دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


تفرجی در گلستان سعدی...

چهارشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۰۸ ب.ظ

س.ن: چندی یش در محضر اساتید طنز استاد شهرام شکیبا و آقا رضای رفیع در پای جعبه جادوی مشق می نمودیم از قضا بحث بین این دو بزرگمرد گرد هزل و هجو می چرخید و کشان کشان رفت تا رسید به شعر هزل در اشعار بزرگانی همچو مولانا و سعدی. جناب آقا رضای رفیع از جهت مثال و مشتی نمونه خروار اندکی از این حکایت سعدی را مورد خوانش قرار دادند و الحمد و الله که که تا پایان ادامه ندادند ... که به قول استاد شکیبا چه بسا بادی بیامدی و هر دو را با خود همی برد!!!! به ناکجا آباد....

و ریشه این تفرج در آن شب عزیز است.



یکی را از برزگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد گفت ای دوستان مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید شما هم به کرم معذور دارید.

شکم زندان بادست ای خردمند

ندارد هیچ عاقل باد در بند

چو باد اندر شکم پیچد فرو هل

که باد اندر شکم بارست بر دل

حریف ترشروی ناسازگار

چو خواهد شدن دست پیشش مدار



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۱۲
آقاگل ‌‌

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">