دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

و گفت: خلق بر سه قسم‌اند و گروهی با خود به جنگ برای خدای تعالی و گروهی‌اند با خلق به جنگ برای خدای و گروهی با حق به جنگ برای خود!
که چرا قضای تو به رضای ما نیست؟
چرا مشیت تو به مشاورت ما نیست؟

تذکرةالأولیاء
ذکر سهل بن التستری

شصت‌وهشت

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۸ ب.ظ

شصت‌وهشت نه سال تولدم که تعداد کتاب‌هاییه که توی کتابخونه‌ داره خاک می‌خوره. خاک می‌خوره و من تا به امروز نخوندمشون. امروز صبح بود که پس از حدود سه ماه تصمیم گرفتم اتاقم رو مرتب کنم و دستی به سر و گوش کتابخونه بکشم. و خب بعد از گردگیری اتاق و کتابخونه نظرم به عنوان‌هایی جلب شد که تا امروز خیلی وقتا ساده از کنارشون گذشته بودم. بعضی از عنوانا اصلاً کتاب‌های معروفی نیستن و بعضیا هم کتابای من نیستن. ولی خب اینا اهمیتی نداره. چیزی که اهمیت داره اینه که بدونی شصت‌وهشت انتخاب متنوع توی کتابخونه‌ات هست که تاحالا سراغشون نرفتی. این شد که رفتم سراغ قلم و دفتر و همۀ شصت‌وهشت عنوان کتاب رو فهرست کردم تا به مرور زمان بخونمشون. پیشنهاد می‌کنم به بهانۀ تابستونم که شده این روزا سری به کتاباتون بزنید و عنوان‌های نخونده‌ای که دارید رو فهرست کنید. ممکنه شانس باهاتون یار باشه و  مثل من عنوان‌های جالبی این وسط به چشمتون بیاد. 

و خب نمی‌دونم در طول تابستون چقدر فرصت کتاب‌ خوندن دارم؛ و نمی‌دونم چند عنوان از این تعداد پرشمار کم میشه. ولی تلاشم رو می‌کنم تا این شمارنده رو هر روز به صفر نزدیک‌تر کنم.

حرف که زیاده. ولی فعلاً تا همینجا کافیه. انتهای پست هم اختصاص میدم به ایده‌آل‌ترین حالت اتاق و کتابخونه‌ام. 


تلفیق سنت و مدرنتیه و فضایی پیرمردپسندانه


کتابخونه و نقاشی‌های امیرحسین

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۰۷
آقاگل ‌‌

خاطره نگاری

نظرات  (۲۵)

من نه چون تنبلما چون سود قضیه برام مهمه جدیدا فکر میکنم باید نظام مندتر بخونم. بزام مهم نیست چندتا نخونده مونده، مهم اینه چیزایی که میخونم برام بمونه. نظر مثبتت چیه؟ 
پاسخ:
نظرم مثبته. خیلی وقته همین کار رو می‌کنم. الان ولی می‌خوام یه مدت رمان و داستان بخونم و این تعدادی که گفتم بخش عمده‌ش رمان و داستانه. :)

۰۷ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۹ آسـوکـآ آآ
سلام علیکم آقا گل
ستاره خاموشتون واقعا تو ذوق میزد:-)
اتاقتون هم شبیه اتاق علماست.
پاسخ:
کاش خودمم اهل علم باشم پس :))
سلام. زنده باشین.
سلام 
اون عروسک قصه اش چیه؟ قبلا هم دیده بودم روم نشده بپرسم 
پاسخ:
سلام. 
ننۀ من که بشه مادر دوتا خاله‌ای که اخیراً وبلاگ زدن، این عروسکا رو درست می‌کنه. البته بیشتر برای نوه‌های دختری. ولی خب مگه ما نوه‌های پسری نوه نیستیم؟ :)

عِه اتاقِ پیرمردا این شکلیه؟ :) بش نمی‌آد خو :)

*اگه کتابی از لیستتون، نظرتونو جلب کرد به ما هم بگید :)
پاسخ:
خیلیاشون جذابن. :) 
یه عادتی که دارم کتابایی که می‌خونم یا توی گودریدز براشون ریویو می‌نویسم یا توی کانال ازشون خلاصه می‌ذارم. اگر خواستین دنبال کنین.
۰۷ تیر ۹۷ ، ۲۲:۵۵ آسـوکـآ آآ
فروتنی هم یکی از ویژگیهای بارز علماست :-D
و اینکه ردیف دوم از پایین گوشه سمت راست اون کتاب جلد آبی از مرجع های مهندسی شیمی نیست؟
پاسخ:
اون پایین سمت رست چهار پنج تا کتابای مهندسی شیمیه دقیقاً :)
جرم و حرارت و کاربرد ریاضیات. به علاوۀ یکی دوتا کتاب دیگه.
فقط نقاشی های امیرحسین :)
پاسخ:
:)
یه مدت شرط کرده بودم هروقت میای تو اتاق من باید برام نقاشی بکشی:d

۰۷ تیر ۹۷ ، ۲۳:۰۹ بهارنارنج :)
عکس باباتونه؟؟؟


چقدر شبیهشونید:)
پاسخ:
نه.
دائی مرحومم هستن. و بله از خیلی جهات شبیه ایشونم و امیدوارم که باشم.
۰۷ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۶ بهارنارنج :)
خدارحمتشون کنه...
پاسخ:
ممنونم.
همۀ رفتگان رو ان‌شاءالله.
عجب اتاقیه. دنج.. و مخصوص کتابخونه و کتاب خوندن. ^_^
جالبه یه روز یه دغدغه ی عظمایی داشتم که ساعتها درگیرش بودم! گل پسر که رفت تو کتابخونه، به ناچار رفتم درش بیارم که سه تا مجلد دقیقا با تیتری که سوال من بود در کتابخونه یافت شد! چهار سال پیش برای پاسخ به همین دغدغه به امانت گرفته بودمشون! :/
باورم نمیشد چطور فراموششون کردم! تصمیم گرفتم تو تابستون بخونم و پس بدم به صاحب محترم!
یه همچین دغدغه های فرّاری دارم من!
پاسخ:
اتفاقاً منم با چنین مواردی روبرو شدم. کتابایی که قرض گرفته بودم بخونم و فراموشم شده بود. دوباره دیدمشون و تصمیم گرفتم بخونمشون. :)

تلگرام نیستم. واسه گودریدز هم آشنایی ندارم. چطور پیداتون کنم بین اون همه؟ :دی
پاسخ:
این آدرس صفحۀ من توی گودریدز :
کلیک کنید هدایت می‌شید همونجا دیگه. :)

۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۹ گُل نِگار
کاش از برگه هایی که با خط نستعلیق نوشته شده هم عکس بگیرید:)
دوست داشتم ببینم چه کتابهایی دارید:)
من هر شب کتابهایی که نخوندم و رو نگاه میکنم و تلاش میکنم شب های بعد تعدادشون کم و کمتر بشه:)

پاسخ:
اینجا مشخص‌تره متنشون:

یکی نوشته: به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم. و دیگری نوشته: سحرم دولت بیدار به بالین آمد
یکی هم انتهای اتاقه که غزل کجایید ای شهیدان خدایی مولوی بزرگواره.
.
همین کتاب‌هایی که الان توی قفسه کتاب‌ها هست خیلیاش از من نیست و از خاله است. منتها خب فعلاً دانشجوعه و کتاباش دست من امانته. 
چَلِنج اکسِپتِد D:
فقط باید برگردم خونه همدان کنار قفسه کتاب ببینم چه خبره توش.

پاسخ:
باشه برگرد خونه همدان. کنار قفسه کتابا ببین چه خبره توش. فقط از کنار برو :)
خاله هاتون؟ تو پست مربوط به نمایشگاه کتاب یکیو فهمیده بودم (بدون اسمش البته) حالا میفهمم بیشترن وبلاگ نویساشون
پاسخ:
یکی همین خانم ژاندارک.آ کامنت قبلی.
یکی هم "ماتی تی"
تازه پسردائی، پسرخاله، برادران هم هستن. خلاصه که بلاگستان رو گرفتیم. الان پنجاه درصدش دست ماست. :)
۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۲۴ محبوبه شب
خوش بحالتون 
خدا حفظ کنه ننه تونو
چقدر هنرمندن
ننه های ما که از این هنرا ندارن :|

نمیشه بهشون بگید یکی از همینا واسه منم درست کنن؟!
یا اصن همینو بدید به من ^____^
پاسخ:
اینو؟ اینو حتی ملت جرأت دست زدن بهش رو هم ندارن. برق وصل کردم بهش. نزدیکش بشی برق می‌گیره. داخلشم سنسور گذاشتم. 25 متر از اتاقم فاصله بگیره منفجر میشه. :))
.
ولی می‌تونین سفارش بدید بهشون. درست می‌کنن. حالا اینکه چطوری پستش کنه رو دیگه من بلد نیستم. :)
۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۴۰ محبوبه شب
فراموش کردم اینم بگم که
چقدرخوبه اتاقتون خلوته :(
منکه رسما توی انباری می خوابم
بازم خداروشکر : )))))) همینم غنیمته : ))))
پاسخ:
اینجاهم کم از انباری نداره. من زاویه خوبی رو انتخاب کردم برا عکس گرفتن :)
و البته تقریباً نزدیک به مرکز زمینم.

۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۲:۰۴ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
به مژگان سیه کردی 
هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت
هزاران درد برچینم

چه حس خوبی داشت این پست :)


پاسخ:
سعید بیابانکی یه تک بیت داره با همین مصرع اول میگه:
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است!

یاد خاطرات خوابگاه افتادم. :))

۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۴ محبوبه شب
قربة الا الله درست می کنن؟ : )))))
پاسخ:
ننه با هیشکی تعارف اینا نداره. حتی از منم پول می‌گیره. :)

بح بح 
ستاره روشن 
منم باید خیلییی کتاب بخونم . باور نمیکنم کنکورم تموم شده میتونم کتاب درسی نخونم :| 
پاسخ:
به به، کنکوری‌هایی که بعد از کنکور دوباره قراره کلی کتاب بخونن، وبلاگ بخونن و البته بنویسن ان‌شاءالله. :))
امیدوارم نتیجۀ کار همونی باشه که دوست دارید.
۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۳ פـریـر بانو
(ابراز شای مجدد از روشن شدن ستاره‌ وبلاگ آقاگل)
آره بخونیم؛ نخونده‌ها رو بخونیم. من هم امسال می‌خوام کتاب‌های نخونده‌ام رو بخونم. ایشالا که تموم شه تا آخر تابستون. :/

:: چه کتاب‌خونه جالبی! از اینا کجا دارن؟ :))
من کتابام زیاد شده قفسه قبلیم دیگه جا نداره. باید تو فکر یه جدیدش باشم. ولی یکی به من بگه چجوری این کتاب‌خونه‌ها یا قفسه‌های جینگیل که چندتا چوبن رو می‌چسبونن به دیوار؟ با چه ابزاری که سقوط آزاد نکنه؟ :|
پاسخ:
اول اینکه ارادتمندیم. :)
.
آخه یکی دوتا نیستن. خیلی کتابای خوب داریم که نخونده موندن.
.
دربارۀ قفسه کتاب، این الان چیز خاصی نداره. چندتا پیچ و مهره است فقط. برا ساخت یه کتابخونه نقلی چندتا انتخاب داری یکی به همین شکل با قفسه‌های آهنی، یکی با ام دی اف، یکی هم استفاده از قفسه‌های فلزی که توریه و به هم وصل میشه. برا ساخت اولی اگر یه کم ابزار ساده توی خونه یا دوست و آشنا سراغ داشته باشی راحت میشه انجامش داد. هزینۀ زیادی هم نداشت. مال من با 5 تا طبقه شد حدود 70 هزار تومن. جنس قفسه‌هاش از همین قفسه‌های مغازه‌هاست. دوتا زهوار هم هست که پیچ شده به دیوار برای نگه‌داشتنشون. و ده تا از این مثلث‌های کناری برا اینکه بشه کتاب رو بهش تکیه داد. و البته قفسه‌ها رو ثابت نگه داره. همه‌شونم با پیچ و مهره به هم وصل شدن. نهایت ابزاری که می‌خواد یه آچارفرانسه است و یه دریل برقی برا سوراخ کردن چندجای دیوار. قفسه چوبی و ام دی اف اما یه کم گرونتر در میاد. مثلاً خاله کتابخونه‌ش رو فکر کنم با حدود 200-300 تومن هزینه براش ساختن. چون یه کم تخصصی‌تره کار و ابزار بیشتری می‌خواد نمیشه خودت سرهمش کنی.
اون قفسه‌های فلزی آماده هم باز یه گزینۀ خوبه. کافیه بری بخری و بعد بیاری خونه و سرهمش کنی. باز اونم فکر نمی‌کنم زیاد گرون در بیاد.
انشاءالله زکاتش رو هم پرداخت میکنید دیگه. :))
پاسخ:
آره. زکات شعر و کتاب خوب خوندن معرفیشه قطعاً :))
۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۳:۴۳ پـــــر ی
کتابای نخونده همیشه هست مهم اینه اونایی که می خونی تاثیرگذار باشن
پاسخ:
درواقع کتابای خوب نخونده رو می‌خونم :)
مرسی زیادد :) 
پاسخ:
یور ولکام  :)
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

عروسک بازیت چیه پیرمرد؟(لبخند)


می بینم که پشت میز می شینی و پشتی هم پشتت و چای هم دم دستت و ملتم می ذاری سر کار(لبخند)
شوخی کردم...

از همین هسته زمین، از مطالبت حظ وافر می بریم...بدون تعارف...

و البته کتابخونی هم در تابستان، عالیه...چون روزها بلنده و وقت آدم آزادتره...

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام. 
به قول اون بندۀ خدا اینا همه‌ش اثرات دوران کودکیه. :)
.
همچین فضا، یک فضای پیرمردانه است. :))
ارادتمندیم.
یه بنده خدایی بود میگفت کسی که تو کتابخونش فلدر یا هیمل نداره مهندس شیمی محسوب نمیشه:))
من کتابامو دارم میخونم به مرور ولی دچار بیماری شدم که میرسم وسط یه کتاب ولش میکنم بعدی.باز وسط این میرم سراغ قبلی بعد یه کتاب جدید و باز نصفه های قبلی! قشنگ رندوم میخونم میره و خب یکم موضوعات قاطی میشن:/
پاسخ:
خوشم میاد همه مهندس شیمیای مجلس حواسشون به کتابای تخصصیه :دی
.
من خیلی وقته به این درد مبتلام. بخصوص اگر رمان باشه. تا وسطش می‌خونم و ولش می‌کنم تا یکی دو هفته دیگه که شخصیتا به زندگیشون ادامه بدن. بعد میام زندگیشون رو تموم می‌کنم. اتفاقاً موازی خوندن رو دوست دارم :)
آقا یه سوال
اتاق تو هم از اون اتاقاس که وقتی میخوان بچه ها  رو زیادی سرگرم کنن و از دست و پا خارج کنن میفرستنشون توی اون اتاق ؟


پاسخ:
نه. ولی خب بچه‌هارو دوست می‌داریم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی