دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

یادم نیست کجا!
ولی جایی نوشته بود:
«‏اگر دنیا سه چیز نداشت
کاملاً بی‌ارزش بود.
کتاب، موسیقی و فوتبال!»

این سه، همه زندگی من است.

پیشنهادهای یک بنده‌ی نگارنده

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فوتبال نگاری» ثبت شده است

بال زدن یک پروانه در برزیل، می‌تواند باعث وقوع توفان در شبه جزیره هند شود. درست مثل فریادهای هروینگ لوزانو در مسکو که هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر گسل‌های مکزیک را به لرزه واداشت.(+)


شرح تصویر:خوشحالی هروینگ لوزانو و برد مکزیک برابر آلمان

۳۰ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۷
آقاگل ‌‌

أنتِ جمیلة کهدف فی الدقیقة التسعین...

«تو زیبایی، درست مثل گل دقیقۀ نود»

+جداریات (کانال احسان‌نامه)

۱۶ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۸
آقاگل ‌‌

استادی داشتیم که می‌گفت زندگی درست شبیه یک رینگ بوکس است. می‌گفت وقتی با مشکلات زندگی روبرو شدی، اگر اولین مشت را تو بزنی احتمال برنده شدنت خیلی بالاست. اما اگر این تو بودی که اولین مشت را خوردی، نباید تسلیم شوی. می‌گفت باید قوی‌تر از قبل بلند شوی، روی پاهای‌ات بایستی، زندگی‌ات را دست بگیری و تا پیروز نشدی به مبارزه ادامه دهی.

 با همۀ این توصیف‌ها من زندگی را بیشتر شبیه یک زمین فوتبال می‌بینم. یک مستطیل سبز، یک بازی بزرگ، با تماشاچیان و ده بازیکن دیگر؛ خوب بودن یا نبودن هرکدام از این ده بازیکن می‌تواند نتیجه بازی را تغییر دهد. و این دست شماست که تصمیم بگیرید کجای زمین بازی کنید. می‌توانید یک مهاجم نوک قدرتمند باشید. یا یک وینگر سرعتی. یا یک هافبک طراح، که نقش مهمی در حملۀ تیم داشته باشد. یا حتی یک دفاع وسط مستحکم. ما آدم‌های معمولی اما، همیشه دروازه‌بان بوده‌ایم. 

اگر در تمام عمرتان تنها ده دقیقه فوتبال دیده باشید می‌دانید که وسط آن مستطیل سبزرنگ، هیچکس تنهاتر و مظلوم‌تر از دروازه‌بان‌ها نیست. دروازه‌بان که باشی تقریباً باید دور قهرمان بودن را خط بکشی. دروازه‌بان که باشی تفاوتی نمی‌کند چقدر در طول نود دقیقه خوب بودی. مهم نیست، چون تو قهرمان زمین نخواهی بود. بهترین بازیکن زمین کسی است که دریبل می‌زند، پاس گل می‌دهد و گل می‌زند. اما، اما تو کافی است تنها یک اشتباه داشته باشی تا از یک بازیکن عادی تبدیل شوی به منفورترین بازیکن زمین. تا همۀ کاسه‌کوزه‌های باخت سر تو شکسته شود. درست مثل زندگی. بله؛ درست مثل زندگی..

گفته بودم که نزدیک‌ترین واژه به زندگی فوتبال است. و به‌مانند فوتبال که گاهی اوقات بهترین‌ ستاره‌هایش را به بازی می‌گیرد و به قدری درمانده می‌کند که حتی در صدوبیست دقیقه هم نمی‌توانند کاری را پیش ببرند، زندگی هم یک وقت‌هایی همه را به بازی می‌گیرد. درمانده می‌کند. له می‌کند. صدوبیست دقیقه تلاش نافرجام، صدوبیست دقیقه جنگ، جنگ، جنگ. و بعد می‌دانید چه می‌شود؟ انتها این صدوبیست دقیقه این‌بار نوبت ما معمولی‌هاست، ما دروازه‌بان‌ها. نوبت ضربات پنالتی، دوئل‌های دونفره، ده دقیقه برای رسیدن از فرش به عرش، برای تبدیل شدن به یک قهرمان. برای طی کردن ره صدساله. درست مثل وقتی که شانس در خانه‌ات را می‌زند.

پس بلند می‌شوی. زندگی‌ات را به دست می‌گیری. هفت‌تیرت را می‌بندی. جای پایت را محکم می‌کنی و به سمت چهارچوب زندگی قدم برمی‌داری. دوئل‌های نهایی. چشم می‌دوزی به چشم سختی‌ها، بی‌هیچ واسطه‌ای خیره می‌شوی به نگاه‌ بازیکنان حریف. و بعد، یک انتخاب یک حرکت یک شلیک و این‌بار شاید تو قهرمان قصّه باشی. قهرمانی که حق دارد سرش را بالا بگیرد. با مشت به سینه بکوبد، دورتادور ورزشگاه را بدود، قهرمانانه نفس بکشد و از خوشحالی اشک بریزد.

جام‌جهانی که باشد، دروازه‌بان که باشی، سخت است بهترین بودن. سخت است چشم‌ در چشم سختی‌ها دوختن. سخت است مهاجمان حریف را به نبرد فراخواندن. سخت است قهرمان شدن، قهرمان بودن و قهرمان ماندن. سخت است ولی غیر ممکن نه!


+به دعوت سجل و با دعوت از دکتر سین و هر دوست دیگری که میل به شرکت داشت.

++تصویر: اسون اولریش، دروازه‌بان بایرن، پس از باخت به رئال با اشتباه مرگ‌بار. تنهاتر از همیشه...

۲۵ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۲
آقاگل ‌‌

سفر هفده ساله‌ای به پایان رسید. کتابی با هفده فصل تمام شد. شماره یک‌ها همیشه تنها‌ترین بازیکن‌های زمین‌اند. تنهای تنهای تنها..

توضیح عکس: آخرین دقایق بازی جان لویجی بوفون برای تیم یوونتوس و پایان هفده سال بازی در پیراهنی که مثل پوست دومش بود. 

۱۸ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۱۸
آقاگل ‌‌
۱۸ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۰۲:۵۶
آقاگل ‌‌

اخبار روز ملتهب کننده هستند. جنگ هوایی اعراب و اسرائیل شدت یافته. نبرد در کانال سوئز به اوج رسیده. پُرت سعید و پُرت فؤاد هدف بمب افکن‌های اسرائیل قرار گرفته‌اند. سایر خبرها کوچک شده‌اند. بی اهمیت. مثلاً مرگ ویوین لی، بازیگر نقش اسکارلت اوهارا در فیلم برباد رفته در 53 سالگی، ولی شما در هیجان دیدار شاهین و تهران جوان باقی خواهید ماند. در تب‌وتاب سه گل گنجاپور خواهید سوخت. تا این‌که سه شنبه بعدازظهر در خانه باز می‌شود. باز می‌شود و پدرت روزنامه‌ی اطلاعات را برابرت باز می‌کند. باز می‌کند و به تیترهای اصلی صفحه‌ی اول اشاره می‌کند. با شعفی آمیخته به بدجنسی با خونسردی. ہی احساسی. با برق چشم‌هایی که آزاردهنده هستند. با شیطنتی که برای داشتنش او را نخواهی بخشید. با بی‌رحمی‌یی که از یاد نخواهی برد. تیتر بزرگ صفحه‌ی اول این جمله است، «ناوگان موشک انداز شوروی به مصر آمد.» زیر آن، تیتر خوف آوری جلب نظر خواهد کرد، «پروانه‌ی باشگاه شاهین لغو شد».

جمعه تلخ _ پسری روی سکوها

متنی که خواندید گزیده‌ای بود از کتاب پسری روی سکوها، نوشته «حمیدرضا صدر». توضیح اضافه‌تر اینکه باشگاه شاهین در تاریخ 18 تیر 1346 و پس از برد 3-1 مقابل تهران جوان به دلایل نامعلومی توسط سازمان ورزش و تفریحات وقت منحل می‌شود. در همان سال غلامرضا تختی نیز به طرز مشکوکی در هتل فوت می‌شود. بعدها بازیکنان شاهین به باشگاه پرسپولیس می‌روند و از دل همین تیم شاهین، تیم فوتبال پرسپولیس متولد می‌شود. 

س.ن: تصمیم ندارم رمز دو پست قبل(و شاید یکی دو پست آینده) را به هیچکس بدهم. فلذا همین‌جا از دوستانی که تقاضای رمز دشتند و کامنت‌هایشان بی‌جواب مانده عذرخواهی می‌کنم. برخی حرف‌ها ناگفته‌هایی است که باید همواره ناگفته بمانند. 

+ به مناسبت دربی پایتخت در حال ورق زدن کتاب «پسری روی سکوها» از «حمیدرضا صدر» عزیز هستم. کتاب یک وقایع نگاری از چهار دهه فوتبال و سیاست ایران است. ببن سال های 1340-1380. دیگر گزیده‌های این کتاب را در کانال تلگرامی خود منتشر خواهم کرد. اگر کسی دوست داشت دنبال کند کلیک رنجه فرمایید. 

۱۹ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۶:۰۵
آقاگل ‌‌

 

 

مصر، پس از بیست و هشت سال راهی جام جهانی شد. برای اینکه اهمیت فوتبال و اهمیت این اتفاق بزرگ را دریابید همین پنجاه و چهار ثانیه و همین چند خط که از کتاب "فوتبال علیه دشمن_سایمون کوپر" انتخاب شده کافیست.

 

"شیرهای رام نشدنی" در مرحله یک چهارم نهایی 3-2 مغلوب انگلیس شدند، هرچند در مقاطعی کاملاً انگلیس را تحت تأثیر بازی خود قرار داده بودند. هواداران انگلیس دیگر شعار "بریتانیای مقتدر" را سر ندادند، تماشاگران ایتالیایی به احترام تیم کامرون ایستاده تشویق کردند و بابی رابسون اعتراف کرد: " آن‌ها بدشانس بودند که از دور رقابت‌ها کنار رفتند."

بعدها "روژه میلا" لذت بخش ترین صحنه‌ی جام جهانی را دست دادن "پل بیا" رئیس جمهور کامرون با مقام‌های سیاسی دیگر کشورها پس از پیروزی کامرون برابر آرژانتین عنوان کرد. میلا در گفت و گو با مجله فرانس فوتبال درباره این اتفاق گفت:«اهمیتش را درک می‌کنید؟ یک مقام سیاسی افریقایی در قامت یک برنده با سران سیاسی کشور شکست خورده دست می‌دهد!» 

خبرنگار مجله با او جدل می‌کند که این تصویری فوتبالی نیست، اما میلا جواب می‌دهد:«به لطف فوتبال ، یک کشور کوچک می‌تواند بزرگی کند!»

س.ن: 

شیرهای رام نشدنی، لقب تیم ملی فوتبال کامرون بود. این تیم در جام جهانی 1990 با نتایج درخشان خود چشم همه را خیره کرد. کامرون در بازی اول آرژانتین قهرمان دوره‌ی پیش که مارادونا را هم در ترکیب اصلی داشت، یک بر صفر شکست داد. کامرون پس از صعود از گروه خود که آرژانتین، رومانی و شوروی سابق هم در آن بودند به مرحله بعد رفت و کلمبیا را هم حذف کرد. در مرحله یک چهارم و در دیداری تاریخی این تیم مقابل انگلیس سه بر دو شکست خورد. دو گل از سه گل انگلیس از نقطه پنالتی به ثمر رسید. کامرون با وجود شکت و حذف، یکی از محبوب‌ترین تیم‌های آن جام جهانی شد.

۲۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۶ ، ۰۰:۱۸
آقاگل ‌‌

 

سامحنی إن احببتک فوق حدود الحب...
::
مرا ببخش 
اگر فراتر از مرزهای عشق
عاشقت شدم...
heartheartheartheartheartheart​​

۳۰ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۵
آقاگل ‌‌