دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
زیباتر آن
که در سرت
اندیشه نو شود...

این بنده نگارنده از همان دوران مهدکودکم (فقط دو ماه رفتم مهدکودک!) یک پیکاسوی درون داشتم که هرگز شکوفا نشد! این هم مدارکش! 

هنر نزد ما بود از همان اول! به قول مترسک احتمالا تصور می کردم این آدمک ها بعدن خودشون دست و پا در میارن! اصلا استعداد فوران میکنه! 

 

 

 

 

 


و نسل جدید، و هنرهای نسل جدید. جناب امیرحسین جان. خاله پسر و بلز نواختن گودزیلای نامبرده در کلاس موسیقی! البته که ایشون هم استعداد نهفته‌ای در نقاشی دارند مثل بنده. 

 


دریافت

 

 

حالا چی شد که این پست رو نوشتم؟ باعث و بانیش پست یکی مونده به آخر گندم  بود که لینک داده بود به پست مهدکودک مترسک جان و مترسک جان هم یک لینک داده بود به پست مهدکودک آراگل! و نتیجه اینکه رفتم و گشتم و نقاشی های زمون مهدکودکم رو پیدا کردم! و شد این.

 

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۲۹
آقاگل ‌‌

خاطره نگاری

نظرات  (۴۳)

آقا گل شما هم مگه بچه بودید ؟؟؟ نمیدونم تصور کنم 8)
پاسخ:
داستان کلاه قرمزی بود. فامیل دور به مجری میگفت آقای مرجی یک چیزی میگم ولی شاید باورتون نشه! من یک روز بچه بودم! :)))

وای چقدر خوبه نقاشی های اون موقع رو دیدن! کلی آدم شاد میشه ^_^

ولی نقاشی من خیلی خوب بود! همیشه مربیمون دفترمو می برد بالا می گفت ببینین حریر چقدر قشنگ کشیده! منم هی تو خودم ذوق مرگ میشدم و لحظاتی چند در شادی می زیستم :دی
پاسخ:
دیگه من بضاعتم در همین حد بوده خخخخ
همین الان هم بهم بگید نقاشی بکش نهایت دوتا درخت و یک خونه میتونم بکشم! :)
شما بچه بودی یه همچین چیزایی میکشیدی واقعا جای تحسین داره 
من الانش هم به زور از اینا میکشم D:
اصولا هر چی به هنر ربط داشته باشه من بلد نیستم مثه همین نقاشی و شعر گفتن و...
پاسخ:
آره ما از بچگی یک ایطو چیزایی تو خودمون داشتیم! :دی

سه چشمیه  اخریه :)))

در تکمیل حرف اقای مترسک حتما یه چشماشم میفته:))
پاسخ:
حتما میفته دیگه :دی

هرجور حساب میکنم من پیرتر باید باشم چون مهدکودک نرفتم :)))) نبود که برم
پاسخ:
ببین اسمش مهد کودک نبود. یادم نیست چی بود. بعد چون پسر دائیم رفته بود مدرسه و من تو خونه تنها بودم من رو گذاشتن اونجا که کمتر شیطنت کنم!
الان که بچه حتما باید مهد کودک بره.

سلام

من هیچ وقت مهدکودک نرفتم :|:)


نقاشی شما را روانشناختی شخصیت باید کرد :دی

میشه بگین مورد اول و دوم و سوم به فاصله چه مدت زمانی کشیدین ؟

چند روز یا چند ماه ؟:)

پاسخ:
سلام.
بیخیال میاین روانشناسی شخصیت میکنین بعد من هم که نه دست داره نقاشیم نه پا. تازه جای دو تا چشم سه تا داره. گوش و اینا هم اعتقادی بهش نداشتم. نمره ام صفر میشه قشنگ خخخ
نمیدونم. ولی کلا یادمه یک ماه یا دوماه رفتم اون مرکز. حالا من بهش میگم مهدکودک. ولی مهد کودک نبود. نمیدونم چی بود. :دی
واقعا میتونم آقاگل خردسال رو از همینجا بغلش کنم از فرط قلنبگی دوست داشتنش :)))))) 
پاسخ:
اول باید یک ماشین زمان پیدا کنی!
برو تو همین تگ خاطرات چندتا عکس از آقاگل خردسال هست!
:))

کلیپ پایین رو گوش کن!
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۶ شادوَرد __
فک کنم قدمت این نقاشیا به شصت و یک سال پیش برگرده!
چه جالب مدل موهاشون جدیده:دی... اِ نقاشی وسطیه آدم آبیه دست راستش هفت تا انگشت داره!!!

پاسخ:
بعله ما یک ایطو چیایی داشتیمتو زمون بچگیمون! آدم میکشیدم با ده تا انگشت حتی! اصلا نمیشمردم. تا جایی که جا میشد انگشت میذاشتم. خخخخ
.
قدمتشون بر می گرده به دوران سینوزوئیک!
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۱:۰۰ نفس نقره ای
استعداد فوران کرده ها =)))))))
پاسخ:
ترکوندم اصلا! :)

:دی

ولی جدی اجازه بدین ظنز گونه روانشناختی میکنیم جوری که اگر جناب مستر هولدن اومد دید روانشناختی ما رو بهم خُرده نگیره :دی



+

خارج از شوخی پارسال ما یه طرحی داشتم که از نقاشی بچه هامون

روانشناختی شخصیت میکردیم جالبه بدونین من همون چیزای رو گفتم که روانشناسمون گفتش و حرفام تایید کرد :)

الان باید تمرکز کنم وگرنه میگفتم :))

مثلا من الان وقت ندارم :دی



پاسخ:
باشه اجازه میدیم. :))
هولدن این سمتا نمیاد اصولا. 
وب ما چیزی نداره.
.
+ حالا هر وقت تمرکز داشتین بیاید بگید. بخندیم. حالا استعداد نقاشی نداریم روانمون شاد بشه حداقل:دی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۱:۱۷ ɐɹɐɓol •_•
مرسی آقاگل...باعث بانی لبخند من شمایید :)

چه نقاشی های قشنگین...استاد فرشچیان باید جلوی شما لنگ بندازه :دی

منتظر این پست بودم :)
پاسخ:
ارادتمند :))
.
تعریف بیخودی نکنین جو گیر میشما:دی
دیروز صبح اومدم بذارم وبلاگتون غیرفعال بود نمیشد لینک کرد.
الان دیدم برگشتید منتشرش کردم!
این بنده ی نگارنده..

گل آقا می گفت نه؟
زرویی هم می گفت..
پاسخ:
زرویی نصرآباد می گفت. تو کتاب غلاغه به خونه‌اش نرسید :))
احسنت حافظه :))

منم امروز پست میزارم:دی
نقاشیا:دی فضایی میکشیدیدا
پاسخ:
بذارید :))
.
من از همون بچگی با ماورا طبیعه در ارتباط بودم:دی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۶:۴۱ مهندس مکانیک خودرو
سلام
من تمام نقاشی های آمادگیمونابودکردممم
خوبم نقاشی میکشیدیااااا
پاسخ:
سلام. :)
والا مادرجان نگه داشته اینارو. منم اگرچه هر وقت تو جمع های خونوادگی حوصله شون سر میره میرن اینارو میارن به من میخندن ولی خب دلم نیومد نابودشون کنم.

۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۷:۲۴ پسر رویایی
خوشکل میکیشیدیاااا

واون فیلمه هم خوب مینواااازه
پاسخ:
:))) خوشگل مال یک ثانیه است.
شما اولین نفری که در مورد اون فیلمم نظر داد. دمت گرم.

۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۷:۲۷ مترسک ‌‌
یعنی خرابم کردی دادا سعید =))
نقاشیاش رو :))
پاسخ:
:)))
کیف میکنی؟
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۷:۴۶ دچــ ــــار
پس چه فلسفه ای داشته این پست !:)
پاسخ:
:))
خیلی پست عمیقی بود.
خیلی!
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۸:۱۲ امیر بهزادپور
خاطره بازی راه انداختیا...:)
پاسخ:
این از عوارض آلزایمره. مینویسم اینجا که پیر شدم بیام بخونمشون یادم بیاد. :دی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۹:۲۶ شِمِلـــ ـــیـــا
خیلی زیبا بودن چه استعدادی :)))
پاسخ:
آیکون عرق شرم و اینا. :))

۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۹:۴۸ گمـــــــشده :)

خداااااااااااااااا

نقاشی های مهدکودکشو دارررررررررره

:))))))))))))))

خداااااااااااااااااااااااا

من جزوه دانشگاهم نمی دونم کدوم گوریه

این نقاشی های مهدکودکشم داره

خداااااااااااااااااااا

:)))))))))

پاسخ:
یک سری چیزای دیگه هم دارم تازه!
مثلا پیرهن دو ساله گیم!
پتو و پشتی نوزادیم!
موهای اول ابتداییم که کوتاهشون کردن!
خخخخ
البته خب اینارو مادرجان حافظشون بوده و حفظشون کرده وگرنه من همونی ام که تو یک هقته یک بسته مداد سیاه 12تایی رو دونه دونه تو مدرسه گم کردم! :/
البته جزوه های دانشگاهم رو و بعضی دفترهای دبیرستانم رو هنوز هم دارم!:دی
نقاشیای بچگیه منم در همین حد بود :))) زنگ نقاشی، فقط یه خونه مربعی می‌کشیدم و یه درخت :)))

پاسخ:
:))
من پیشرفت که کردم تازه یاد گرفتم خونه مربعی بکشم! :دی
شما احیانا مال نسل سوخته نیستید؟
حیف شد که استعدادتون کشف نشد:))
عاشق گوش های اون نقاشی دومی شدم:))
یاعلی
پاسخ:
بله من با یک ماه افتادم وسط نسل سوخته! :)
واقعا حیف شدم من.:دی
یاعلی
زاستی الان فیلم رو هم نگاه کردم خیلی خوب میزنه ماشالا.
اون وقت من هنوز با خودکار یا مداد روی لبه ی لیوان شیشه ای میزنم و از صداش لذت میبرم:))) 
یاعلی
پاسخ:
یک بار خونه شون بودم میخواست به من یاد بده! اینقدر سرم نق زد داشتم از خنده قش میکردم دیگه!:دی
:)))

پیکاسو توگور لرزید اقاگل(((((((-:
پاسخ:
پیکاسو به وجود من افتخار هم میکنه! :)
نقاشیارو :))))) 
ادامه میدادید از نقاشی آخر بالا سمت راست یه نقاشی جیغ مونش درمیومد ها :)))
من از بچگی نقاشی رو دوس داشتم . اما مختصر مفید کار میکردم . بابام میگه یه نقاشی کشیده بودی صندلی و تلویزیون بود میگفتی همه تون هستید . پرسیده ازم خب کجاییم؟ گفتم تو تلویزیونید دیگه:)))))
پاسخ:
بعله ما هم یک ایطو چیایی داشتیم بالاخره :))
.
ما خونه میکشیدیم. بعد معلم میگفت چرا هیچی توش نیست! میگفتیم تو خونه اند! :دی
وااای نقاشیاروووو :)))
آدم فضایی میکشیدی آقاگل :دی 
یه جایی دیدم که مامانا نقاشیای بچه‌هاشونو میدادن عروسکشو واسشون درست میکردن.. بعد اگه نقاشیای شمارو.عروسک میکردن چقدر عروسکا وحشتناک میشدن :|  :دی 
و ایووول به خاله پسر هنرمند ^___^ والا بش نمیاد گودزیلا باشه.. چهره ی مظلومی داره ^__^ 
پاسخ:
عروسک نقاشی های من رو میتونن درست کنن بعد بذارن رو سر قندون بچه دست نزنه! یا مثلا بذارن تو یخچال بگن اگه رفتی سر یخچال لولو میخوردت:دی
:))
.
قیافش غلط اندازه! مثل خودم! :دی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۲:۵۶ منتظر اتفاقات خوب
اینا الان زیرخاکی محسوب میشن!! باید برم نقاشی های خودمو پیدا کنم.
پاسخ:
برید پیدا کنید بذارید ما هم ببینیم :))
.
نه داخل پوشه بودن! زیرخاکی محسوب نمیشن خخخ
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۶ عاشق بارون ...
آدم ها دست و پا دارن که! :)) تازه انگشت هم دارن! :))) تازه مو، بینی، ابرو! فقط اینکه همه :| هستن! لبخند ندارن! :) نقاشی هاتون بانمکن! :))
وای امیرحسین! ^_^ جوجو! ^_^ خیلی بانمکه هنرمند کوچک! ^_^ 
پاسخ:
دست و پاهاشون فقط طبیعی نیست :))
.
جناب هنرمند جان ^_^
عشقه این پسر!
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۶ داداش مهدی
آقا محشر بود! :| چه استعداد وحشتناکی دارن اینا!
پاسخ:
:))

یاد این پست خودم افتادم!!! :))))

http://gandomru.blog.ir/1394/11/23

پاسخ:
:))
دست خطتت شبیه اونموقع های من بوده :))

تو هم مث من رو هر کاغذی دستت اومده نقاشی کشیدی! :))))
پاسخ:
نه دفتر نقاشی بوده ولی مامان برداشته جداشون کرده که نگهشون داره! :دی
من هر کاغذی ببینم موشک و غورباقه و قایق باهاش درست میکنم! (یکبار تکلیف خانم هم کلاسی رو حواسم نبود غورباقه باهاش درست کردم! به هیشکی نگو.)
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۲ گربه بنفش
وای،شما از من هم بی استعدادترین؛نمیتونم حسادتمو کنترل کنم(آیکن گریه)
من مهدکودک نرفتم،ولی دفتر نقاشی کلاس دوم ابتداییم رو دارم؛انگار یه زامبی اونا رو کشیده،همشون موهای فرفری(از بچگی عشق موی فر در وجودم بود)و چشای زرد!
پاسخ:
:))
من تقریبا در زمینه نقاشی از همه بی استعدادترم! حتی از نرگس دو ساله از تهران:دی
.
عکس بگیرید بذارید ازشون :)
میشه یه امضا بدین:|
پاسخ:
نچ! با مدیربرنامه هام صحبت کن! :)
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۹:۰۵ بهار پاتریکیان D:
من نقاشی های مهدکودکم به شرحیه که دو تا دختر کشیدم که با هم حرف میزنن
بعد زیرش نوشتم پچ پچ :دی
پاسخ:
شرح فایده نداره عکس بگیر بذار ببینیمشون :))
قشنگ می کشیدین که، برای اون سن عالیع، ادامه ندادین؟
پاسخ:
نه در اوج خداحافظی کردم! :دی
اقا گل میتونم استخدامت کنم یکی از طراحای زیر دستم باشی خوب کار کنی ترفیع میگیری :))))
پاسخ:
ماهیانه چقدر حقوق میدی؟ :))
زندگی خرج داره.
باهم کنار میایم :)))
پاسخ:
باشه طرحاتون رو بفرستید. :دی
وای خیلی خندیدم :))))
نقاشیا عالی بودن:)))
پاسخ:
:)))
همیشه بخندید ان شالله 
ممنونم.
وای عالی بودن نقاشی ها آقاگل اصن قابل تصور نیست شما اینا رو کشیده باشی ، اصن نمیتونم آقا گل سه چهار ساله تصور کنم خیلی جالبهههه:)))))))))))))))))
پاسخ:
همون داستان فامیل دوری که تو کامنت های اول گفتم :)))
آقای مرجی باورتون میشه؟ من یک روزی بچه بودم:دی

آخه دیدم تو کاغذ خط دار هم نقاشی کشیدی :)

خسته نباشی واقعا!!! ^___^ بیچاره همکلاسیت!!! :))))
پاسخ:
احتمالا اون روز دفتر نقاشیم رو یا یادم رفته بوده بیارم یا آب ریخته بودم روش خیس شده بوده. دیگه امکانات نبوده خخخخ
خودم با این دقت تا حالا به نقاشیام نگاه نکرده بودم :))

ارادت! سلام برسان. :دی
من طرحامو بفرستم ؟ :)))
شما رزومه ت رو بفرست :)))
پاسخ:
رزومه من همین نقاشی هایی هست که کشیدم دیگه!
ببین چه خوبه!
رزومه به این کاملی:دی
اکی بای :|


:))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
الان یعنی تو گزینش من رو رد کردین؟ 
همه جا پارتی بازی شده ها.
شایسته سالاری مرده.
من با این استعداد رو رد میکنن.
هعییی


با اجازه 
بنده این پست را عاشقم :)
چقدر خوبه همچین گنج هایی دارید.منم برگه امتحان ریاضی اول ابتداییم گنجمه :)
پاسخ:
ایرادی نداره :))
پس از گنجینه تون رو نمایی کنین :دی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">