دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

اینجا از داستان، شعر، موسیقی، فیلم، کتاب و گاهی فوتبال حرف می‌زنم.

بعد عمری بغض مادر باز شد

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۸ ب.ظ

ادخلوها بسلام آمنین... درباز شد

از میان جمعیت راهی به این سر باز شد

در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین

هر زمان که یا رضا گفتیم،معبر باز شد

اول نامش که آمد بر زبانم سوختم

در دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شد

از صدای گریه زن ها یکی واضح تر است

خوش بحالش بعد عمری بغض مادر باز شد

دار قالی...پنجره فولاد...مادر سالها

بس که روی هم گره زد  بخت خواهر باز شد

نان حضرت، آب سقاخانه،اشکی پرنمک

سفره یک شعر آیینی دیگر باز شد

مادر از باب الرضا ردشد، به من رو کرد و گفت

بچه که بودی زبانت پشت این در باز شد.


محمدحسین ملکیان

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۰
آقاگل ‌‌

نظرات  (۵)

عالی بود
پاسخ:
تشکر از شاعرش
۲۰ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۱ یک خبرنگار
سلام ،
خوش به حالش ...

+ هدف نوشتن نیست
هدف خوب نوشتن است
برای خوب خوانده شدن ...

زیباست ... :)
پاسخ:
سلام.
آره واقعا خوش بحالش.
بهش حسودیم میشه!!!
دعا کنین قسمت همه بشه قسمت منم بشه :-((
پاسخ:
شماهم دعا کنین قسمت ما بشه پس.
:(
ولی نعمت ماهستن اقا ..هیییی
۲۱ آذر ۹۴ ، ۱۲:۰۲ آقای سر به هوا ...
التماس دعا ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی