دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

شعر،جزوه، خاطره و دیگر هیچ!

چهارشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

 

هر چه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست

من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری!

"فاضل جان نظری"

 

 

س.ن: ما هم یک بار جزوه کسی رو کپی گرفتیم! داخل یکی از صفحاتش نوشته بودند "این داودی چقدر حرف می زنه!" (اشاره به بحث های بنده با جناب حضرت استادی- توضیح از بنده شانس ندار در جزوه). چیزهای دیگه ای هم در جزوه مورد نظر بود. مثل نظر دادن در مورد لباس استاد که چرا از شلوارش بیرون زده! یا چرا فلانی اینقدر سر کلاس آب می خوره. و ... 

خلاصه که از جزوه گرفتن هم شانس نیاوردیم!

یک بار هم داخل جزوه ام چند بیت شعر نوشته بودم (جزوه چاپی بود!- توضیح از بنده نگارنده جزوه ننویس) استادجان چون جزوه خودشون رو نیاورده بودند جزوه ما رو قرض گرفتن و از قضا تا باز کردند همون چند بیت اومد! بقیه ماجرا رو نمیگم جهت حفظ آبرو!:دی

 

+ عکس از کانال آقای تکسوگراف عزیز.

++از این دست خاطرات اگر دارید بنویسید بخونیم دلمون شاد بشه.

در جریانید که شاد کردن دل روزه دار عبادتهlaugh

 

موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۹
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲۹)

یبارم یکی از آقایون از من جزوه گرفت واسه کل کلاس کپی کرد، ته جزوه من خطاب به دوستم درباره استاد نوشته بودم " این الان درس داد؟  همه ش دور خودش چرخید که " دیدم این یه برگه رو از ته جزوه گذاشته کنار بقیه جزوه و برای همه کپی کرده :|
پاسخ:
باز خدا خیرش بده صفحه آخر رو کپی نکرده بوده وگرنه یحتمل می افتادید :)
اممم امممم من الان مغزم خوابه جسارتا میریم یه ذورمیزنیم دوباره مزاحم میشیم:/
از دیروز صبح ساعت۷:۳۰تا همین الان کمتراز۴ساعت خوابیدم فقط:/
درحدی که صبح پاشدم رفتم ازمون وسط سوالا پلکام میوفتاد روهم بعد توذهنم گزینه ها تومغزم میپیچیددر عالم توهم:/
پاسخ:
خسته نباشید میگم. :)
این چند روز آخر رو جدی بگیرید مهم ترین روزهای قبل از کنکور همین چند روز آخر هست.

ولی به شخصه هرکتاب وجزوم وکه بردارم یه شعر یا حرف توش هست که خاطره ایه..مثلا ممکنه درلحظه یه حرف قشنگ زده باشه یکی بهم یا ناراحتم کرده باشه نوشته باشمش...با یه فونت خاصم مینویسم که فقط خودم بتونم بخونم..خیلی هم دوستشون دارم:)اصن یه وضعی:)
پاسخ:
اون فونت خاص خوبه ها. پیش نهاد خوبیه برای دوستایی که حرف های غیر درسی مینویسن تو جزوه هاشون :)

بسی خندیدم :))
بنده شانس ندار در حزوه :))))
پاسخ:
:)))
زکات خنده رو هم خب می دادی. یک خاطره تعریف می کردین تا دل ما هم شاد بشه:دی
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۲:۴۷ بهار پاتریکیان D:
چه بیتِ قشنگی بود :)))
والا دانشجو نیستم ، خاطره یوخدی :دی 
پاسخ:
:)))
یعنی میگی دانش آموزا تو کتاباشون نقاشی نمی کشن؟ و حرف نمی زنن؟ ما خودمونم دانش آموز بودیما:دی
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۳:۰۹ بانوی دی ماه
تاحالا جزوه یا کتاب هرکی گرفتم چیزی توش نبوده جز پسرخاله ام که اول کتاب عربیش نوشته بود یه توپ دارم قلقلیه سبز و سفیدو ابیه ..غیرازاین بیت حتی یک خال هم توکتابش نبود ..
نامبرد ازدنیا رفته ولی هنوز کتاب عربیش پیش منه ..خدا رحمتش کنه
..
تمام دفاترو کتاب های بنده انگار که نمایشگاه نقاشی مدرنه و مفهومی با اندکی کاریکاتور معلمین:/
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه ان شالله.
:(
.
کاریکاتور کشیدن از معلم ها تو مدرسه که از موارد عادی حساب میشد:دی
باید اعتراف کنم منم هر وقت میخوام جزومو به کسی علی الخصوص آقایون بدم دونه دونه صفحاتشو باز نگری میکنم و بعضا با لاک غلط گیر به جونش میفتم:دی
چون هم معمولا توو هر صفحه شعر نوشتم همم مکالمه با دوستانم برقرار کردم همم ممکنه درباره کسی هم نظر داده باشم:دی
اما قشنگ درک میکنم اون صاحب جزوه بعد اینکه خودش خونده جزوشو چجوری کوبیده توو صورتش از خجالت:دی
پاسخ:
سیستم خودفیلترگری دارید پس:دی بعضی وقت ها یهویی میشه این پروسه جزوه گرفتن دیگه کار از کار میگذره ها. حواستون باشه:دی
.
حالا اگه خودشون بعدن وبلاگ زدن شاید از این خجالتشون نوشتن خدارو چه دیدین :))
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۳:۵۶ ✿شمیم زندگی✿
به به عاشق فاضل نظری ام
انتگرال هم  دوست دارم کمی...6واحدریاضی پاس کردیم همش انتگرال بود...
پاسخ:
ریاضی 1-2 رو که همه پاس میکنن معمولا :)
انتگرال با اینکه مزخرف بود شیرین بود.
.
فاضل جان که حرفی در اشعارشون نیست عالی اند.
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۳:۵۸ آبان دخت ...
:)))))))))))))
من خداروشکر تا حالا با اینجور چیزا مواجه نشدم! البته جزوه های من پر از مکالمه و شعر و نقاشی و چشم ابروئه :| فقط کسی ندیدش :))

+ فاضل نظری عالی است :)
پاسخ:
:)))
حالا هماهنگ میکنم یکی بیاد ناغافل ازتون جزوه بگیره:دی
.
+فاضل جان که حرفی درش نیست.
یهو یادم اومد 
مامانم کلاس میرفت ،من گوشه تمام صفحات جزوه ش نقاشی کشیده بودم (18 سالم بود اون موقع ) که دلش شاد بشه بعد یکی از همکلاسی هاش نقاشی هام رو دید ، مامان بعدش کلی دعوا م کرد :/
پاسخ:
خخخخ
این دیگه خیلی خوبه.
نقاشیتون که مطمئنم خوب بوده  باز. 
:)))
حتی سوالات کتاب تست کنکورت 
عاشق که باشی بیت های محشری دارد...
صباغ زاده
پاسخ:
بخصوص وقتی ادبیات می خوندیم. :دی
یاد یک نوشته ای افتادم.
یاد این:

من درسم را خوب خوانده بودم!!!
آماده برای کنکوری موفق!
همه چیز داشت خوب پیش میرفت! 
از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم ...
که ای کاش این کار را نمیکردم!
سوال اول آرایه ادبی بود
شعری از هوشنگ ابتهاج....
"بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...."
و نتیجه این شعر ....کنکوری با رتبه افتضاح بود...!
و من
 سر جلسه کنکور
تمام داستان های خفته در این شعر را به چشم دیدم!
دیدم که اینگونه پریشان شدم!
همه سرگرم تست زدن 
و پسرکی سرگردان در خیابان ....!
نمیدانم هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت با ادبیات شروع کن ...حتما 100 میزنی!
هیچ کدام فکر این جا را نکرده بودیم که قرار است طراح سوال....
با یک شعر نیم خطی
گذشته را گره بزند به آینده!
 
فدای سرت ....
دانشگاه آزاد زیاد هم بد نیست!

#داستان_کوتاه
#علی_سلطانی
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۳ مترسک ‌‌
من جزوه‌هام کلاً از این مختصر و مفیدا بود، کلمه به کلمه‌اش درسی بود و چیز اضافه‌ای توش نداشت، بابت همین مثلاً یه درس سه واحدی خیلی سنگین کل جزوه‌اش 15 برگ (پشت و رو) می‌شد بعد یه بار یه بنده خدایی ازم جزوه خواست، تا ظاهرش رو دید گفت نمی‌خوام این‌که ناقصه! منم گفتم «مال بد بیخ ریش صاحبش» و از اون قضیه گذشت تا آخر ترم که استاد جزوه منو به عنوان جزوه مرجع معرفی کرد و با کمال شرمساری و خجالت و البته سر پایین دوباره ازم جزوه خواست!
می‌دونم ربط خاصی نداشت اما تنها خاطره جزوه‌ایم همین بود D:
پاسخ:
بنده خدا اون! 
یادم باشه اگه دست روزگار همکلاسیمون کرد جزوه هام رو از خودت بگیرم:دی

:)))))) یکی از سرگرمیای من فضولی کردن تو جزوه ای هست که از کسی گرفتم:)) انقدر چیزای خوب پیدا میکنم:))
پاسخ:
:)))
آیا می دانید دیگران هم در جزوه هایی که از شما می گیرند فضولی میکنن؟ "شاید برای شماهم اتفاق بیافتد" :دی
جزوه ی دوستتون عالی بود مخصوصا اون قسمتش ک درباره شما بود :))

من جزوه هام همیشه توش پر از شعربود ولی مرتب و منظم :دی

توی زمان مدرسه هم توی کتابام شعر چشم و ابرو و استقلال سروره پرسپولیسه :دی ی

پاسخ:
دیگه کاری بوده که از دستشون بر میومده:دی
جزوه هاتون خیلی خوب بوده ها.
غیر اون قسمت استقلال سرور پرسپولیسه! ظاهرا جلوی سرور حرف "ش" رو جا مینداختین:دی "استقلال سرورش پرسپولیسه"

شمارو هم گذاشتم جزو لیستی که اگه روزی دست روزگار همکلاسیمون کرد ازتون جزوه بگیرم :))
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۸:۱۳ گمـــــــشده :)
اصلش همون ماجرا بود که نگفتی دیگه
:))
پاسخ:
نه اصلش یک خاطره دیگه بود که کلا نگفتمش!:دی
شانس نداشتیم یه جزوه عاشقانه هم گیرمون نیومد تو دوران دانشجویی..:|
پاسخ:
دیگه شانس میخواد. تازه جزوه هم از بچه رئیس دانشگاه باشه حتی! شبیه این فیلم ایرانی ها:دی
منکه از این مدل جزوه ها دستم نیفتاد تا با نوشته هاش حال کنم !!! 
یادمه سر کلاس فیزیک معلم یهویی برگشت به جای نیروی مرکز گرا از سقوط آزاد مسئله داد!!! منم برداشته بودم تو جزوه ام نوشته بودم که اگه همین معلم فیزیک رو از ساختمون مدرسه به ارتفاع 6 یا 7متر با فریادی به بلندی قودا توی همون راستا به پایین پرتاب کنیم پس از چند ثانیه به زمین میرسه؟؟؟ بین زمین و آسمون نیروی مرکز گرا رو حساب کنید!!!!!!!!!
دوستمم زیر سوال نوشته بود اون کلا با هیچ نیروی قودا گونه ای پرتاب نمیشه برمیگرده خودتو میندازه پایین:)))
معلم اومد دید تا3 جلسه کتابامونو بهمون نداد دییی: البته چون فیزیکمون خوب بود بهمون چیزی نگفت و با کتابامون رفت تو افق محو شد خخخخخ ...
هعیییییییی جوانی یادت بخیر ... :/
پاسخ:
من جای معلم فیزیکتون بودم الان هنوز دبیرستان بودید:دی
نیروی غوداگونه خیلی خوب :)))

معمولا به خاطر ترس از دست دادن آبرو تو جزوه ام فقط مطالب درسی مینویسم ولی خب انقدر بدبخت و خط خطی مینویسم که بازم آبروم میره:دی.
سعی میکنم برای حفظ آبرو تا جایی که میشه جزوه به کسی ندم:))
پاسخ:
باز شما جزوه رو مینویسی من برا حفظ ابرو کلا نمی نوشتم:دی
:))
۰۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۷ آبان دخت ...
به من مظلوم رحم کنید...گناه دارم! اصن آنچه برای خود می پسنیدید برای دیگران بپسندید آقا گل!!!! :|

:)))
پاسخ:
خب من چون دیگه هیچوقت به دوران دانشجویی بر نمی گردم. پس اشکالی نداره اگر برای خودمم این مورد رو بپسندم تا برای شماهم بپسندم:دی
مشکل حل شد!
:)

خب قسمت مهمش که همون بود که برای حفظ آبرو نگفتین که :))
من یکی از تفریحاتم اینه که توی جزوه ی دیگران فوضولی کنم و ببینم غیر از مطالب درسی چیا نوشتن!!  :)))) 
پاسخ:
این از تفریحات همه اونایی هست که جزوه کپی میگیرن:دی
.
نه قسمت مهمش اونی بود که کلا نگفتم! :))

خب حالا هی بیاین مردمو کنجکاو تر کنین :| 
:دی 
پاسخ:
خب دیگه:دی

۱۰ تیر ۹۵ ، ۰۰:۳۲ سعادت سلیمانی

یاد ایامی که مشتق در صدامان زنده بود

دست انتگرال؛ مارا از تنفس کنده بود

جذر ما مجذور دنیا بود و بی اندازه تا

بی نهایت در صداهامان صدا افکنده بود

پاسخ:
به به مهندس جان :)))
عالی دادا
اینجاست که باید بگم مرسی دادا :)
داستانش رو می تونم درک کنم...
پاسخ:
:))
البته کمی اغراق کرده ها! 
تست های کنکور خیلی ساله داره با غلط املایی شروع میشه:دی
۱۰ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
ما زرنگ بودیم
تو جزوه نمینوشتیم 
توبرگه مینویشتیم 
از قضا یسری زیادشو نگهداشتیم محض خنده و یادگاری

:)

بعدشم اصولا خیلی فاز میده نامه نگاریای این مدلی
ولی امان از روزی که بیافته دست استاد
پاسخ:
خب جزوه های ما هم برگ برگ بود زیاد فرقی نداره که :دی
این نامه نگاری های داخل جزوه هم داستانیه برا خودش.
یادمه یک بار یکی از جزوه ها از آخر کلاس تا سر کلاس رسید! سر همین نامه نگاری! ظاهرا نفر آخر با نفر جلو کار داشت! ولی بچه ها شروع کردن داخل اون جزوه نوشتن!

۱۰ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۲ آبان دخت ...
عَی بابا :|

باشه تسلیم :))
پاسخ:
:)))

من اصولا هیچ وقت جزوه نمی‌نوشتم :دی
چون سر کلاس یا داشتم نجوم می‌خوندم
یا سوال حل می‌کردم :))
تو‌کتابامم که یه موقع اگه چیزی نوشته باشم همون سوالای خودمه فقط به عنوان چک نویس از حاشیه کتاب استفاده کردم :دی
ولی خدایی همیشه معدلم بالای ۱۹ بوده :))
تنها خاطره ایم که دارم از کتاب و اینا
یادمه پارسال که دخترعموم کنکور انسانی داشت بهم گفت عربی اول دبیرستانمو بهش بدم
بعد از سه چهار ماه که همو دیدیم تو جمع خانواده
نمی‌دونم بحث چی شد گفت فاطمه یه کتاب عربی داده به من حس می‌کنم بیشتر کتاب ریاضیه :دی
پاسخ:
دیگه بچه درس خونید دیگه :)))
بنده خدا اون دختر عموت. انسانیا معمولا از ریاضی بدشون میاد آخه:دی

کپی کرده بود دیگه :/
ولی خدارو شکر به دست استاد نرسید :)))
پاسخ:
باز خوبه دستش نرسیده.
تو همون جزوه یک بار نام برده گیر داده بود به لباس استاد! کلی سر به سرشون گذاشتم که میخواین جزوه رو بررم از استاد سوال بپرسم؟ :دی
ما که جزوه نمی نوشتیم ، از ان خاطره ها هم ندارم :/
خوب اینم یه جورشه ، صندلی اول بشینی و فقط خیره بشی به استاد و اونم هی بگه نمی نویسی ، توام هی بگی نه خخخ
پاسخ:
:))
دیگه بالاخره این هم یک نوعیه دیگه.
به نظر شاگرد زرنگی بودید آشنا جان :))
ما معمولا آخر کلاس می نشستم به سبک شاگرد تنبلا:دی
۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۵:۲۳ سرباز جامانده
:-/ این وقت فقط منم که نمیذارم کسی تو کتاب دفترام چیزی بنویسه.خودمم نمینویسم.کلا خوشم نمیاد از مطلب غیردرسی و حتی از یک درس دیگه داخل جزوه یا کتاب یک درس نوشتن. و برای مکالمات از برگه ی باطله استفاده میکردم.
پاسخ:
شما نمونه یک دانش جوی موفقی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی