دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

از کراماتنا

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۲۸ ب.ظ

آقا! یعنی خیلی عجیبه که آدم یادش بره خیابون اصلی شهرش یک طرف است؟!؟ و میدون رو اشتباه بپیچه؟ بعد خب حالا که اشتباه پیچیده! خیلی عجیبه که از وسط راه دنده عقب برگرده؟!؟

نیست دیگه!

 انصافا خیلی شبیه بودند، حالا شاید بقیه خوب دقت نکرده باشن! 


نظرات  (۲۷)

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۳۱ عای عم بــــهـــــار D:
خسته نباشید عرض میکنم واقعاً :|
البته منم بلد نیستم کودوم خیابون یه طرفه ـس کودوم نیس :| ویکتوریا :| ددابظ :|
پاسخ:
زنده باشی جوون.
.
والا چی بگم! اخه بعد شش هفت سال رانندگی نمیدونم چرا حس کردم این سمت بازه اون سمت بسته! :///
پیر شدیم! 

این کراماتتون عوارض چیه؟هان؟
:دی
پاسخ:
از عوارض پیر شدگی نیست. اینبار از ابتکارات خودم بود :دی

عجیب نیست ولی اینجور مواقع به داداشم میگم آیڪیو در حد جلبڪ :دی

البته به شما نه ها ، به داداشم :))))))
پاسخ:
والا اگه جلبک خیابونی که هفت هشت سال ازش گذشته رو خلاف بره! :دی جلبک رو بدنام میکنی چرا خخخ
:)))
.

خطاب به اسپریجو:

از عوارض پیریه :دی
پاسخ:
با توجه به اینکه یوزپلنگ های ایرانی مثل پلاتی پوس های استرالیا در حال انقراض هستنداین روزها که بیشتر احساس پیری میکنم. :دی 
ولی انصافا این یکی از ابتکارات خودم بود! کاری به پیری نداشت خخخ

۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۲ هانیه شالباف
خداقوت دلاور :|
اصلا رو این پست شما نمی‌شه حرف زد :))
پاسخ:
شما که ندیدین خیلی شبیهه.
فقط یکیش سر و بالاییه!
یکیش سر و پایینی! 

یخورده :/
پاسخ:
ولی خیلی شبیه بودا! :دی

نه، اصلا عجیب نیست :)) 
پاسخ:
الان نمیدونم باید چیکار کنم. 
بگم ممنون که میگی عجیب نیست.
یا اینکه باید الان برم تو افق؟ 
:دی

عجیب نیست :)))
پاسخ:
الان باید بگم ممنون که میگین عجیب نیست؟
یا باید از شدت سوتی برم تو افق؟ 
البته یک احتمال دیگه هم هست. اینقدر که سوتی میدم دیگه عجیب نیست سوتی دادن من خخخخخ
:)))

یکم عجیبه ...........................

پاسخ:
:))

شیخنا؟!:|
خوب هستین؟!
پاسخ:
خوب که هستم ولی نمیدونم چرا گیج میزنم! 
باز خوبه خدا هوامون رو داره. این گیج زدنامون کار دستمون نداده تا الان.
:)

از شما بعید نیس /: سر اون قضیه سویچ ک داخل ماشین جا گذاشته بودین دیگه حالا که پرسپولیسیم هستین ازتون اصلا توقع نمیره پرسپولیسیا اینطورین (((:
پاسخ:
اون داستان سوئیچ که یک سوتی ریز بود!
من یک سوتی هایی میدم بیا و ببین :/
.
آدما کلا دو دسته اند. یا پرسپولیسی هستن یا نمیدونن که پرسپولیسی هستن! ^_^

پیش میاد دیگه. من بدونم کسی سهوا انجام داده خیلی خندم میگیره :) بدونم عمدا این کار رو کرده که...
پاسخ:
مگه مرض دارم تو خیابون اصلی شهر به عمد خلاف برم آخه؟ :/ 
طبیعتا سهوی بود. ولی خب این سهوی اشتباه کردن های من داره کار رو به جاهای باریک میکشونه که خدا به خیر کنه:دی
:))

یا شیخ جسارت نباشد اما یه خورده خودتان را تنبیه بنمویید! ما را نگران کردید.
پاسخ:
تا اطلاع ثانوی خود را در خانه حبس و زنجییر مینمایم! باشد که اصلاح شوم! :)
کرامت های فوق العاده ای داری یا شیخ
ما رو به مریدی می پذیرندی؟عایا
پاسخ:
مریدی آزمون ورودی دارد!
همینجور کشکی کشکی که نیست!
چند وقت دیگر اطلاعیه اش را میزنیم. مبلغ 74238تومان به حساب ما نزد بانک ملی مرکزی دولت سوئد واریز می کنید. تا ثبت نامتان کنیم!
بعد چندین مرحله گزینش دارید. اگر در نهایت زنده ماندید و جان سالم به در بردید شما را بعنوان مرید خواهیم پذیرفت!

مایه یبار از مشهد تا ساری رو یکریز اومدیم بدون اینکه توقف داشته باشیم...بعد فکر کنم بابام خیلی دیگه داغون شده بود میدون اصلی شهر رو برعکس پیچید...فقط شانس آوردیم نصفه شب بود (فقط یکنفر بود که همونم گفت دیگه خیلی داغونیم؛))و ماشین نبود؛)
پاسخ:
نصف شب باز خوبه اشکال نداره. من دقیقا وسط ظهر این راه رو اشتباه رفتم! بعد با خودم میگفتم چرا ماشین روبرویی هام بوق میزنن! :/

خیلیم طبیعیه اصن به دلتون بد راه ندین یوخت !:دی 
پاسخ:
بد به دلم راه نمیدم. ولی میترسم این طبیعی بودن من آخرش کار دستم بده! :دی
پیش میاد دیگه پدرجان :)
پاسخ:
پدر جان! :)
بالاخره یکی بدون قید و شرط پذیرفت که من دارم پیر میشم. دمت گرم.

من همچنان به نظرم شما عاشق شدی :-))))
پاسخ:
یعنی اینقدر این چند وقت از سوتی دادن هام نوشتم که تمام فرضیات در موردم صادقه!
از آلزایمر! تا عاشقی! یک دسته هم دیگه عادت کردن میگن طبیعیه! خخخ

نه دادا اصلاً هم عجیب نیست، راحت باش :))
پاسخ:
منکه راحت بودم. با یک دست فرمون رو گرفته بودم. یک دستمم بیرون پنجره بود. یک باد خنک هم میومد وسط ظهر.
ولی خب نمیدونم چرا بقیه راننده ها که از روبرو میومدن اعصاب نداشتن وسط ظهر بوق بوق میکردن!

خیابون مال شماس دادا...فداسرت.راحت باش
پاسخ:
اصلا کلش واس ماس!
:)))

فکرتون مشغوله... منم یک دفعه دوبار کرایه تاکسی دادم یک مسیر رو. یکی وقتی سوار شدم یکی موقع پیاده شدن.
پاسخ:
دیگه اینقدر مشغوله فکر کنم باید به فکر خریدن یک اکسترنالش باشم! یک فکر اکسترنال که بقیه کارامو راست و ریست کنه! :دی
.
حالا خب تو یادت نبود راننده هم هیچی نگفت؟ :)

۳۰ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۶ گمـــــــشده :)
مطمئنی الان زنده ای؟
پاسخ:
مینویسم پس هستم!:دی

من امروز حس کردم یه مشکلی پیداکرده مغزم:/جدی میگم نگران شدم بس که گیج میزنم چندوقته:/کلا هپروت:/یه چی به خوردمون نداده باشن:/
نه که نابغه ام در شرایط عادی:)))
پاسخ:
بالاخره یکی منو فهمید. 
میگم نکنه از ااین ویروس جدیدا باشه؟
فکر کنم همین مریض شدیم. حواسمون نیست.


خدای نکرده شما رو نگفتم. گفتم اگه ببینم کسی...
متوجه شدم کارتون سهوی بوده. :) 
پاسخ:
:))
شوخی کردم. جدی نگیرید.
ممنونم.

نیس دیگه :)) داداش اشتباه نزدی :)))
پاسخ:
مرسی از این همه روحیه که میدین. :)
امیدوار میشم به آینده خودم!

در اصل مشکل اون خیابون بوده:))


عیدتون مبارک..
پاسخ:
اصلا خیابون که نباید اینقدر شبیه باشه!
چه معنی میده؟
.
عید شمام مبارک باشه :)
داداچ عجیب نیشت D:
ادم که آشیخ میشه اینجوری میشه


پاسخ:
آدم که دست خودش نیست که. خیابونارو شبیه هم میسازن.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">