دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همه زندگی من است.

پیشنهادهای یک بنده‌ی نگارنده

گاهی شیرین گاهی تلخ

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۵۹ ق.ظ

فکر می‌کنم در کتاب پسری روی سکوهای حمیدرضا صدر بود که این جمله را خواندم: «مادربزرگ همیشه می‌گفت دوستی بی‌جهت می‌شود، ولی دشمنی بی‌جهت نمی‌شود.»

وقتی کتاب را می‌خواندم یادم آمد پدربزرگ نیز همین حرف را به گونه دیگری می‌زد. اگرچه پدربزرگم مرد سرد و گرم روزگار چشیده‌ای بود. ولی این روزها را هرگز ندیده بود. ندیده بود و نمی‌دانست ذات آدمی در پیِ چرخشِ دیوانه‌وارِ این روزگار، چرخشِ دیوانه‌وارِ این روزگارِ غدارِ کج‌مدار می‌تواند چقدر دچار تغییر شود. 

ایمان آورده‌ام که آدم‌ها دو دوسته‌اند. دسته اول که چو عضوی به درد آورد روزگار، قرار از کف‌شان می‌رود. و همیشه با قلبی مهربان حاضرند به دیگران کمک کنند. و دسته دومی که عادت کرده‌اند دماغ‌شان همیشه در آفساید زندگی دیگران باشد. احتمالاً بگویید این دیگر چه دسته‌بندی‌ای شد؟ راستش خودم هم نمی‌دانم. ولی چیزی که به آن اطمینان دارم، ایمانم نسبت به این دسته‌بندی است!

س.ن:

جدایِ جریان پست(شاید هم نه چندان جدا از آن) همین‌جا از دوستانی که در جریان پست قبل یاری‌رسان این بنده حقیر سراپا تقصیر بودند صمیمانه تشکر می‌کنم. امیدوارم روزی بتوانم لطف‌تان را جبران کنم. 

دکتر سین عزیز، جناب رزمنده، یه دوست بزرگوار(که وبلاگ‌نویس نیستند)، زمزمه‌های شرقی،  کاغذ سفید، روزمرگی‌ها و سکوت من صدای تو، رستاک و حبه انگور 

نظرات  (۱۶)

پدربزرگ دقیقا چه میگفتند در مورد بحث پست؟؟

+ نه که منم خیلی یاری رساندم. :)))
پاسخ:
خودمم تهش نفهمیدم :)
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۳۱ פـریـر بانو
و امان از آن‌هایی که دماغ بزرگ خود را فرو می‌کنند در کار و زندگی دیگران :/

:: سر همگی سلامت. دستشون درد نکنه😊
پاسخ:
آخ آخ. چی بگم والا.
داش آقاگل بگو کی ناراحتت کرده تا نسل دماغشو منقرض کنم . فقط کافیه اشاره کنی . 
پاسخ:
:)))
دکتر شما باید ملت رو درمان کنی نه اینکه بزنی منقرض کنی که.
زندگی کلاً همینه
آدما هم کلاً همینن
شما بخندید :)
پاسخ:
ما می‌خندیم.
خنده بر هر درد بی درمان دواست. 
در نتیجه هرکی بخنده درد بی درمان داره. نه؟ :))
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۵:۱۵ بهارنارنج :)
دماغ:|


خواهش میکنم..منکه علنا کاری نکردم:)تازه همونم دادم هاژمحمود عیبامو بگیرن:|
پاسخ:
:))
اختیار دارین. :))
دست تون درد نکنه.
از طرف من از هاژ محمود هم تشکر کنین.
همان که خودتون بهش معترف بودین "این دیگر چه تقسیم بندی ای شد؟"!!!

چه دوستان خوبی دارید : )
دمشون گرم.
پاسخ:
دوستانی دارم بهتر از آب روان :))
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۰۴ ام اسی خوشبخت
با دسته بندی موافقم. کاش حداقل رشد دسته دوم انقدر زیاد نبود.
ما هم از گروه ترجمه تشکر میکنیم که پدربزرگ ببان رو یاری رسوندن :)
پاسخ:
ما هم از شما تشکر می‌کنیم که از دوستان ما تشکر می‌کنین. به قول شاعر: 
ما تشکر می‌کنیم. آن‌ها تشکر می‌کنند.
چون تشکر می‌کنند از ما، تشکر می‌کنیم.
:دی
ارادتمند.
منم به دسته بندیتون ایمان دارم، به اینکه اگه تواناییش رو داشتید باید بزنید علاوه بر دماغ کل جلوبندیش رو هم پایین بیارید هم ایمان دارم.[یک درد کشیده:))]
یاعلی
پاسخ:
من ترجیح می‌دم از همون قانون کلت استفاده کنم همیشه. هم دردش کمتره هم کار کمتری می‌بره:دی
دسته بندی دقیق تری هم میشود برای گروه بندی دسته ی دوم قائل شد .
اونجایی که دسته دوم گاهی براثر اتفاقاتی بین دسته ی اول و دوم در حال آمد و شد ان.
پاسخ:
بعید می‌دونم همچین موردی باشه. بود هم می‌زنیم دماغش رو یه کم کوتاه می‌کنیم که توی دسته اول جاش بشه. یا بالعکس :))
دماغ بزرگ یقیناً وصل به گردن درازیه که مثل زرافه توی هر سوراخی سرک می‌کشه!
پاسخ:
دادا دقیقاً همینه. زدی به هدف.
هعی
فاصله دو دسته تون خیلی کمه نه؟ 

پاسخ:
نه خیلی. می‌تونم ادعا کنم افرادی که باهاشون آشنایی دارم 99/99 درصدشون توی دسته اول هستن خوشبختانه. :)) 

یه دسته هم هستن که دلشون می سوزه میخوان کمک هم بکنن اما پاش که بیفته و واقعا قرار باشه کمک کنن دیگه یادشون میره و کمک نمیکنن!
:(((
پاسخ:
اون دسته نزد ما محترم هستن و جزء همون دسته اول حساب می‌شن. :))
الاعمال و بالنیات اصلاً. همینکه هدف و نیت کمک کردن بوده مهمه. 

۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۵۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
از دسته اول هم اگه نبودیم. سعی کنیم از دسته دوم هم نباشیم!
پاسخ:
:))
سعی کنیم جزء دسته اول بشیم. و یا باشیم. 
و از دسته دوم برائت بجوییم حتی.
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۲ آشنای غریب
خب بعضیا شاید دلشون بخواد کمک کنن ولی امکاناتش رو ندارن
من با اینکه دماغ بزرگی دارم :D
اما باور کنید سواد کافی برا همکاری و کمک نداشتم
پاسخ:
اونایی که دوست دارن کمک کنن هم میان توی همون دسته اول. :))
مهم نیته عمله. 
.
من دماغ معنوی رو گفتم. شاید یکی دماغش کوچیک هم باشه ولی دماغ معنویش سه متر بشه:d
خوب من فکر کردم دماغ در آفساید دیگران یعنی جایی که به تو چه 
بعد گفتم آدم اگه بخواد به کسی کمک کنه باید در جریان زندگیش و مشکلاتش باشه اما باید مواظب باشه جایی هم سر نکشیده باشه که نباید و برای همین گفتم فاصله ی دو دسته کم هست منظورم این بود که مرز بین دو دسته باریک هست 
پاسخ:
نه منظور من کسی بود که میاد بدون اینکه کس دیگه‌ای رو بشناسه در موردش نظر می‌ده. و توی زندگیش دخالت می‌کنه. و خودش رو هم محق می‌دونه. کلاً آدم عجیب غریبی می‌تونه باشه.
واقعا دشمنی بی جهت نمیشه؟
پاسخ:
قدیما نمی‌شده.
الان علم پیشرفت کرده. :|

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">