دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

رقصی چنین میانه‌ی میدانم آرزوست

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۷ ب.ظ


س.ن:

کودکان روستا در عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین استادیوم فوتبال تاریخ، استادیوم Panyee FC تایلند. روستایی شناور در میان دریا.

 

موافقین ۱۰ مخالفین ۱ ۹۶/۰۹/۰۶

نظرات  (۲۰)

اینا توپشون بیفته توی دریا، خودشونم می‌پرن توی دریا؟! :)) 
پاسخ:
:)))
آره. فیلم شرح استادیومشون از یوتیوبه. اگه تونستی ببینش. البته توی کانال فرستادم. شاید دیده باشیش.
https://www.youtube.com/watch?v=jU4oA3kkAWU
فکرکردم مطلب مربوط به شهید چمرانه :)) انتظارشو نداشتم

تایلندم دیدنی داره ولی ایرانیا که میرن و برمیگردن همه چپ چپ نگاهشون میکنن :دی
پاسخ:
:))

۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۶:۴۴ شادوَرد __
چقدر قشنگه:)
وای که چقدر خوبه:) منظره نیست که، خودِ خودشه:)
پاسخ:
:)))
یه ورزشی هم هست که تو آب والیبال بازی می‌کنن. اسمشو نمی‌دونم. واترپولو باشه شاید. یحتمل از اینجا شروع شده. ینی انقدر توپشون افتاده تو آب که تصمیم گرفتن تو آب بازی کنن
پاسخ:
اونی که می‌گی واترپولوعه درسته، البته کاری به والیبال نداره:d در واقع بیشتر شبیه هندباله که توی آب بازی کنن. :))


۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۷:۵۲ آقای دیوار نویس
چه جایِ باحالی... :)) حال میده ها
پاسخ:
آره :))
ساده و صمیمی طوره.
۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۷:۵۶ مترسک ‌‌
عه! چه عکس باعشقیه 3>
پاسخ:
:)))

۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۸:۳۵ محبوبه شب
تماشاگراش و حتی تماشاگرنماهاش کوشن؟ :d
ولی چه جای باحالیه ^___^
پاسخ:
اصلاً روستاشون اهل فوتبال نبودن یقین. :دی
خیلی.
اون دوتا پسره که رفتن تو آب خیلی باحالن، الان دوست داشتم میرفتم اونجا فوتبال بازی میکردم:))
یحتمل کودکی باحالی خواهند داشت:))
یاعلی
پاسخ:
:))) اصلاً منم دوست دارم همچین جایی فوتبال بازی کنم. خیلی جای باعشقیه.
من از بازی کردن خودم یا بچه هام در چنین زمینی می ترسم!
اما اون بچه هایی که اینجا بازی میکنند رو تحسین می کنم. حس خوبی میده به بیننده. :)
پاسخ:
خب اونا کلاً تو آب بزرگ شدن. مشخصاً ترسی نباید داشته باشن. :)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۱:۴۵ محمد مهدی
تایلند هم شگفتی های خودشو داره ها :)))
پاسخ:
آره. باس خوب نگاه کنی دکتر :دی
۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۵:۴۹ محبوبه شب
سلام.. سحرگاهتون دلپذیر : )
چقدر عکس گوشه ی وبلاگتون قشنگه ^_^

+قبلترا وقتی داداشم معرق کاری می کرد، همیشه تو نقش هایی که میزد یه آقایی با همچین (مو)، ریش و محاسنی طراحی می کرد و بعد شروع به کار می کرد.
ولی حیف که دیگه ادامه نداد وگرنه کارش خیلی خوب بود :(

کلا هر بار که میام وبتون اول اونجا رو میبینم و می خونم بعد پست جدیدتون رو :d
پاسخ:
سلام :)
صبح شمام بخیرو روز خوبی داشته باشین :))
چشم‌تون قشنگ می‌بینه. یه همذات پنداری خاصی باهاش دارم. :دی
.
خب نمی‌شه در مورد گذشته و آینده‌های احتمالیش صحبت کرد. شاید تقدیری بوده که دیگه ادامه ندادن. ان‌شالله سالم و سلامت باشن. 
.
یه بار داشتم فکر می‌کردم کسی اون قسمت وبلاگ‌ها رو هم می‌خونه؟ خودم اگه کوتاه باشه می‌خونم. :)
سلام . صبح تون پر برکت و عاقبت تون بخیر :-) 

در دیده ما خاک نشینانِ قناعت
قدر پر کاهی نبود بال هما را                          « صائب تبریزی »

+ اینکه چرا فکر کردم این شعر میتونه اینجا جایی داشته باشه رو نمیدونم !؟

خوبید شما ؟
 یکی به من بگه کله سحری وقته کامنت جواب دادنه آخه ؟ نه من از شما میپرسم، درسته این کار ؟ :-d 

پاسخ:
سلام :) 
ظهر شمام بخیر.
شکر خدا. می‌گذره روزگار.
.
شعر هرجایی که باشه خوبه. :دی
و اینکه خب سحرخیز باش تا رواکام باشی.؟ یا همچین چیزی :-)
آرزوی منم بود...
پاسخ:
:))
چه دنیایی دارد کودکی !
چه زود بزرگ شدیم
چه زمان بی رحم است
پاسخ:
تا که می‌افته ددونای شیری
می‌شینه روی سرت برف پیری
کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل...
ان شاءالله که خوب بگذره .

الان جا داره بگم این ضرب المثل سحر خیز باش رو مثل همون سلام سلامتی میاره میشه یه جاهایی نقضش کرد. فقط من حوصله مثال پیدا کردن ندارم. دیگه خودتون دست تون تو کاره یه سری بهش بزنید :-d
+ من حواسم به این تناقض ها نبودااا ...خودتون باعث شدید اینطوری ریز بشم تو مطلب ;-) 

پاسخ:
آره لزوماً هر سحرخیز بودنی هم کام روایی در پی نداره. :دی

این شعری که در جواب یک آشنا نوشتید از خودتون بود ؟  لا ادری همایونی؟  :-) 

+ من که امروز خیلی سحر خیز بودم ، کلا تا خود صبح بیدار بودم . فقط نمیدونم چرا شبایی که آدم خوابش نمیبره ، ۶ صبحش یهو همون خوابه  با ۸ ریشتر قدرت از آسمون نازل میشه . 
واحد دیگه ای برا قدرتش به ذهنم نرسید. شما که مهندسین پیشنهاد بدبن ;-) 
پاسخ:
نه شعرش از ابوالفضل زرویی نصرآباده. این یه قسمت کوتاهشه:
تا که میفته دندونای شیری
روی سرت می‌شینه برف پیری
کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل
یه دفعه هم‌کلاسیا پیر می‌شن
هم‌بازیا پیر و زمین‌گیر می‌شن
رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داوود
گذشت دوره‌ای که «ما» یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود
تو کوچه‌های غربی ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت
درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروان‌سرا نیست
یه چیزی می‌گم ایشالّا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین
شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده
مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده مردای خوان هشتم
مردای پشت کوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
کیسه چپق‌ها به پر شال‌شون
لشکر بچه‌ها به دنبال‌شون
بیل و کلنگ‌شون همیشه براق
قلیون‌شون به راه، دماغ‌شون چاق
صبح سحر پا می‌شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چارتای رُستَمن به قدّ و قامت
هیکل‌شون توب، تن‌شون سلامت

ابتدا و انتهاش رو سرچ کنین بخونین :))

با تشکرات فراوان :-) 
درود بر جناب آقا گل
بسیار زیبا و خاطره انگیز
با دیدنش صدای زنده یاد بانو دلکش را خواندم که با نوای جادویی اش روزگار کودکی را می خواند .
یادم آمد ... شوق روزگار کودکی ... مستی بهار کودکی
.
.
.
آن همه صفای دل که خفته بود
.
.
.
به چشم من همه رنگی
.
.
.
به چشم من همه رنگی فریبا بود
... و
قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا
و از همه نازنین تر بچه هایی که در آب هستند ،گمان کنم توپ جمع کن های بازی باشند
بازهم سپاس و بسیار عالی بود- امیدوارم در سایه سار لطف خداوند کودک درونتان همواره دلارام و شاد باشد( آمین)
نه مرا سوز سینه ای - نه دلم جای کینه ای

زمین بازی شان جزیره کوچکی بود در دل بیکران دریا :-)
پاسخ:
:))
چه جمله قشنگی ^_^
۰۹ آذر ۹۶ ، ۲۳:۳۶ I am the dark face
این زمین یعنی محدودیت . تو بیابون باشی ولی محدودیت نباشه بهتره
پاسخ:
برعکس من فکر می‌کنم این زمین یعنی محبوبیت. یعنی اراده. حتی اگه روستات وسط دریا باشه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">