دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

فیلم کوتاه دو با دو - 1984+ لینک دانلود

سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۰۵ ب.ظ

فیلم کوتاه دو با دو، ساخته بابک انوری است. روایتی 4 دقیقه‌ای از تلخ ترین واقعیات انسانی. فیلمی که یاد و خاطره کتاب 1984 جرج اورول را در دل این بنده نگارنده زنده کرد. همان قدر تلخ و همان قدر دردآور.

 یاد آن صحنه ای افتادم که وینستون تحت شکنجه بود و شکنجه‌گر خطاب به او می‌گفت "اصلا برای من اهمیت نداره که چیکار کردی و به چی اعتراف کردی، برای ما این مهمه که باور کنی 2+2=5!" و صحنه‌ای که وینستون میگوید: "آزادی آن آزادی است که بگوییم دو بعلاوه بدو میشود چهار. این قضیه که تصدیق شود سایر چیزها بدنبال می آید!!!" جمله ای که انوری نیز به آن توجه خاص داشته و پایه و اساس این فیلم کوتاه همین جمله کتاب اورول است.


و آخر کتاب که به این شکل تمام شد پایانی سیاه و غم زده:

«پاهای وینستون در زیر میز بی اختیار حرکت می‌کردند، از جایش تکان نخورده بود، ولی در فکر داشت می‌دوید، با جمعیت بیرون همراه بود و از شادی فریادهای کرکننده سر می‌داد. دوباره به تصویر برادربزرگ نگاه کرد. غولی که جهان را در چنگ داشت! صخره ای که لشکریان آسیا بیهوده خود را به آن می‌کوبیدند! او می‌اندیشید که چگونه ده دقیقه پیش، فقط ده دقیقه پیش هنگامی که هنوز نمی‌دانست اخبار رسیده از جبهه ها حاکی از پیروزی یا شکست است، قلبش همچنان سرشار از ابهام و احساسات متناقض بود. اه، چیزی بیش از ارتش اوراسیا معدوم شده بود! از اولین روز دستگیریش در وزارت عشق، خیلی چیزها در وجودش تغییر کرده بود، اما هنوز، آخرین، حیاتی ترین و شفاپخش ترین تغییر صورت نگرفته بود.
صفحه سخنگو همچنان درباره اسیران، غنایم جنگی و کشت و کشتار صحبت می‌کرد، اما همهمه بیرون کمی آرام شده بود. مستخدم‌ها به کارهایشان مشغول شده بودند. یکی از آنها با بطری جین نزدیک شد. وینستون که در رؤیای خود غرق بود به پر شدن گیلاسش توجهی نشان نداد. دیگر نمی‌دوید و یا از خوشحالی فریاد نمی‌زد. به وزرات عشق فکر می‌کرد، همه چیز را فراموش کرده و روحش به پاکی برف شده بود. در دادگاه عمومی و در جایگاه متهم، مشغول اعتراف کردن و نام بردن از افراد مختلف بود. در حالی که یک نگهبان مسلح پشت سرش بود، از راهروهای پوشیده از کاشی های سفید چنان می‌گذشت که گویی زیر آفتاب قدم می‌زند. گلوله‌ای که مدتها انتظارش را می‌کشید، داشت به مغزش نزدیک می‌شد.
به آن چهره غول آسا خیره شد. چهل سال طول کشید تا فهمید زیر آن سبیل های سیاه چه لبخندی پنهان است. چه سوء تفاهم و کج فهمی احمقانه‌ای! چه قدر خودسری و نادانی، که دست رد به سینه پرعطوفت او زدی. دو قطره اشک که بوی جین می‌داد از چشم هایش به روی بینی فروغلتید. اما چیزی نبود، چه باک، همه چیز رو به راه بود و جنگ به آخر رسیده بود. در مبارزه با خود پیروز شده بود. به برادربزرگ عشق می‌ورزید.»


ببینید فیلم دو با دو را، فیلمی به کارگردانی بابک انوری عزیز.


لینک دانلود 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۰۹

نظرات  (۱۶)

چرا شما این فیلمو گذاشتید تو وبلاگتون من میخواستم بزارم وبلاگم:دی.
نمیدونستم کارگردانش ایرانیه
بازیگراشم ایرانین؟ آخه به نظر میاد دوبله کردن
پاسخ:
قابل نداره ها. می خوای برش دارم؟ :دی
به جاش لینک میدم به وبلاگ شما بچه ها بیان اونجا تماشا کنن :)
مهم رسالت دیده شدنه. 
آره هم بازیگرا ایرانی اند هم کارگردان و تهیه کننده. لینک ویکی پدیاش رو هم گذاشتم. ببینید.
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۱۵ پریســآتیـــس (:
چقدر حیف ڪه من نمیتونم ببینم !!!!
پاسخ:
آپارات بود که؟! چرا نمیتونید ببینید؟ نکنه آپارات رو هم فیلتر کردن؟
وااای وااای اون قسمتی که از ۱۹۸۴ گذاشتیم وقتی اون قسمت رو میخوندم یه آن فکر کردم تو زمان و مکان خودم نیستم و تعجب کردم که چرا الان جسمم تو حیاط خونه است !!!

پاسخ:
یک بار خاطره وقتی که 1984میخوندم رو اینجا نوشتم فکر کنم. تابستون آخر دانشگاه بود. روزهایی که به هر دری میزدم بسته بود! شبی که کتاب رو تموم کردم. خوابیدم. صبحش حال اینکه بیدار بشم و برم دانشگاه رو نداشتم! هیچ انگیزه ای نبود! عالی بود این کتاب.
وای خدای من تکون دهنده بود!!! محشر ..

:(
پاسخ:
عالی بود.

۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۲ پریســآتیـــس (:
نت و گوشی ـم !!!
پاسخ:
حیف میشه که. فیلم خوبی بود.
ارزشش رو داشت.
ویدیو رو دیدم تلنگر که نع رخداد فاجعه بود :/
پاسخ:
له کننده بود به معنای واقعی کلمه!
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۵۸ گمـــــــشده :)
دیدم فیلمو.صحنه  پای تخته اش دلخراش بود
برخلاف این همه تعریفی که از 1984 می کنن من هنوز نخوندمش.
چون خلاصه شو خوندم یا شنیدم دیگه میلم نمی کشه بخونمشوپ.
اما برام جالب بود که کارگردان رفته بود هرچی بچه خوشگله جمع کرده بود
:))

پاسخ:
من هم تعریف 1984رو شنیده بودم. ولی نخونده بودمش تا تابستونآخر دانشگاه. وقتی خوندم فهمیدم همه اون تعریف ها در مقابل کتاب پر کاه بود! پیشنهاد میکنم بخونیدش.
.
دیگه میخواسته فیلمش خوش ساخت بشه یقین!:دی
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۹ دختر به شدت معمولی

سلام

چه فیلم جالبی تاحالا ندیده بودم

کتاب  1984 هم نخوندم :|

ولی سعی میکنم حتما بخونمش

ممنون بابت معرفی هردو :) 

پاسخ:
سلام.
حتما کتاب 1984رو بخونید. و بعد میبینید که این فیلم چه قدر مفهوم داشت!
ارادتمند. خواهش میکنم.
اصولاً از فیلم کوتاه خوشم میاد، انتقال مفهوم در یه تایم کوتاه... مرسی بابت معرفی این فیلم دوست‌داشتنی
پاسخ:
آره خیلی خوبه. یک مفهوم عمیق رو در چند دقیقه بیان میکنه! چند دقیقه ای که یکی دو روز درگیرش میشی! 
ارادت دادا
نمیدونم چرا .... ولی این فیلم به نظرم یه کم زیادی مستقیم و صریح بود میتونست استعاری تر و جذاب تر باشه .
ممنون از به اشتراک گذاریش . 
پاسخ:
اینکه با مفهوم دو با دو آزادی رو زیر سوال برد استعاری بود دیگه! مستقیم بود؟
.
ارادتمند. خواهش میکنم.
حتما همین امشب :)
پاسخ:
:))
خیلی فیلم تلخیه :-(
پاسخ:
تلخ تر از کتاب 1984حتی.

فیلم رو دیدم ... خیلی قشنگ ساخته
واقعا جورج اورول چه کرده با این کتاب !!!
پاسخ:
واقعا چه ها که نکرده این اورول! با این کتاب و کتاب مزرعه حیوانات و دختر کشیش!!
کاش لینک دانلود هم میزاشتید 
پاسخ:
خودش لینک دانلود نداشت اپارات؟
باشه الان اضافه میکنم. چشم. :)
عالی بود، مرسی... واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار میده و چه لحظه‌هایی که سکوت کردیم و برنخواستیم و چیزی بگیم...
پاسخ:
خواهش میکنم :)
اما به نظر من این فیلم اقتباسی از نمایشنامه ی دیکته و زاویس

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">