دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همۀ زندگی من است.

آخ اگه بارون بزنه

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۴۸ ب.ظ
بارون زد...
چه بارونی :)
موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۱
آقاگل ‌‌

خود نوشت نگاری

نظرات  (۳۵)

سلام آقا گل :)

میگم آقا گل به زبان یونانی میشه هرکول درسته ؟

پاسخ:
سلام
آقاگلم آقاگل
:)

ای بابا چه شانسی :/
پاسخ:
شانسه داریم ما؟
این داور چهارم بود؟
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۳ بهارنارنج :)
کی الان میفهمه شما چی میگید:)))؟
من بودم تاحالا سه صفحه نوشته بودم:|
وغر میزدم و غر:|
پاسخ:
الان دلم می‌خواد سرم رو بکوبم تو در و دیوار.
نبینین اینقدر مظلومانه می‌شینم یه گوشه و الان زل زدم به صفحه مانیتور.
غرامو تموم بشه میام می‌زنم.
خسته نباشه:/
پاسخ:
پاینده باشین.
سلام منو به شانسش برسونید:))
پاسخ:
شانسمم سلام داره.
@
بهار نارنج من میدونم چی میگن ایشون :))


دعا میکنم ایشالا کارتون زودی درست بشه و بقول خودتون باران (رحمت) بباره 🙏
پاسخ:
والا اگه بدونین :|
ممنونم. ان‌شالله بزرگ شدم جبران کنم.
باور کنید  میدونم :))
تازه من دیشب پیش بینی کردم که شما الان کجایین ؟:)

ایشالا مشکل تون حل بشه 🙏
توکل بخدا 
حیف که جز دعا کاری از دستم برنمیاد ایشالا کارتون درست بشه الهی 🙏
پاسخ:
آخ اگه بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۵ بهارنارنج :)
واران پیشگوی اعظمه:|

http://its-me.blog.ir/post/661#comment-OLaMQXhs_yg

@واران
گگگگ خب حالا:دی

حق دارید ولی نکوبید:|
پاسخ:
این وسط یک پیرزن مهربون هست هی میره میاد به من چایی میده. اون نبود تا حالا امیدم رو از دست داده بودم!
رهش ^_^
+تیتر :دی
پاسخ:
البته از احمدشاملوئه. ولی معلوم بود از رهش برداشتم. :))
برگردم از سفر از رهش و خاطرات رهش میگم براتون.
اصلاً قرار بود اسم پست بعدیم رهش باشه چون داشتم می‌رهیدم! ولی الان بند بستن به پامون ولمون نمی‌کنن. :|

خیلی معلوم بود از رهش برداشتین 😂

منتظر اون پستتون هستم.
پاسخ:
:))
برای رهیدن من از دام کارهای اداری دعا کنین پس. 
خیر است ان شاءالله
پاسخ:
نیمه پر لیوانم الان چند قطره آب تهش هست!
خیر و غیر خیرش رو نمی‌دونم.

بالاخره اون چاه هم توش یه آبی میاد

به امید روزهای خیلی خوب تر :)

پاسخ:
آخ اگه بارون بزنه
دوره طلایی چی شد>؟ :)
پاسخ:
دوره طلایی کیه؟

۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۲۱ زمستان ‌‌..
بی خبریم از بارون آخر اسفند ! ولی خیر برات پیش بیاد اخوی!
پاسخ:
ممنون :)
بیا شریکی اخ بارون بزنه کنیم شاید فرجی شد یه ابر بارونی دلش اومد به استانمون سر زد و نیاد کنار استانمون بوق بزنه سهمیه بارون امسال استانتون تموم شده:(
پاسخ:
آخ اگه بارون بزنه...
همینجوری گفتم یه چیزی بگم
استرس خدمت تو منو گرفته!!
پاسخ:
صحیح :)
آخ اگه بارون بزنه.
کی بریم خدمت بهتره؟ یعنی کی پُست کنیم؟

بُرج طلایی در سربازی اعزامی‌های اسفندماه هستند چون به دلیل تعطیلات نوروزی تا ۲۰ روز (از ۲۸ اسفند تا ۱۷ فروردین) تعطیلی داده شده



پاسخ:
مال من میره بعد اسفند. اردیبهشت احتمالاً.
حالا بعداً میام میگم چی به چی شده بود.
مثل من که دست به طلا هم بزنم خاکستر می‌شه :|
پاسخ:
حواسم باشه پس دیدمت باهات دستندم :|
تیم شما برده ایشالاه؟
پاسخ:
داره بارون میزنه دچار داره بارون میزنه
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۵ زمستان ‌‌..
بیشتر توضیح بده لطفا !
پاسخ:
داره بارون میزنه بارون
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۹ بهارنارنج :)
وااااااااااااای:))))
خیلی قشنگه و ترسناک..


یاد اون جمله افتادم..باران بی امان
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۱ زمستان ‌‌..
خب خدارو شکر!
باران باریدن استعاره از چیست ؟[کندن ریش و انداختن روی فرش]
پاسخ:
استعاره از هیچی نیست. داشت بارون میزد :)
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۲ بهارنارنج :)
@زمستان

نه اسمون سوراخ شده:))
پاسخ:
چه غم ز بی کلهی؟ آسمان کلاه من است :))
خب خدا رو شکر، خیر در بارون:)
+ فقط این بارونه استعاره است یا واقعا داره بارون می‌زنه؟!
پاسخ:
واقعاً داشت بارون می‌زد. :))
ای ول بارون ^___^ 
سلام و مرسی بابت قسمت کتابخوانی تون 
تو کتابخونه خیلی به دردم خورد ۴ تا کتاب گرفتم و سری آتش در دود را هم تو قفسه ها دیدم :) 
پاسخ:
سلام خواهش می‌کنم. :)
خدارو شکر که به درد خورد.
اون آتش بدون دود رو لااقل جلد یکش رو بخونید. زیاد نیست حجمش. کمتر از 300 صفحه بود فکر کنم.
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۲۲ مصطفی فتاحی اردکانی
بارون بزنه........
پاسخ:
:))
خداروشکر:)
ولی شهر کن اسمان ابی با تکه هایی از ابر با بادهای دم عیدی خنک
.

پاسخ:
:))
اونم خوبه.
الان هرکول وایساده کنار کادر، میگه داداچ چرا پرتم کردی بیرون چیکار کردم مگه؟ و اشکاشو پاک میکنه و به سمت افق میره. 

ولی بارون نوش جونتون :د
پاسخ:
اسطوره‌ها همیشه سرانجامشون این بوده که به یه دردی دچار بشن. هرکولم اینجا بیرون رانده شد! :| :)

ممنون :)
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۰۳ آشنای غریب
منم اول فک میکردم فهمیده ام  اما انگار نفهمیده ام:))
پاسخ:
خودمم نفهمیدم حتی!
ولی دلم می‌خواست بارون بیاد. و اومد. فهمیدم وسط سختیاهم زندگی هنوز قشنگیاشو داره.
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۴۴ زمستان ‌‌..
@بهارنارنج
از باریدن بارون تبدیل شد به سوراخ شدن آسمان؟ چیه داستان ؟! من ادبیات رو فقط ۴۷ درصد زدم 😎
پاسخ:
داستان تکیل شده است از یک واقعه یا جریان که در قالب کلمات و جملاتی بیان می‌شود. داستان‌ها گاهی اوقات از زبان چند شخصیت و گاه از زبان یک شخصیت بیان می‌شود.
این از تعریف داستان. ادامه ماجرا رو از بهارنارنج بپرس :)
۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۲۲ مریــــ ـــــم
اخ که دیشب تو اون هوا فقط سیگار حال میداد
پاسخ:
جوان سیگار نکش. به بچه هاتم بگو سیگار نکشن. نهایت خواستی چیزیم مصرف کنی چیزی مصرف کن که در عرض یکی دو سال بکشه :|
چه خوب :))
پاسخ:
:))
دعای زیر بارون فراموش نشه پس
پاسخ:
دیشب باید می‌گفتی. البته متأسفانه اینجا ناودون نداشت. منم سجاده‌م رو نیاورده بودم. :)
دیگه رفت تو برنامه ام 
پاسخ:
خیلی عالی :))
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده
دل آسمون سبک تر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه ی منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه

# آخ اگه بارون بزنه ...

+ دعا کنید اینجا هم بزنه ، یه دل سیر بباره ...
شاید حال و هوای آدمای شهر هم بهتر بشه ...
چشممون خشک شد به آسمون :(

پاسخ:
آخ اگه بارون بزنه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">