دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

شیوه های نوین خانه داری!

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۲۵ ق.ظ

نکته اول، اگر جایی مهمان بودید. و به هر دلیلی مجبور شدید تا ظرف‌های مهمانی را بشویید. اگر حس کردید ظرفی زیاد از حد کثیف است و شستنش کار شما نیست و از قضا ظرف از نوع شکستنی بود، درنگ نکنید! آن را جوری غیرعامدانه بر زمین بکوبید که به هیچگونه‌ای نتوان جمعش کرد! مطمئن باشید میزبان هم به رویتان نمی‌آورد و با "فدای سرتان اشکال ندارد- شکستنی میشکنه- چشم زخم بود خدارا شکر که خورد به این"  از کنارتان رد می‌شود. و می‌رود.


نکته دوم، اگر به فرض قصد تقسیم یک کیک به دو قسمت را داشتید. و نمی‌دانستید که کدام یک از دو قسمت بزرگتر از دیگری است. یک تکه از کیک ظرف اول را جدا کنید و بگذارید کنار ظرف دوم! حالا مطمئنید که مقدار کیک ظرف دوم بیشتر است! و با خیال راحت ظرف دوم را انتخاب می‌کنید!


نکته سوم، اگر در خوابگاه زندگی می‌کنید. شیوه ظرف شستن تان به این گونه باشد که ظرف‌های نشسته را در بالکن خوابگاه نگه داری کنید. و هر وقت نیازی به ظرفی پیدا کردید آن را تازه به تازه بشویید! که در این کار حسن‌های زیادی است! یک، برخی از این ظرف‌ها محیط کشت مناسبی برای رشد باکتری‌ها و حشرات خواهند بود که به چرخه طبیعت کمک می‌کنند! دو، کسی از اتاقتان ظرف قرض نمی‌کند و در نتیجه ظرف‌هایتان هیچوقت گم نمی‌شود! سه، بدنتان بعد از گذشت یکی دو ترم به اکثر بیماری‌ها مقاوم شده و در طول سالیان زندگی به سختی مریض می‌شوید! 



س.ن: این سه نکته از جمله تجاربی بود که نام برده در طی سالیان سال جمع کرده، و پشت هر کدامشان خاطرات خطرناکی نهفته است! که امروز در پی مرورشان به ذهنم آمد. و دیدم خوب است که شما نیز از تجارب با ارزش شیخنا استفاده کنید. باشد که پند گیرید!


نظرات  (۳۶)

یاشیخ بسیار چارپاسگزاریم از نکاتی که گفتید و با این پست گرانقدر باید جامه دران و نعره زنان سوی افق همی محو گردیم!!!!! =)))))

و بنده قاموسا هلاک آن نکته ی سوم گشتمی!!!! D:
پاسخ:
باشد که در طول زندگی مورد استفاده شان قرار دهید.! احسنت.
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۴۲ بهار مینویسد
اون ظرف شکستنه عالیه عصن ~_~
پاسخ:
یادت باشه! یک وقت میبینی نیاز میشه! :دی
نکته سومتون مخصوصِ ما پسراست :))
پاسخ:
همون دو نکته اول هم تجارب شخصیه! ممکنه پیش بیاد! :دی

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۰۷:۰۵ مرتضی علیزاده
خسته نباشی برادر
حالا حالا ها باید بیای نزد ما درس یاد بگیری عزیز خخخ
پاسخ:
درس زندگی :دی

نکته سوم خوب بود...

توی خوابگاه ما از این کارا میکردیم...

کی گفته مخصوص پسرهاست...

4 نفر توی اتاق بودیم...فصل امتحانات نصف اتاق ظرف های نشسته بود.... البته از ترس مسئول خوابگاه اونها رو نمیبردیم حتی توی آشپزخونه...

از بی ظرفی 4 نفری توی یه قابلمه غذا می خوردیم و میرفتیم سر درسمون...

بچه های درسخونی بودیم...:))

پاسخ:
فصل امتحانا غذا رو تو ظرف یک بار مصرف میگرفتیم! همونجا میخوردیم و ولش میکردیم! بر میگشتیم تو تختامون! آخر ترم یک کوه از ظرف وسط اتاق بود!

یه مورد دیگه هم اضافه کنم که می‌شه روی ظرفا کیسه فریزر کشید و وقتی عذا تموم شد کیسه میره تو آشغال و خود ظرف هم‌چنان تمیز می‌مونه! :))
پاسخ:
آهان عکسش رو دیدم تو نت. رو بشقابشون سفره یک بار مصرف انداختن خخخ
نه ما تو ظرف یکبار مصرف میگرفتیم غذارو! راحت تر بود. :دی
ولی خب اینا برا تو خوابگاهه! مورد یکی که گفتم تو مهمونی بیشتر کاربرد داره!
از نظر من تو خوابگاه باید از این سفره یه بار مصرفا پهن کرد ، غذا رو ریخت وسطش دور هم خورد بعدم سفره شوت شه تو سطل... ظرف شستن چیه دانشجو وقت نداره :/ :)))
پاسخ:
آره انصافا! 
اصلا حرصم میگیره وقتی میرم تو اتاق بچه ها و میبینم خیلی تمیزن! بابا خوابگاه دانشجویی گفتن! خونه ای گفتن! چه اوضاعیه آخه؟ اینقدر تمیز؟ :/ :دی
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۹ پریســآتیـــس (:
من هیچوقت لازم نیست جایی ظرف بشورم، چون دستام به مایع ظرفشویی حساسیت داره ((: اگرم بخوام بشورم باید دو تا دستڪش بذارم ڪه معلومه ڪسی دوتا دستڪش نداره :دی 

پس معافم :))

من این راهڪار ها رو دوست ندارم ): اذیت میشن بقیه :/
پاسخ:
دیگه چوب خدا که صدا نداره! یک موقع میبینی مجبور میشی! مثل من! منم هیچوقت ظرف نمیشورم! ولی خب جبر روزگار قدار کجمدار آدما رو بعضی وقتا مجبور میکنه!
نکته اول که شخص محترم باید بسیار نگران جان خودش باشه بلایی سرش نیارم!
نکته دوم رو اصلن هم شخص مقابل متوجه نمیشه ظرف دوم بیشتر کیک داره !! اصن فکر نکنید متوجه نمیشه!
برای نکته سوم دست رو دلم نزارین!

من باب س.ن نوشت هم اول اون رو خوردم فکر کردم قصد دارین پرده از ظرف های شکسته و پنهان کرده مادر تون بگید 
D':
پاسخ:
نه دیگه! معمولا صاحب خونه روش نمیشه چیزی بگه! حتی اگه یک نگاه چپ چپ هم کنه! چیزی نمیگه! :دی
نکته دوم هم اصلا نفر دوم که مهم نیست که! مهم وجدان خود تقسیم کننده است! که مطمئن بشه قسمت بزرگتر رو برا خودش بردارشته! ^_^
.
ظرفای مادر هر وقت میشکست جوری معدومش میکردیم! که نفهمه. بعد هم چند وقت دنبالش میگشت و آخرش فکر میکرد مثلا فلان همسایه برده نیاورده! :دی

با نکته اول همیشه دست و پنجه نرم میکنم :|
دیگه گاهی اوقات خودمو میزنم به سردرد و از دست شون فرار میکنم :|
اصولا ظرفایی که نمیشه شستن شون و سخته تمیزکاریشون شکستنی نیستن :|
مثل قابلمه برنج یا ماکارانی :|||
تقسیم :)
مقاوم میشه بدن مون :)
پند گرفتیم :)
پاسخ:
قابلمه و اینارو آب بریزین داخلش بعد به میزبان بگید الان نمیشه شستش! بعد خودتون زحمتش رو بکشید! :دی
.
احسنت. پند بگیرید. باشد که توشه راه آیندگان بشه.

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۲ منتظر اتفاقات خوب
بسیار مفید و کاربردی بودند.
پاسخ:
:))
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۰۵ مَهسا هَسدَم ツ.
خسته نباشین -_-
پاسخ:
زنده باشی جوان!
مکتب آقاگلیسم خیلی طرفدار داره منم جزوشونم :)
من نکته دو رو بیشتر همه دوست داشتم.عالیییییییییی بود دادا 
پاسخ:
اصلا آقاگل یک مکتبه یک ایدئولوژیه! یک فرهنگه! :دی
ما ارادتمندیم دادا :)))

یادم باشه نکته ی 3 رو به وقتش حتما استفاده کنم.:)
کلا هر سه نکته مفید و کاربردی بود:)
یاعلی
پاسخ:
از کنار دو نکته اول هم به سادگی رد نشین خیلی مهمه! :دی

یا علی :)

قربون دستتون شما لازم نیست ظرف بشورید. یعنی اگه یکی بیار خونه ما ظرف بشکنه سری بعد دیگه از پذیرفتنش معذوریم! البته من از اونام که خوشم نمیاد مهمون خونمون کار کنه :))
کیک رو همیشه میدن من تقسیم کنم که به همه یه اندازه برسه !تا این حد دقیقم ها :))
هرچی بیشتر از خاطرات خوابگاه میخونم و میشنوم میبینم در توان من نبود که خوابگاهی باشم :/
پاسخ:
دیگه اتفاقه دیگه! آدم یهو مجبور میشه ظرف بشوره! دست خودمون که نبود :دی
.
احسنت دقت. البته شما خانم ها خب دقیقترید. ولی خب اینجا دقت حکم نمیکنه که نفس آدمه که میگه تکه بزرگرو بردار برا خودت ^_^
.
یکبار خوابگاه رو تجربه کنین با حاله! ظرفای نشسته! لباس های اتو نشده! غذای سه روز مونده! همه اش خاطره است خخخ
من چون سابقم خرابه تو مهمونی نمیگن ظرف بشور:دی

درسته تو خوابگاه سیستم ایمنی تقویت میشه ولی هر چقدر هم قوی بشه جلوی ظرف کثیف کم میاره:/
پاسخ:
میگم خوابگاه های علوم پزشکی هم شبیه مال ماست؟ یک بار با بچه های علوم پزشکی رفتیم اردو! بعد آژانسی که برامون غذا آورد حواسش نبود قاشق ها رو بهمون نداد! اینا غذا نخوردن تا رفتند قاشق یکبار مصرف خریدند اومدن براشون! حالا ما غذا رو که با دست خورده بودیم هیچ چایی بعدشم زده بودیم خواب عصرمونم کرده بودیم!
فتبارک الله یا شیخنا
پاسخ:
ارادتمند ای مرید. :)
دقیقا منم همینجوریم تو تقسیم کردن:))وقتی زحمت میکشم داداشم کمک نمیده تقسیم که میکنم نمیدونم کدوم بیشتره یه ظرف برمیدارم براخودم و از ظرف داداشم یکم میخورم تا حدی که دلم خنک شه:))
من اصولا تومهمونیا بروی خودمم نمیارم که پاشم کمک بدم
ولی بامورد اخر نه:/بدم میاد خونه کثیف باشه اغلب خونه نامرتب باشه عصبی میشم برقش مینداژم درحالی که اتاق خودم ممکنه دراون لحظه شتر با کاروان توش گم شه:/
پاسخ:
درستش هم همینه خب:دی
.
دیگ اتفاقه! وگرنه آخه کی به من آقاگل میگه ظرف بشور؟ ولی خب شد! و ما هم جواب اعتمادشون رو دادیم^_^
.
نه خونه و اتاق خودت اگه باشه که کی جرئت داره کثیفش کنه؟ کتک میخوری از مادر گرام. ولی خب خوابگاه وضعش فرق میکنه. خخخ

نکته سوم کشت منو:دی
اون قرض نگرفتن عالی بود:دی
پاسخ:
:)))
از کنار اون دو مورد اول هم به راحتی عبور نکنین کلی درس و تجربه  داخلشه.

خدا قوت و خسته نباشی ...

پاسخ:
:))
تنکس
اصلا مورد سوم و قبول دارم بدجور..
ولی اگه کسی بخاد ظرف قرض بگیره مورد داشته گفتیم کثیفه اگه میخایش خودت بشور:))
بعد شسته شده تحویل گرفتیم به همین راحتی!
پاسخ:
اون دیگه مدینه فاضله است ^_^
که ظرف یک ماه مونده رو میبرند بعد شسته تحویل میدن.

اون نکته ی سوم منو یاد این جمله ی معروف انداخت که میگه :
"چیزی که تو رو نکشه ؛ قوی ترت میکنه"
:)
پاسخ:
ها بارکلا! دقیقا همینه. ^_^
:)))) من با همه غیر اون ظرف شکستنه موافقم :))
باید برای مورد اول چاره ای پیدا کرد
پاسخ:
اون ظرف شکستنه فقط بعدش آدم عذاب وجدان میگیره! ولی خب راهکار عالییه!:دی
((: یه سوال برام پیش اومد شما تو مهمونی ظرف شستی ؟؟(: اوه چه تجربیاتم مخصوصا اون کیکه (:  بازم ازین خاطرات و روش ها بزارین برامون استاد
پاسخ:
بلی دقیقا تو مهمونی! مجبور شدم که ظرف بشورم. :)
البته تجربه هایی مثل آشپزی هم داشتم در این مورد! 
کلا از هر انگشتم یک هنر میباره.
شیوه اول امتحان شده :)
یه بار خونه یکی مهمون بودم ؛ از صاحب خونه پرسیدم این ظرفا هیچوقت نمیشکنه ؟! گفت : نه
گفتم : یعنی هیچوقت نمیشکنه ؟
گفت : میخوای امتحان کن
منم ظرف رو گرفتم عیب بشقاب پرنده پرت کردم ؛ ظرف نشکست ولی شیشه مایکروفر کلا اسفالت شد

یعنی زیر نگاه "فدای سرت" صاحب خونه ، می شد دایره المعارف روش های اعدام رو دید D:
پاسخ:
:)))
خب اخه برادر من ظرف رو میخوان بشکنن مثل بشقاب پرنده پرت نمیکنن خب. میزنن زمین یا میزنن لبه اوپن خونه یا سینک ظرفشویی:دی
.
یکی از روش هاش یقینن قانون کلت بوده! 
من ظرفمو داغ داغ می‌شورم
ینی لقمه آخرمو قورت نداده ظرفمو شستم انداختم رو بند خشک شه

به هیچ کسم ظرف قرض نمیدم
حتی نمیذارم به وسایلم دست بزنن
پاسخ:
مطمئنی خوابگاه زندگی میکردی؟! البته خب خوابگاه خواهران متفاوته با خوابگاه برادران.
ما ظرفامون در حد 10نفر به بالا گنجایشش بود. حالا به غیر از بشقاب و قاشق و اینا. قابلمه وقتی می رفت روی گاز حداقل دوتا ماکارونی توش پخته میشد برا دوتا اتاق! 14نفر! :)

بعد ظرف که نشسته میشد همون وسط اتاق میموند تا بالاخره یکی خم بشه و منتقلش کنه به بالکن تا هفته های بعد. :دی
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۶ گمـــــــشده :)
این پست رو صبح خوندم خیلی خندیدم.
عالی بود
:))
پاسخ:
:)))
مهم خنده بود. و البته که نکته برداری کنید در آینده به دردتون میخوره ها:دی
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۳۴ دختر به شدت معمولی

اون نکته اول تجربه خودتون بود واقعا؟!! خخخخخ

شما تو مهمونی ظرف میشوری ؟

به به چه خانووووومی

نکته دوم رو به شخصه عاشقشم و همیشه به کار میبرم :)))


پاسخ:
گفتم تو کامنت ها آشپز خوبی هم هستم حتی! از هر انگشتم هنر میباره:دی
دیگه اتفاقاتی افتاد که ما باید ظرف میشستیم. چاره ای نبود خخخ. 
.
نکته سوم هم خیلی خوبه ها :)))
خوابگاه ما هر واحد سوییت 4، 5 نفره بود
منم هیچ وقت وسیله مشترک با هیشکی نداشم و قرض نمی‌گرفتم و قرض هم نمی‌دادم

حتی جاقاشقی من جدا بود و جاقاشقی اون سه تای دیگه جدا
پاسخ:
شانس آوردی تو یک اتاق مثل اتاق ما نبودی! و من هم شانس اوردم که تو این سال ها تو اتاقی مثل اتاق شما نبودم پس :))
قبلا فکر کنم اینجا گفتم. اتاق ما حتی مسواکمونم مال خودمون نبود! می رفتی بر میگشتی میدیدی مسواکت نیست! بعد کشف میشد که هم اتاقیت داشته موزرش رو تمیز میکرده مسواکت رو برداشته! :/ بعد هم میگفت این خیلی کثیف بود برو یک جدید بخر گدا! :)))
اینقدر پر محبت حتی!
خیلی ممنون ااما من ظرف شستن رو خیلی دوست دارما :))
پاسخ:
:))
خب شما استثنائا اون دو مورد دیگه رو رعایت کنین کافیه. اینم چون شمائید.

مقاوم شدن بدن در نتیجه مبتلا شدن به بیماری مسری تنبلی توخوابگاه
پاسخ:
:)))
نکته سوم خیلی بد بود :-| سوسک هم بود توی ظرف ها؟ :))))))))))
پاسخ:
:))))
سوسک چیه! 
کپک میزد گاهی وقتا! 
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۵ رادیو بلاگی ها
سلام
وقت بخیر :)

یکی از سوژه های اخبار هفته ی سیزدهم رادیو بلاگی ها شمایید :)
اخبار رو میتونید از وبلاگ بخونید :)


:دی
پاسخ:
سلام!
وقت شمام بخیر
.
 به منم باید اعلام کنین که سوژه شدم؟ خخخخ
قدیمیا میگفتن کارد دسته خودش رو نمی بره. 
تیم رادیو بلاگی ها این ضرب المثل رو کامل نقض کرده :)))

اخبار رو از وبلاگ گوش میدم با اجازه :دی
چند روزه حس میکنم  یه جا کامنت گذاشته بودم ولی جوابشو نخونده بودم
بالاخره فهمیدم کجا بوده:دی

نه بابا اینا خیلی سوسول بودن
ما با همون دستی که میکنیم تو دهن مریض، با همون دستم غذا میخوریم:دی
پاسخ:
:)))
عجب!
.
بنده خدا مریض پس!
عجب!
پاسخ:
عجب عجب!
هشت سال توخوابگاه بودم ولی هیچوقت اینجوری نبودم، بچه هایی هم که اینجوری بودن رو درک نمیکردم. بر عکس خوابگاه منو به شدت وسواسی کرد.
مطلب با حال بود ولی 
پاسخ:
خب طبیعتا مارو هم درک نکردید:دی
والا دلمون نمیخواست اینجوری باشیم. ولی خب بودیم.
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">