دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

به یاد استاد کیومرث صابری عزیز...
گل آقای مرحوم ما، خدایش بیامرزدا
تشکر از دوستی که این تصویر رو به بنده هدیه کردند.

بعد از این هرچه بگویید،جوابم شعر ست!
شاکیم از همه وحرف حسابم شعر ست!

من همان خسته‌ی بی حوصله‌ی غم زده‌ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر ست...


این صفحه بصورت هفتگی به روز خواهد شد و شامل تک بیت ها و اشعاری است که به دل این بنده نگارنده می نشیند. 

هر زمان که دوست داشتید می توانید بیایید بیت یا ابیاتی به این صفحه بیافزایید. قدمتان روی چشم.


دریافت

دریافت


تک بیت های این چند وقت اخیر رو به صورت فایل doc و pdf ذخیره کردم. و همین بالا قرار دادم. اگر دوست داشتید بردارید و هر وقت احساس بی حوصلگی و تنهایی کردید چند بیتش را بخوانید و دعایی هم به جان این جانب کنید. باشد که هدایت شویم!

سپاس



1

هرچند که هجران ثمر وصل برآرد

دهقان ازل کاش که این تخم نکشتی

حافظ


2

بر حدیث من و حسن تو نیافزاید کسی

حد همین است سخندانی و زیبایی را

سعدی


3

موش دل را که به صد خون جگر پروردم

ناگهان گربه ی عشق آمد و دندان زد و برد!

لاادری همایونی


4

بى تو مهتاب شبى باز ... ولش کن دیگر

این

منِ بى تو 

مگر کوچه خیابان بلد است؟

یاسمن کیوانمهر


5

می کنند اهل هنر نام بزرگان را بلند

بیستون آوازه ای گر داشت از فرهاد بود

صائب


6

بر این باغ ترک خورده

در این پاییز طولانی

رسول تازه ای بفرست با اعجاز بارانی...

مصطفی حسن زاده


7

ما برگ های زردیم،افتاده بر سر هم

در قتلگاه پاییز ،نتوان شمرد ما را....

محمد قهرمان


8

در خانه ی من عصر غم انگیز بدیست

در پشت بهارها چه پاییز بدیست

از مهر و محبت شما می ترسم

ثابت شده است عاشقی چیز بدیست

سید مهدی موسوی


9

عاشق نشدی

وگرنه می فهمیدی...


پاییز بهاریست

که عاشق شده است...!

میلاد عرفان پور


10

خش خش...صدای پای خزان است، یک نفر

در را به روی حضرت پاییــــز وا کند.....

علیرضا بدیع

آخرین تغییر دو مهر نود و پنج


11

بریز بر رخ خود تار زلف از همه سو

که ماه در شب بی انتها تماشایی است...!

سعید بیابانکی


12

زلف او دام است و خالش دانه ی آن دام و من 

بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست!

حافظ


13

زمستان است، اما من قرار دیگری دارم

که قدری دورتر از خود بهار دیگری دارم


نمی‌افتم به پای هر بتی و هر پری‌رویی

جدا از مردمان پروردگار دیگری دارم 

جواد شیخ الاسلامی


14

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک!

دل ما خوش به فریبی است ، غبارا تو بمان

هوشنگ ابتهاج


15

مکن تغافل از این بیشتر که می‌ترسم

گمان برند که این بنده بی‌ خداوند است....!

ذوقی اصفهانی


16

بر حدیث من و حسن تو نیافزاید کسی

حد همین است سخندانی و زیبایی را!

سعدی


17

موش دل را که به صد خون جگر پروردم

ناگهان گربه ی عشق آمد و دندان زد و برد!

لاادری همایونی


18

ذره ذره تنم را گرفته دلتنگی

تمام پیرهنم را گرفته دلتنگی


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

که واژه‌ و سخنم را گرفته دلتنگی


حضور خلوت انس است و دوستان...، اما

بهانه‌ی وطنم را گرفته دلتنگی...

علی نجاتی


19

ذرات من ز مهر تو خالی نمی‌شوند

گر ذره ذره میکنی ای فتنه‌جو مرا

محتشم کاشانی


20

در پشیمانی چراغ معرفت روشن تر است

توبه کن! هرگز برای توبه کردن دیر نیست!

فاضل نظرى


آخرین تغییر پایان ماه مهر!


21

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست‌های خویش و دامان توام آمد به یاد!

سهیل محمودی


22

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم

مولوی (غزل کاملش رو بخونید حتما!)


23

ناامیدی از وصالت بند بندم را گسست

لاکپشتی عاشق مرغی مهاجر شد، شکست!

لاادری همایونی


24

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست!

حافظ


25

موج های بیقرار و گوش ماهی ها که هیچ!

عشق، گهگاهی نهنگی را به ساحل می کشد...

لاادری همایونی


26

چکیدند از ورای ناودان پائین

قطار قطره باران ها

گهی بر عرش و گه بر فرش، انسان ها...

"شعر سه گانی"


27

آشفته دلان را هوس خواب نباشد

شوری که به دریاست،به مرداب نباشد!

 هرگز مژه بر هم ننهد عاشق صادق

 آن را که به دل عشق بود،خواب نباشد!

مهدی سهیلی


28

عشق را شکل جاده می‌دیدیم؛

سرعت ما که رفت بالاتر

جاده پیچید و ما نپیچیدیم.

سعید سلیمان پور 

"شعر سه گانی"


29

ام ار آی شدم

نوار مغزی گرفتند

متخصص مغز و اعصاب گفت: متاسفانه مرگ مغزی شده است

همه گریستند غیر از زنم

او با تعجب پرسید: مگر این مغز هم داشت؟

همه حرفش را تصدیق کردند

راستی اگر مغز داشت ازدواج می کرد؟

همه به جای گورستان رفتند دانشکده فلسفه!

اکبر اکسیر

"شعر فرا نو"


30

اداره ی ما

دو جور کارمند دارد

یکی کار می کند پول می گیرد

یکی پول می گیرد کار می کند

اداره ی ما مهم نیست

اداره ی اینها سخت است...

اکبر اکسیر

"شعر فرا نو"


آخرین تغییر هفته اول آبان


31

انفرادی شده سلول به سلولِ تنم

خودِ من، در خودِ من، در خودِ من زندانی‌ست!


32

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»


اما هزارمرتبه شکر خدا که هست

مشهد در اختیار زیارت نرفته ها


باب الحسین(ع)قسمت آنانکه رفته اند

باب الرضا(ع)قرار زیارت نرفته ها 


گفتند شاعران همه ازحال زائران

این هم به افتخار زیارت نرفته ها


33

گاهی شبِ سوت و کور در چشمانت

گاهی غوغای نور در چشمانت


می‌غرّد در سکوت، آرام آرام 

اژدرهایی صبور در چشمانت

امید مهدی نژاد


34

گاه گویم

که بنالم 

ز پریشانی حالم


بازگویم 

که عیانست... 

چه حاجت به بیانم؟!

سعدی


35

درگیر نبرد ، غرق جنگ است دلم

آشفتگی شهر فرنگ است دلم

 

با این همه سور و سات ...گاهی اوقات 

تنگ است دلم رفیق!   تنگ است دلم

مجتبی صادقی


36

گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

حافظ


37

دشمنت را همچو میخ خیمه میخواهم مدام

تن به خاک
و سر به سنگ
و ریسمان بر گردنش!

صائب


38

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل

بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل


این غم، که مراست کوه قافست، نه غم

این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل

رودکی


39

گفتی مرا به خنده، خوش باد روزگارت

کس بی تو خوش نباشد، رو قصه ی دگر کن!

مولوی


40

بزن آن پرده، اگرچند تو را سیم از این ساز گسسته

بزن این زخمه، اگرچند دراین کاسهٔ تنبور نمانده‌ست صدایی

بزن این زخمه

بر آن سنگ!

بر آن چوب!

بر آن عشق!

که شاید...

بردم راه به جایی!


شفیعی کدکنی


14آبان شد!

41

برف کلامی که فقط

بر زبان سکوت جاری می‌شود

سفید خوانی آسمان است

در فصل آخر سالنامه‌ی بی برگ...

شمس لنگرودى


42

هزار خاطره هم هیزم بشود گرم نخواهم شد...


مثل برف روی لحظه‌هایم نشسته‌ای

آب هم نمی‌شوی!

مینا آقازاده


43

چون برف را با روی لطیف تو نسبتی ست

 ای جان عاشقان ، منم از عاشقان برف!

لاادری همایونی


44

قدر یک عصرانه با من کنجِ این آتش بشین 

مردِ تنها می تواند خوب چایی دم کند...

(بخصوص که برف هم باشه!)

امیر سهرابی


45

و چای دغدغه عاشقانه خوبی است

برای با تو نشستن بهانه خوبی است!

(در ادامه همون برف و فرمایشات بیت قبل)

حسن صادقی پناه


46

جای پاها تازه بود اما!

برف می‌بارید

باز می‌گشتم برف میبارید

جای پاها دیده می‌شد لیک

باز می‌گشتم!

برف می‌بارید...

جای پاهای مراهم برف پوشانده است...

اخوان عزیز


47

گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما بشین

بارون میاد خیس میشی

برف میاد گوله میشی

می افتی تو حوض نقاشی!

(پشت پفک اشی مشی نوشته بود بچه بودم حفظش کردم. بعدها با صدای فرهاد مهراد عاشقش شدم^_^)


48

زمین عروس شد و اسمان به حرف آمد

چه خبری خوب تر از اینکه برف آمد!

#برفم_نمیاد!

لاادری همایونی


49

یادم آمد هان

داشتم می‌گفتم : آن شب نیز

سورت سرمای دی بیداد‌ها می‌کرد

و چه سرمایی ، چه سرمایی

باد برف و سوز وحشتناک

لیک آخر سرپناهی یافتم جایی

گرچه بیرون تیره بود و سرد ، همچون ترس

قهوه خانه گرم و روشن بود ، همچون شرم

همگنان را خون گرمی بود.


اخوان ثالث


50

برف می‌بارد؛

برف می‌بارد به روی خار و خارا سنگ.

کوه‌ها خاموش،

دره‌ها دلتنگ؛

راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ ...

 

بر نمی‌شد گر ز بام خانه‌ها دودی،

یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد،

رد پاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،

ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفته‌ی دم سرد؟

سیاوش کسرایی


هفته اول آذر- شعرها زمستونی شد. و البته بیشتر نیمایی.

سردم شد!


51

ز حال و روز رفیقی سوال کردم گفت:

مراد شکر خدا حاصل هست و هستم شاد.

برای عرض هنر، بچه اش تپق زد و گفت:

"فلک به مردم نادان دهد زمام مراد!"

استاد زرویی نصرآباد


52

در جیب بغل که تا شدی ای کاغذ

خط خوردی و مثل ما شدی ای کاغذ

یک قایق کاغذی ز تو ساخته ام

بازیچه بـچه ها شدی ای کــاغذ

راشد انصاری(خالو راشد)


53

کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست!


دارم خفه می‌شوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

جلیل صفربیگی


54

هر چند که دور از عشق بازی هستیم

اما به رضای عشق راضی هستیم


بر فرض که این مساله هم حل بشود

ثابت شده ما دو خط موازی هستیم!

جلیل صفربیگی


55

در شعر خود اعتراض می‌کاشت جلیل 

هی پنجره‌های باز می‌کاشت جلیل 

میلیونر شهر می‌شد امروز اگر 

جای کلمه پیاز می‌کاشت جلیل...

جلیل صفربیگی


56

یک جای قرار هم ندارد چه کنم

نه راه فرار هم ندارد چه کنم

پس من چمدان آرزوهایم را...

ایلام قطار هم ندارد چه کنم!

جلیل صفربیگی


57

دل در همه حال تکیه گاه است مرا

در ملک وجود پادشاه است مرا

از فتنه ی عقل چون به جان می آیم

ممنون دلم خدا گواه است مرا

خلیل الله خلیلی


58

ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست

وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست

ترسم که ترا چاکر خویش پندارند

آن مورچگان که رزقشان پیکر توست

خلیل الله خلیلی


59

در حد مجاز صرفه‌جویی بکنید

با عشوه و ناز صرفه‌جویی بکنید

چون کودک نازی به بغل می‌گیرید

در مصرف گاز صرفه‌جویی بکنید...

روح الله احمدی


60

اینقدر یه دنده! صرفه‌جویی نکنید

با اخمِ کشنده صرفه‌جویی نکنید!

در مصرف هرچه صرفه‌جویی کردید

در مصرف خنده صرفه‌جویی نکنید!

روح الله احمدی

آخرین تغییر 2-12-2016!


61

زلیخا یافت عمر رفته را از صحبت یعقوب

ز سودای محبت هیچ‌کس مغبون نخواهد شد

صائب


62

خضر با عمر ابد پوشیده جولان می‌کند

ما به این ده روزه عمر اظهار هستی می‌کنیم!

صائب


63

ما ازین هستی ده روزه به تنگ آمده ایم

وای بر خضر که زندانی عمر ابد است!

صائب

(دو بیت قبل رو بخونید. شاعر خوددرگیری داره رسما!)


64

یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید

انگار نه انگار... نه انگار نفهمید


فریاد زدم داد زدم دوستتان دا

یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید!

جلیل صفربیگی


65

رها باشیم و از غم ها نترسیم

و از آوار ماتم ها نترسیم

بیا گنجشک هم باشیم، یک عمر

ولی از چشم آدمها نترسیم!

سید حبیب نظاری

66
برفِ سفید
و گنبد زردت
چه دلرباست

عرش خدا
به مشهدتان غبطه می‌خورد...

(همین امشب داخل کانال حرم کار کردیم. خیلی به دلم نشسته.)

67
خرم آن روز که باز آیی  و  سعدی گوید:

آمدی؟وه که چه مشتاق و پریشان بودم...

سعدی


68
همه قبیله من عالمان دین بودند
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

جمال در نظر و شوق همچنان باقیست
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست!

سعدی

69
هر کسی را سرِ چیزی و تمنّای کسی ست
ما به غیر از تو نداریم تمنّای دگر

 سعدی


70
من بی تو سرافکنده و دم سردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش!
فاضل نظری
(بعله اینجوریاست!)

جمعه میلاد پیامبر مهربانی ها:

71
عشق درآمد از دَرَم، دست نهاد بر سَرَم 
 دید مرا که بی تواَم، گفت مرا که وایِ تو! 
مولوی جان

72
یار دستنبو به دستم داد و دستم بو گرفت
وه چه دستنبو که دستم بوی دستن او گرفت!
مولوی جان


73
وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی...
سعدی جان

74
هر عاشقی‌ست در طلبت أیها الرّسول
اَلجَنَةُ لَهُ وَجَبَت أیها الرّسول

عالم هنوز تشنه‌ی درک حضور توست
أرض و سماست در طلبت أیها الرّسول

75
آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم
سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف منظری...
سعدی جان

76
با ترس و لرز ، حرفِ دلم را زدم به تو
من دال و واو و سین و تِ دارم تو را...!

سید مهدی وزیری

77
پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است
یا محمد(ص) دل این قوم برایت تنگ است

78
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد...
(میلاد پیامبر مهربانی)

79
مگر اعجـاز جز این است که باران بهشت
زادگــاهــش بــرهــوت عــربـستــان بــاشد
(میلاد پیامبر مهربانی)
حمیدرضا برقعى

80
چشم تو را اگرچه خمار آفریده اند
آمیزه ای ز شور و شرار آفریده اند
از سرخی لبان تو ای خون آتشین
نار آفریده اند انار آفریده اند

یک قطره بوی زلف ترت را چکانده اند
در عطردان ذوق و بهار آفریده اند

زندانی است روی تو در بند موی تو
ماهی اسیر در شب تار آفریده اند

مانند تو که پاک ترینی فقط یکی
مانند ما هزار هزار آفریده اند

دستم نمی رسد به تو ای باغ دور دست
از بس حصار پشت حصار آفریده اند

این است نسبت تو و این روزگار یأس:
آیینه ای میان غبار آفریده اند
(میلاد پیامبر مهربانی)

سعید بیابانکی

میلاد پیامبر مهر و مهربانی، بیشتر شعرهای این هفته به همین مناسب بود. 

81
ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺻﺒﺮ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣَﺮﺩ ﺁﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ!
اگر مرد است ﺑﻐﺾ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ

ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮔﯿﺴﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺩ ﻭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥﺗﺮ-
-ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ
سجاد سامانی

82
خبر رسید که پاییز رو به پایان است
چه دلخوشید؟ که این اول زمستان است!

تو اِی خزان‌زده جنگل! مخوان سرودِ سرور
صبور باش که فصلِ درخت‌سوزان است

«نبود و نیست مرا همدمی، که این جنگل
نه جنگل است ؛ که انبوهِ تک درختان است»
محمدمهدی سیار


83
مومنم کردی به عشق و جا زدی تکلیف چیست؟
بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش!
جواد منفرد

84
من از تو بی خبرم وضع حاد یعنی این
و بی تو در به درم، گردباد یعنی این

درون بخش خبر روزنامه چی بنویس
که ترک کرد مرا،رویداد یعنی این!
لاادری همایونی

85
مرا خوانی و من دوری کنم با یک جهان رغبت
 چنین باشد بلی‌ آن کس که بختش واژگون آمد...
وحشی بافقی

86
در انتظار تو بنشستم و سر آمد عمر!
دگر چه داری از این بیش انتظار از من...
شهریار

87
شناسنامه من یک دروغ تکراری ست
هنوز تا متولد شدن مجالم هست....
محمدعلی بهمنی

88
یکی خشم زمستان را بگیرد
یکی شلاق طوفان را بگیرد

مبادا بر زمین افتد دوباره
یکی دستان باران را بگیرد
میلاد عرفان پور

89
بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت  
دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی!
سعدی

در ادامه هم یک جای دیگه میگه: 

زهر از قبل تو نوشدارو!
فحش از دهن تو طیبات است...

70
من آن نیَم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام...
سعدی جان
(خیلی دوست دارم یک ماگ هدیه بگیرم که این بیت سعدی روش نوشته شده باشه!:دی)

هفته اول زمستان!


71
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد...

"امیرخسرو دهلوی"
(دلم یک زیارت ناب می خواد، زیارت در این بیت کاملا مستتره)

72
کاری ندارم کجایی چه می‌کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می‌شود
"قیصر شعر ایران"

73
در بر عشق بسی دم زدم از رتبت عقل
گفت خاموش! که او طفل دبستان من است

"مهدی سهیلی عزیز"

74
قفس چنان‌چه تو باشی فرار ممکن نیست
به جبر بیشتر از احتمال معتقدم...

"محمد رفیعی"

75
«نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد»
بنشین شعر بخوان، دور جوان‌هاست رفیق!
انسیه سادات هاشمی

76
رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود ....
"فاضل نظری"

77
ابریست هوا و فصل یخبندان است
لرزان تن هر درخت در بستان است

خورشید که مایل به درخشیدن نیست
انگار که پشت ابرها پنهان است
"مهدی سید حسینی"

(چنتا رباعی در ادامه:دی)

78
ما شل شده‌ایم، آهنی کن ما را
مانند کتاب خواندنی کن ما را

«ذات تو غنی و ما همه محتاجیم »
در حد اورانیوم غنی کن ما را!
"مهدی دانش"

79
پیغام غمت سوی دلم می‌آید
زخمت همه بر روی دلم می‌آید

دل پیش درت به خاک خواهم کردن
کز خاک درت بوی دلم می‌آید
"خاقانی شروانی"

80
مثل خرمشهرِ سالِ شصت و یک هستم که بعد از سال‌ها
حفظ کرده در دلش، شیرینیِ یک سوم خرداد را...
 "سونیا نوری"

(وصف الحال!)

81
حدیث عشق جانان
 گفتنی نیست
و گر گویی 
کسی همدرد باید...

"سعدی شیرین سخن"

82
ما را زشب وصل چه حاصل که تو از ناز 
تا باز کنی بند قبا صبح دمیده است.

"صائب تبریزی"

83
مرغ عاشق خود از این نکته بسی با خبر است
دیدن حضرت صیاد، نشاطی دگر است!

"از وبلاگ آقای قاسم صفایی نژاد"

84
خفته بودم که خیالِ تو به دیدارِ من آمد
کاش آن دولتِ بیدارِ مرا بود دوامی...!

"شفیعی کدکنی"

85
تازه فهمیدم تشابه چیست بین عقل و عشق
می دهد هر دم چو عقل این عشق فتوایی دگر

"علیرضا میرزایی"
(این شعر رو توی برنامه مشاعره شبکه آموزش خوند. خیلی خوب بود. خیلی!)

86
سرگـشته‌ی محضیـم و در این وادیِ حیرت!
عـاقـل‌تـر از آنـیـم کـه دیـوانه نـباشیـم....

"مهدی اخوان ثالث"

87
از غیر تو بی نیاز کردند مرا 
با عشق تو هم تراز کردند مرا 

تا فاش شود فقط تو در قلب منی 
جراحی قلب باز کردند مرا ...!

"سعید بیابانکی"
(چندتا رباعی طنز هم بخونیم. روایت داریم ثواب داره.)

88

آنم که چو جان بپَروَرم مردُم را
ور دست رسد، به جان خرَم مردُم را
ای حور و  پری! نه دیوم، از من مگریز
من آدمی‌ام، نمی‌خورَم مردُم را!
"مجد"

89
دل زمزمه می‌کرد، هلاکش کردند 
با تیغِ برهنه چاک‌چاکش کردند 
دل، دهکده‌ای بود پر از چشمه و گل 
از لوث وجود عشق پاکش کردند
"زنده یاد عمران صلاحی عزیز"

90
آخرین بیت هم اختصاص بدیم به امام زمانمون به امید فرج...

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه...

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج


آخرین به روز رسانی هفته های پایانی دی ماه...

نظرات  (۸۹)

عجب سروی عجب ماهی عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی عجب عقلی عجب عشقی عجب جانی

این بیت رو اصن انگار انگار برای اقاگل گفتن :)
این بخش شعر عالی هست ؛ ادامش بدید لطفا
پاسخ:
ممنونم از لطفتون :)
مولوی جان جانان.

۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۵:۴۰ آبان دخت ...
این بخش خیلی خوبه ...خیلی :)

+ مثلا

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست...
جال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست...

حافظ

:)
پاسخ:
تشکر :)
.
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است.

۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۶:۵۶ گربه بنفش
ما هردو می رویم ازین رهگذر،ولی
تو می روی به حجله و من می روم به گور
#هوشنگ_ابتهاج
پاسخ:
عالی.
ممنونم.
:)
من آن پیرم ک شیران را ب بازی بر نمی گیرم

تو آهو وش چنان شوخی ک با من می کنی بازی..




پاسخ:
بعله دیگه بعضی وقت ها آهوها شکارچی های قابل تری اند نسبت به شیرها حتی :)
عالی.
مرا به هیچ بدادی
و من هنوز بر آنم

که از وجود تو
مویی به عالمی نفروشم...


#سعدی


+ سعدی را ببخشیم..
پاسخ:
یعنی بعضی از بیت های سعدی رو وقتی میخونم از خود بیخود میشم! 
بعضی هارو هم استاد شجریان میخونه و باز من از خود بیخود میشم. 
مثل همین بیت. از آلبوم نوا مرکب خوانی استاد.
عالی بود.
ممنونم.

توی آینده ای رقم خورده
می نشینی و جات "مفعول" است
بعدِ یک عمر زندگی کردن
می شوی "فاعلی که مجهول است!"

پرتو پاژنگ
پاسخ:
"می شوی فاعلی که مجهول است" چه خوب بود این :)
طفل می گرید؛ مگر می داند این دنیا کجاست؟
عمر چون با های های آمد به هق هق...

این بیت عالی بود :)
حتما باید دیوان آقای نظری رو بخونم :)

پاسخ:
:))
.
نظر لطفتونه.
دیوان که ندارند. یک کتاب جیبی گزیده اشعار دارند البته خوبه.

۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۴ ح م کامران نیرومند
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

پاسخ:
عالی بود. :))
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۳۱ بهار پاتریکیان D:
کیپ کالم عند لاو فاضل نظری ^.^
پاسخ:
فاضل خیلی خوبه خیلی!
۰۱ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۰ بهار پاتریکیان D:
شاعری عاقبت بی سر و سامانی هاست ..
پاسخ:
:)))
۰۱ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۳ آبان دخت ...
این بخش عالیه! دم شما گرم :)))
پاسخ:
ارادتمندیم.
روزگاری شدو کس، مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست…

هوشنگ خان ابتهاج
پاسخ:
ممنونم.
عالی بود
:))
اقا گل یه سوال کپی کنیم بعد نمیاید گریبان مارا بگیرید که چرا کپی؟!:/
پاسخ:
نه. کپی از اینجا آزاده. کپی به اینجاهم آزاده :)))
آقاگل هم سرهمه البته:دی

تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن
بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد…
پاسخ:
خیلی خوب بود.
ممنونم.
فقط اگه اسم شاعر رو هم میدونید قید کنین.
:)

کودتایی شده در من ، غزلی گُل کرده
گره یِ روسری اش را  نَکُند شُل کرده


"رنگ رُخسار خبر میدهد از سِرِّ درون"
دختری قَلبِ مرا سخت چَپاوُل کرده
 

سعید_شیروانی


سلام :)

این شعر رو خیلی دوست داشتم :)

گفتم بذارم براتون :)

نمیدونم چی به چیه ؟:))

مشاعره است آیا ؟

اگر آره اینو جزء پیام های بازرگانی بدونین :)

ممنون:)

پاسخ:
سلام.
ممنون باران خانم.
عالی بود.
نه مشاعره نیست.
یک بخش هست. هر هفته چنتا شعری که خیلی مورد پسندم بوده رو داخلش مینویسم. و بقیه دوستان هم اگر شعر خوبی سراغ داشتن مینویسن. مثل همین شعر خوب شما :)))

چه خواهد کرد با ما عشق؟!پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را
#فاضل_نظری
پاسخ:
میگن شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است. بعد الان در مورد شعرهای فاضل هم میتونیم بگیم شعر فاضل همه بیت الغزل معرفت است :))
ممنونم.
۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۶ یک خبرنگار
عالی و روح افزا ...
پاسخ:
:)))
ممنونم.
ملکا مها نگارا صنما بتا بهارا
متحیرم ندانم ک تو خود چ نام داری

سعدی
پاسخ:
در جواب این بیت سعدی باید این بیت حافظ رو خوند که "بیدلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد"

ممنونم.
متن خبر ک یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

شهریار
پاسخ:
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است...
عالی 
عالی

بیش از این دیوانه هارا محو لبخندت نکن
گونه ات با این وجاهت،چال می خواهد چه کار...؟

راستش من تک بیت خییییلی توگوشیم دارم اما اینکه ازکی هستن نمیدونم:/
پاسخ:
حق دارین که ندونین از کیه :)))
 گسترش فضای مجازی باعث و بانی این ندونستن هاست.
بنویسید لاادری  همایونی:دی

ممنونم.  
خیلی خوب بود.
گفته بودی بشوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک

حافظ:)
پاسخ:
:))))

میگن رند بهش بیخود هم نیست. چی میگه آخه:دی
والا:)))ماکه نیتمون فقط ترویج فرهنگ اما اشعار به قول شما رندانه هستن:)




بار اپل که لا ادری همایونی خوندم فک کردم واقعا اسم شاعریه:/
پاسخ:
:))))

مهم نشر شعره اصلا. مهم اینه که منظور شاعر عشق الهی و ایناست:دی
بازم من:)
با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد
ای من به فدای دل دیوانه پسندش

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت..
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو(مولانا)

هروقت این بیت میخونم خندم میگیره دوش زده بوده به در کولی بازی:))
پاسخ:
خونه خودتونه خوش اومدید :))
.
کولی بازی :)))

علیرضا قربانی هم میخونه این شعر مولوی رو.
خیلی خوبه.
ممنون
چرا همشون دپن:|
پاسخ:
هنو عاشق نشدی نمیفهمی! :)))
دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور..
پاسخ:
در واقع حال دوران نمودارش سینوسیه:دی
:))))
زندگی عالی عالیست اما دراین بین..
حال من مثل درختی است که هیزم شده است
پاسخ:
مثل درختی است که هیزم شده است...
چقدر خوب بود. 
ممنون
سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند..
شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر،
و آسمان چون من، غبارآلود دلگیری.

باد بوی خاک باران خورده می آرد.
سبزه ها در رهگذار شب پریشانند.
آه، اکنون بر کدامین دشت می بارد؟

باغ، حسرتناک بارانی ست،
چون دا من در هوای گریه ی سیری.. 

استاد عزیز جان و دل.. سایه

+ در جریانم که باید تک بیت باشه. مرادم بیت آخر بود، منتها اصل معنی گم می شد.

پاسخ:
 صد بیت هم که باشه عیب نداره :)
عالی بود.
ممنونم.

عاشق عنوانتم دادا...که"بی مخاطب"عه...:)))

چ خوب.من حوصله کتاب خوندن اونم شعر ندارم که حالا توش یچی به چشمم بخوره دوسش داشته باشم.اینجا کارمو راحت کرده:))

پاسخ:
ما بدبختیم مخاطبمان کجا بود:دی
بی مخاطب نویسی بهتره.
.
:)))
نظر لطفته.
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۴ ف.ع ‏ ‏‏ ‏
من دهان باز نکردم که نرنجی از من 
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد.... 
فاضل نظری 
ابریک میگم بابت حسن سلیقه تون در انتخاب اشعار یکی از یکی بهتر بودن :) 
پاسخ:
عالی.
ممنونم.
.
نظر لطفتونه. در طول هفته هر شعری که به نظرم خوب باشه رو اینجا می نویسم. 
بعضی از اشعار از همین فضای بلاگستان برداشته شدن.

تک بیت 44عالی بود...
پاسخ:
ممنون.
:)
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۲ یک خبرنگار
" دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ...
ابری که در بیابان بر تشنه‌ ای ببارد " ...

سعدی ...
پاسخ:
آخ که چقدر این بیت سعدی خوبه! چطور ننوشته بودمش هنوز؟
ممنونم.
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
دل غمدیده ما بود که هم بر غم

اینواقا دوسال پیش برا تولدم برام گرفت:)این بیتش ولحن صداش هنوز توگشمه...
:)هییی خدا..
خداحفظش کنه برام:)
پاسخ:
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد... :)))
خدا برا هم نگه تون داره ان شالله.
همیشه شاد و خوب و سرحال باشید در پناه خدا.
 
عاشقی،کار دل مصلحت اندیشان نیست
قدم اول این راه،جگر می خواهد...

"قاسم نعمتی"
پاسخ:
در جواب این بیت :

ما بین بد و خوب مردد ماندیم
چون خوب شدن سخت شده, بد ماندیم!

گفتید: " سفر عشق جگر می خواهد"
ما ریسک نکردیم و مجرد ماندیم!!

شاعرش یادم نیست.

:)


تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است
اصلا تمام قرص ها جز تو ضرر دارند
پاسخ:
:)))
یک شعری سعید بیابانکی داره میگه تو قرص قمری. یادم نیست دقیقش رو.
دارم بیت میخونم احتمالا الان یه10/12تا قشنگشو بزارم:|البته قشنگ از نظر خودم شاید ازنظر شما جالب نباشن
شیطنت های من دیوانه را جدی نگیر
پشت این لبخندها سی سال غم دارم رفیق
امید صباق نو
پاسخ:
دست شما درد نکنه.
اصلا روایت داریم ذکات شعر خوب نشر اونه :)))
.
صباغ نو خیلی خوبه خیلی.

ما اختلافات ظریفی داشتیم، اما
از ماجرای تلخ مان دنیا خبر دارد
ای کاش تیم هسته ای هنگام برگشتن
تحریم های بین ما را نیز بردارد!
پاسخ:
:))))

این برجام و بر جام هم تنها حسن خوبش این بود که کلی شعر باهاش گفتن:دی

خب پس:دی

ﺧﺪﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﺴﺖ
ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺳﺮﺥ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﯿﺐ ،ﺳﯿﺐ ﻣﻦ ﺑﺎﺷـﺪ
ﺣﺴﻮﺩ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ به غیر ﺧﻮﺩﻡ
ﻏﻠﻂ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺨــﻮﺍﻫﺪ ﺭﻗﯿﺐ ﻣﻦ ﺑﺎﺷــﺪ....


تو تقصیری نداری؛ من زیادی عاشقت هستم
همین باعث شده با هر نگاهی زود می لنگم

این یکی و خیلی دوست دارم:دی

خدای من حواسش را به "من" داده که ننویسد
گناه گاه گاهم را به پای عده ای دیگر!
کنارم هستی و من با حضورت دلخوشم، اما-
نمی دانم که میسوزد کجای عده ای دیگر!


پاسخ:
دستتون درد نکنه :)))
عالی
همه عالی.

چ جواب قشنگی برای تک بیتم نوشتین..

شاعرشم سرچ کردم عباس صادقی
پاسخ:
ارادتمندیم :)
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۹ یک خبرنگار
ای خاک سرزمین تو مُهر نماز من ...

+ سلام
و تبریک ولادت آقا امام رضا (ع) ...
پاسخ:
سلام.
ممنون و عید شماهم مبارک باشه ان شالله :)))


دمی با دوست در خلوت ب از صد سال در عشرت
من آزادی نمی خواهم ک با یوسف ب زندانم...

پاسخ:
بح بح به سعدی. :)))
(خودمونیم عجب زبون بازیه این سعدی!:دی)


چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است...

۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۴ منتظر اتفاقات خوب
آن که می گوید قیامت برنمی خیزد کجاست؟
تا در آن مژگان تماشای صف محشر کند؟!
پاسخ:
یاد اون شعر مولوی افتادم که میگفت: چون منکر مرگ است او گوید که اجل کو کو / مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک!
سیاووش ناظری هم میخونه بشنویدش خیلی خوبه این شعر مولوی. و خیلی خوبه صدای سیاووش ناظری جان.
چقدر این لاادری همایونی شعراش قشنگه ها اصن شده یه شخصیت براخودش ..بیشتر شعرایی که شاهعرشون ناشناسه خیلی جالبه یکیشبود خوندم دلم گرفت:)
سپردم هرچه داشتم را به خدا اما...
خدای گله خدای گرگ ها هم هست
پاسخ:
گرگ ها در راه و رسم خویشتن صادق ترند!
ای دو صد چوپان همچون من فدای گرگ ها...

این شعر بالا رو سرچ کنین کاملش رو بخونید خیلی خوبه. فکر کنم یکبار داخل وبلاگ هم گذاشتمش.
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش

ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد...

پاسخ:
عجب از شاعر :))

پیری و طفل مزاجی به هم آمیخته ایم

تا شب مرگ به آخر نرسد بازی ما


صائب تبریزی


بود ما محض نمودست، سرابیم سراب..




پاسخ:
این عالی بود. خیلی عالی!
اصلا بعضی شعرهای صائب رو باید قاب گرفت زد به دیوار اینقدر که خوبه.
عالی عالی
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش..


پاسخ:
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش...
عالی

عجب آمدم که: بعضی ز تو غافلند، مردم

مگر از ره بصارت خللیست در بصرها؟


+اوحدی جان..

پاسخ:
عالی بود.
ممنون
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک!

روم نیشه دست خالی بیام این پیج:دی
پاسخ:
:)
ممنونم.
گفتم چشمم... گفت به راهش می‌دار...
گفتم جگرم... گفت پر آهش می‌دار...

گفتم که دلم... گفت چه داری در دل؟...
گفتم غم تو... گفت نگاهش می‌دار....


ابوسعیدابوالخیر

پاسخ:
عالی بود.
.
اون مواردی که ذکر کردید رو هم اصلاح کردم. ممنون :))
چقدر غنچه که خارش به دست من رفت و 
میان دیگ کس دیگری گلاب شدند ... 

"حامد عسکری"
پاسخ:
چقدر این شعر خوب بود و چقدر چسبید. عالی.
عالی و زخم دار :(

" شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد ...
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد " ...

زنده یاد نجمه زارع ...
پاسخ:
عالی عالی.

نجمه زارع رو خیلی دوست دارم. 
شعرهاشون عالیه. امروزی و خوب.
خداییش عالی بود و حین خوندن بارها به خودم گفتم:
"شعری که تو را جان می بخشد شاعرش را یک بار کشته است"
90 بیت، 90 جان، 90...

+فقط در مورد شعر 51 (من گنگ خواب دیده و...) اول خوندم از مولاناست، بعد شمس و آخرین بار میرزامحمدخان مجدالملک لواسانی! این هم اصل ماجرا: 
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=27570
ولی جدای این حرفها به نظرم یکی از بهترین بیت هاست:))

پاسخ:
ممنونم بابت توضیح در مورد این شعر. اصلاح کردم. و لینک رو هم ضمیمه کردم تا دوستان دیگر نیز متن رو بخوانند.
بازهم تشکر :)
و اینکه نظر لطفتونه
بخدا در دل و جانم نیست
هیچ جز حسرت دیدارش
سوختم از غم و کی باشد
غم من مایه آزارش  فروغ فرخزاد
پاسخ:
ممنونم.
شعرهای انتخابی تون همیشه عالیه.
دمتون گرم و سرتون سبز :))
لحظه ها را دریاب
چشم
فردا کور است
نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطه نورانی
چشم گرگان بیابانست  
 فروغ فرخزاد

 
پاسخ:
عالی عالی.
ممنونم.
 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی



+  حافظ.. این غزل.. واااای

پاسخ:
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی...

امان از این غزل حافظ...
امان...

ته که نوشم نه‌ای نیشم چرایی

ته که یارم نه‌ای پیشم چرایی

ته که مرهم نه‌ای بر داغ ریشم

نمک پاش دل ریشم چرایی

باباطاهر

پاسخ:
این باباطاهر هم دلسوخته ای بوده خدایی.

عالی بود.

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله‬

‫آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله


+ تا حالا منظومه ی حیدر بابا رو خوندین؟

پاسخ:
زیاد ترکی نمیفهمم. برا همین هیچوقت کاملش رو نخوندم. خوابگاه که بودیم هم اتاقی ترک زبان داشتیم. بعضی قسمت هاش رو میخوند برام.
کاش ترجمه ش رو هم میگذاشتی :)

http://ganjoor.net/shahriar/heydarbaba/

اینجا بهروز ثروتیان ترجمشو به نظم آورده
پاسخ:
ممنونم.
:)
البته هیچوقت نمیشه ترکی رو به فارسی ترجمه کرد و به اندازه همون ابیات مفهوم رو منتقل کرد.
خوشا شما که ترکی بلدید.

باید گریست در غمِ شهری که اندر آن،
مشتی اسیر گریه به آزاده ای کنند

حسین جنتی


+ من از علاقه به موسیقی فولکلور کم و بیش با ترکی آشنام..
خیلی هم بلد نیستم
پاسخ:
چه این تک بیت به دلم نشست.
عالی بود.

فرصت نشد همه اش را بخوانم اما اولین وقت آزادم را می گذارم برای خواندن این صفحه.

+همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس/که دراز از ره مقصد و من نوسفرم
حافظ

+این جا که منم قیمت دل هر دو جهان است/آنجا که تویی در چه حساب است دل ما؟
صائب

+آنکه مردم نشناسند تو را غربت نیست/غربت آن است که یاران ببرندت از یاد
فاضل نظری

+چه حسن اتفاقی اشتراک ما پریشانی است/ که هم موی تو هم بغض من اینک شانه میخواهد
سجاد رشیدی پور

+راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی/آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
شهریار

+ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی/ دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
حافظ

+مائیم که از باده بی جام خوشیم/ هر صبح منوریم و هر شام خوشیم/ گویند سرانجام ندارید شما / ماییم که بی هیچ سر انجام خوشیم
مولانا

+ناصحم گفتکه جز غم چه هنر دارد عشق؟/ برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟
حافظ

+هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
عطار نیشابوری

+سبحه بر کف توبه بر لب دل پر از شوق گناه/ معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
صائب

این ها را اگر خوشتان آمد به لیستتان اضافه کنید :)
پاسخ:
ارادتمندم. :)
.
ممنون بابت اشعار خوبتون. 
اصلا نظرات رو باز و بدون تایید گذاشته ام که هرکسی شعر خوب و عالیی به ذهنش آمد بنویسد. 
قرار نیست من فقط شعر بگذارم. اینجا متعلق به همه شعردوستاست.

چنین که یخ زده تقویم ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار کافی نیست
فاضل نظری

کاش فصل پنجمی در راه بود
کاش نامش فصل وصل ماه بود
افشین یداللهی

و مواردی از این قبیل....
پاسخ:
:)
خیلی هم خوب و عالی.
ممنونم.

خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل

لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا


http://ganjoor.net/ouhadi/divano/ghazalo/sh1/


+اوحدی هم یکی از اوناس که حیف شده

پاسخ:
آره انصافا.
خیلی از شاعرهامون متاسفانه مهجور ماندن در این سال ها.
.
ممنون.
عالی.

۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۴ ر. کازیمودو
حضرت مولانا بیدل فرموده باشند:

ای تپیدن بعد مرگم آنقدر همّت گمار
کز غبار خود صدای بال بسمل بشنوم

خاک پای حضرتش توتیای چشمانمان...


پاسخ:
ذرات جهان چشمهٔ انوار تجلی است
هر سنگ‌ که آید به نظر طور ببینید!

یک بیت از بیدل هدیه به شما از جانب من به خاطر شعر زیباتون :)



عالی بود مرسی کلی . لذت بردم
پاسخ:
خواهش.

دلم تپید، چه بهتر؛ نبود و گوش نداد
به این پرنده که آوازش از حصار گذشت

رسید رود به دریا، خزید در بغلش
ولی نگفت چه در هول آبشار گذشت.

اینو وب میم.خوندم تو.کامنتا قشنگ بود:)
پاسخ:
شعرهای اونجا رو خوندم. یکی از یکی قشنگر بودند.
ممونم. :)
یوسف من نکن گله از غم و درد بی کسی ...
قافله پشت قافله در سر چاه میرسد....
پاسخ:
عالی.
ممنونم.
:)

سلام

تک بیت نباشد و شعر از خود آدم باشد اونوقت تکلیف چیست ؟


پاسخ:
سلام.
.
بفرستید خب. خوشحال میشم شعرهای خودتون رو بخونیم. :)


«بخدا سوگند من شاعر نیستم»

ای آفتاب، ای آسمان، ای دریا، ای باران، 

ای درخت، و ای پرندگان

 

شما را به که سوگند دهم، که من در افقِ

پنجره‌ی این کلبه‌ی تاریک هیچ زورقی را

در ساحل دریای خروشان شعر و شاعری، برای خود نمی‌بینم

 

من این سیب تلخ حقیقت را با نرگسم، هزاران بار، در باغچه‌ی تنهای دلم

به نظاره نشسته ام...


لینک این شعر رو تو  وب آقای روزمرگی هم به اشتراک گذاشتم :)

تو کامنت دونی همون لینک هم گفتم چه زمانی این شعر رو سرودم :)

ممنون


+

آدرس همون لینک :

http://ruzmarregi.blog.ir/1395/06/24/Apple


پاسخ:
رو نمی کنید که شعر هم می گیدا :)
خیلی خوب و عالی بود.
ممنونم.

۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۲۱ منتظر اتفاقات خوب
من
مفاتیح الجنان را
زیرو رویش کرده ام
نیست..
یک حرزو دعا
اندر دوامِ وصلِ تو..
پاسخ:
این خیلی خوب بود.
ممنونم.
عالی
کاش اسم شاعر رو هم گذاشته بودی.

...بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم

دو قدم عشق بورزد سه قدم فکر کند! 

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند...




+ این به نظرم باشه اینجا :)
پاسخ:
ممنونم.
فوق العاده این شعر رو دوست دارم.
ولی پستی که نوشته بودم رو حذف کردم.
باز خوبه که شعرش رو گذاشتید اینجا تا به یادگار بمونه.
تشکر.

من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای من اند

سایه مون


+اومدم شعر بنویسم کامنت آخرو خوندم دلم حرم خواست..
ای خدااا من نشدن که نمی فهمم.. بشونش :)
چه معنی داره اصلا اینجا در سکوت بمونه؟؟



دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست

می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم



حافظ

پاسخ:
این هفته 10تا شعر نوشتم بعد دو سه هفته تعطیلی :))
ممنونم که حواستون به اینجا هست. 

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام
حبس از کجا، من از کجا، مال که را دزدیده ام؟
مولانا

یعنی مرا تریاق ده
پاسخ:
این شعر مولوی رو علیرضا قربانی خونده. خیلی هم خوب خونده. حتما گوش کنین :))
ممنونم.
گفتا تو از کجایی کاشفته می نمایی؟
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

خواجوی کرمانی
پاسخ:
باور کنین اصلا یادم رفته بود اینجارو.
برو به روزش کنم امشب :)))
ممنون که حواستون بود.
به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگرم توهم برانی، سر بی کسی سلامت

رضایی کاشی


+ واقعا که آقاگل.. 
الحق که به قول متر (خدا رحمت السن) از دست شما آقاگل..
نچ نچ
پاسخ:
به روزش کردم :))

واقعا که!
ضعیف شدم.
:دی

انصافا اگه شعر و ادبیات نبود.‌. من چه می کردم در این کولاک دل آشفته ی دم سرد؟


خیلی خوب بودن.
پاسخ:
در این کولاک دل آشفته دم سرد :))
والا اگه ادبیات نبود جهان بی معنی میشد اصلا! فکر کن فقط وسایل الکترونیکی و مکانیکی. مثل ربات میشدیم! :/
.
نظر لطفتونه.
گفتم بعد از آن همه دلها که سوختی،
کس می خورد فریب تو؟ گفتا هنوز هم..

رهی معیری
پاسخ:
خیلی خوب و عالی :))
همراه همیشگی این صفحه هستید. ممنون واقعا.
۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۸:۲۶ منتظر اتفاقات خوب
ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای
وی رشک ماه و گنبد مینا چگونه‌ای
ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست
ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای؟!
پاسخ:
خیلی خیلی خوب.
ممنون.
عالی.

در کوی عشق جان را
در کوی عشق جان را
در کوی عشق..‌ جانرا باشد خطر اگرچه
جایی که عشق باشد، آنجا خطر نباشد


سلمان ساوجی
علیرضا قربانی..


+ این حرفا چیه آقا؟ صفحه ی خودمونه :))
پاسخ:
+ ما ارادتمندیم :))
به روز میشه تا آخر جمعه شب :))

مستان زقید شنبه و آدینه فارغند
رو در پیاله، پشت به ایام کرده اند

صائب
پاسخ:
سلام به یار همیشه همراه این پست :)
دست مریزاد.
ممنون.

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده



پاسخ:
ممنون :)
سعدی جان.

چی فکر کردین واقعا؟
که ما میریم می گردیم یه ماگ با ا ن شعر سعدی براتون می خریم؟

نخیر.‌ ما اصلا تحویلتون نمی گیریم و به روی خودمون هم نمیاریم‌.
پاسخ:
:))
نه پیشنهاد دادم اگه یک موقع دیدید برا خودتون بخرید. 
من خودم دارم الان :دی خیلی قشنگه.

دانی که آه سوختگان را اثر بود
مگذار ناله ای که برآید ز سینه ای..

ما دلمون سوخ الان.. کی پاسخگوئه؟؟ 
:/
پاسخ:
اداره آتش نشانی؟ یا اینکه اداره سوانح و سوختگی :))
:دی

این سری بیشترش از شاعرای جدید بود.
چقدر خوب که با الانی ها هم آشنایید.
پاسخ:
دنیا پیشرفت کرده راحت میشه شعرهای این شکلی رو خوند. :))
خیلی بعضی شاعرهای الانی رو دوست دارم.

۲۳ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۸ منتظر اتفاقات خوب
من اگر مستم اگر هوشیارم
بنده چشم خوش آن یارم
بی خیال رخ آن جان و جهان
از خود و جان وجهان بیزرام...

"مولانای جان"
پاسخ:
ممنون ممنون ممنون :))

سلام
من دانلود کردم.بسیار دلنشین و عالیه.ممنون 

پاسخ:
سلام.
ممنون.
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۴ قاسم صفایی نژاد
سپاس
پاسخ:
ارادتمند.
اون جانا چه گویم شرح فراقت.. رو همایون خونده
پاسخ:
من هرچی فکر میکنم فقط با صدای هوشمند عقیلی توی ذهنم دارم این تصنیف رو. :))
همایون رو نشنیدم یحتمل.
ممنون. گوشش میکنم.

۲۴ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۰ منتظر اتفاقات خوب
"ما شیشه ایم و باک نداریم از شکن
شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود"

این بیت رو هم دکتر آذر توی برنامه گفتن که همه یاد بگیرند.
پاسخ:
احسنتکم. خیلی خوب بود.
یک جورایی به پیروی از سبک هندی بود انگار. 
البته باز نمیدونم و مطمئن نیستم.
۲۷ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۲ بانوچـ ـه
ممنون برای این بخش خوشگل و روح نواز وبلاگت
پاسخ:
:))
ارادتمند.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">