دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

نوابغ قرن بیست و یک+الحاقیه

چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ق.ظ

نوکته سر خت؟(نقطه سر خط بوده گویی- توضیح از بنده نگارنده)

 من میرم قایق سهراب رو سوراخ کنم تو افق غرق بشیم!




از نبوغ این خوشم اومد ولی! ایشون قطعا در آینده مسئول مهمی خواهد شد!




س.ن:

اعتراف می کنم کلاس سوم ابتدایی بود که درسی داشتیم با اسم هلال احمر! املای اون درس رو بنده شدم هشت!

 چون نمیدونستم هلال احمر رو باید چطور بنویسم! و در متن درس تقریبا یک خط در میون این کلمه تکرار شده بود!

 جالب اینکه چون نمیدونستم چطور باید بنویسم به انواع و اقسام مختلف اشتباه نوشتمش! و نتیجه اینکه شدم هشت!


+ دعوتتون میکنم به چالش گفتن سوتی های نابغانه!


بخوانید خاطره ای از وبلاگ انسانم آرزوست، با تشکر از ایشون :)

بخوانید این خاطره به یاد ماندنی و شیرین را از وبلاگ خانه من، فاطمه خانم. تشکر از قلم خوبشون.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۰۸

نظرات  (۴۱)

سلام
وبت عالیه
به وب منم سر بزن
اگه دوس داشتی سایت زیر رو لینک کن عزیزم. ممنونم
arcashop.ir
پاسخ:
سلام
میگم زشت نباشه شما به ما میگی عزیزم؟
مردم چی فکری میکنن آخه؟
.
(هرزنامه نویسم هرزنامه نویس ها زمون انقلاب!)
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۲۱ باران ( نبض احساس )
سلام 
من این مورد پروانه رو همین دیروز عصر دیدم :)

+
این چالش تو وب خودمون باید بگیم ؟
و آیا چالش سوتی در زمان حال مد نظر است یا گذشته ؟
ممنون
پاسخ:
سلام.
خیلی خوب بود. :)
.
+ اگر دوست دارید همینجا بگید :)
اگر هم نه تو وبتون، در کل هدف ما جلب رضایت مشتری است:دی
گذشته بهتره وقتی بچه بودید.
خواهش.
یاعلی.
چه با مزه 
در این ساعت از نیمه شب چیزی خاطرم را قلقلک نمیدهد :)
پاسخ:
چه بسا در این دو ساعت از نیم شب حتی :)
مامان من یه دوره خیلی کوتاهی معلم بود من یادم مثلا اول دوم دبیرستان بودم این دیکته بچه‌ها رو میاورد خونه منفجر میشدیم از خنده :)))))
پاسخ:
دبیرستان؟
املا؟
نداشتیم داشتیم؟ یادمه زبان فارسی بود دبیرستان
:)

ضمن اینکه سرت کلاه رفته مستر، کلا قانون اینطوره که برای چندتا اشتباه مشابه یه غلط رو میگیرن :))
پاسخ:
خب مشکل ایناج بود هلال احمر رو واقعا به طریقه های نتفاوت اشتباه نوشته بودم!
حلال احمر حلال اهمر هلال اهمر حتی هل آل احمر!
دیگه بزار یک خورده عابرویی بمونه:دی
سوتی املایی نداشتم.
ولی مثلا تو درس تاریخ یه جا که علما نامه و تلگراف زده بودن :))) من نوشتم نامه و ایمیل 
بزرگ سالم بودم :))))
پاسخ:
ایمیل آخه؟
مثلا "تدین" طی ایمیلی به شاه فرانسه اعلام کرد:دی

دوران راهنمایی یه سوال تو امتحان حرفه اومده بود "رولت چیست؟"
بنده هم در جواب گفتم هم نام نوعی غذا و هم نوعی شیرینی است
و صد البته سوال از بخش آموزش خیاطی بود و مقصود یکی از ابزار خیاطی بوده
پاسخ:
من یک لحظه ذهنم رفت سمت رولت روسی! یک اسلحه شبیه کلت! فک کنم خیلی خشونت طلبم:دی
.

وقتی بچه بودم که یادم نیست تو مدرسه سوتی داده باشم ولی تو خونه هم اگر دادم بخاطر کهولت سن :)))))
و آلزایمر هیچی یادم نمیاد البته امشب فعلا یادم نمیاد :)
شاید فردا جوان شدم و یادم اومد :)
ولی تو سال 95خنده دار ترین سوتی 95فعلا به اسم خودم در لحظه تحویل رقم خورد که هنوز دهن به دهن میچرخد که البته تو وبم نوشتم:)
البته تو این سال فعلا دو سوتی تا الان دادم :)
تا آخر سال  بقول خواهرزاده ام خدا به خودم و اطرافیانم فقط رحم کند:)

پاسخ:
ان شالله  فردا جوون بشید و یادتون بیاد پس :)))
لینک مطلبش رو میگذاشید پس:دی
.
از قدیم گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست پس مراقب باشید حسابی :))
من دبیرستانی بودم :)) 
مامان به ابتداییا درس میداد.

+ما یه معلم مشنگ داشتیم پیش ازمون املا میگرفت :))))
پاسخ:
آهان الآن درست شد :)
.
+پیش؟
املا؟
متاسفم ولی در این مورد قایق سهراب هم جواب نمیده پس:دی
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/_mdFxqYDzmQAKrjVoHptNwqxQ4jIHt_Et2pUVJdUILLi9tJJ-WcR2w
پاسخ:
خیلی خوب بود.
دمت گرم جوون.
خخخخ
راستش فک کنم اصن سوتی نداشتم :دی
من خیلی با معلما دعوا می کردم وقتی حرف زور میزدن و البته خودمو میکشتم نمرم تو اون درس عالی بشه ک کسی بهم حرف نزنه :دی 
من کلا از زیست متنفرمممم ! از اول راهنماییم ما زیست داشتیم مثه دبیرستانیا و یه معلم گند دماغ ک من حالم ازش بهم میخورد .. این ک چطور این ۴ سالو تا دبیرستان تحمل کردم تا به سمت ریاضی پر بکشم بماند :دی ولی یادمه سر امتحان پایان ترم زیست ، همه‌ی جزوه های زیست این ۳-۴ سالو بردم مدرسه و جلو چشم معلمم سوزوندم و اخر برگه امتحانمم نوشتم از خودتو درست متنفرم :) لحظه رهایی از این درس و تو ، تو تاریخ زندگیم به عنوان یکی از بهترین لحظات ثبت میشه :)
واقعا دلم خنک شد :) تازه نمرم از همه ی بچه‌هایی ک الان تجربین بالاتر شد :)
پاسخ:
من اعلام کنم اگر جای معلمتون بودم و کسی پایین برگم بد میگفت مینداختمش! تا سال دیگه هم باز بیاد پیش خودم:دی
من هم از زیست متنفر بودم تا همین سال پیش که از قضا چندتا درس زیست طور مجبور شدم که پاس کنم. بعد دیدم اینقدرهام بد نبوده بنده خدا :))
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۰۸ عارفه (بانوی دی ماه)
اخی نوکته سرخت عاشقش شدمD:
......
سوتی که من یبار سرجلسه امتحان دین و زندگی گرفتم خوابیدم 10 دقیقه اخر و فقز امتحان دادم :|12شدم...
خب خوابم میومدم:/
پاسخ:
باز دمتون گرم در عرض 10 دقیقه 12 گرفتین ازش :)

من املام همیشه خوب بود و کم‌ترین نمره املام هم 19 بود اما کلاس پنجم که بودم «وجدان» رو «وژدان» نوشتم چون خدایی معلم‌مون بد تلفظش کرد :))
خود معلم کلی خندید و البته کلی عذرخواهی کرد و گفت از این به بعد بهتر تلفظ می‌کنه و نمره اون یه کلمه رو هم ازم کم نکرد D:
پاسخ:
وژدان! :)
باز دم معلمتون گرم وژدان داشته و قبول کرده که خودش بد تلفظ کرده دادا :))
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۲۸ محمدهادی علی بابائی
:))
ذهن دومی باب فلسفه س :)
پاسخ:
:)))
بگرد پیداش کن یا شیخ. بعد جذبش کنیم:دی
اولین غلط املاییم تو کلاس اول ، این بودش که نمیدونستم خرس رو چجوری مینویسن! البته میدونستم ولی وسوسه شدم و با پشت سریم مشورت نمودم و در نهایت هر دو نوشتیم: خه رس :)) و ایشون شد 19/5 و من شدم 19 ، البته جلوش یه مساوی با بیست هم گذاشت که میخواست گولم بزنه ولی همون 19 رو تو دقترنمره وارد کرد=))
پاسخ:
اصلا این ه گذاشتن توی املا همیشه دردسر بود! یکی از غلط های مرسوم من همین بود! 
و اینکه همیشه علامت جمع "ها" رو به کلمه میچسبوندم! 
:)))

سال دوم ابتدایی، معلم داشت املا می‌گفت. رسید به کلمه‌ی «استخوان». موقعی که این کلمه رو گفت، یکی از بچه‌ها با صدای بلند گفت اُستُخَوان (ostokhavan)!! و همه خندیدن. :) معلم هم که دیگه کاری از دستش برنمی‌اومد، فقط یه لبخند زد؛ اما از درون داشت از حرص می‌مرد! بعد من فکر کردم که همه دارن این‌طوری وانمود می‌کنن تا منو گول بزنن! تنها کسی که تو اون املا استخوان رو «استخان» نوشت، من بودم! :دی

+ نخند! سرت میادا! خخخ

پاسخ:
نه واقعا جان من چرا فکر کردی دارند گولت میزنند دکتر؟ بعد یقین خیلی مرموزانه فکر کردی ایول من 20 میشم همه 19! خخخخ
.
+از ما گذشته شاید به سر بچه هامون بیاد:دی
تا اونجایی که من یادمه هر کلمه رو باید یکبار غلط بگیرن حتی اگه ده بار تو متن املا وجود داشته باشه 
پاسخ:
پس با این حساب باید برم پیش آقا معلم همین روزها و بهش اعتراض کنم.
حیف املارو همون موقع از دفترم کندم  و کاغذش رو پاره کردم ریختم تو سطل آشغال!
:)
ی بار سوم‌ دبستان بودم ، کلمه عنوان رو نوشته بودم «انوان» یکی از دوستامم کنار من نشسته بود ، خودش اول درست نوشته بوده بعد بی تربیت از رو دس من تغلبی میکنه مث من مینویسه!:))^__^ دیگه دوتامون شدیم نوزده!:))))
پاسخ:
شما الگویی بودین پس برا ملت :)
حقش بوده! خخخ

۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۵ خانم خوشبخت خانم خوشبخت
خخخخ
من روی سوتی هام فکرمیکنم میگم بعدن. :))
پاسخ:
:)))
وقتی وزیر مملکت میاد شعر حافظو غلط میخونه از بچه چ انتظاری میشه داشت .
البته این پست ک شوخی بود ...
پاسخ:
خب وزیر مملکت هم از نوابغه یقینن :دی
واااای عاااالی بود :)))
من باید یه کم فکر کنم درباره سوتی هام ولی حتما مینویسم. 
هی میخوام بیام بپرسم چجوری پست بدون عنوان گذاشتید یادم میره :/ چجوری گذاشتید ؟؟
پاسخ:
لطف دارید. :))
خوشحال میشیم به سوتی هاتون بخندیم! (من تعارف بلد نیستم حقیقت:دی نتیجش میشه این.)
.
یک راهش اینه که نیم فاصله بزارید به جای عنوان. نیم فاصله رو بعنوان کاراکتر میشناسه.
یک راه دیگه هم تازگی پیدا کردم اینکه پست رو بصورت پیشنویس ذخیره کنین! بدون عنوان. بعد از قسمت "فهرست مطالب-وضعیت" کلیک کنید تا به حالت انتشار در بیاد! بصورت تیک قرمز.:دی
موافقم با این چالش فوق العاده :)
به زودی می نویسمش آخرین سوتی رو :)))
پاسخ:
:)
بنویسید خوشحال میشیم. 
دستتون درد نکنه :))
پاسخ:
خواهش می کنم :)
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۲ لبخنـــــツ ــــد
سلام چه پست جالبی من عاشق اون شعر پایین املا شدم :-) 


کلاس اول ابتدایی بودیم معلممون قرار بود بهمون املا بگه قبلش بهمون گفت از هرچیزی که میگم یه دونه بنویسین منم که متوجه منظورش نشده بود م و خودمم خجالت میکشیدم ازش سوال کنم از هر کلمه ای که میگفت تندتند یه سطر مینوشتم ...
واسه همین نبوغم هم نوزده گرفتم :-) 
پاسخ:
سلام.
خخخخ
فکر کردین یه دونه یعنی یه سطر؟ باز خوبه که یک صفحه ننوشتید :)
نوزده هم نمره خداست.
الان دیگه سیستم نمره ندارن ابتدایی ها خوب و خوب تر و از این ها هست ظاهرا.
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۲۳ بهار پاتریکیان D:
واسه عید که دفترامو میدیدم ، سال اول ابتدایی ، هر چی جمهوری بود رو نوشته بودم : جمپوری !
یه صفحه کامل جمپوری ردیف کرده بودم :)
پاسخ:
جمپوری؟ 0___o
البته خب اول ابتدایی بودی قابل قبوله :دی
سوتی که زیاده کدومش رو بگیم:دی
پاسخ:
همون اولین مورد رو بگید که به ذهنتون میاد قبوله :)

عجیب خنده دار بود آقا گل
خدا خیرت بده
پاسخ:
تشکر.
:)
خدا خیر به بانیش بده:دی
از شیرین ترین سوتی هایی ک یادمه (متاسفانه مال خودم نیس)
یادم دبیر تاریخمون بردبودمون پای تخته
سوال کرد ک شاعر دوران سامانیان : یه نابغه باهامون بود ک لازم شد براش سه تا گزینه مطرح شد از این قرار
نیما یوشیج
پروین اعتصامی
رودکی
یادمه با سماجت تمام روی پروین میخکوب بود و با التماس معلم و قسم قران ک این نیس راضی شد نیما باشه ! قشنگ یادمه با پر روییه تمام مصر بر این بود عمرا اگه رودکی باشه میگفت یادمه این پارسال پیارسال بود مرد !
پاسخ:
پروین شاعر سامانیان 0___o
عجب این دوستتون هوشش قوی بوده ها :)
دومی رودیده بودم اولیم باحاله.دمشون گرم.:)
قرار بود بری؟؟؟؟؟بدون اطلاع و کسب اجازه از نابغه؟؟o-O
دیگه نبینمااااا...اصن تو اجازه رفتن داری آخه؟؟
بمون دادا...کم میام.ولی میام.لااقل اینجا میام.:)
پاسخ:
سلام نابغه.
من؟
رفتن؟
شیب؟
دیوار حاشا درازه میزنیم زیرش اصلا:دی
بیاید، کم هم بیاید اشکال نداره ولی بیاید قدمتون رو چشم ما :)))
اون شعری که با خودکاز نوشته شده زیباست:
انار دونه دونه
املات شده نمونه
:|||||
مگه جنگه :|
سوتی دارما ولی حسش نیس یادآوری کنم D: عای عم خسته
پاسخ:
عای ام تایرد.
تایرد مای ماند
تایرد مای هرت!
"دیالوگ نویسی- فیلم نمیدونم چی بود!"
:)

۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۵۲ چشم به راهم ...
از پروانه پرسیده جواب نگرفته!!

:))
پاسخ:
نه گویا پروانه باهاش کات کرده بوده! (از زاویه دیدی دیگر!)
:دی
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۲۰ فاطمه دریایی
خیلی چندشه که بگم من بچگیام چون شاگرد اول بودم از این سوتی ها اصلا ندادم؟!
:(
پاسخ:
از این سوتی ها خب نه ولی یعنی کلا سوتی نداشتین؟ :))
من همیشه املا رو 20 میشدم
کمتر از 16-17 اصلا سابقه ای نداشته
پاسخ:
الآن گفتی ریا شد دادا :)

 حقیقتش همین هفته ی پیش املا رو 17 شدم :)) 
پاسخ:
:)
17هم نمره است.
اشکال نداره.

من امشب سوتی خیلی بدی دادم ینی اصلا زنده موندنم صلاح نیست :))

+ آقا گل ملت دیگه فال حافظ نمیگیرید با تفسیرخودتون ؟
داشتم حافظ میخوندم کشونده شدم سمت وبتون :)
پاسخ:
نه زنده بمونید وبلاگستان به شما نیاز داره:))
.
+ اون قدیمیا میگفتن دوباره دوباره، بعد در جوابش میگفتن مزش به اون یباره:دی
تفسیر کردنش حواس درست حسابی میخواد فعلا ندارم، ان شالله به زودی چشم :)
ممنونم که با حافظ به یاد من می افتین^___^ چقدر خوبه.

املام خودبه خود بیست بود.

+ معمولا.
پاسخ:
ریا شد آقا ریا شد :دی
خوشبختانه تو مدرسه مثه دانشگاه از این خبرا نیست که استاد نمررو هرجور دلش خواست بده
بنده خدا میخواست کم بده ولی اگه کم میداد کل مدرسه رو رو سرش خراب می کردم و میرفتم ازش شکایت می کردم
از منم ک اصلااااا بعید نی :)))
پاسخ:
آره انصافا.
دانشگاه استاده با سیستم پله نمره میداد بعد اعتراض هم فایده ای نداشت.
:)
سوتی ریز زیاد داشتم که یادم نموندن
فقط این خاطره نامربوط از دبیرستان یادم مونده که هر وقت یادم میاد خندم میگیره
یه بار من کنار سطل اشغال داشتم نارنگی پوست میکندم، ناظممونم اونور تر وایساده بود منو نگاه میکرد
اینقدر نگاه کرد که اخرش من نارنگی رو انداختم سطل اشغال، پوستشم گذاشتم توی جیبم رفتم
سرکلاس اومدم نارنگی بخورم دیدم فقط پوست همراهمه
دیگه من اون ادم قبل نشدم
:|||||||||
پاسخ:
نارنگی رو انداختی تو سطل پوستشرو بردی؟ 
جامعه دندون بهت افتخار میکنه من مطمئنم :دی
.
وضع خودم البته در این مورد بدتره! چندبار شده تخم مرغ رو شکوندم خودش رو ریختم تو سطل ظرفشویی پوستش رو انداختم تو کاسه! بعد یکی دو دقیقه مات و مبهوت نگاهش کردم! تا فهمیدم چی شده!

سلام
جوابتون ب کامنت بالایی :دی

چالش جالبیه من البته توی فروردین بود فک میکنم ک یکی از خاطره ها و سوتیامو نوشتم :))

http://khalvate-man.blog.ir/1395/01/08/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86-15%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C

:دی

هنوزم تادلتون بخواد از این سوتیا دارم :))
پاسخ:
سلام.
ممنونم.
لینکش رو میگذارم داخل مطلب.
:)
۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۵ شیارهایِ مغزِ من
پرسیدم ولی چیزی نگفت D-:    ... عالی بود.
پاسخ:
:)
سلام
ممنون از چالش جالبتون
من یادمه کلاس اول که بودم متن املامون تقریبا این بود: گوش ما میشنود..دست ما لمس میکند..زبان ما حس چشایی دارد...
بعد من همینجور که معلممون میخوند مینوشتم: گوشه ما میشنود..دسته ما لمس میکند..زبانه ما حسه چشایی دارد..
معلممون بیست داد گفت کلی هم خندیدم 😂😂😂
پاسخ:
سلام :))
ممنون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی