دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

۳۶۳ مطلب با موضوع «خودنوشت نگاری» ثبت شده است

س.ن1: اسکار بهترین کامنت این چند وقت هم تعلق می‌گیرد به خورشید خانم وبلاگستان و این کامنت:


«بچه‌ی خسّه‌مونده

چیزی به صُب نمونده

غصه نخور دیوونه

کی دیده که شب بمونه؟

 

زُهره‌یِ تابون اینجاس

تو گرهِ مُشتِ مرداس

وقتی که مردا پاشن

ابرا زِ هم می‌پاشن»


س.ن2:

قبلتر گفته بودم از حال خوب به حال بد تنها چند لحظه است. الان هم می‌گم از حال بد به حال خوب هم همین طور! (از همین جهت دو پست آخر وبلاگ رو پیشنویس کردم.) 


س.ن3:

در جواب دوستانی که سوال پرسیده بودید "خوبید؟"

عرضم به حضورتون که: مگر بدی دیدید از ما؟ اصلاً مگر آقاگل بد هم می‌شود؟ هوم؟

خوبیم به دعای دوستان و خوبتر هم می‌شویم به واسطه همین دعا ان‌شالله. پس دعا فراموش تان نشود. همین. 


س.ن4:

اگر عمری باقی بود فردا میآیم و توضیح می‌دهم اوضاع از چه قرار است. و چرا از این پس بنده یک عدد آقاگل ساکن سمیرم نمی‌باشم! و چرا چند روز اول مانند یک لیوان ترک خوردم!



۱۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۴
آقاگل ‌‌

تا بحث بحث اعدام، و راه اندازی "کمپین نه به اعدام" و "کمپین نه به کمپین نه به اعدام" مطرح است! از همین تریبون استفاده کرده و این نکته را مطرح کنم که این بنده نگارنده نه تنها طرفدار اعدام هستم. بلکه معتقد به قانونی هستم به نام "قانون کلت!" که معرف اکثریت دوستان هم هست. خلاصه کلام (خیر الکلام ما قل دل) معتقدم وقتی انسانی خودش نمی‌خواهد انسان باشد باید با یک عدد تیر که در شقیقه‌اش زده می‌شود هم خودش و هم دیگر انسان‌ها را از وجود نامبارکش خلاص کرد و تمام! ولو وی معشوقه خودت باشد.


۲۹ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۱ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۷
آقاگل ‌‌

خیلی بیخود و بی‌جهت یکباره یاد اولین روزی افتادم که اینجا رو ساختم، اینجا اولین پست این بنده نگارنده است، قبل و بعد از این وبلاگ وبلاگ دیگه ای نداشتم. و هرگز هم نخواهم داشت. سومین تابستون رو بعنوان یک وبلاگ نویس دارم تجربه می‌کنم.

از بین پست‌هایی که ظرف یک ماه اول وبلاگ نویسی بودنم نوشتم این پست رو بیش از همه دوست دارم. کامنت اول از فردی بود که من رو وبلاگ نویس کرد. کامنت دوم از طرف یکی از مهمترین افراد زندگیمه، که آدرس اینجا رو داشت و همچنان هم داره و گاهی سر میزنه. کامنت سوم هم از دوستی هست. که یکبار کل آرشیو این وبلاگ رو خواندند کاری که از حوصله خودمم خارجه. بیش از هزار پست طی تقریبا دو سال و نه ماه وبلاگ نویسی. 


س.ن:

اعتراف می‌کنم وقتی برای بار اول به وبلاگی سر می‌زنم به محض اینکه بازش می‌کنم یک راست میرم سراغ اولین مطلبش. یا بهتره بگم اولین مطالبش! (به خصوص اگه سابقه چندین ساله داشته باشه)


س.ن2:

این مرض ویرایش پست در تلگرام کم بود! اینجاهم گریبان مون رو گرفته. سه بار ویرایش زدم. 

۲۹ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۵
آقاگل ‌‌

از حال خوب به حال بد(و البته بالعکسش) به اندازه یک سر سوزن فاصله است، داستان از این قرار است که ما بلاگرها مثل مانگوستین می‌مانیم. مانگوستین یک میوه استوائی است که من هم مثل شما تاحالا نه این میوه را دیده‌ام! و نه خورده‌ام. ولی میدانم نزدیک ترین چیز به یک وبلاگنویس همین میوه است. مانگوستین بوی خوشی دارد، مثل ما بلاگرها که از خطوطی که می‌نویسیم معمولاً بوی خوشی می‌شنوید. همچنین یک میوه ضد سرطان است و فواید بسیاری دارد. باز درست مثل ما وبلاگنویس‌ها، که آدم‌های ضد سرطان این جامعه‌ایم. و سعی می‌کنیم تا جایی که می‌توانیم برای جامعه مفید به فایده باشیم. بر روی اطرافیان مان اثرگذار باشیم و ... ولی نکته اینجاست، این مانگوستین جان طعم شیرینی ندارد. و برعکس گاهی به ترشی می‌زند. درست مثل زندگی ما بلاگرها، که گاهی اوقات پست و بلندی‌های زیادی هم دارد و همیشه شیرین نیست. شاید از ظاهر آن بوی خوبی بیاید ولی می‌تواند درون شیرینی نداشته باشد. 

همه این‌ها را گفتم تا بگویم ما بلاگرها هم قبل از آنکه بلاگر باشیم یک انسانیم. و مثل تمام آن هفت میلیارد و خورده‌ای انسان دیگری که بر روی این کره خاکی زندگی می‌کنند یک زندگی عادی داریم. سختی‌ها و مشکلات خودمان را داریم. و مثل آن هفت میلیارد نفر دیگر گاهی چند روز اوضاع بر وفق مرادمان پیش نمی‌رود. گاه غمگین می‌شویم. گاه دلمان می‌گیرد. گاه حس می‌کنیم زمین و زمان علیه مان توطئه کرده‌اند.
 و باز همه این‌ها را گفتم تا بگویم زندگی همیشه بر یک مدار نمی‌چرخد و اگر این روزها گاهی حس کرده‌اید این بنده نگارنده حال و اوضاع خوبی ندارد زیاد خرده نگیرید. "یعنی می‌خوام بگم زندگی هنوز خوشگلیاشو داره" درست می‌شویم ان شالله. از همین فردا درست می‌شویم. تضمینی.

 

راستی، ایشون هستند. نزدیک ترین میوه به ما بلاگرها:


۳۴ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۸
آقاگل ‌‌