانی چه ایرانی با عراقی دعوا راه نندازیم ! همه برای زیارت اومدن اون زیارتی به دل میشینه که اخلاق مداری رو تو اولویت خودش قرار بده
خداوکیلی تو این کشور خارجی با همه خوش اخلاق باشیم !! با لبخند و روی باز از هم پذیرایی کنیم‌!
برای گرفتن ضریح های متبرکه همدیگه رو هول ندیم بخصوص قسمت خانم ها !
و حتی المقدور ماسک فیلتری رو حتما حتما با خودتون ببرین چون هوای اونجا بخصوص اون روزای که پیاده روی هوای اونجا خاک آلود و آلوده است پس ماسک های فیلتری بهتر از بقیه ماسک ها عمل میکنند !!
تا اینجا بسه بقیه موارد اگر عمری بود امروز میام میگم :)
ممنونم از تریبون آزاد :)
بابت متن طولانیم ببخشید فکر کنم متن من بیشتر از پست آقاگل شد :))




پاسخ:
سلام :)
کامنت تون میتونه بعنوان یک پست خودش اعلام استقلال کنه. ماشالله پربارتر از پست من شد. :))
دست تون درد نکنه.
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۱۹ آرزوهای نجیب (:
آقا تصویر هشت 😍😍😍
اگر زودتر این عکس شماره ٨ رو گذاشته بودین من هر طور شده خودمو می رسوندم😍🙈
پاسخ:
:))
نکته جالب اینجاست من تصویر هشت رو فقط عکسش رو گرفتم. با اینکه خلوت هم بود روزی بود که من حال و روز خوبی نداشتم و تا شبش هیچی نخوردم. :|
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۵۵ جنابــــــــ دچار
درمورد سوال مریم خورشیدی

+آقاگل شاید متوجه شدن اونا زوار کرمانی هستن از این چیزا براشون فراهم کردن :)
پاسخ:
:)))
به خودشون کامنت بدین بیان پاسخگوی کامنتت باشن. قابلیت صدا زدن نداره بیان که.
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۳:۱۴ פـریـر بانو
دست شما هم درد نکنه بابت توصیه ها

این روزا و تب و تاب مردم رو که می بینم یاد این تک مصرع ویرایش شده از فاضل نظری می افتم:

جا مانده ایم؛ حوصله‌ی شرح قصه نیست...
پاسخ:
ما نیز جا مانده ایم.....
کاش وامونده نباشیم لااقل.
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۳:۳۳ قاسم صفایی نژاد
ممنون. پست خوبی بود
پاسخ:
خواهش میکنم.
من هرکار بکنم نمیتونم غذای خارجی بخورم! نه عراقی! کلا خارجی! احساس میکنم غذای هر ملتی متناسب با ذائقه ی اونهاطراحی شده و به قول مدیرکاروانمون به بدن اونها سازگاره اما به ما لزوماسازگارنیست.
مخصوصا تو سفری مثل اربعین که سلامتیِ همه ی لحظاتت هم خیلی مهمه و هم خیلی در معرض خطر!
شاید در سفرهای خوش خوشانی تر حاضر باشم غذای خارجی بخورم اما اینجا نه این توصیه رو نمی پذیرم.
ولی صحبت کردن و صمیمی شدن باملت عراقی رو وااااااااااااااااااااااقعا درست میگید. این تعاملات امت رو به هم نزدیک تر میکنه ان شالله.
زیارت پارسالتون قبول :)
پاسخ:
نه خب خیلی از غذاهاشون با ما مشترکه. مثلا صبحانه شیر میدادن با تخم مرغ. یا پنیر. خب این دیگه چه فرقی در ذائقه ایجاد میکنه؟ البته کم و بیش حرفتون مورد قبوله. :)
ولی مثلا در مورد استراحت توی موکب های عراقی. یا چایی عراقی خوردن دیگه مشکلی نیست که. میشه با همین کارهای کوچیک دل شون رو شاد کرد.
.
ممنون. ان شالله خانوادگی قسمت تون بشه و برید.
من خیلی خیلی دوست داشتم برم پیاده روی . اما دیگه دیره بخاطر رشتم دیگه فکر نکنم بتونم . بیشترم بخاطر تجربه و فضای جدید اونجا میخواستم برم. فکر نکنم حال عرفانی بهم دست بده البته از کجا معلوم شاید اگه میرفتم واسه اون حالمم خوب بود:)
پاسخ:
ان شالله بری اونجا توی موکب های مخصوص علوم پزشکیا خدمت رسانی کنی :)
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۰:۱۱ هانیه شالباف
همون کامنت حریر... 
حوصله‌ی شرح قصه نیست... :(
پاسخ:
حوصله شرج غصه حتی :(
@لوسی می 
اتفاقا چنان غذاهای خوش طعمی دارن که نگو 
من یه همکار عراقی دارم همش بهش میگم رفتی عراق از اون ادویه هاتون برام بیار
غذاهاشون ماهیهاشون چیزایی که با خرما میپزن "یومی" که دقیق نفهمیدم چیه همه و همه عالی اند عالی!
پاسخ:
:)))
اسما رو خوب بلدین. من اسما تو ذهنم نیست. ولی ماهی شون رو یکبار خوردم نپخته بود از شانس ما.

باور کنم دو روزه رفتید؟ ما ۴ روز تو راه بودیم 

و آره قبول دارم کاش ما هم اول می رفتیم کربلا 
ما بعد اربعین تو کربلا موندیم ولی خدایی خستگی سفر بهمون موند 
پاسخ:
آره.نزدیک ظهر بود راه افتادیم. و دو شب فقط بین راه خوابیدیم. و نزدیک عصر بود که کربلا بودیم. تقریبا همین دو روز شد. البته روز دوم خیلی رفتیم. روز اول فقط  300 ستون رفته بودیم و روز دوم یکباره رفتیم تا ستون 1000. شبش همه مون پا درد گرفته بودیم. :)
 
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۱۹ ام اسی خوشبخت
ممنون که تجربیاتتونو به اشتراک میزارید :)
پاسخ:
خواهش میکنم :)
درمورد تصویر پنج توضیح میدید؟
پاسخ:
تصویر نونوائیه. نون صلواتی میپختن. :)) شبیه بربری بود.
۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۲:۳۱ פـریـر بانو
کاش...
پاسخ:
کاش...
۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۶ آشنای غریب
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
حرم نرفته بمیرم...خجالتش این است

«سلام می دهم از بام خانه سمت حرم
ببخش نوکرتان را بضاعتش این است»
پاسخ:
عالی
ممنون
بیجاره اون که حرم ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو...

من واقعا دلم میخواد اربعین پر بکشم برم ولی...
خدا کنه سال دیگه بطلبه.... خدا کنه...
پاسخ:
موج موج... دل من تشنه ی پیوستن بود....
سلام :)
پاسخ:
سلام به روی ماه کم پیدات :-)
۱۳ آبان ۹۶ ، ۰۹:۲۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بنده از همین تریبون، التماس دعا دارم از دوستان:-)
پاسخ:
:))
استفاده از تریبون بیت الآقاگل برا مصارف شخصی؟ :d
دعا به شرط دعا. شما منو دعا کنین. دوستان هم شما رو دعا میکنن.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">