دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

کوچزاد دیگرستان‌ها منم
ساکن آنسوترستان‌ها منم!

خان قشلاقات کوچستان منم
قله‌ی بی‌قوچ پوچستان منم!

من الفبای ادب را حمزه‌ام
از جگرخواران هند غمزه‌ام!

خمار صد شبه دارم...

چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۹ ب.ظ

 از دیروز که اخبار ضد و نقیضی در مورد  استاد به گوش رسید. پاک بهم ریختم. از شایعه از دست دادن قدرت تکلم(این مورد رو استاد هوشنگ ابتهاج مطرح کردند.) که الحق برای استاد آواز ایران سخت تر از درد بیماری سرطان اش خواهد بود. تا نیمه های شب که شایع شده بود استاد به کما رفته اند! (که خوشبختانه خیلی سریع توسط همایون تکذیب شد! )

همین چند دقیقه پیش استاد را در خواب دیدم. از کنار خوانه ما با چندی دیگر از اساتید می گذشتند.(آقای ابتهاج و ناظری مشکاتیان هم بودند!) و استاد وقتی به نزدیکی من رسید این بیت را خواند: 

"این قفس چون دلم تنگ و تار است..."

(اینقدر خواب شفاف بود که یادم است دست راستش را هم بالا برده بود و بر خلاف بقیه که از داخل خیابان می رفتند استاد مصیرش را از وسط درخت ها و فضای سبز پشت خانه ما انتخاب کرده بود!). 

جالب آنکه وقتی استاد را دیدم با اینکه شناخته بودمش انگار همسایه چندین و چند ساله ام است، فقط دستی برایش تکان دادم و ناز نفس گویان به خانه آمدم! و همین طور که می رفتم می شنیدم همه با هم این بیت های مولوی را می خواندند. 


خنُک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد ، نخواهند دوا را... 




دیشب تفعلی به حافظ زدم، همین شعر بالا بیامد. با صدای استاد فوق العاده شنیدنی است.

برای سلامتی شان دعا کنیم.



موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۳

نظرات  (۱۳)

واقعن ناراحت شدم :((
پاسخ:
:(
دعاشون کنید
جونشون و روحشون سلامت و عمرشون دراز باشه 
پاسخ:
ان شالله.

۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۸:۳۵ S҉A҉H҉A҉R҉ ....
فکر میکنم کما رفتنشون شایعه بوده درسته؟
پاسخ:
بله شایعه بود خوشبختانه. 
خدا باعث و بانی شایعه رو ...
۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۹:۰۸ آبان دخت ...
برای سلامتیشون دعا می کنم...

+ فقط خودمونیما آقا گل...عجب خوابی دیدین! :| فرهنگی بود :))
پاسخ:
ممنونم.
.
+ بعد نگفتم. توی خواب به محض اینکه اومدم خونه قصد داشتم این پست رو بنویسم! توی خواب دقیقا! تا حالا خواب با این کیفیت نه دیده بودم نه یادم مونده بود.

من همیشه ترس از دست دادن دارم..
از وقتی تازه تار به دست گرفته بودم و لطفی رفت.
وقتی کیا رستمی رفت.
می ترسم از روزی که سایه..
خدا تنشونو سلامت نگه داره.

پاسخ:
دقیقا یک شب بعد  اینکه استاد لطفی رفت ما دانشگاه کنسرت موسیقی سنتی داشتیم. فضای بدی بود. یادمه کلیپ ایران ای سرای امیدشون رو وسط کنسرت بچه ها پخش کردیم. همه گریه میکردن. برا اینکه قسمت دوم کنسرت رو اجرا کنیم مجبور شدیم ده دقیقه تأخیر بندازیم که حال بچه های نوازنده مون بهتر بشه :(
.
زوده خیلی زوده که موسیقی سنتی ایران یتیم بشه...
امیدوارم تا سال های سال زنده باشند. و سایه شون بالای سر موسیقی سنتی باشه.

چقدر شما به فکر ایشون بودید ؛ که توی خواب ملاقاتشون کردید !

حضرت حافظ هم چقدر قشنگ درباره خواب شما گفته بوده (نخفته ام به خیالی که می پزد دل من ...) حافظ هم نگرانی شما رو متوجه شده بوده که اونقدر نگران ایشون هستید که حتی توی خواب هم از یاد نمی برینش



پاسخ:
اون فال رو دیشب برای خودم گرفته بودم. واقعیت تا الان که شما گفتید به این بیت و مطابقتش با خواب عصر دقت نکرده بودمم.
خدا شفاشون بده ان شالله.
همین که مطمئن شدم کما رفتنشون شایعه بود خیلی خیلی مایه دلگرمی بود.
۲۳ تیر ۹۵ ، ۲۱:۵۳ مترسک ‌‌
اولاً که دادا جان دمت گرم از استاد یاد کردی؛ ثانیاً توف (از اعماق وجود) بر اونی که شایعه اغمای استاد رو مطرح کرد؛ ثالثاً هم امیدوارم هر چی زودتر صحت و سلامتی بهشون برگرده و دوباره با همون لبخند همیشگی و نگاه نافذ و حتی گاهی اوقات شیطنت‌آمیزشون برگردن به صحنه و آواز سر بدن که: مرغ سحر ناله سر کن...
پاسخ:
اول- وظیفه مون بود. بخصوص بعد اینکه این خواب رو دیدم به محض اینکه چشمام رو باز کردم شروع کردم به نوشتنش. که مبادا یادم بره.
دوم هم که خدا خوبشون کنه ان شالله! (حیف اهل نفرین نبودم.)
سوم هم، ممنون بابت این دعای خوبت دادا. امیدوارم سایه شون حالا حالا ها بالای سر موسیقی سنتی و موسیقی ایران باشه.

۲۳ تیر ۹۵ ، ۲۲:۴۶ بهار پاتریکیان D:
اقا من قاموساً معذرت میخوام ولی مسیر این شکلی صحیح تر باشه فکر کنم ..
:)))
ببخشیداااا :)
پاسخ:
باور کن اول اینجوری خواستم بنویسم! بعد یک لحظه فکر کردم مصیر درسته! :///
دیگه قبول کنید همین مصیر رو. من پیرمرد حوصله ام نمیشه برم ادیت کنم.
.
اتفاقا خوب کردی گفتی جوون. اجرت با معلم های املا :)
۲۳ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۷ گمـــــــشده :)
چشم دوختم به واژه تفعل و با خودم می گم خدایا چرا باید تُف علی به حافظ زد؟
خوب می شم...
خدا حفظش کنه این مردو
پاسخ:
این فکر کنم عوارض ترس از سوسکه است که کشتینش. گمونم روحش داره آزارتون میده هنوز هم! :دی
.
ان شالله.
انشالله.
اخبار زیادی تلخ بود... :((امیدوارم امیدوارم هر چ زودتر شفا پیدا کنند و شفاشونم توی خوب بودن و موندنشون باشه...
سرطان زیادی نفرت انگیزه... :(((

چ خواب جالبی دیدین..منم ی خواب خیلی باحال و خیلی خوب دیدم  البته برای استاد شجریان نه...

پاسخ:
امیدوارم هرچه زودتر خوب بشن و سایه شون سال های سال بالا سر موسیقیمون باشه.
از سرمایه های ما هستند. و حیف و صد حیف که برخی متولیان امر بی انصافی میکنن خدمت به ایشون.
:(
.
تعریف کنید خب!.

۲۴ تیر ۹۵ ، ۰۲:۰۷ سکوتـــــــــ پاییزی
واقعا تنبلیت ستودنیه:))) پست میذاره ولی "خوانه"رو درست نمیکنه:)))
پاسخ:
دیگه یک مقداری هم علاوه بر اصفهانی بودن شیرازی هستم عوارض اونه:دی
خوانه مگه درست نیست؟ نکنه خوانح باید مینوشتم؟
اینکه به استاد شجریان بی معرفتی میشه بخاطر مسائل سیاسیه متاسفانه ...

+شاید ی پست نوشتم خواب کی و دیدم
پاسخ:
آره متأسفانه....
صبح هم میان و با وقاحت تمام میگن استاد ممنوع الکار نبود!

ایشالا خوب میشن :( خیلی حیفه، خیلی حیفه :(
پاسخ:
ان شالله.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">