دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

گاهی یک دیوار مقدمه رسوایی است!

شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۷ ب.ظ
هیچ وقت به حافظه بیست ساله تون اعتماد نکنید! ممکنه یک کارگر خسته تابلوهای مردانه زنانه رو عوضی نسب کرده باشه و این بشه مقدمه یک رسوایی! 
هیچ وقت چایی و آب و هندوانه رو باهم نخورید! و هیچ وقت عجله  نکنید! 

امضا: آقاگلی که بر حسب عادت همون سرویس بهداشتی رو انتخاب کرد که بیست ساله ازش استفاده میکرد!

س.ن: 
 خدا به خیر گذروند و فقط دو تا دختر بچه و یک خانم مسن اونجا بودند! و این بنده نگارنده اینقدر صبر کرد تا اون سه نفر هم رفتند و سریع جیم شد! و ته دلش یک آخییشش گفت و نشست پشت ماشین و برگشت به خونه.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۶
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲۷)

:))))عالی بود
پاسخ:
دقیقا کدوم قسمتش عالی بود؟ :/
😂😂😂😂😂😂
عجببب
احیانا اوشون ها اشتباه نیومده بودن؟ 🤔🤔🤔
پاسخ:
نه نمیدونم والا ما20ساله میدونیم اینی که طرف کوه هست و تاریک تره برا آقایونه. بعد یکباره شنیدم یک پیرزنه با لهجه اصفهانی میگه حجی اینجا...
هیچی دیگه ولی دیر شده بود :/

۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۸ اسپریچو ツ
حجی دفعه دیگه چشاتونه  وا کنید
مثلا با لهجه اصفهانی نوشتم
:دی
پاسخ:
حجیه چشادونو وا کنین.
:)

:دی ی ی

ی خاطره ی خیلی باحال در این مورد دارم برای دوسال قبل ولی نمیشه گفت :)))

خوش گذشته باشه کوهی ک دیشب رفتین
پاسخ:
اتفاقا خیلی خوب بود و خوش گذشت :)
رفتیم آبشار خودمون بعدهم زنگ زدیم پدرجان و خونواده با ماشین اومدن.
برگشتن پدر پیاده رفت که ورزش کنه و من ماشین رو بیارم که دیگه این اتفاق افتاد خخخ 
همه منتظر پای ماشین و من تو دستشویی گیر کرده بودم :/

همه جاش خاطره خوبی میشه درکل:دی
پاسخ:
آره به خیر که گذشت چند دقیه تو شوک بودم ولی خب بعدش کلی خندیدم  :))
خخخخخخ:)
پاسخ:
:)))
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۰ آبان دخت ...
آآآآیییییییی :)))))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
خیلی هم نخندین به سرتون میادا :دی

وایییق...یبارم بچه های ما تو دانشگا اشتباهی رفته بودن دستشویی پسرا بعد از ترس دوتایی رفتن تو یه دستشویی...خدابخیر کرد وگرن :))))))
پاسخ:
بچه هاتون خیلی دیگه خوب بودن:دی
ولی تو دانشگاه ما یک پسره اشتباهی رفته بود دستشویی خواهران تا شده بود کتک خورده بود!

اینقدددددد  ازینا پیش میاد!
یه بار یه آقایی اشتباهی اومده بود سرویس بهداشتی خانمها...
تازههههههه اصرار و اصرار و اصرار که خواهرا چرا تشریف آوردید سرویس بهداشتی برادرا :||||||||
پاسخ:
خخخ
من مونده بودم چیکار کنم. داشتم فکر میکردم بیام بیرون همین رو بگم که شما میگین! ولی دیگه دیدم امن هست جیم شدم.
ما هم یه دفعه این اتفاق افتاد واسمون توی راه سفر.. داداشم و بابام و پسرعمم انقد که عجله داشتن سریع ماشینا رو زدن کنار که برن دستشویی.. رفته بودن سرویس بهداشتی خانوما.. بعد چند تا خانوم بی اعصاب اونجا بودن که اگه ما خانوما پیاده نمیشدیم و توضیح نمیدادیم این طفلیا اشتباه اومدن دیگه.....  :| 
پاسخ:
باز شانسشون گفته بوده وگرنه یک کتک میخوردن.:)))

تا حالا برام پیش نیومده ولی معلومه که خیلی سخته :( عجب شانسی آوردین که جمعیت زیادی نبود ...
پاسخ:
میخوای دعا کنم پیش بیاد؟ خخخ
دیگه آخرش دلو زدم به دریا و پریدم بیرون!
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
آدم تواین دورو زمونه چشماش اعتماد نمیتونه کنه
انوقت شما به حافظه اونم 20 سال پیش اعتماد کردید؟؟؟

خیلی خوبید!!
پاسخ:
انصافا شما 20سال از یک دستشویی استفاده کنی چک میکنی هربار که مردونه است یا نه؟ :)))
نمیدونم چرا جاش رو تغییر دادن :/

۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۱۵ هانیه شالباف
تجربه برای شما و درس عبرت برای ما :)))
پاسخ:
دیگه زندگی همینه. من درس عبرت میشم بقیه. حالا ممکنه بقیه هم روز درس عبرت بشن برا ما:دی
و البته من از سرویس بهداشتی عمومی خیـــلی کم استفاده میکنم! برای همینه که تجربه‌اش رو ندارم :دی به جز خرداد ، بار آخری که مستفیض! گشتم فکر کنم مربوط به یک سال یا یکسال و نیم پیش باشه :))) دعا هم بکنین به طور خودکار یکی دوسال بر آورده شدنش طول میکشه D:
پاسخ:
دیگه وقتی فرصت نداشته باشی و گیر باشی مجبوری از سرویس بهداشتی بیرون استفاده کنی :))
دعاهای من یک هفته ای عملی میشه! حواست باشه خلاصه:دی
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۳۹ گمـــــــشده :)
خخخخخ
بزار یه چیزی بگم بخندی.
رفته بودیم اردو. دوره دانشگاه.

پیه اتوبوس پر از دختر بین 19 تا 24 سال و بیشتر حتی.
یه رستوران بین راهی برای شام دسشویی و نماز توقف داشتیم.
تصور کن 40 تا دختر با هم ریختیم تو دسشویی رستوران
ولی یکی از دسشویی ها بسته بود
ما هم حوصله مون سر رفته بود هی در زدیم گفتیم کی توئه. خب بیا بیرون دیگه
یه صدای مردونه گفت روتونو بکنین اون طرف تا بیام بیرون.
خخخخخ
دختری که پشت دسشویی بود بلند همینو تکرار کرد.گفت:
بچه ها می گه روتونو اون ور کنین تا بیام بیرون.
مرده بودیم از خنده.
خیلی جالب بود که همه بلاستثنا پشت به در دسشویی ایستادن.
یارو گفتش روتونو کردین اون طرف.
دختره گفت بیا بیرون بابا مردیم.
بنده خدا با چنان سرعتی پرید بیرون که فقط یه سایه ازش دیدیم.
دی:

پاسخ:
اون بنده خدا. فک کنم کلی عرق ریخته بوده خخخ
یک لحظه فکر کردم نکنه مسئول اردوتون آقا بوده و همون بنده خدا تو دستشویی بوده باشه :دی
باز دمتون گرم روتون رو برگردوندید :)))
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۱ علی گوهری
باید خیلی حماسی میومدین بیرون
صبر کردن و اینا چیه :////
پاسخ:
خب اینجوری که خیلی حماسی کتک هم میخوردم که!
همه جوانب رو بررسی کردم. گفتم بیام بیرون بگم قبلا اینجا مردونه بوده! خب اینا مسافرن چمیدونن! بگم گوشی زنم افتاده تو دستشویی دنبالشیم! که خب چه کاریه دروغ بگم؟ اصلا من با این غیافه بهم میخوره زن داشته باشم؟ خخخ
دیگه نهایتش این بود کمین کنم چند دقیقه و سریع محل رو ترک کنم.
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۷ مترسک ‌‌
دادا جان سالمی؟ مطمئنی کتک نخوردی؟ جایی‌ات ضرب دیدگی و کوفتگی و کبودی حس نمی‌کنی؟ چون حداقل سلاح خانوما این جور مواقع کیف و کلیپس‌شونه که اولی از کبودی تا مرگ مغزی و دومی از زخم سطحی تا کوری رو در پی داره؛ حالا از کفش پاشنه بلند می‌گذرم چون حجم خشونتش بالاست و افراد زیر 17 سال هم این‌جا رو می‌خونن و اثرات بدی روی روح و روانشون می‌ذاره :|
خلاصه که مراقب باش :|
پاسخ:
نه فقط چند دقیقه ای قلبم بالای 120 می زد! و فشارم افتاده بود. دیگه یک جوری از اونجا دویدم بیرون انگار گله گرگ دنبالم کرده بودند! 
خلاصه زنده موندیم نگران نباش دادا :))
یک ساعت دیگه میخوام دوباره همون مصیر رو برم پیاده روی و برگردم! ولی اینبار دیگه حواسم هست کار به سرویس بهداشتی نکشه:دی
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۴ بای پولار
خداییش یه سور بده از این مهلکه جون سالم به در بردی :)))))
پاسخ:
آخه من بخوام به خاطر این جور سوتی دادنام سور بدم هفت روز هفته میافتم تو خرج خخخخ
اینا از عوارض پیریه. پیر که میشی حواست نیست زیاد از این سوتی ها میدی. :))
:)))
امروز رفتم از سرویس بهداشتی بانوان یه موسسه آموزشی استفاده کنم دیدم یه آقا داخلشه :/ 
پاسخ:
خب شاید بنده خدا واقعا اشتباه رفته بوده. مثل من بنده خدا! :)
دانشگاه ما سرویس بهداشتی خاننوما اقایون زوج و فرد داره! طبقات فرد آقایون طبقات زوج خانوما! باورتون نمیشه چندین بار اشتباه رخ داده برام:/ 
پاسخ:
این مشکل رو یکی از ساختمون های دانشگاه ما هم داشت.
دو طبقه بود. بعد هر دو طبقه هم دو تا سرویس بهداشتی داشت! ولی یکیش سمت راستیه مردانه بود یکیش سمت چپی! ما هیچوقت نفهمیدیم چرا :/

۲۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۸ مستر نیمــا
شانس آوردی زنده بیرون اومدیا:)))))))
پاسخ:
آره فک کنم کسی درست ندید! 
وگرنه الان جوان ناکام آقاگل بودم چه بسا:دی
۲۶ تیر ۹۵ ، ۲۱:۱۶ آبان دخت ...
نه من هیچوقت چایی و هندوانه نمیخورم باهم! یا مثلا بیرون کارم به دستشویی نمیخوره :)))))
اما ...
کاره خداس دیگه! اگه شد چی؟؟؟ 
خداکنه نشه
حتی تصورشم :/
که یهو اشتباهی برم تو دستشویی مر...
:/

خدایا میدونم تو از این کارا با من نمی کنی :|
پاسخ:
برو یک نزر و نیازی بکن که شاید خدا دلش به رحم بیاد و به این دردها دچار نشی.
:))

وای خیلی بد بوده، چه می کشه آدم در اون شرایط :-|
پاسخ:
والا تو اون شرایط فقط عرق میکنی. به کشیدن نمیرسه :))
ممکن بود این سوتی به قیمت از دست دادن جونتون تموم شه اصلا:)))
پاسخ:
آره شانس باهامون یار بود. :))
۲۶ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۲ آبان دخت ...
حتما حتما :دی
پاسخ:
:)))
۳۰ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۹ نیمه سیب سقراطی
دانشگاه دوره کارشناسی ام اینحوری بود که سرویس بهداشتی هم کف مال اقایونه ، طبقه اول مال خانوما ! بعد یه ساختمون جدید  اضافه کرده بودن که دقیقا تابلوهاش خلاف این قانون بود ! دیگه بقیه اش هم نگم براتون دگ :)) 
پاسخ:
میشه تصورش کرد. باب سوتی دادن ملت بوده ها.

۲۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۸ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اون لحظه دیدنی بودی آقاگل:))
پاسخ:
:))
:دی
چه دیدنی آخه؟ دو تاپا داشتم هشت تا پا هم قرض کردم و میدویدم فقط!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی