دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

ای پسر! سخنگوی باش ولیکن دروغگوی مباش و خود را به دروغ‌گویی معروف مکن؛ و به راستگویی معروف باش تا اگر وقتی به ضرورت دروغی گویی از تو بپذیرند!

«قابوس‌نامه»
«در نیک‌ و بد سخن گفتن»

آیین سیاووش‌خوانی

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۱۵ ب.ظ

«فیلمنامه، و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدان‌های بزرگ همه روستاها و پهنه میان چادرهای همه ایل‌ها. چرا که شاید اصل این اثر برای چنین مخاطبی است. برای آنان که هنوز زنده به آیین‌هایند و سیاوش‌خوانی برایشان تنها یک فیلمنامه درخشان نیست بلکه کاشتن بذر باروری و زایش است در بطن مادر زمین...»

سیاووش‌خوانی-بهرام بیضایی


در اسطوره‌های ایرانی سیاووش اسطورۀ باروری زمین است و سیاووش‌خوانی یک مراسم آیینی است که با گذر سالیان همچنان نیز در برخی از روستاها و اقوام ایرانی اجرا می‌شود. جیمز فریزر می‌گوید تفکر بدوی در انسان‌های نخستین دارای سه مرحله است تا در نهایت به تفکر علمی بیانجامد. مرحلۀ اول جادو و آیین‌های جادویی است، که در آن مردم با تکیه بر آیین‌های جادویی قصد دارند کنترل طبیعت را به دست گیرند. مرحلۀ دوم دین و اعتقاد به خدایانی فراطبیعی است. خدایانی که پدیده‌های طبیعی را کنترل می‌کنند؛ و به همین خاطر برای هر پدیده خدایی متصور بودند. خدای آب، خدای آسمان، خدای باروری، خدای جهان پس از مرگ و ... مرحلۀ سوم تلفیق دین و جادوست. که در آن با اجرای آیین‌های جادویی قصد دارند خدایان را وادارند که دست به کار خاصی بزنند و نظم طبیعت را به سمت خاصی بکشانند. برای مثال با اجرای آیین زنده شدن آدونیس، آدونیس را که نماد باروری و تجدید حیات سالانه است وادار کنند که زنده شود و در نتیجه گیاهان شروع به رویش کنند. 

هدف از اجرای آیین سیاووش‌خوانی نیز همین موضوع باروری و تجدید حیات سالانه بوده و به همین خاطر است که بیضایی در ابتدای کتاب می‌نویسد:«برای آنان که هنوز زنده به آیین‌هایند و سیاوش‌خوانی برایشان تنها یک فیلمنامه درخشان نیست بلکه کاشتن بذر باروری و زایش است در بطن مادر زمین.» 

دربارۀ آیین سیاووش‌خوانی، گویا سیاووش از خدایان پیشازردشتی ایرانی است و مرتبط با اساطیر باروری و فرهنگ کشاوری است؛ که قدیمی‌ترین حوزۀ این فرهنگ بین‌النهرین و رود جیحون بوده. امروزه هنوز مکان‌هایی در ایران وجود دارند که به نام سیاوشان و یا سیاوش خوانده می‌شود. از جمله مسجدی در شهر شیراز که نام سیاووش را روی خود دارد. یا روستای سیاووشان که در جنوب غربی آشتیان قرار دارد. قدیمی‌ترین اثری که از آیین سیاووش‌خوانی به جا مانده است دیواره‌ای است در پنجکنت در تاجیکستان امروزی که قدمت آن به قرن سوم پیش از میلاد می‌رسد.

 در کتاب‌های کهن نیز بارها از آیین سیاووش‌خوانی سخن به میان آمده است. از جمله کتاب تاریخ بخارا: «مردم بخارا را، در کشتن سیاووش نوحه‌هاست، و مطربان آن را سرود ساخته‌اند و قوالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن، زیادت از سه هزار سال است.» 

در این بین داستان جوشیدن خون سیاووش و روییدن گیاه پرسیاووشون از آن نیز در اغلب روایت‌ها و کتاب‌های کهن نقل شده است. در کتاب اخبار اسکندر و در سفر او به سیاووش‌گرد، مقبرۀ بهشتی او چنین وصف شده:«خاک او سرخ بود. خون تازه دید که می‌جوشید و در میان آن خون گرم، گیاهی برآمده بود سبز و جماعتی مردم آنجا جمع آمده بودند.»

امروز نیز می‌توان رد آیین‌سیاووش‌خوانی را در مراسم‌های عزارای امام‌حسین، ضرب‌المثل‌ها و حتی باورهای دینی مردم دید. برای مثال در مراسم‌های عزاداری سیاه پوشدن و لباس نیلی به تن کردن و کوتاه نکردن موی سر و صورت نشانه‌هایی است که همه از آیین سیاووش‌خوانی به یادگار مانده. یا حتی تزیین کردن تابوت عزا، ماتم گرفتن بر سر پیکرۀ نمادین شهیدان کربلا و استفاده از نمادهایی مثل علم و کتل و تزیین آن‌ها با نشانه‌ها و پارچه‌های رنگارنگ، گرداندن تابوت‌ها همراه دسته‌های عزاداری در کوچه و خیابان‌ها، همه آیین‌هایی است که برگرفته از آیین سیاووشان و گرداندن تابوت سیاووش در بین مردم است. یا در مراسم نخل‌گردانی‌‌ای که هنوز در شهرهایی از جمله یزد و میبد و کاشان انجام می‌شود و ظاهراً ریشه در سیاووش‌خوانی دارد. نخل یک اتاقک چوبی شبکه‌شبکه‌ای است که آن را انواع پارچه‌های ترمه و شال و ... تزیین می‌کنند و طی آدابی خاص آن را روی دوش مردم در مراسم‌های عزاداری می‌گردانند. در تصاویر و دیوارنگاری‌هایی که از آیین سیاووش‌خوانی برجای مانده نیز می‌توان مردم سوگواری را دید که اتاقکی خیمه‌مانند را روی دوش حمل می‌کنند و این اتاقک نمادی است از حمل قربانی مقدس به دنیای پس از مرگ. روی این کجاوه که به شکل درخت نخل است تصاویری از یک گیاه به چشم می‌خورد که نمادی است از تولد مجدد قربانی در دل خاک. و این تولد دوباره را مردم در وقت آذیین‌بندی آرزو می‌کنند. سنت استفاده از طاق نصرت برای مردگان و نخل‌گردانی در مراسم‌های عزاداری و تعذیه‌خوانی ظاهراً نقاط مشترکی با مراسم سیاووش‌خوانی دارد. 

مرگ سیاووش و به جوش آمدن خون او و روییدن پرسیاووشون از خون او حتی در باورهای دینی مردم نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال در پل‌ذهاب مردم اعتقاد دارند در سالی که به نام مار است، در یکی از روزهای جمعه فصل بهار که مطابق هفدهم ماه باشد،خون سیاووش می‌جوشد و امام زمان ظهور می‌کند. یا برخی از مردم قدیم همچنان معتقدند ابری که به سرخی می‌زند رگه‌هایی از خون سیاووش را در خود دارد. 

دکتر مهرداد بهار در کتاب «جستاری چند در فرهنگ ایران» به طور کامل به این اسطوره و آیین پرداخته و دربارۀ آن بحث کرده است.

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۹۷/۰۷/۲۵
آقاگل ‌‌

کتاب نگاری

نظرات  (۱۲)

۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۵:۴۴ آسـوکـآ آآ
تو کتاب سو و شون خیلی خوب بهش پرداخته شده بود.
همیشه دلم می خواست از نزدیک ببینم این مراسمو!
پاسخ:
توی سووشون از اون مظلومیت سیاووش خیلی خوب استفاده می‌کنه. خیلی. چقدر خوب بود سووشون.

هی یادم میره فردوسی داستانها رو از خودش نگفته و قبل از اون وجود داشتن.
پس علم و اون چیزهای دیگه مال سیاوش خوانیه؟ 
فکر کنم اول داستان شاهنامه از کلمه ی سیاوخش استفاده شده بود.‌‌..
سه قرن قبل از میلاد یعنی بیست و چهار قرن پیش! 
سه هزار سال قبل هم یعنی سیییی قرن پیش! 
اووووووووووو وه! 
داستان گریه آور و آخرش حرص درآری بود داستان سیاوش
پاسخ:
نه اتفاقاً آخرش که فرزند انتقام پدر رو می‌گیره حرصم فرونشست من. ولی اینقدر غم‌انگیز بود ماجرای خود سیاووش که واقعاً می‌شد براش ساعت‌ها گریه کرد.
.
خیلی از آیین‌ها و مراسم‌هایی که داریم یادگاریه از دوران پیشین. که خب حتی خودمون هم نمی‌دونیم و وقتی نسبت بهش آگاهی پیدا می‌کنی جالب میشه. نقطه اشتراک‌های زیادی داریم با اون دوران.
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۸:۳۴ گندم بانو
داری طولانی‌نویس میشی! :/
ولی من هنوز همون تنبلم :))))
پاسخ:
کتاب رو که خوندم اینو نوشتم برا خودم که یادم بمونه چقدر خوب بوده. بعد دیدم حیفه فقط برا خودم نگهش دارم گذاشتمش اینجا. :)

۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۰ خورشید ‌‌‌
همشهری جوان می خوندید؟ شبیه صفحه ی روزها و احسان رضاییه این پست. 
خیلی خوب بود. مرسی. اون قسمت از سووشون که پیرزن خوشه چین برای زری از سوگ سیاوش می گه، خیلی زیباست.
پاسخ:
اگر سیاووش‌خوانی بیضایی رو هم نخوندی بخون. خیلی خوبه. واقعاً خوندنش بهم چسبید. 
.
دربارۀ قسمت اول هم که حرف زدیم. :)
ارادتمند.
داستان کیخسرو رو نخوندم 
فقط همون بچگیشو خوندم که چجور پنهانش کردن و بعدم جلو افراسیاب خودشو زد به دیوونگی 

سیاوش که نباشه انتقامشو بگیدن چه فایده؟ 
کاش بگن مال مراسم سیاوش خوانیه که بنظرم بهتره گفته بشه مال اون مراسمه تا آگاه باشیم 
من همیشه میگفتم اون دراز خوشگل پر از پر و پارچه و جیلینگ جیلینگ صدا میده چیه؟ (هنوزم نمدونم اسمش چیه:|)
پاسخ:
خب واقعیت اینه که بعضی  چیزهارو نمی‌دونیم. مثلاً من همۀ اینا رو تا قبل از خوندن کتاب بهار و یکی دوتا مقاله دیگه نمی‌دونستم. و حتی الان هم نمی‌دونم این حرف‌هایی که گفتم چند درصد از کل اون متنه و به همین خاطر هم اسم کتاب رو نوشتم که اگر کسی خواست دقیق‌تر و کامل‌تر بخونه بره و از کتاب استفاده کنه.
سلام 
مرسی آقاگل عزیز [پیر شی جوون]
این کتاب بهار رو نخوندم ولی اون ته ته های ذهنم  هست ک چنین مطلبی رو  چهل سال پیش در کتاب اساطیر ایران ازش خوندم  
بی شک مشکل از سلولهای خاکستریِ من باید باید باشه 
پاسخ:
سلام.
ارادتمند. 
چهل سال پیش؟ با این حساب خیلی خوب یادتون مونده. سلول‌های خاکستری‌تون هم خیلی خوب داره کار می‌کنه اتفاقاً. :)
.
دربارۀ سؤالی که خصوصی فرستادید و من نمی‌دونم چطوری جواب بدم چیکار کنم؟ ایمیل هم ندارم ازتون حتی.

از بعد مکالمه آخرمون دارم دنبال مقاله سیاوش میگردم چون اون سالها سیستم شخصی نداشتم کارهای تایپ رو دانشگاه انجام میدادم فایلش تو فلشی بود که گمش کردم

یادمه چرکنویس هامو نگه داشته بودم
حالا هرچی اتاق و کمد و زیرزمین رو زیر و رو میکنم نیست که نیست
غمگینم خیلی😔
فکر می کردم توی داستان میشه ازش کمک گرفت

پاسخ:
حیف شده که. جایی چاپ نشده که بتونین سرچ کنین و پیداش کنین؟

۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۶:۰۹ ف.ع ‏ ‏‏ ‏
چقدر جالب! واجب شد کتاب سیاووش خوانی رو بخونم حتما
پاسخ:
بخونین و مطمئن باشین ارزشش رو داره.
۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۰ امیرحسین چگونیان
سلام آقا سعید
چرا رفتی؟؟؟ چرا من بی قرارم؟؟؟
چجوری با هم همکاری کنیم؟؟؟ نکنه دیگه همکاری نکنی؟
پاسخ:
سلام.
بهت پیام میدم رفیق :)

۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۰ آقای سر به هوا ...
خیلی به این داستان ها حماسی علاقه مند نیستم متاسفانه :دی
پاسخ:
ایرادی نداره. :)
طبیعتاً سلیقه است.
۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۲:۰۴ متین علاء
مرسی از مطلب خوبتون
پاسخ:
خواهش. :)
۲۹ مهر ۹۷ ، ۱۲:۰۹ مریم سروش
داستان سیاوش انسان را در خود فرو می برد وبه گریه می اندازد.
پاسخ:
بله.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی