دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۲ ب.ظ

بدبخت من... فلک زده من... بد بیار من!

امروز عصر چای ندارم ... تو مانده ای!

"حامد عسگری"



موافقین ۴ مخالفین ۲ ۹۵/۰۴/۲۹
آقاگل ‌‌

شعرنگاری

نظرات  (۱۶)

:|
پاسخ:
:)
چجوری بدون عنوان پست گذاشتید؟!!!!
یه دو دقیقه بپره سر کوچه یه کافی میکس بگیره تازه کلاسشم بیشتره:)))
پاسخ:
دیده شده ملت بدون پست عنوان میزارن حتی! بدون عنوان پست گذاشتن که سخت نیست. :)
نیم فاصله بزن. تو کامپیوتر کنترل+شیفت+2
خب شاید جایی بودن که مغازه نبوده! 
بعلاوه که هیچی جای چایی رو نمیگیره! شک نکنین:دی
به اخمت خستگی در میرود لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست
پاسخ:
تموم شد و رفت.
احسنتکم.

۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۲ محمد حسین

دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست

گفتند باز روســـــری ات  را  تکـــانده ای

پاسخ:
جوجه فنچ هاست :)))
عالی.
عالی
تا من به بدون عنوان پست گذاشتن فکر میکنم شما بدون عنوان میزارید. فخر فروشی تا چه حد آخه ؟!
پاسخ:
فخر فروشی بود یعنی؟
بگردید توی آرشیو یک بار گفته بودم چطور پست بدون عنوان میزارم.
:)
راحنت ترین راهش نیم فاصله است.
تو کامپیوتر کنترل+شیفت+2 

چیرااااااااااا ملت زدن تو کار ویرایش قالیب؟
-------------
من چای دارم، قهوه دارم، نسکافه دارم، شربت و شیرینی و نقل و نبات هم دارم، یار ندارم آقا یاااااااااااااااار :دی
(الکی)
پاسخ:
ممکنه به خاطر گرمای هوا باشه :)))
.........
شاعر میگه که:
هرکه دیدم یاری داره من ندارم.
ای خدا من که دل از آهن ندارم.
ای خدا من که دل از آهن ندارم.
۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۱:۴۵ آبان دخت ...
عَی بابا! شانس شاعر بدبختو نگا :|
پاسخ:
اصلا شاعرا بدشانس به دنیا میان!
یکی از مشخصاتش هم اینکه شاعر میشن!
:دی
وای آخی,,یه جوره خاص بود:)یه حس خاص
پاسخ:
:)))

وات؟!
پاسخ:
مشکلتون کدوم قسمته؟
شعر یا پست که عنوان نداشت؟
:)
۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۶ مترسک ‌‌
خدایا خداوندا :|
پاسخ:
هدایتم کنه؟
:)
فقط کاپوچینو:|||
پاسخ:
فقط چایی
اصلا چایی عالیه.

۳۰ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۴ سکوتـــــــــ پاییزی
الان شعر بود؟ !یا شرح حال؟:/
پاسخ:
شعر بود.
ولی خب آدم بیخود و بی جهت که شعر به ذهنش نمیاد :(

۳۰ تیر ۹۵ ، ۰۱:۵۲ آبان دخت ...
آره والا! خخخخ موافقم :دی
پاسخ:
:)
عایا توی اون لحظه دلتون چای میخواسته و نبوده؟ :/
پاسخ:
چای بهونه است.

دو دیقه اومدن خودتونو ببینن چای نمیخواد :دی
پاسخ:
گفتیم به بهونه چایی دو دقیقه بیشتر بشینن خب.
:دی
شعر!!
پاسخ:
خب اینکه گویا بود دیگه.
شاعر داشت خودش رو شماتت میکرد.
که چرا اون اومده خونش ولی این چایی نداشته دم کنه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">