دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

من شعله نیستم
من دود نیستم
من کوه نیستم
من رود نیستم
محدود نیستم
محدود نیستم به همین نقشه تنم
بیرون ز تخته بند تنم باز این منم
تا دوردست تا همه تا تو
ای آخرین ستاره بیرون زکهکشان
آری منم زمان
آری منم مکان
نامم بلند در همه محدوده خدا
مرزم کشیده تا پس دیوار این جهان...
«سیاوش کسرایی»

یک پست و چند حرف

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ق.ظ
مورد اول:
چند وقت پیش جایی ماشین رو پارک کرده بودم و منتظر نشسته بودم داخل ماشین. بعد از چند دقیقه انتظار یک عدد ماشین پژوی نقره‌ای‌رنگ رو دیدم که ظاهراً چون جای پارک پیدا نکرده بود. (یا شاید چون دقیقاً توی مغازه روبرویی کار داشت! و دلش نمی‌خواست ده بیست متر جلوتر یا عقب‌تر ماشینش رو پارک کنه)  به صورت دوبل پارک کرد و رفت که به کارش برسه. مجدد بعد از چند دقیقه انتظار، شخصی رو دیدم که سوار بر ویلچر بود. و از اونجایی که پیاده‌روهای ما اصولاً بسیار استاندارد و خالی از چاله‌چوله و موانعی با هدف زیباسازی شهری هستند به اجبار از خایابان به‌عنوان محل آمد و شد استفاده می‌کرد. مسیرش رو ادامه داد تا رسید به اون پژوی نقره‌ای‌رنگ که دوبل پارک کرده بود و رفته بود که به کارش برسه. چراغ تازه سبز شده بود و ماشین‌ها همین‌طور پشت سرهم می‌اومدن و می‌رفتن. حیرون و مستأصل چشم دوخته بود به پژوی نقره‌ای‌رنگی که دوبل پارک کرده بود و به پیاده‌رویی که گویا اون و امثال اون رو جزء جامعه به حساب نمی‌آورد.
ضمن اینکه از خودم و هرچه انسان مثل خودم هست بدم میاد. روز معلولین گرامی باد.
مورد دوم:
الف- «ستاد ملی هماهنگی و پشتیبانی از تیم ملی فوتبال برای جام جهانی 2018 به ریاست سلطانی فر، وزیر ورزش تشکیل خواهد شد.» (وزارت فوتبال و ...)
ب-«پایان رقابت دسته ۸۵ کیلوگرم رقابتهای وزنه‌برداری قهرمانی 2017 جهان، کیانوش رستمی در حرکت دوضرب اوت کرد و علی میری با مجموع 348 مجموع هفتم شد.»
ج- «​​​​​​​​​​​طبق سندی که محمود صادقی نماینده تهران در مجلس منتشر کرده، حسین هدایتی معروف به عابربانک فوتبال و پرسپولیس "بیش از هزار میلیارد تومان" بدهی بانکی دارد!»(معادل بودجه سی سال باشگاه پرسپولیس!) کسی که یک دوره درخواست خرید باشگاه رو داشت و خوشبختانه موفق نشد.
 د- اتمام قرعه‌کشی جام‌جهانی، دعوا و استعفای سوری جناب مربی تیم ملی، دعوت فدراسیون استرالیا و آفریقای جنوب از وی، آشتی ملی، منت‌کشی رسانه‌های حامی استاد. همه قابل پیش‌بینی بود و الحمدلله به وقوع پیوست.
 ه- ماجرای روسری سر کردن مربی تایلند در مسابقات کبدی، با اخراج زهرا رحیم‌نژاد از فدراسیونی که همه از اقوام رئیس هستند (به جز ایشون که گویا صنمی با رئیس نداشتند.) الحمدلله ختم به خیر شد.
 و- «اتحادیه جهانی کشتی اعلام کرد: کمیته‌های حقوقی و اخلاق، موضوع شکست عمدی علیرضا کریمی را بررسی خواهند کرد تا نظر خود را به هیات رییسه UWW اعلام کنند.» ( تکذیبیه فدراسیون از ترس تعلیق، تمجید ارگان‌های داخلی جهت دیده شدن، نتیجه بازی نکردن با حریفان اسرائیلی گربه‌رقصانی است برای داخلی‌ها، بدون هیچ بازخورد جهانی! پس بیابید سن پرتقال فروش را.)
 ز- قبل از اینکه در وزارت ورزش را گل بگیریم، مدال طلای سهراب مرادی در دسته 94 کیلوگرم جهان رو هم تبریک عرض می‌کنم. سریع‌تر به روابط عمومی فدراسیون، وزارت کشور، هیئت دولت، مجلس، قوه قضاییه و ... خبر دهید که مراتب تبریک و تهنیت خود را در رسانه‌های دیداری و شنیداری به عمل آورند.
مورد سوم:
اگر اهل خواندن حکایت و قصه هستید کتاب جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات جناب سدیدالدین محمد عوفی را پیدا کنید و بخوانید. خالی از لطف نیست. جوامع‌الحکایات درواقع یک مجموعه‌ی کامل از داستان‌های تاریخی و غیر تاریخی از ابتدای آفرینش تا قرن هفتم هجری است. نثر کتاب هم روان و گویاست. طوری که برای مخاطب عام کاملاً مناسب است.
مورد چهارم:
جناب آقای سیاووش کسرایی در منظومه آرش کمانگیر می‌فرماد:
پیرمرد، آرام و با لبخند،
کنده‌ای در کوره‌ی افسرده جان افکند.
چشم‌هایش در سیاهی‌های کومه جست‌وجو می‌کرد؛
زیر لب آهسته با خود گفت‌وگو می‌کرد:
«زندگی را شعله باید برفروزنده؛
شعله‌ها را هیمه سوزنده.
جنگل هستی تو، ای انسان!
جنگل، ای روییده‌ی آزاد،
بی‌دریغ افکنده روی کوه‌ها دامان،
آشیان‌ها بر سر انگشتان تو جاوید،
چشمه‌ها در سایبان‌های تو جوشنده،
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان،
جان تو خدمتگر آتش ...
سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!

نظرات  (۱۶)

سلام :-) 
صبحتون عالی ، روزتون پر برکت و عاقبتتون بخیر . 
روز خوبی داشته باشید .
پاسخ:
سلام :-)
روز شمام بخیر و پر برکت ان‌شالله.

یه وقتایی درباره این که کی واقعاً معلوله دچارِ تردید میشم! ما با این کارهامون یا دوستانِ ویلچرنشین؟!
پاسخ:
والا چه عرض کنم.

معلولین هم انسانند خب... :( 
پاسخ:
ولی گویا برخی از ما انسان نیستیم.
۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۰۵ جنابــــــــ دچار
ـهـ خیلی به فکرم فرو برد :)
پاسخ:
خوبه. فکر خوبه.
۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۱ مترسک ‌‌
ماشالا هزار ماشالا، مملکت گل و بلبل که میگن، دقیقاً ماییم :|
پاسخ:
آره مائیم. در این نه جای شک و تردید باشد.
۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۳۱ پـــــر ی
حرفای پست زیاد بود :)
پاسخ:
:))
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۰ حامد سپهر
رفتی تو کار خبر ؟

خیلی جاها توی بافت شهری حتی سازمانها اصلا واسه رفت و آمد معلولها فکری نشده

کیانوش چقدر خیره س به حرف هیچکس گوش نکرد اولا با مصدومیتش رفت رو تخته بعدشم با 204 کیلو هم میتونست طلا بگیره رفت واسه 212 کیلو در حالی که حریفش با 203 کیلو طلا گرفت

این کشتی نگرفتن جلوی اسراییلی ها هم داستانی شده
پاسخ:
:)
.
.
راستش من ندیدم بازیارو و فقط خبرش رو خوندم. وقتی فدراسیون و وزارت خونه وضعش این باشه ورزشکارم خیره سر میشه به هر حال!

۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۶ ام شهرآشوب
باعرض معذرت چون بیس ورزشی داشت اصلا جذبم نکرد! در نتیجه نخوندم!
پاسخ:
فقط مورد دوم ورزشی بودا. بقیه‌اش ربطی به ورزش نداشت. :)
اون روزی که گل پسر رو با کالسکه بردم در شهر بچرخونم کاملا وضعیت معلولین رو درک کردم :(
البته که شهروندان باشعور هم پیدا شدند در حمایت از ما. ولی خب.

+دوست می دارم که کمیته ی حمایت از تیم ملی فوتبال بره رو هوا! نمیشه مثل بقیه ی تیمها برن بازیشونو بکنن؟ حتما باید کمیته ی حمایت داشته باشن؟ مطمئنباشین حمایت هم چیزی جز پوووول نیست. الهی که بترکن همه شون! :دی

+این قضیه ی باخت این بابا چیه؟ چه ربطی به اسرائیل داره من نمی فهمم؟!
پاسخ:
اگر قرار باشه مردم هم هوای همو نداشته باشن که دیگه هیچی به هیچی می‌شیم میره پی کارش. الحمدلله هنوز برخی مردم کنار هم موندن. 
.
بحث اینکه حمایت از چه نوعی هست یا نیست نیست. بحث سر اینه که یه عده صرفاً جهت دیده شدن کار می‌کنن. مصداقش وزرارت ورزش و مسئولینش هستن. کل ورزش کشور تو این چندماه توی هوا بوده. از بسکتبال و والیبال و کبدی و کشتی و وزنه برداری بگیر تا همین فوتبال و متعلقاتش. ولی دوستان فقط دنبال رفع مشکل حضور تیم‌های باشگاهی در آسیا و حضور در جام جهانی هستن. گویا وزارت فوتبال داریم. :| الحمدلله چند وقتی هست دیگه اسمش وزارت ورزش و جوانان نیست! 
.
این بنده خدا توی قرعه کشی خورد به حریف روسی. داشت می‌برد که بهش گفتن اگه ببری می‌خوری به اسرائیل و باید ببازی. و خب باخت. و البته توی جدول بازنده‌ها باز خورد به اسرائیل. گفتن مصدومه نمی‌تونه بازی کنه. حالا داستان اینه که طبق قوانین بین‌المللی ما حق نداریم از بازی با هیچ کشوری سر باز بزنیم. وگرنه محروم و تعلیق می‌شیم. پس فدراسیون کشتی در خارج از ایران این باخت رو گفته کشتی‌گیرمون مصدوم بوده. ولی تو کشور اون رو حمایت از فلسطن می‌دونیم. خب اگه چنین حرکت‌هایی بازخورد خارجیش صفره. پس چه دلیلی داره؟ :| بعلاوه اینکه ما هیچوقت قانونی مبنی بر بازی کردن یا نکردن مقابل حریفان اسرائیلی نداشتیم! ولی وقتی مسعود شجاعی و احسان حاج صفی جلوی یک تیم اسرائیلی بازی کردن به دلیل نقض قاون مدت‌ها محروم بودن. :| هشتگ دارالمجانین
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۷ ام شهرآشوب
باز که کتاب خوب معرفی کردید!!! (شکلک کندن موی کله)

حالا که دقت کردم دیدم فقط مورد دوم ورزشی بود!!! 

(فک کنم می فرماد رو با لهجه ی کاشونی فرمودید!)
پاسخ:
:))
گفتم که فقط یک مورد ورزشی بود. 
اگه مشکلتون با کتابخونه صبوری حل شده باشه بگم که کتاب رو از اونجا مانت گرفتم و دارنش. :)

سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ایام بر شما مبارک

عرض کنم که ما که ربط این موارد را نگرفتیم چیه؟!! دوزاری کجی داریم کلا(لبخند)
و اما مورد اول:
راحت طلبی، منجر میشه قانون را هم دور بریزی دیگه چون محدودیت میاره و اگه جلوش را نگیری، بدبختت می کنه...


مورد دوم:
....

مورد سوم:
بابت معرفی کتاب ممنونم...ان شاء الله می خونم

مورد چهارم:
جنگل فقط بخشی از وجود انسانه...
ولی تعبیر قشنگی بود...

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام برادر. :)
بر شماهم مبارک.
راست اصلاً هیچ ربطی به هم نداشتن. چهار مورد جدا بودن کاملاً :))
.
مورد اول حق با شماست. و از این زاویه حرف درستی می‌زنین.
.
مورد چهارم هم پیشنهاد می‌کنم کل شعر رو بخونین. یا با صدای خود شاعرش بشنوین. سرچ کنین پیداش می‌کنین.
.
روز شمام بخیر و یا علی.
من هم خواستم همینو عرض کنم که وزارت ورزش شده وزارت فوتبال. برای همین گفتم نمیشه مثل بقیه برن بازیشونو بکنن بدون کمیته ی حمایت؟
بقیه ی رشته ها چه کار میکنن بندگان خدا؟! :|

+قبلا هم هرکسی که بازی نمیکرد بازنده اعلام میشد دیگه تا بوده همین بوده. حالا چرا بهش گفتن بباز؟!
این کار رو قبلا انجام میدادن و مقابل حریف اسرائیلی بازی نمی کردن. از کی تا حالا این قانون شده؟!

والا ایده ی خاصی ندارم باید جوانبش بیشتر و دقیقتر سنجیده بشه اما از بازی نکردن جلوی اسرائیلی ها حمایت میکنم!
پاسخ:
قبلاً هم این نبود که بگن بازی نمی‌کنیم و همینه که هست! حتی آرش میراسماعیلی که اولین نفری بود که تو المپیک آتن گفتن جلو حریف اسرائیلی بازی نکرد. اون تو روز مسابقه خودش رو از وزن انداخت که بازی نکنه. یک کاری کرد که یک شبه وزنش زیاد بشه و از جدول کنار گذاشته بشه. چون اگه بازی نکنن هم خودشون جریمه میشن هم فدراسیون مربوطه جریمه و تعلیق میشه. 
.
اگه می‌برد دور بعد باید با اسرائیلیه کشتی می‌گرفت. گفتن بباز که با اون کشتی نگیری. 
.
منم نمی‌گم این کار اشکال داره. می‌گم باید به طور صحیحی اعمال بشه. طوری که هم بازخورد بیرونی داشته باشه هم به ورزش کشور آسیب نزنه. 
عجب! من نمیدونستم! اینطوری که با خودمون بیشتر درگیر بودیم تا با اسرائیلیها! :))
پاسخ:
آره دقیقاً همین طوره گویا : |
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۴۳ ستاره جان
لعنت به اولویتهای این کشور 
پاسخ:
والا چی بگم.
هعی...
پاسخ:
هعی بابا هعی
درود بر آقا گل و نگاه ژرفی که به جهان پیرامونتان دارید
و اما سروده آرش کمانگیر
درست سال 58 بود و من کلاس پنجم ابتدایی بودم که این سروده بسیار بسیار زیبا را از کتاب فارسی حذف کردند .
اما این شعر هم مانند بسیاری از رویدادهای تاریخی و اسطوره ای که از کتابهای درسی حذف شده اند ، ماندگار و دوست داشتنی اند آینده می تواند نیاید . اما گذشته و پیشینه را نمی توان از بین برد حتی اگر از کتابها حذفشان کنند یا حتی اگر کتابها و تخت جمشیدمان را بسوزانند .
حکایت ورزش امروز مان شده برخی داستانهای طنز عبید زاکانی که به لحاظ اینکه باید بجای بیشتر واژه ها بوق گذاشت واگذار می کنم برای خود عزیزان و اما پایان زیبای سروده زیبای آرش
***
بی نصیب از شب روی هایش ، همه خاموش
سالها بگذشت و سال ها باز
در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید
.
.
.
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند و نیاز خویش می دانند
با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ
.
.
.
کوهها خاموش ، دره ها دلتنگ ، راهها چشم انتظار کاروانی باصدای زنگ ، کودکان دیری است در خوابند
در خواب است عمو نوروز
می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پرسوز
آقا گل گرانقدر و خوش اندیشه از این سبب ساز شدید دوباره و دوباره ها این شعر در ذائقه ذهن و جان تازه شود بی نهایت سپاسگزارم
مانند همیشه برایتان بهترین ها را از خداوند مهربان خواستارم که تندرستی و شادمانه بودن سرآمد همه است . ( آمین)
پاسخ:
درود به شما و ممنون از حضور همیشگی‌تون که باعث افتخار ماست داشتن مخاطبینی که همیشه باعث دلگرمی هستند. حضورتون مستدام.
.
همین‌طور که در گذشته برخی حکایت‌ها و داستان‌ها نسل به نسل و سینه به سینه حفظ می‌شد و گزند روزگار نتونست باعث محو شدنشون بشه. هنوزهم با حذف و سانسور نمیشه گذشته رو از ملت و مردم گرفت. و در این شکی نیست.

آری، آری، زندگی زیباست.
زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست.
گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست.
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست...
.
زنده باشید. مجدد ممنون از حضورتون. 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">