دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

عکس نگاری پیاده روی اربعین-کودکانه

چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۴۰ ب.ظ

نشسته بودم پشت سیستم و زل زده بودم به صفحه دسکتاپ بلکه دستم به کیبورد بره و شروع کنم به نوشتن خاطرات این چند روز. ولیکن دستم به نوشتن نمی‌رفت. گفتم حالا که حوصله نوشتن نیست! و دست و دلم به نوشتن نمیره چنتایی عکس از سفر آپلود کنم.

یکی از سوژه‌های جذاب این چند روزه بچه‌ها و پدر مادرهاشون بودن. خودتون ببینید دیگه. چقدر عشق بودند. 



عکس اول:



 ایشون که نمی‌دونم آبنبات از کجا گیر آورده بود. من هرچی گشتم دیدم هیچ کدوم از موکب‌ها نذری آبنبات نمی‌دادن آخه!:دی. اون نگاهش و اون سربند یافاطمه زهراشون ^_^


عکس دوم:



 اسکار عشق‌ترین عکس این چند روز هم تعلق می‌گیره به این خانواده شیرازی و بچه کوچولوی بامزه‌شون. که فارغ از همه جهان پستونک به دهن با عشق همه جارو زیر نظر داشت. پشت سرشون بودیم، یک کم سر به سر بچهه گذاشتیم که مادرش متوجه شد و این شد باب آشنایی و این عکس. فسقلی‌ترین زائر.^_^



 از پشت صحنه گفتن به جغد روی لباسش هم اشاره کن:دی



عکس سوم:



ایشون هم که تازه از خواب بیدار شده و خیلی ناز داره چشماش رو باز می‌کنه تا ببینه چه خبره و اینجا کجاست. خیلی هم ظاهرا جای گرم و نرمی داره. 

خیلی از خوانواده‌ها رو دیدم که با همین کالسکه‌ها و بچه به دست سفر کرده بودند. اینارو می‌گم که فکر نکنین زیاد سفر سختیه. اتفاقا خیلی هم خوش می‌گذره و کلی هم خاطره می‌شه براشون.


عکس چهارم:



این عکس به دنبال حرف‌هایی هست که در مورد عکس سوم زدم. فکر کنین با سه تا بچه کوچولو و ریزگوله اومده بودند پیاده‌ روی. چه عشقی هم می‌کردند اون دو تا بچه وروجک داخل عکس.

 

عکس پنجم:



ایشون هم دیگه من سکوت می‌کنم خودتون ببینینش و عشق کنید باهاش. لبخند به لبتون اگر نیومد با من! جلوتر غذا می‌دادن. ایشون هم ایستاده بود دستمال کاغذی تعارف می‌کرد به زوار. یحتمل دختر صاحب همون موکب بود. :))


عکس ششم:



این هم از جمله عکسایی بود که خیلی دوستش دارم. اولی، همونی که پیرهن سبز آبی تنش هست نشسته بود و سینی رو گذاشته بود روی سرش و داشت غذا پخش می‌کرد بین زوار. دومی، تک پوش قرمزه کمی اون طرف‌تر داشت خودش غذا می‌خورد. تا دید من دوربین دستم هست و دارم از دوستش عکس می‌گیرم، پرید اومد نشست کنارش :) ای قربون اون دلای مهربونتون. ^_^


عکس هفتم:



ایشون هم باز در حال پخش نذری بود. حلوای خرمایی پخش می‌کرد. مهربونی رو می‌شه توی چهره‌اش دید. چقدر هم مودب و با طمأنینه ایستاده بود. این عکس یک نکته دیگه هم داره! عکاسش من نبودم! عکاس اینجا داره حلوا میخوره:دی


بقیه تصاویر رو در مجموعه‌های جدا گذاشتم و به موقعش می‌ذارمشون. اینجوری شیرینی عکس‌ها از بین نمیره. :)

 



نظرات  (۴۴)

چه موضوع دوست داشتنی ای برای عکاسی!

وای بچه ی عکس سوم چقدرررررررررر خوشگله:))
پاسخ:
خیلی عشقن این بچه ها ^_^

(((((((-: چه  عشقن اینا
پاسخ:
آره خیلی خوبن. خیلی. :)
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۷:۴۷ صبا مهدوی
این سری عکس ها که خیلی شیرین بود ..بچه‌ها..
ممنون.
پاسخ:
اصلا بچه ها شیرینن :))
حساب عکس های من نیست.

چقدر خوب بود :))
پاسخ:
ارادت :))
قابلی نداشت.

۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۰ شِمِلـــ ـــیـــا
ای جااان ^_^
خیلی خوب بود
پاسخ:
خیلی خوبن. ^_^

اول اینکه دلمان رفت 
دوم اینکه حس می کنم خودم این پست رو گذاشتم
سوم هم عالی بود ممنونم :)
چقدر خوبه خانوادگی بره آدم با فسقلی هاش :) 

پاسخ:
اصلا داشتم میذاشتمش یاد شما افتادم دادا :))
خیلی خوبه. اینقدر عشقن این بچه ها توی سفر. اینقدر گوگولین که نگو:دی
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۳ عاشق بارون ...
چه پست جالبی! چقدر خوبن این عکس ها! :)
پاسخ:
نظر لطفتونه :)
چشماتون خوب میبینه.
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۵ پرتقالِ دیوانه
بچه ها به همه جا انرژی میدن *_*
پاسخ:
بچه ها کلا انرژی خالصن :))
بمب روحیه. ^_^
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۲۷ نفس نقره ای
چقدرررر دوست داشتنی بودن بچه ها ^_^
پاسخ:
بچه ها اصلا اینه زندگین :))
:دی
چقدر حس خوب داشت این پست به خاطر بچه ها
مامانم میگه اونجا که بری تازه میفهمی بخشش ینی چی 
پاسخ:
مامنت درست میگه. خیلی هم صحیح میگه.
خیلی خوبه. خیلی.
معنی بخشش و گذشت رو واقعا میشه حس کرد.
اول عکسا رو دیدم بعد متن و خوندم اومدم بگم چه اون پیرهن صورتی دل من و برده :))
اصن فهمیدم همشهریم بیشتر دلم رفت 
بچه ها عشقن …
پاسخ:
شاعر در وصف شما و اون عکس و از زبان شما میگه پیرهن صورتی دل منو بردی :دی
:))

من عاشق اون بچه ی شیرازی شدم ماشالا چقدر نازه.
خیلی پست دل انگیزی بود:)
ممنونم
یاعلی
پاسخ:
خیلی با نمک بود. یعنی بین راه خسته گی مام در رفت کامل خخخخ :))
یاعلی
وای چه حس و حال خوبی :)
خیلی ممنونم ک اینارو با ما شریک می شین :)
پاسخ:
ارادتمند خانم دکتر مهندس نجوم شناس در آینده :)))

وای چقد عکس دوم نااازه^_^
ااا اقاگل شما نظراتم جواب میدیدی؟!:دی چه جالب..من که ناامید شده بودم ازینگه کامنتجواب بدید:دی
پاسخ:
چه نامردینا:دی خندم گرفته. مادر گرامی از اون ته خونه میگه چته باز! خخخخ
آره دیگه روایت داریم از غیرمعصوم میگه بعضی وقتا نظراتو جواب بدین تا خدا دوستتون داشته باشه:دی
.
بودم. نظرات رو هم میخوندم. ولی نه دل و دماغ پست گذاشتن رو داشتم نه جواب دادن نظرات رو حتی. ببخشید خلاصه.
مجموعه خوبی.
پاسخ:
ارادت :))
۰۳ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۵ ساکن طبقه 40
یعنی پیاده روی با خونواده اصن صفای دیگه ای داره ...
پاسخ:
حالا قرار شد سری بعد نزدیک به ده سال دیگه با خونواده و خانم بچه ها برم حاجی  :)))

شما با خونواده رفته بودی؟
اون جغده علامت مخصوص حاکم بزرگ میتی کومونه :دی
پاسخ:
من یک سوال برام پیش اومده فقط. 
علامت مخصوص حاکم بزرگ جغده. چرا عکس آواتارش از این مارمولکاست که رنگشون سبزه؟ :دی
وای چه عکسایی:))
پاسخ:
ارادت :))
وای چه بچه هایی:)
پاسخ:
بچه ها عشقن :))

واااای اون نوزاده رو!!!! :)
پاسخ:
:))
میبینی؟ انگار کوله پشتیه! انداخته کولش داره میره.
کلا خیلی بچه دوست دارین ها :))
کلی لذت بردم از قیلفه هاشون مخصوصا آرامش اون آخری^_^
پاسخ:
آره خیلی خوبن بچه ها ^_^
چیه دنیای این ادم بزرگا. 
همه ش پول و مادیات. 

۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۰:۰۷ پـامـ ـوک
چقدر خوب که سوژه عکس بچه ها بودن. من عاشق بچه هام. اگه من بودم که اربعین یادم میرفت حواسم پرت میشد به اینا :)
پاسخ:
اصلا بچه ها کلا عشقن. ^_^
منم یک جاهایی یادم میرفت! گم میشدم حتی! :))

بسیار هم عالی 
پاسخ:
ارادتمند :)

یاد کربلای پارسالم افتادم که مثل شما دوربین و گوشی دوربین دار نداشتم ولی کلی کیف کردم از حضور این بچه ها ...

ولی برای بعضی ها دلم سوخت بخصوص روزهای آخر کربلا چون دیدیم

بعضی از بچه های کوچک اذیت میشدن تو اون حجم شلوغی ...

بخصوص روز اربعین ...

با گریه هاشون یاد مظلومیت بچه های امام حسین (ع) افتادم.

یاد رقیّه ، یاد علی اصغر ، یاد علی اکبر و همه کودکان  تو واقعه

عاشورا تو کربلا...



+

ممنون بابت یادآوری تون

از بین عکس هاتون ، عکس شماره 5تون خیلی چسبید.

ممنون

پاسخ:
ان شالله بازهم قسمتتون بشه.
روزای آخر بخصوص برا خونواده هایی که بچه دارن به نظر من لزومی نداره که بمونن خب. ما هم به همین دلیل زودتر از موعد اومدیم. 
.
سلامت باشید.
یاعلی.
خیلی قشنگ بودن ممنون چسبید )^-^(
ریزگوله :(((((((
پاسخ:
سلامت باشین. 
:)
یاعلی.

ینی موضوعتون فوق‌العاده است آقاگل.. بچه‌ها.. ای جونم ^__^ 
اون بچه ی عکس شماره 2 و 3 رو میشه خورد حتی.. چقد نازه آخه.. با اون پستونکش ^___^  :))) 
اصن نمیدونین چقد تعجب کردم کامنتا جواب دارن :|  :دی 

پاسخ:

:))
حالا مادر بنده خدا بچه رو از کربلا سالم و سلامت برگردونده شما میخوای بخریشون خب؟ گناه ندارن؟ :دی

وجدانن یعنی اینقدر من جواب کامنت ندادم؟ 
خب آخه معمولا صبر میکنم با انتشار پست جدید کامنتاروهم جواب میدم. چند وقته بودم ولی پستم نیومد! :))

۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۱:۳۵ یا فاطمة الزهراء
ای جانم فدای همگی شون
پاسخ:
:))
۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۱:۴۸ شادوَرد __
:))چه بچه هایی:))
شماره ۷.یعنی اون آبیه شمایی؟
.
اصن یادم رفته بود باکس پاسخ کامنتا چه رنگی بودن:))
پاسخ:
یعنی که نه! دقیقا خب منم. گفتم دیگه دارم حلوا میخورم. :))
.
آقا دست به یکی کردینا!
من کی جواب کامنت ندادم خب؟ 

۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۴ حمیدرضا ندیری
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** **** **** ******
** ***** *** ** ***** *****
**** ****** **** *** ** ***** ** ** ***** *****
پاسخ:
خدا قوت دلاور!
خسته نباشی قهرمان!
شیوه هات مال عصر پارینه سنگیه فقط!
سری بعد میزنم هرزنامه بره قاطی باقالیا!
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۱:۳۱ ɐɹɐɓol •_•
چقد عزیزن اینا :)))
پاسخ:
:))

ای جونم ببین اون آب نبات رو چطوری می خوره، چه ناز دارن، خدا حفظشون کنه
پاسخ:
خدا برا پدر مادراشون نگهشون داره. :))

مرسی قشنگ بودن. ولی من موندم اون خونواده ها چطور با بچه های کوچیک این سفر رو رفتن. والا خواهر من بچه اش 4 سالشه، هر جا می خوایم بریم میگه واااای خدای من، بچه مو چیکار کنم :)
پاسخ:
یک سری مشکلات رو قبول کنین خودمون برا خودمون میتراشیم. مثلا ما سال هاست با خونواده نرفتیم کنار رودخونه. چرا؟ چون میگن بچه هست میفته تو اب خطر داره و اینا! ولی خب مگه ما بچه نبودیم؟ اون موقع میرفتیم هیچ اتفاقی هم نمیافتاد کلی هم خوش می گذشت. اینم همینجوریه. استرس رو خودش داره به خودش میده. :))
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۵ بانوچـ ـه
چقدر من دلم میخواست آدمخوار بودم فقط برا خوردن این نی نی گوگولیا :دی

اون کوچولوهایی که نذری پخش میکردن :(
خواهرم میگفت از موکب (جای استراحت :دی) اومدم بیرون هی گشتم دیدم کفشام نیست دیدم یه دختری اونورتر داره واکس میزنه بعد یه دختر کوچیکتر تا دیده خواهرم کفش میخواد اومده دمپایی های خودشو در آورده به خواهرم داده :(
چقدر من بغض میشم با این چیزا...
اون زائر کوچولوی شیرازی هم فک کنم اولین نفری بود که به صورت پشت و رو رفته کربلا :دی

نوش جان حلوا... بله عکاس سمت چپ داره حلوا میخوره :دی
پاسخ:
فکر کن اینا سالم و سلامت از کربلا اومدن! بعد تو وطن خودشون کشته بشن! درستشه آخه؟ :دی
.
اینقدر این بچه هاشون که نذری میدادن و اینا بامزه بودن که نگو. عشق بودن اصلا. ^_^
.
خوش به حالش. یک سالش هم نیست شده کربلایی! :))
.
بله بله. اشاره میکنه که حلواش هم خیلی خوش مزه بود.
خیلی عالی بودن:)
پاسخ:
:))
ممنون.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۱ حنانه شکاری
خیلی نازن...خیلی...وای :)))

ماه باشه دلشون همیشه ان شاءالله :)
پاسخ:
چه دعای قشنگی :))
ان شالله ان شالله.
عکس ششم رو یه طور دیگه دوست دارم اصلا..
پاسخ:
عکس ششم تقدیم به شما اصلا :))

الهی ...اون دخمل کوچوله چه نازه :)


زیارت قبول :)
پاسخ:
خیلی خوبن اصلا ^_^
.
ممنون.
ان شالله قسمت خودتون.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۸:۳۲ منتظر اتفاقات خوب
خوش بحالتون و خوش بحالشون...منتظر بقیه ش هستیم.
پاسخ:
هر هفته پنج شنبه ها از این پستا میذارم :))
خاطره ها و عکس های کربلا. 
ممنون.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۳ ساکن طبقه 40
آره من با خونواده رفته بودم ... خیلی خوب بود ... خیلی !
انشاءالله سال دیگه میخوام از مسیر طریق العلماء برم (کنار فرات) اونجا باصفاتر و خلوت تره
پاسخ:
طریق العلماء چه ترکیب با مسمایی هست. :))
ان شالله ان شالله.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۶ دختر به شدت معمولی

دیر اومدم ولی زیارت قبول آقاگل


وااااااااااای چه نی نیای نازی آدم دوست داره گازشون بگیره :))))

اصن بچه ها عشقن (:


۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۵ جودی آبوت
عالی بود
خیلی لذت بردم
خوش ب سعادتتون...
زیارت قبول
پاسخ:
نظر لطفتونه.
ممنون.
ان شالله قسمت خودتون.
۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۴۲ لبخنــــツ ـــد
زیارت قبول آقا گل :))
پاسخ:
تشکر
ان شالله قسمت خودتون.
اع شمام رفته بودین کربلا ؟ زیارت قبول:)
پاسخ:
سلامت باشین.
ممنون.
ان شالله قسمت خودتون.
:)
۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۹:۱۰ گمـــــــشده :)
الهی. خیلی عکسای خوبی بودن
خدا همه شونو حفظ کنه
پاسخ:
خدا برا پدر مادرشون نگه شون داره :))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">