دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

می‌شمرم هه می‌شمرم ها می‌شمرم هت می‌شمرم هو می‌شمرم ها می‌شمرم هه می‌شمرم ها می‌شمرم هت می‌شمرم هو می‌شمرم ها می‌شمرم هه می‌شمرم ها می‌شمرم هت می‌شمرم هو می‌شمرم ها

The Killing of a Sacred Deer

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۳۱ ب.ظ

تصور کنید روزی به همراه چند نفر دیگه رفته باشید بیرون ازخونه؛ خرید کرده باشید، بستنی خورده باشید؛ گفته باشید و خندیده باشید و کلی هم بهتون خوش گذشته باشه. بعد همین‌طور که با همراهاتون در حال قدم زدن هستید یکباره متوجه کسی بشید که دقیقاً پشت سر شما، با یک فاصله کم در حال حرکته. اینقدر نزدیک که گرمی نفسش رو پشت گردن‌تون حس می‌کنید. ولی تصورتون این هست که وجود اون شخص رو فقط شما احساس می‌کنید. جرئت برگشتن و دیدنش رو هم ندارید. چند قدمی با همون حس ترس پیش می‌رید و یک‌باره وجود اون شخص هیچ می‌شه. همین‌طور که یک‌باره اومده بوده یکباره هم ناپدید می‌شه. اون رفته، ولی ترسش هنوز هست. نه فقط همین لحظه که هروقت دیگری که با دوست و رفیقاتون بیاید پارک هم باز اون ترس خودش رو یک جوری نشون میده.

«کشتن گوزن مقدس» دقیقاً همینه. فیلمی سوررئال و با نگاهی اسطوره‌ای، که نه در ژانر ترس و وحشت ساخته شده و نه کارگردانش قصدی برای ترسوندن مخاطبش داره. ولی از لحظۀ شروع تا پایان فیلم یک احساس مرموزانه‌ای تمام وجود شما رو درگیر می‌کنه. فیلم دربارۀ زندگی عادی و حتی خوب یک پزشک و خانواده‌اشه که یکی از بیمارهاش موقع عمل جراحی کشته شده، و حالا اون آقای پزشک یک احساس دِینی نسبت به پسر اون مرد داره. همین. ادامۀ فیلم بی‌شباهت به احساس کردن حضور اون شخص نیست. تنها می‌تونید با وجود یک ترس به مسیر ادامه بدید. تنها می‌تونید فیلم رو دنبال کنید و منتظر انتهای ماجرا باشید. ماجرایی که حتی نمی‌تونم این اطمینان رو بدم که در پایان هم خواهید فهمید یا نه. درست مثل حال حاضر من که از دیشب تا همین لحظه، بعد از دیدن سکانس آخر فیلم نشستم و دارم فکر می‌کنم: «خب که چی؟ چرا لعنتی؟ چرا خب؟»

دیدن کشتن گوزن مقدس رو نه پیشنهاد می‌کنم، و نه پیشنهاد نمی‌کنم! تصمیم‌گیری برای دیدن یا ندیدنش با خود شماست. ولی من اگر جای شما بودم از دست نمی‌دادمش.

موافقین ۱۳ مخالفین ۱ ۹۷/۰۶/۲۰
آقاگل ‌‌

فیلم نگاری

نظرات  (۲۲)

چی میخواد بگه فیلم دقیقا؟
خب در نهایت پیشنهاد کردید که.. :)
پاسخ:
هنوز نفهمیدم دیگه. گفتم که ممکنه بعد دیدنشم نفهمید و باهاش درگیر بمونید. مثل من.
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۳۸ بهارنارنج :)
زبانش انگلیسیه؟این هفته میرم دانشگاه دان میکنم:دی
پاسخ:
آره. انگلیسیه.
خدایا! فونت! [اشک شوق و سر در دیوار کوبیدن]
پاسخ:
اینقدر همه باهم اعتراض کردین که دیگه اجابت کردم:دی

پیشنهاد این فیلم رو قبلا هم دریافت کرده بودم.
میبینمش حتما
اون پرچم مشکی بالای وبتون حس خوبی بهم داد.فارغ از تمام پرچم مشکی هایی که این روزا میبینیم...
پاسخ:
صبح شباهنگ سبب خیر شد. وقتی پرسید چرا کدی که پارسال گذاشتی کار نمی‌کنه دوباره رفتم سراغش و اصلاحش کردم. آموزشش توی کانال رادیوبلاگی‌ها هم موجوده.
.
دربارۀ فیلم نه میگم ببینین. و نه میگم نبینین. :)
تصمیم رو گرفتم، نمی‌بینم 😁
پاسخ:
اتفاقاً قبل نوشتن این پست می‌خواستم بیام بهت بگم ببینی. :))

ولی من بعد از دیدنش فکر کردم کاش هرگز نمی دیدمش. کلا بعد هر فیلمی از این کارگردان مریض دیدم همین فکر رو کردم.
پاسخ:
اونی که بهم معرفی کرد بهش گفتم فلانی، راستش می‌دونی چیه؟ این از اون فیلماست که خودت می‌بینی. بعد هیچی نمی‌فهمی، برا همین میری به بقیه هم پیشنهادش می‌کنی که ببینن و بعد حس کنی خب من تنها نیستم:d
به جز این، فیلم لابسترش رو هم دیده بودم. ولی یادم نبود. 

۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۴۹ پرتقالِ دیوآنه
گذاشتمش تو لیست :دی
پاسخ:
:)
کجای لیست هم مهمه. اول لیست؟ آخر لیست؟ وسطای لیست؟ نفر سوم از چپ؟ :دی
آخ جان از این فیلم‌های دیوانه. 

+من یه مدتی بود که خیلی کم وبلاگ‌خونی می‌کردم. الان که بعد یه مدت این پست رو خوندم، حس کردم حتماً باید بگم که چقدر توصیفات و طرزِ نگارشتون باحال‌تر شده و بیشتر از قبل مزه می‌ده خوندن. دمتون گرم. 
پاسخ:
چه حس خوبی داشت این کامنت :)
ممنون و دم و بازدم خودتونم گرم.

ممنون سعی میکنم ببینمش
پاسخ:
سعی کنین :)

خب از نظرات بر میاد که دیدن و ندیدنش خیلی فرق نمیکنه چون در هر صورت نمی‌فهمیم چی شده :/
+ با خوندن پست یادم‌ اومد که مدت‌هاست میخوام‌ خانه‌ی وینچستر رو ببینم ولی میترسم، میدونم اخر هم می‌بینمش و بعدش دیگه حتی نمی‌تونم از اتاق برم‌ بیرون :))
پاسخ:
ولی ببین :)

سلام مومن. جزاکم الله خیرا


ایام بر شما تسلیت باد


عرض کنم که ما همینطوریشم دچار توهیمیم چه برشه به اینکه بهش دامن زده بشه!!!


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام.
.
دیگه خلاصه انتخاب  با خودتونه:)

یاعلی.
ترسناکه نمیبینم :|
پاسخ:
ترسناک اون شکلی نیست. مثل اره و اینا.
۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۲۴ اینتِرنال‌ْ آدِر
وقتی پست رو خوندم میخواستم کامنت بذارم که نشد. حالا که اومدم بنویسم، کلا فراموشم شده چی بود و چی قرار بود بگم! میدونم واقعا ابلهانه ست ولی خب اینجوریه.
پاسخ:
اینا همه اثرات پیریه :)

۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۴۵ قاسم صفایی نژاد
یه فیلم بود ۱۲ سال پیش دیده بودم. یه آدم مشهور جهانی نقدش رو نوشته بود اون موقع با این جمله شروع کرده بود:
من ۱۳ بار این فیلم را دیدم تا توانستم برداشتی از این فیلم داشته باشم که الزاما این برداشت من با منظورم کارگردان ممکن است یکی نباشد!
پاسخ:
اسم فیلم رو یادتون نمیاد؟

ما آنتنمون زورکی وصل میشه! بیا قشنگ تعریف کن فیلمه رو! نمیتونم دانلود کنم :))
پاسخ:
تعریفی نیست. دیدنیه:دی

۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۳۷ پرتقالِ دیوآنه
نه یه لیستی دارم که هر فیلمی معرفی میشه و به نظرم خوب میاد که ببینمش رو اسمشو میذارم توش بعد هر موقع دلم میخواد فیلم ببینم نگاه میکنم به لیسته دیگه شانسی یکیشو میبینم.
پاسخ:
خب پس حله :)

من دیدمش ولی یادم نمیاد اخرش چی میشه :))))))) باز برم ببینم . هاااااا می بینم سوای از شماکه همیشه به من بابت فونت ریز وبلاگم ایراد میگرفتین هستن کسانی که از فونت وبلاگتون ایراد میگیرند . لعنت بر جان شیطان ... ولی وجدانا ذوق کردم 
پاسخ:
میگن کوزه‌گر تو کوزه افتاد. داستان منه:دی
.
آخرش؟ بگم اینجا؟ آخرش مرده با خونواده‌ش می‌شینن توی همون کافه. پسره هم تنها نشسته تو همون کافه. بعد اینا پا میشن میرن بیرون. دقیقاً هدف کارگردان برا این پایان‌بندی رو نمی‌فهمم. میشد یه سکانس قبلتر فیلم تموم بشه.
پزشکه و زنش زیادی تیریپ روشنفکری ورداشته بودن.
دخترشون هم کلا رو مخ بود:|
کلا خانواده ی داغونی بودن منم وقتی این فیلمو دیدم تو یه پست راجع بهش گفتم و همچنین هم اشاره کردم زیاد فیلمی نیست که بشه با خانواده دید:\ مخصوصا که این فیلمو به خاطر نیکول کیدمن دانلود کرده بودم یه عالمه ازش برای مادر پدرم تعریف کردم که خیلی خوبه و اینا :(
آخر سر نفهمیدم پسره اون کارا رُ چطور انجام می داد با نیروی ذهن یا یه همچین چیزی؟
پاسخ:
یه طورایی فیلم تفکرات اسطوره‌ای پشتش بود. اسطوره‌های یونانی. من یه نقد ازش خوندم اشاره کرده بود به آگاممنون که در جایی به شکار می‌پردازه و مورد خشم آرتمیس قرار می‌گیره. آرتمیس هم به تلافی اون رو وسط دریای آئولیس گیر می‌اندازه. آگاممنون برای اینکه رضایت خاطر آرتمیس جلب بشه می‌خواد دخترش رو قربانی کنه. اما در نهایت آرتمیس از خون دختر می‌گذره و یک گوزن به جاش می‌فرسته که قربانی کنن. یه طورایی پسره همون شخصیت خدایی داشت، مثل آرتمیس. و هدفش انتقام گرفتن از دکتره بود. به روشی که خودش عادلانه می‌دونست. 
من بعد از دیدن فیلم  avenger آخری . کلا دیگه رفتم تو ترک فیلم😟 فقط marvel میبینم و تامام . رفتم تو ترک😖😖😓
پاسخ:
بابا ترک :)
چرا حالا اونجر؟
من اینقدر این چند روز از اتفاقات افتاده و نیفتاده ترسیدم که فکر می کنم آب بندی شدم.
میبینم. :)
پاسخ:
:)
ببینین. 

مگه ندیدیش؟ بیشترشون مردن😢
پاسخ:
نه ندیدم :)))

بعضی فیلم ها خیلی آدمو درگیر میکنن
این از اون فیلم هاست بدون شک که با تموم شدن فیلم بازم ذهن درگیرش باقی میمونه 
پاسخ:
آره وجداناً. من هنوزم درگیرم باهاش.  :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">