دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آقاگل تو که منو کشتی آقاگل!؟

دوشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۴۱ ق.ظ
آقاگل فدات بشم دیگه بی تو خستم آقاگل
یکی از همین روزا می بینی شکستم آقاگل
آقاگل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت

آقاگل تو که منو کشتی آقاگل
واسه چی منو دوست نداشتی آقاگل
تو واسم زندگی نذاشتی آقاگل
واسه چی منو دوست نداشتی آقاگل
آقاگل فدات بشم .....

س.ن:
یکی از دوستان شعر فوق را از طریق تلگرام برایمان فوروارد کرده و سریعا بلاکمان نموده و متواری شد
باری، مگر که دستمان به دوستان خوابگاه نشین و هم دانشگاهی اسبق نرسد! 
شعر تحریف شده یکی از خواننده های لسانجلسی آنور آب است! که در اتوبوس شنیده ایم!

نظرات  (۱۱)

۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۴۲ بابا لنگ دراز
خخخ
مگه لس آنجلسی ها دل ندارن؟؟؟

پاسخ:
طبیعتا دارند :)
تازه دلاشون خارجی هم هست!:دی
عاشق قافیه و ردیفهای نداشته اش شدم... :))
پاسخ:
:))
باز خوبه عاشق وزن نداشتش نشدین.
از ماهواره همساده هم میشه شنیدش:))
پاسخ:
:))

:))))
انگار همیشه دور پسرای اهل دل و شعر یه سری دوست این مدلی پیدا میشه :)))
پاسخ:
:))
میگن کوزه گر تو کوزه افتاد شرح حال ماست. 

۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۲۴ ماهی سیاه کوچولو
من با ریتم همه شو خوندم نزدیکم بود پاشم و دیگه از خود بی خود بشم :)))
پاسخ:
فیزیک و شیمی قاطی میشه از یک جایی به بعد:دی
آقاااگل جان!
آهنگشو خودم می‌سازم بعدش خودت هم روش بخون و به صورت یه فایل mp3 براش بفرست حالشو ببره! =))
پاسخ:
:)
مترسک جان جانان.
ما سربازتیم دادا :)

۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۲۶ عارفه (بانوی دی ماه)
خوبه هم قافیه سوسن خانم براتون شعرنگفتن بازم میشه از تو این مضمون بیرون کشید :دی
پاسخ:
خخخخ
:)
نه اینا سوادشون در همین حد میکشه خوشبختانه:دی
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۲۸ چشم به راهم ...
دوستان متواری؟؟؟
لس انجلس؟؟؟
پناهنده شدن تا الان دیگه :)
پاسخ:
بالاخره یک روزی گیرشون میارم :))
یه استادی داشتم خیلی جوون بود
تقریبا دوسال از خودم بزرگتر بود
خیلی تو حال و هوای شعرو غزل و عاشقی بود
یادمه میومد سر کلاس از فاضل نظری و اینا شعر میخوند برام ک منو ترغیب کنه با غزل آشتی کنم :)))
کلا اهل دل بود
یه روز تو فیسبوکش یه شعر طولانی نوشته بود ، شعر از زبون یه دختر چادری ک عاشقش شده بود و گله ک چرا به رو خودت نمیاریو اینا .. خیلیم شعر جالبی بود :)
پایینش نوشته بود اینو یکی تو وایبر ( اون موقع ک وایبر مد بود :دی) برام فرستاده ، بعده کلی ذوق کردن فهمیدم دوستِ .... خواسته اذیت کنه و اینا :دی
پست شمارو ک خوندم خاطرات اون برام تداعی شد :))))
پاسخ:
حالا فارق از خاطرات و شعر و غزل و فاضل
برا چی وب رو از دسترس خارج کردین؟ :/
عجبا.
چند روز قبل همه به ما میگفتن بمون! 
حالا یکی یکی دارید رخت سفر بر می بندید؟
شما شدین سومین مورد... :(
میام زود :)
شما دعا کنید واسم خیلی :)
پاسخ:
چشم.
دعاگوی همه دوستان این مجازستان هستیم.
ان شالله به زودی ببینیمتون در این مجازستان.

باید حتما پیگیری شه که کی بوده
خیلی جالب میشه
:دی
پاسخ:
پیگیری؟
گفتم بچه های خوابگاهی بودند.
سه چهارنفری دور هم بودند حوصلشون سر رفته بوده گویی
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی