دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

سه شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۴۴ ب.ظ
س.ن: به یاد کسی که امسال در کنارم نیست....
نیستی و آغوشم تورا کم دارد که آغوش تمام خانواده تورا کم دارد.
امسال چگونه سال را بی تو نو کنم؟ که هنوز باورم نیست رفتنت را برای همیشه...
آه...
دلتنگم و نیستی و صدایت نیست که آوایت آرام کننده جانم بود و بهترین خاطراتم را با صدایتو بیاد می آورم.
قدم زدن های طولانی در کوچه و خیابان های شهر و حرف هایی که همیشه در خاطرم خواهد ماند.
شعر ها و جملاتی که تنها با صدای تو معنی داشت و حال دیگر برایم بی معنا شده...
کاش بودی....
"آقاگل" رفت و ما ماندیم و لغبی به یادگار...
خدایت بیامرزاد....


شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۲۶
آقاگل ‌‌

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی