دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

نیروی تلقین

يكشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

و گفته اند مردی را به مرگ محکوم کردند چون خواستند که اعدامش کنند دانشمندی بیامد و تقاضا نمود تا اعدام را به او بسپارند. روز اعدام فرا رسید مرد دانشمند جهت اعدام تیغ تیزی بیاورد همراه تشتکی بزرگ. و رو به مرد تبهکار نمود و گفت ببین این ها اسرار دارند تا با این تیغ به طرز فجیعی به قتل برسانند اما من به تو لطف میکنم و تنها زخمی عمیق بر گردن تو میزنم تا به راحتی و بدون اینکه درد بکشی در عرض نیم ساعت جان بدهی، سپس چشم های مرد را ببست و با تیغ زخمی کوچک بر گردن مرد وارد کرد و بعد لوله ای از آب گرم بر گردن او جاری ساخت. مرد گمان کرد که رگ گردنش را زده اند و این گرمی از خون خود اوست!!!!!

و حقیقت این بود مرد پس از نیم ساعت جان سپرد... 

س.ن: نقل به مضمون از یک فایل صوتی که صبح در طول مسیر دانشکده گوش دادم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۲۳
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲)

۲۴ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۵ یک خبرنگار ...
نیروی تلقین که در بسیاری موارد درسته ... !!

اول تبریک به خاطر قالب جدید...
واما  این مطلب: واقعا جالب بود...
پاسخ:
سلام
سپاس هم به خاطر تبریک و هم بخاطر تعریف.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">