دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

روایتی از حادثه پتروشیمی بوعلی ماهشهر

شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۶ ب.ظ

 «شعله آتش را از 30 کیلومتری ماهشهر دیدم. به یکباره خاطره بد آتش سوزی ماه رمضان چهار سال پیش پتروشیمی بندر امام روی سرم خراب شد. در آن حادثه هشت نفر از همکارانم را از دست داده بودم. در دلم گفتم خدا به همه ما رحم کند. دیگر معلوم نیست بتوانم پیش خانواده ام برگردم.» دمای هوا از 43 درجه گذشته و تلی از گرد و غبار، صبح منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر را تیره کرده است. رئیس ایستگاه آتش نشانی منطقه با لباس کار روی کاناپه کوچکی می نشیند تا جزئیات آتش سوزی روز عید فطر را شرح دهد.


پنج روز پس از اطفاء آتش، هنوز با بیان برخی جملات چهره آفتاب سوخته اش ملتهب می شود: «ساعت 5:17 دقیقه عصر روز 16 تیر، شعله ای از وسط پتروشیمی بوعلی سینا بالا می آید. افسر آتش نشانی بلافاصله پس از رویت آتش با مسئولان پتروشیمی بوعلی تماس می گیرد. می گویند در محوطه ایم. تعطیلات عید بود و من با خانواده ام در اهواز بودم. خبر آتش سوزی را که از افسر آتش نشانی شنیدم آنها را به موقعیت اعزام کردم. سه تا چهار دقیقه بعد، آتشنشانان روبری برج 121 متر و 80 سانتیمتری 8001 پتروشیمی بوعلی سینا بودند. ساعت 5:25 دقیقه عصر بود که از اهواز راه افتادم.» روایت، داستان آتش سوزی بزرگی است که می توانست فاجعه ای بزرگتر بیافریند. بزرگترین برج تقطیر پتروشپمی کشور، حاوی مواد پارازایلین، آتش گرفته بود. چند متر آنسوتر، آتش به جان مخزن شماره A 2001 میافتد، با 8 هزار و 250 تن نفتای قابل اشتعال. لحظاتی بعد، گدازه های برج، مخزن شماره C 2001 را هم به آتش می کشد، مخزنی حاوی 18 هزار تن نفتا. «آتش سوزی در مخزن شماره C 2001 برای این حساس بود که کنار مخازن فشرده گاز LPG (گاز مایع شده) قرار داشت.» روایت عارف نیسی که به اینجا می رسد ابعاد حادثه احتمالی بزرگتری پیش رویم قرار می گیرد. این جا ماهشهر است، منطقه ای صنعتی در استان خوزستان. سرزمین مردمی غیور. مردمی که شایعات را شنیدند، آتش حادثه را دیدند اما شهرشان را خالی نکردند.


آتش نشان: مانند زمان جنگ بود
در میان دوستانش بلندقدترین است و راحت تر حرف می زند. آتش نشانان، سر فراز از نبرد با آتش، ترانه های شاد می خوانند تا روحیه شان را بالا نگه دارند. عصر سه شنبه است و تنها خداست که می داند روزهای حادثه را چطور سپری کردهاند. زمانی که همزمان با مهار آتش مخزن C 2001، تلاش می کردند تا دمای مخازن کروی حاوی گاز فشرده را در حد 22 درجه نگاه دارند. تنها خداست که می داند وقتی دستگاه سنجش دمای مخازن کروی، علیرغم آبپاشی ها و فوم پاشی ها، به بالاتر از آنچه باید رسیده بود چه در دل آتش نشانها گذشته است. «مثل زمان جنگ شده بود. آتش نشانهایی که بر اساس دستورالعمل به عنوان تیم آماده پشتیبان باید در ایستگاه می ماندند، به هر حربه ای متوصل می شدند تا به کمک آتشنشانان خط مقدم عملیات بیایند. من و همکارانم در خط مقدم مبارزه با آتش بودیم. بچه هایی که در ایستگاه نشسته بودند هر طور شده می خواستند فرار کنند تا برای جانفشانی و خاموش کردن آتش به خط مقدم ملحق شوند. درست مانند زمان جنگ که به بعضی اجازه حضور در خط مقدم را نمی دادند ولی به هر ترتیب، و لو اختفاء در آمبولانس، خود را به خط مقدم جبهه می رساندند.» میثم سلطانپورزاده از آتش نشانان ایستگاه آتش نشانی منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر است. او با بیان این جملات، مهار آتش پتروشیمی بوعلی را حاصل همت همه آتش نشانان و فرماندهان عملیات و لطف الهی می داند.


تدبیر هدایت کنندگان عملیات اطفاء حریق و مهارت آتش نشانان همه شرکتها و سازمانها در خنک نگه داشتن مخازن کروی شکل گاز مایع (LPG) و بنزن، حادثه را از یک بحران واقعی دور نگه داشت. چه، مخزن گاز تنها نمی سوزد. منفجر می شود. «25 خودروی سنگین و نیمه سنگین آتشنشانی و 180 نفر نیروی آتش نشان در عملیات اطفاء حریق پتروشیمی بوعلی مشارکت داشتند.» این را عارف نیسی، رئیس ایستگاه آتشنشانی منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر می گوید تا به حکایت اتحاد و همدلی همه آتش نشانان برسد. از آتش نشانهای پتروشیمی های مختلف در سایتهای 1،3و 5 گرفته تا آتش نشانان شهرداری ماهشهر، شرکت ملی مناطق نفتخیر جنوب، شرکت ملی حفاری، پالایشگاه آبادان، منطقه آغاجاری، بندر امام و... حالا مخزن سوخته C 2001 کنار فنسهای پتروشیمی بوعلی، در جایش آرام گرفته است. بچه های ایستگاه آتش نشانی منطقه ویژه، پیراهنهای قرمز و شلوارهای راحتی پوشیده اند تا عکس یادگاری بگیریم. دمای هوا به 50 درجه رسیده است.


می دویدند و کفشهایشان باقی می ماند
«ما در آمادهباش امنیتی بودیم. به همین خاطر حتی در تعطیلات عید فطر منطقه را ترک نکردیم. به محض اینکه خبر آتشسوزی در برج 8001 پتروشیمی بوعلی سینا را از طریق نیروی حراست دریافت کردم پریدم پشت ماشین. چون از ظرفیتها و مسائل این واحد مطلع بودم. در راه تلفنی موضوع حادثه را به آقای شهیدینیا، مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر که همزمان رئیس ستاد بحران منطقه است اطلاع دادم. بلافاصله فرماندار ماهشهر را هم مطلع کردم.» علی ربانی، رئیس حراست ارشد منطقه ویژه است. جزئیات تمام تحولات سه روز پرتلاطم حادثه را در برگههای پیش رویش دارد. پس حادثه را با جزئیات میداند. او به همراه غلامرضا کشکولی، سرپرست امور HSE و محمود عربی فرمانده بسیج سازمان منطقه ویژه، جزء نفرات اولی هستند که به محل آتش سوزی می رسند. هر سه نفر عضو کمیته بحران اند. کمتر از 20 دقیقه پس از حادثه، اولین جلسه کمیته تشکیل می شود. «به عنوان اولین کار دستور دادم ورود افراد به محل حادثه را محدود و خروج را آزاد کنند. وقتی به محل حادثه رسیدم دیدم همه دارند می دوند. این لحظات برایم سخت ترین مقطع حادثه بود. می دیدم که افراد به سمت در خروج می دوند و حتی کفشهایشان باقی می ماند.» ربانی تا رسیدن امید شهیدی نیا، رئیس کمیته بحران منطقه ویژه، فرمانده عملیات می شود و غلامرضا کشکولی فرماندهی میدان را بر عهده می گیرد: «در همان لحظات اول حادثه سعی ام این بود که ابتدا اطلاعاتم را از وضعیت برج 8001 کامل کنم. این مساله بسیار برایم اهمیت داشت. ساعت 10:30 دقیقه روز پنجشنبه، وقتی آتش در برج تقطیر اطفاء شد عمده ترین نگرانی ام برطرف شد.» برج تقطیر پتروشیمی بوعلی 1500 تن وزن دارد. اگر این برج به سمت چپ می افتاد مخازن A، Bو C را مشتعل می کرد. از سمت دیگر می توانست باعث آتش سوزی در کوره ها شود و آن طرف تر روی تاسیسات پتروشیمی تندگویان می افتاد. مخازن کروی حاوی گاز فشرده LPG هم در امان نبودند. تا صبح پنجشنبه که این برج خاموش می شود نگرانی در منطفه در اوج است. «بزرگترین بحران ما در 12 ساعت اول حادثه، مشکل پایه و بدنه برج بود. 138 نفر از آتش نشانان و سرپرستان زبردستشان از شرکتهای مختلف این بحران را کنترل کردند. تعدادی از آنها دوره های مختلفی در کشورهای بلاروس و آفریقای جنوبی دیده و دوره های حرفه ای داخلی متعددی طی کرده بودند.» تا پایان حادثه 50 دستگاه خودروی آتشنشانی مشغول عملیات اطفاء حریق بودند: «دکتر قمر، فرماندار محترم ماهشهر نقش مهمی در تامین خودروهای آتش نشانی و پشتیبانی عملیات اطفاء حریق به ویژه در لحظات ابتدایی آتش سوزی داشت.» علی ربانی، به عنوان رئیس ارشد حراست منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در همان لحظات ابتدایی آتش سوزی یک مسئولیت مهم داشت. او باید مطمئن می شد که این حادثه تروریستی نیست.


چرا حادثه تروریستی نبود؟
«در همان ابتدای آتش سوزی، گزارشات را از مسئولین مجتمع بوعلی سینا گرفتم. در ده دقیقه اول مطمئن شدم که این حادثه تروریستی نیست.» علی ربانی، عضو ستاد بحران و رئیس حراست ارشد منطقه با بیان این جملات و با ذکر جزئیات حادثه، شایعات تروریستی بودن حادثه آتش سوزی پتروشیمی بوعلی سینا را کاملا تکذیب می کند: «مرکزی به نام CCTV در منطقه داریم که کل منطقه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر را زیر پوشش دوربین های خود دارد. ما از آنجا با دوربین تمام اتفاقات منطقه را زیر نظر داریم.» مرکز CCTV در روزهای حادثه یک وظیفه دیگر هم داشت: «همکاران من با دوربین ها در آن مرکز دقیقا می دیدند که کجا آتش گرفته است. به من اعلام می کردند و من به آتش نشانها می گفتم.» فرماندهی میدان، تامین امنیت منطقه، حفاظت آتش نشانان و تیم عمل کننده برای مهار آتش، پشتیبانی، لجستیک و خدمات فنی از جمله مسوولیتهایی است که ربانی باید همزمان با عملیات اطفاء حریق توسط آتش نشانان و تیم های فنی انجام دهد. «ما برای مواقع بحران دستورالعملهای حراستی داریم. از احضار پرسنل و اعلام آماده باش گرفته تا حفاظت از اسناد و مدارک و تاسیسات. آبان سال قبل در یک مانور این دستورالعملها را تمرین کرده بودیم. بنابراین بلافاصله پس از بروز آتش سوزی طرح احضار را اجرایی کردیم. 50 نفر به سرعت آمدند. سعی کردیم امنیت کامل منطقه را برقرار کنیم اما فضا را امنیتی نکنیم. نیروی مقاومت بسیج در شرایط بحرانی حادثه خیلی به ما کمک کرد.» فرمانده عملیات روز اول حادثه از کسانی که در شرایط اولیه حادثه به او کمک کرده اند نام می برد. می گوید عمق حادثه چنان زیاد بوده که ایجاد رعب و وحشت می کرد. پس در آن شرایط ایستادن اهمیت داشته است. به دلیل آنکه ممکن است نامی از قلم بیافتد «صدا» تقدیر از آنان را بر عهده مسولین منطقه ویژه می گذارد. «با سردار مطیعی، معاون سازمان پدافند غیر عامل کشور، هماهنگ کردیم برای خنک کردن مخازن غیر درگیر هلیکوپتر بفرستد. بیمارستان بقیه الله تهران هم در آماده باش قرار گرفت. سناریوهای متعددی را پیشبینی کرده بودیم.» حادثه آتش سوزی پتروشیمی بوعلی ابعاد مختلفی دارد. در ساعات اولیه حادثه کابلها می سوزد و سیستم مدار بسته پتروشیمی بوعلی از کار می افتد. اداره مخابرات به فرمانده عملیات اعلام می کند که اگر آنتن مخابراتی بلافاصله خنک نشود تا 20 دقیقه دیگر ارتباط بیسیم کل منطقه قطع می شود. ادامه فعالیت سیستم مخابراتی و بیسیم ها برای عملیات اطفاء حریق حیاطی است. همه بسیج می شوند تا دکل مخابراتی و ساختمانش را خنک کنند. لوله ها و 4 حوض 5/2 اینچی در 40 رشته به هم وصل میشوند تا آب مورد نیاز اطفاء حریق و خنک سازی مخازن و تاسیسات نزدیک منطقه آتش را به محل حادثه بیاورد. «برای اطفاء حریق، 170 هزار لیتر فوم استفاده کردیم.» این را رئیس ایستگاه آتش نشانی می گوید.


ایلوشین در اهواز، جشن در ماهشهر
«یک فروند هواپیمای ایلوشین برای خنک کردن مخازن صبح پنجشنبه در اهواز بر زمین نشست. دو فروند هلیکوپتر در منطقه حادثه به پرواز درآمد. اما به دلیل شدت آتش سوزی تنها یک بار موفق شد محموله ای را برای خنک کردن مخازن پرتاب کند.» امید شهیدی نیا، مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر و رئیس ستاد بحران منطقه با بیان این مطلب به بیان دستاوردهای عملیات سه روزه اطفاء حریق می پردازد: «مهمترین دستاورد عملیات این بود که صدمه جانی نداشتیم. تنها 35 نفر از کسانی که در محیط بودند صدمات جزیی دیدند که سرپایی همان موقع مداوا شدند. اینکه اجازه داده نشد آتش به سایر مراکز صنعتی از جمله مخازن تحت فشار LPG و بنزن سرایت کند، دومین دستاورد عملیات بود. سومین دستاورد هم این بود که از سه نقطه حریق همزمان، دو نقطه برج 8001 و مخزن 2001A به سرعت خاموش شد.»
وزیر نفت پنچشنبه سه هفته پیش وارد منطقه ماهشهر می شود. استاندار خوزستان به استقبالش می رود. از آغاز حادثه، استاندار هر گونه درخواست پشتیبانی فرماندارش را پاسخ مثبت داده است. «به ویژه در ساعت اولیه حادثه شایعات زیادی در شهر ماهشهر رواج پیدا کرده بود. شهر نیاز به آرامش داشت و فرماندار قمر در این خصوص نقش مهمی ایفاء کرد. قرار بود عصر روز عید فطر جشن بزرگی در شهر برگزار شود. با بروز آتش سوزی برخی به فرماندار توصیه کردند تا مراسم جشن را لغو کند. اما فرماندار مخالفت و تاکید کرد که جشن عید فطر حتما برگزار شود.» اینها را شهیدی نیا می گوید: «گاهی مردم با نماینده محترم ماهشهر در مجلس شورای اسلامی تماس می گرفتند که از شهر بروند یا بمانند. آقای نماینده به مردم می گفت من خودم در محل هستم. خطری شهر را تهدید نمی کند.» شایعات متفاوتی در روزهای حادثه بین مردم دهان به دهان می چرخید. برخی شایعات القاء می کردند که خطر در حال گسترش است و باید شهر را تخلیه کرد. طیف دیگری از شایعات تخلیه کشتیهای بندر را در گوش مردم زمزمه می کردند و شایعاتی دیگر سمی بودن دود متصاعد شده از آتش سوزی را پیش می کشیدند. «ما مکرر تصریح می کردیم که این شایعات صحت ندارد.» این را رئیس روابط عمومی منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی می گوید.


فرماندار: این یکی عجیب بود
«پرسنل پتروشیمی بوعلی روی یکی از پمپهای برج تقطیر 8001 کار می کردند. همزمان یک پمپ دیگر نشتی می دهد. بر اثر این نشتی ابر بخار تشکیل می شود و این مساله قدرت مانور را از پرسنل می گیرد تا همان لحظه نتوانند معظل را برطرف کنند.» رئیس حراست ارشد منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر بعد از بیان علت اصلی حادثه گفت: «پتروشیمی بوعلی سینا یک ماه قبل از حادثه از اورهال (تعمیرات) خارج شده بود.» حادثه ای که در همان ابتدا شعله آتشی 100 متری داشت و اگر آتش به مخازن کروی می رسید فاجعه بزرگ رخ می داد: «در طول سی و سه سال خدمتم در ستادهای مختلف، بحرانهای زیادی دیدم. اما این حادثه برایم خیلی عجیب و البته تازه بود.» این را منصور قمر، فرماندار ماهشهر می گوید. یک هفته پس از حادثه. زمانی که میزبان خبرنگاران محلی بود: «به آقایان فنی گفتم طرح فنی برای خاموش کردن آتش از شما، پشتیبانی از ما. از یک طرف باید پشتیبانی انجام می دادیم و از طرف دیگر باید حواسمان به شهر بود.»


مدیران در منطقه ساکن شوند
صندلی ها را یک به یک به اتاق ساده فرماندار می آوردند تا برای نشستن همه مهمانان جا باشد. به هنگام ورود به فرمانداری ماهشهر، جویندگان کار را دیدم که می خواستند درخواستشان را به گوش مسئولان برسانند. از پله های فرمانداری هم که بالا می رفتم اغلب مراجعه کنندگان یک خواسته داشتند: «کار». فرماندار تلاش می کرد حرف خبرنگاران را بشنود و با رعایت همه اطراف، پاسخ بدهد. یکی از نقدها، حضور مدیران پروازی در مجتمع های پتروشیمی بود. «درباره مدیران پروازی نقد منطقی دارید. مدیران استان هم این نقد را دارند. اما مجتمع های پتروشیمی خصوصی هستند. البته ما با آنها صحبت کرده ایم که وقتی می خواهید مدیری انتخاب کنید اگر مدیر متخصص مجتمع های پتروشیمی در شهرستان نبود بروید از بیرون مدیر بیاورید. ولی اگر در خود استان مدیر داشتیم چه؟!» منصور قمر با این توضیحات از سکونت مدیر مجتمع های پتروشیمی در ماهشهر حداقل در طول مدت مدیریتشان حمایت کرد. در روزهای حادثه، شایعات پشت سر هم پخش شده بود. یکی هم این بود که کمبود فوم اطفاء آتش باعث گسترش آتش سوزی شده است: «این شایعه کذب است. 90 هزار لیتر فوم داشتیم.» رئیس ایستگاه آتش نشانی منطقه ماهشهر گه گاه در میان سخنان فرماندار درباره سئوالات خبرنگاران توضیح می دهد. «اطفاء آتش پتروشیمی بوعلی سینا واقعا کار کوچکی نبود. اگر اتفاقی می افتاد ممکن بود تا شعاع 3 کیلومتری زلزله 7 ریشتری اتفاق بیفتد. اطفاء این حریق یک کار تیمی بود.» از فرماندار ماهشهر درباره لحظات سخت حادثه می پرسم و او پاسخ می دهد: «وقتی مردم درباره رفتن یا نرفتن از شهر سئوال می کردند تاکید می کردم که اینها شایعه است. ما حتی همان موقع در شهر جشن عید فطر را برگزار کردیم. اما اگر کسی می خواست برود نمی توانستیم جلویش را بگیریم. به هر حال در آن شرایط تصمیم گیری سخت بود.» وقتی از آقای فرماندار می پرسم: «در روزهای حادثه چه زمانی دل شما لرزید؟» پاسخ می دهد: «از وقتی به من اطلاع دادند که در مخازن مجاور مخزنی که آتش گرفته بود گاز LPG فشرده وجود دارد.» منصور قمر معتقد است که باید وجود 21 مجتمع پتروشیمی در دل شهر ماهشهر را جدی گرفت. او حق دارد. بیش از 300 هزار نفر از مردم منطقه در مجاورت این مجتمع ها زندگی می کنند. «فقط نباید به فکر تولید افتصادی بود. باید در فکر امنیت جانی مردم هم باشیم. در عین حال باید منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر را با همه محاسن و معایبش جدی بگیریم.» این را فرماندار ماهشهر می گوید درباره منطقه بزرگ صنعتی که در دل شهر است.

زنگنه گفت من هم در خدمتم
وزیر نفت فردای شروع آتش سوزی به منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر رفت تا در دل بحران باشد. بحرانی که مقابله با آن خاطرات روزهای جنگ تحمیلی را برای خیلی ها زنده کرد: «وزیر نفت واقعا در مورد مسائل فنی دخالت نمی کرد. ولی پای کار بود. تلفن های وزیر کشور، رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم مهم بود. آقای نوبخت می گفت هر نیازی دارید بگویید.» فرماندار ماهشهر سه روز سخت را پشت سر گذاشته است؛ روزهایی که کادر بهداشت و درمان صنعت نفت در منطقه ویژه بیمارستان صحرایی دایر کرده بودند. با ورود زنگنه به منطقه ویژه، ستاد بحران دوباره تشکیل می شود. عالی پور، مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و مدیران ارشد این شرکت هم در آن جلسه حضور دارند. شرکتی که تجربیات فراوانی در اطفاء حریق چاههای نفت دارد. با تاکید زنگنه برای مشخص کردن فرمانده عملیات، استاندار خوزستان، مدیر HSE شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب را معرفی می کند و از روز پنجشنبه علی صفی خانی فرمانده عملیات می شود. «آقای زنگنه گفتند من هم که به عنوان وزیر نفت آمده ام اینجا، در خدمت شما هستم.» علی ربانی، رئیس حراست ارشد منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر جزئیات آن جلسه را دقیق به خاطر دارد همانطور که به خاطر می آورد حضور رئیس HSE بندر امام در ساعات اولیه حادثه چقدر به تیم اطقاء حریق قدرت داده و پتروشیمی فجر چطور در تامین آب کمک کرده است: «عمق آتش سوزی آنقدر زیاد بود که ایجاد رعب و وحشت کرده بود.»  

اعضای ستاد بحران ایزوله می شوند
زبانه های آتش سه روز جان همه را شعله ور کرده بود. در آن آتش و خطر هر کسی که فکر می کرد می تواند کمکی باشد به منطقه رفته بود. حالا که بیش از دو هفته از بحران گذشته است می توان از زوایای دیگر آن روزها را مرور کرد: «هر مسوولی می آمد باید می آمدیم و شرایط را تشریح می کردیم. و این مساله وقت ما را برای کنترل بحران می گرفت.» این دغدغه مهم مسوولان میدانی عملیات اطفاء آتش پتروشیمی بوعلی سینا است که از زبان رئیس حراست ارشد منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر طرح می شود. ساده شده اش این است که هر مسوولی که نمی تواند کمک کند نباید در شرایط بحران وارد منطقه شود: «تصمیم گرفته ایم یک اتاق ایزوله برای ستاد بحران درست کنیم تا اگر بحرانی به وجود آمد مسوولین ستاد بحران بدون دسترسی های متفرقه از آن اتاق عملیات را مدیریت کنند. کسانی هم که به منطقه می آیند از طریق دوربین مدار بسته بر روند امور، تصمیم سازی و اجرای آنها نظارت داشته باشند.» تجربه مهار آتش سوزی پتروشیمی بوعلی است که از زبان امید شهیدی نیا، رئیس ستاد بحران منطقه وِیژه مطرح می شود: «برای من سخت ترین لحظه حادثه آتش سوزی پتروشیمی بوعلی سینا ساعت 5 عصر روز آخر بود. گفتند مخزن 2001 C شکاف خورده است. در صورتیکه مخزن شکاف نخورده بلکه بخارهای مخزن بلند شده بود.»

فاصله معاون وزیر تا مرگ، 5 دقیقه
فاصله مرگ با معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی تنها 5 دقیقه بود. وقتی مخزن 2001 C اصطلاحا BOIL OVER شده یا به نقطه جوشش نزدیک شده بود. مرضیه شاهدایی اصرار می کند تا به نزدیکی مخزن رفته و در کنار آتش نشانها از اخرین وضعیت اطفاء حریق مطلع شود. «تنها سه دقیقه به خانم شاهدایی اجازه دادم تا برای بازدید محل برود. آقای وزیر هم می خواست برود من جلویش را گرفتم.» این را رئیس حراست ارشد منطقه می گوید ادامه اش را مدیرعامل منطقه ویژه شرح می دهد: «با خانم شاهدایی به محل حادثه رفتیم و برگشتیم. کمتر از پنج دقیقه بعد مخزن BOIL OVER شد و ناگهان حجم عظیمی از آتش در خیابان پخش شد. تا ده دقیقه مرتب با همکارانم تماس می گرفتم ببینم به کسی آسیبی نرسیده باشد. برخی شوک حرارتی پیدا کرده بودند.»

حمله در ساعت صفر
3 هزار تن از نفتای مخزن 18 هزار تنی در حال آتش، از پایین مخزن خالی شده و جلسه یازدهم ستاد بحران عصر روز جمعه برگزار می شود. علی صفی خانی، مدیر HSE شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و فرمانده عملیات اطفاء آتش پتروشیمی بوعلی سینا همه نیروها را آماده عملیات می کند. ساعت 12 جمعه شب، هوا کمی خنک می شود. قسمت شمالی میدان عملیات به آتش نشانان سازمان منطقه ویژه ماهشهر واگذار شده و عملیات بخش جنوبی میدان به پتروشیمی بندر امام محول می شود. مقرر می گردد آتش نشانان و نیروهای عملیاتی شرکتهای دیگر حاضر در میدان به این دو جبهه کمک کنند. عملیات اطفاء آتش ساعت 12 جمعه شب آغاز می شود. «در یک ساعت اول عملیات خیلی خوشبین نبودم. فوم مهار آتش در بخش جنوبی خیلی موثر نبود. شرایط خیلی سخت و حرارت بالا رفته بود. بالاخره در دو ساعت اول عملیات سطح بالای آتش را گرفتند.» این را رئیس ستاد بحران منطقه ویژه می گوید. التهاب بالا گرفته و شرایط حساس شده بود: « قبل از اینکه بچه ها آخرین حمله را انجام دهند مخزن سرخ شده بود. نگران بودیم که خدای نکرده یک وقت کل مخزن فرو نریزد.» آتشنشانها عرق می ریختند. کفشهای بعضی از شدت حرارت پاره شده بود. عقربه های ساعت از 3 بامداد می گذرد. نیمه شب است. امید زیر نور ماه شکوفه می زند. ساعت 3:20 دقیقه بامداد فرمانده پشت بیسیم اعلام می کند که آتش خاموش شد. اشک شوق با نگرانی از عدم تکرار آتش همراه می شود. عملیات تا 6 صبح ادامه پیدا می کند تا مبادا زبانه آتش از گوشهای دوباره شعله ور شود. خورشید که بالا می آید عملیات اطفاء حریق و خنک سازی مخزن2001C  پتروشیمی بوعلی سینا به طور کامل انجام شده است. ساعت 6 صبح روز شنبه است.

سرمایه های ملی نباید بسوزد...


ساعت 4 عصر روز سه شنبه است. یک هفته از مهار آتش گذشته و آتش نشانهای منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر خوشحال از مهار آتش در ایستگاه نشسته اند. حادثه ای که می توانست یک بحران تمام عیار باشد، بحرانی که می توانست فاجعه ای ملی بیافریند با تدبیر درست فرماندهان و مسوولان، شجاعت آتش نشانان، نیروهای عملیاتی و همبستگی و انسجام همه نیروهای مهار شد. «در برآوردهای اولیه گفته می شود این حادثه بیش از 60 میلیون یورو خسارت داشته است. برای بیان رقم دقیق آن باید منتظر کارشناسی دقیق باشیم.» این را مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر می گوید. هم وظیفه مسئولان است تا از کسانی که نگذاشتند یک فاجعه ملی رقم بخورد تقدیر کنند هم بر عهده شان است که با همه تمهیدات جلوی تکرار این حوادث را بگیرند. مردم منتظر گزارش رسمی علت آتش سوزی پتروشیمی بوعلی هستند. سرمایه های ملی ایران نباید در آتش بسوزد.
دمای هوا از 45 درجه گذشته که در ترمینال فرودگاه گفته می شود موتور هواپیمایی که به ماهشهر اعزام شده، نقص فنی پیدا کرده است. 6 ساعت و نیم بعد یک هواپیمای ایرباس در فرودگاه بر زمین می نشیند تا مسافران مانده را به تهران برساند. مصاحبه هایم در ماهشهر که تمام شد چشمان همه خیس شده بود. مردم خوزستان بار دیگر از امتحانشان سربلند بیرون آمده بودند. آتش حریف «شهر ماه» نشده بود. بچه ها، جنگ با آتش را برده بودند.


"هفته نامه صدا"

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۲
آقاگل ‌‌

نظرات  (۷)

۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۱۴ آبان دخت ...
که اینطور! :/ 
پاسخ:
آره.

عجب... ولی انصافاً دمشون گرم، رشادتی به خرج دادن، جا داره اون روزا رو به عنوان دومین روز آتش‌نشان تو تقویم اسم‌گذاری کنیم...
دادا سعید دست شما هم درد نکنه که این پست مشتی رو برای ما آماده کردی :)
پاسخ:
من خودم به شخصه تا به امروز چنین موردی رو ندیده و تجربه نکرده بودم. درسته که از صحنه دور بودم ولی دقیقا میدونستم چه خبر هست. خیلی عظیم بود. خیلی.
اگر لطف خدا و تلاش بی وقفه همه گی نبود ممکن بود هر اتفاقی بیافته. 
.
قربانت دادا :))) من که فقط بازنشر کننده بودم.

به نظرم سخت ترین کار همین آتش نشانیه البته بهتر اصلاح کنم بگم یکی از سخت ترین کارا:|
پاسخ:
خیلی شغل پر استرسیه.
فرض کن کنار یک مخزن گاز ال پی جی وایسادی. بعد داری سعی میکنی خنکش کنی! این که میگم دقیقا مثل ایستادن کنار یک بمب شیمیاییه! که هر لحظه ممکنه منفجر بشه!
میبخشید
برای من جالبه که مثلا در متن گفته شده فرماندار ماشین های آتش نشانی رو جور کرده
مگه این مجتمع های عظیم خودشون امکان اطفای حریق ندارن؟
یا مگه پروتکل وجود نداره برای عدم حضور افراد متفرقه؟
چه معاون وزیر و چه وزیر؟
که نرن منهدم نشن و وبال گردن تیم های فنی نباشن؟
پاسخ:
خواهش میکنم.
تا اونجایی که من اطلاع دارم یکی از ملزومات HSE پتروشیمی ها و پالایشگاه ها داشتن واحد آتش نشانی و پروتکل مشخص برای چنین موارد اضطراری هست.
گذشته از اینکه داخل ایران ایمنی و HSE زیاد جدی گرفته نمیشه متأسفانه! ولی همین واحد آتش نشانی هم صرفا برای اقدامات اولیه هست. وگرنه مسلما چنین حادثه ای رو تنها یک واحد نمیتونست جمع و جور کنه و طبعا نیاز به کمک دیگر واحدهای عملیاتی منطقه بوده. 

البته اینکه افراد متفرقه نباید در محل حادثه باشند کاملا بحث مورد قبول و پذیرفته ای هست. چه فرد مذکور وزیر باشه چه خود رئیس جمهور حتی!


خب فرض کردم اتفاقی نیفتاد آخه:|
پاسخ:
:|
فوق العاده پست جالبی بود واقعا دمشون گرم..الان باخوندنشم تمام اون استرس و وحشت و احساس کردم..
اونجایی ک میگه از فرماندار پرسیدم کجا دلتون لرید:اون LPG ک میگن آخ واقعا وحشتناکه..
پاسخ:
اینکه میگه اگر مخازن کروی LPG منفجر می شد یک زلزله هفت ریشتری کل منطقه رو تکون میداد. واقعا خدا کمکشون کرد.  خدا می دونست اگر منفجر می شد چه اتفاقاتی رخ می داد. 
واقعا از جونشون گذشته بودن. مرحبا بهشون...
جای جای متن دلم می لرزید از عمق فاجعه ای که می تونست شکل بگیره.
پاسخ:
حتی تصور کردن اون لحظات برام سخته! 
خدایی دمشون گرم.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">