دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

از هر دری سخنی

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۲۹ ق.ظ

این روزها بیش از پیش دچار انفعال شده‌ام، راستش حس می‌کنم این دوری از فضای دانشگاه و کار فرهنگی محافظه کارم کرده باشد! این بیخیالی‌ها خودم را هم کلافه کرده، اینکه عادت کرده‌ام اغلب حرف‌هایم را قورت دهم! و از زدنش اجتناب کنم. فلمثل امروز در جلسه‌ای با اینکه مخالف موردی هستم زبان در کام بگیرم و پیش خودم بگویم: "بیخیال! این‌ها که دست آخر کار خودشان را پیش می‌برند؛ چرا خودم را بیخود خسته کنم؟ دست آخر هم چنتا فحش نثارم می‌کنند که چرا وقت جلسه را گرفته‌ای! و آقای فلانی خودش کار ندارد نمی‌داند ما زن و بچه داریم! و بچه روی گاز است و ته می‌گیرد و فلانی نفسش از جای گرم بلند می‌شود! و فکر کرده علامه دهر است و ..."

 در همین فضای مجازی هم ایضا! فلمثل همین روزهایی که دو جناح به سر و صورت هم می‌کوبیدند! راستش حرف‌ها داشتم برای زدن، ولی باز پیش خود گفتم: "بیخیال! کی برای حرف‌های من تره خورد می‌کند؟"

یا در دعواهای فوتبالی چند روز اخیر که حرف‌ها داشتم برای زدن و طرفداری از برانکوی پیر در برابر آن کیروش استعمارگر(!) اما باز پیش خود گفتم: "بیخیال! کی این روزها حوصله فوتبال را دارد؟ اصلا گیرم که کسی هم باشد که اهمیت بدهد! حرف های من می‌تواند چه اهمیتی داشته باشد؟ مگر من کجای این ورزش قرار دارم که بخواهند برای حرف‌هایم ارزشی قائل شوند؟"


یا امشب که دست بر قضا شب وفات میرزا تقی‌خان امیرکبیر بود. و آن‌هایی که در خاطرشان است سال گذشته که اینقدرها منفعل نبودم در رسای آن مرد بزرگ پستی نوشته بودم. ولی الآن آنقدر منفعلم که حوصله‌اش را نداشتم تا بگردم و لینک پست سال قبل را پیدا کنم! 


و باز در رابطه با فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی و آن یار دیرین انقلاب، راستش می‌خواستم بیایم و بنویسم از این مرد، و از جفاهایی که برخی از ما در حقش کردیم. و از اینکه چطور و چرا عده‌ای از "روش اَن فکران" راستگرایمان از فوت چنین مردی خوشحال می‌شوند! و از اینکه بهتر بود قبل از نشان دادن خوشحالی‌شان به این توجه می‌کردند که امروز آیت الله هاشمی رفسنجانی آبروی همین نظام است. و هر حرفی که بزنند در واقع هدیه‌ای است به همان رسانه‌های ضد انقلابی که خود می‌گویند! 


و می‌خواستم بگویم آیت الله هاشمی رفسنجانی هرآنچه که باشد برگی بود از تاریخ این انقلاب که فرو افتاد. از سال های اسارتش در چنگ ساواک تا هم سنگری با رفقای انقلابی و مبارزات اسلامیش، از دوران سازندگی تا ریاست مجلس خبرگان و مجلس تشخیص مصلحت نظام تا این سال‌های آخر که بیشتر در سایه بود. و خود کلاهتان را قاضی کنید آیا بهتر آن نیست در برهه کنونی برای آن یار دیرین انقلاب فاتحه‌ای قرائت کنیم و در حقش دعایی خیر کنیم؟ 


و حتی می‌خواستم بیایم و از آرون رمزی بنویسم! همان هافبک تیم آرسنال که به شوخی مرگ بسیاری از بزرگان و سرشناسان جهان را به گل زنی وی نسبت می‌دهند! بازیکنی که هر وقت برای تیمش گل زده یکی از شخصیت‌های بزرگ جهان فوت شده است. و برخی معتقدند نفرین رمزی اینبار دامان هاشمی رفسنجانی ما را گرفته! و عده‌ای از هموطنان مضرِ اجتماعیِ(!) همیشه در صحنه به صفحه وی هجوم بردند و بالغ بر 13هزار کامنت فارسی برایش گذاشتند! 


و می‌خواستم بیایم و بنویسم و گله کنم از برخی "دوستانِ روش اَن فکرِ ارزشی(!)" که با شایعه کردن خبر تعطیلی سه روزه کشور خواستند تا فوت شخصیتی بزرگ چون آیت الله هاشمی رفسنجانی را به حاشیه بکشند. و گله کنم از اینکه چرا عادت کرده‌ایم برای القای نظر و تفکرات خودمان دست به تخریب حریف و تفکر مخالفمان بزنیم؟ به جای آنکه به فکر ارتقای تفکرات خودمان باشیم!؟ و چرا احترام به تفکرات مخالفمان را هرگز یاد نگرفته‌ایم! 

 

باری، داشتم می‌گفتم، این روزها بیش از پیش منفعل شده‌ام. آنقدر منفعل که حتی می‌خواستم در میانه‌یِ راهِ نوشتن این حرف‌ها هم دکمه انصراف را فشار دهم! و صرف نظر کنم از انتشار این ناگفته‌ها. و هر کلمه‌ای را که می‌نوشتم باز با خود می‌گفتم: "خب که چه؟ واقعا فکر می‌کنم کسی این حرف‌ها را می‌خواند؟ و تازه بخواند! آیا تره‌ای برایش خورد خواهد کرد؟" ولی حالا که متن رو به انتهاست با اینکه می‌دانم هیچگاه خوب نمی‌نوشته‌ام. و می‌دانم شاید نوشتن من و امثال من خیانت به  قلم و نوشتن باشد(ما زباله نویس‌ها). و با اینکه بعید می‌دانم کسی کامل این نوشته‌ها را بخواند و برایش ارزشی قائل شود حداقلش می‌دانم اینبار منفعل نبوده‌ام و حرفم را زده‌ام. 

و خیالم راحت است که تا آخر شب و تا دم ضبح خودم را به خاطر این انفعال مواخذه نخواهم کرد. 

"تمت"

موافقین ۱۶ مخالفین ۲ ۹۵/۱۰/۲۰

نظرات  (۲۹)

در روز شهادت امیر کبیر ، امیر کبیر ابران (اکبر) هاشمی رفسنجانی فوت کرد 
و این واقعه تلخ ، غم در گذشت ایشون رو دو چندان کرد...

پاسخ:
با این مقایسه ها هم موافق نیستم! 
در اینکه شخصیت آقای هاشمی شخصیت ببزرگی بود شکی نیست. در اینکه گفتم ایشان برگی از تاریخ این مملکت بودند هم شکی نیست. ولی مقایسه با امیرکبیر را درست نمیدانم. والبته الان زمان مناسبی برای قضاوت نیست. تاریخ خودش قضاوت خواهد کرد.
خدایش رحمت کناد.

۲۰ دی ۹۵ ، ۰۷:۳۳ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
هم تا آخر مطلب رو‌خوندیم و هم با دقت خوندیم. مثلا یه جا به جای «مجمع» تشخیص مصلحت نظام نوشتی «مجلس» تشخیص مصلحت نظام. تره هم خورد کردیم ولی ما دست خودمونم به جایی بند نیست:)
ببخشید شوخی شد، ولی واقعا متن پر فکری بود. مرسی.
پاسخ:
ممنون که مطالعه کردید و ممنون که حواستون به غلط املایی ها هم بود. نشون میده کهبا دقت هم خوانده اید.
متاسفانه دست هیچ کداممان جایی بند نیست. 
.
به قول یکی از بچه های رادیو وقتی چیزی نشده کل فرایند بخشش حذف میشه.
ارادتمند.
ما برای چی پس وبلاگ نویسیم آقاگل؟
چرا تو گروهای تلگرامی خالی نمی بندیم از چیزایی که نمی دونیم؟
چرا نمیریم تو اینستاگرام زیر پستای چندتا روشنفکر (برند شدن اصلا) که هیچی از حرفاشون نمی فهمیم احسنت و مرحبا ردیف کنیم؟
ما اینجاییم.. چون خودمون حرف داریم برای زدن.
بنویسید آقاگل..
پاسخ:
حرف که بسیار است. حرف من هم جسارت به دیگر وبلاگ نویسان اینجا نبود. ولیکن گوش شنوا کم شده!
ارادتمندیم خورشید خانم.

آقاگل عزیز این انقلاب چه دردی از ما دوا کرده که برای فوت یکی از ارکانش اندوهگین شویم

ولی آرون رمزی رو قبول دارم. اینقدر این رمزی بیچاره رو اذیت میکنن مردم دنیا که تو فلانی و فلانی رو کشتی بنده خدا از فوتبال خدافظی میکنه
حالا خوبه باز پستش مهاجم نیس
پاسخ:
اندوهگین بودن یا نبودن ما فرقی هم به حال کسی نداره دادا. 
.
این بنده ی خدا که فکر کنم تا شب نشده هرچی صفحه در فضای مجازی داره میبنده از دست دوستان مجازی! ایرانی
ما می‌خونیم...
خیلیا هستن که می‌خونن، شاد می‌شن، تاسف می‌خورن.
هنوز خیلیا هستن که دستاشونو محکم روی گوششون نگرفتن.

پاسخ:
دست مریزاد به همه شما ها.
ارادتمند.

گاهی لذتی که تو انفعال هست تو هیچ چیز دیگه ای نیست.
اعتراف می کنم تا وقتی بودن نمی دونستم چه جواهری وجود داره
از دیشب که دارم به آینده بدون ایشون فک می کنم واقعا تن و بدنم می‌لرزه…
پدر اصلاحات و نزدیک ترین شخصی که از طریق ایشون خیلی از خواسته‌های مردم غیر اصولگرا به شخص اول مملکت در این سال‌ها می‌رسید، الان دیگه نیستن و این واقعا خسارت بزرگی به عده زیادی از مردم جامعه وارد کرده و خواهد کرد…
به قول یکی از دوستان درگذشت هاشمی رفسنجانی بیشتر از این که غمناک باشه ترسناکه…
ان‌شالله که روحشون شاد باشه…

پاسخ:
در مورد آینده تاریخ قضاوت خواهد کرد. همینطور که در مورد گذشته قضاوت خواهد کرد.
روحشون شاد. همین.

۲۰ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۴ دچــ ــــار
سلام آقاگل
من کامل خوندم یک:) خوب هم می نویسی اتفاقا دو :) برای ما مهمی سه :) خندیدیم از این جمله که نشنیده بودیم چار: 

بازیکنی که هر وقت برای تیمش گل زده یکی از شخصیت‌های بزرگ جهان فوت شده است. 

مطلب امیرکبیرتم دارم میرم بخونم پنج :)
پاسخ:
سلام.
ما ارادتمندیم.

۲۰ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۷ هاژ محمود
سلام

خدا رحم کرد ک منفعل شدید و الا فک کنم دو سه روز طول می کشید تا فقط همین پستتون بخونیم! :دی

خدایش بیامرزد
روحش شاد
پاسخ:
سلام.
ممنون و ارادتمند.
.
خدایش رحمت کناد.

روحش شاد...
پاسخ:
ان شالله.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۸ آقای سین
۳۴۲۵ - پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: کسی که نسبت به مردگان بدگویی می‌نماید مانند کسی است که خود را در معرض هلاکت قرار داده است.
نهج الفصاحه/116
پاسخ:
وفقکم الله برادر.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۱ داداش مهدی
من شوکه شدم از رفتن مردی که تاریخ بلندی پشتش بود. از کسی که وزنه بود برای این کشور. ولی مشخص بود که خیلی خسته‌ست. از دوست و آشنا و غریبه می‌خورد. همین کسایی که امروز براش شمع روشن می‌کنن بدترین فحش‌ها رو نثارش می‌کردن. امیدوارم دیگه روحش در امان باشه از مرام و مسلک صد رنگ این جامعه.
خدایش بیامرزد.
متن‌ت خیلی خوب بود آقاگل.
پاسخ:
موافقم. با حرفتون. اینکه امروز خیلی ها دایه مهربان تر از مادر شدند به یک باره. 
خدا رحمتشون کنه.
.
ارادتمند.
ها راستی یادم رفت امیر کبیر کلا دوست داشتنیه! هم زندگیش هم خانوادش هم موقعیتش ها با اینجاش تونستم ارتباط بر قرار کنم!
پاسخ:
الحمدالله رب العالمین.
این هم خوب است.

خیلی غیرمنتظره بود فوتِ آیت الله رفسنجانی! خدا رحمتش کنه! هرچند بعضی از حرف‌های سخنرانی‌های سال‌های آخر یه‌طورایی بود ولی مهم نیست ؛ الان دیگه رفته و روحش شاد.
بعد اینکه ؛ به همه‌ی خواننده‌های اینجا مدیونید اگه حرفتون رو بخاطر چندتا کامنتِ الکی یا هرعلتِ دیگه‌ای ننویسید :) بنویسید ، که اگه نوشته‌های شما بلانسبت بی‌ارزش باشه نوشته‌های من و امثال من که هیچی دیگه :)))
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه.
.
ما ارادتمندیم.
امید ما به شما دبیرستانی هاست!

۱. تو خیلی هم خوب مینویسی.
۲. من کل متنو خوندم :)
۳. منم دقیقا اینجور موقع‌ها سکوت میکنم... میدونی، به نظر من همچین مواقعی همیشه یه عده هستن که خیلی به قول معروف هوچی‌گری میکنن!!! حالا چه طرفدار باشن چه دشمن!! اونوریا که بساط تمسخر و خوشحالیای عجیب غریبشون به راهه، اون‌یکی‌ور دیگه هم یه بساط دیگه!
منم این وسط وایسادم و سر تکون میدم و هیچی ندارم که بگم!!
۴. حالا واقعا اون فوتبالیسته هر بار گل میزنه یه شخصیت میمیره؟!!!!!
پاسخ:
مورد یک و دو که باید بگم ارادتمندیم(خیلیکلمه خوب و کاملیه!).
.
در این مورد هم نظریم. متاسفانه یک عده شدند دو جناح مقابل و از هر سنگ اندازیی هم کوتاه نمیان. هر دو هم خودشون رو محق میدونند. هر دو هم سنگ ملت رو به سینه میزنند و کمر به نابودی ملت بستند! ما هم مجبوریم بایستیم وسط و سر تکون بدیم. بگذریم!


در مورد اون فوتبالیسته این کلیپ رو ببین خودش گویاست :

http://90tv.ir/video/203670/%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-120-1-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86
سلام
-بعد از منتشر شدن خبر فوت آقای هاشمی دیدم که یکی از سیاسیون مشهور تو کانال تلگرامش در مورد ایشون چیزای نامناسبی نوشتن.. واقعا ناراحت شدم.. بدا به حال کسی که از مرگ مومنی شاد شود :(
-طرفدار آرسنالم.. چطور وقتی رمزی گل زد و بن لادن مرد، گل زد و قذافی مرد، نمگیفتن نحسه حالا شده نحس؟! :))
پاسخ:
سلام.
در جوابتون به کامنت آقای سین مراجعه کنین و حدیثی که از پیامبر(ص) نقل کردند. واقعا ما مردم را چه شده؟
.
+ اون کلیپی که برای گندم رو فرستادم ببینین. 
البته اینکه این شایعه از کجا آب میخوره به کنار ولی اینکه عده ای از هموطنان رفته اند صفحه اجتماعی این شخص رو مورد عنایت قرار دارند گریه داشت!
ای واااای پروفسور اسنیپ مرد؟!! :((
خیلی کلیپ جالبی بود! :)
پاسخ:
از دنیا عقبیا! :)

سلام :)
دادا" تره خرد نکردن" درسته بنظرم :) مثل پول خرد
منم خوندم از اول.
:)
پاسخ:
سلام علیک :)
فکر کنم این مورد رو بشه خورد هم نوشت. یعنی دیدم که خورد هم مینویسن. ولی اگه شما میگین خب حتما درست میگید.
ارادتمند.

یچیزی می خواستم بگم؛ همیشه حرفتونو بزنید اگه نظری دارید، خواسته ای دارید مطرح کنید، یا موافقت می شه یا مخالفت.حداقل به خودتون، علاقه و عقیده تون بدهکار نمی مونید.

پاسخ:
همیشه رویه ام همین بوده. نمیدونم چه شده که این روزها اینقدر محافظه کار شدم!!! باعث تعجب خودمم هست.

نمیدونم در مورد حس انفعالت و اینا چی بگم 
ینی خیلی وقت است که دیگر نمیتوانم آن حرف های قشنگم را بزنم و حال کسی را خوب کنم 
ولی میتونم بهت بگم که وقتی میام تو وبت واقعا احساس خوبی دارم و همینطور پست هات رو شده چند بار هم میخونم 
+اتفاقا برام خیلی عجیبه که هیچ کدوم از بلاگرا چیزی در مورد بحث های فوتبالی نمینویسن. خودم میخواستم بنویسم ولی خب ..‌. 
دوست دارم متن های فوتبالی رو بخونم :) پس بنویس در موردش 
×الان من موضعت رو در مورد آرون نفهمیدم :/ ینی تو موافقی با این که هردفه گل بزنه یکی میمیره یا نه مخالفی با این خرافات ؟
÷رفسنجانی رو میشناختم ولی نمیدونستم که چیکاره بود تازه دیشب فهمیدم پس نمیتونم نظری بدم . فقط خدا بیامرزتش :(

پاسخ:
ارادتمند. نظر لطفتونه. ممنون.

+ به شخصه خیلی وقت ها از فوتبال و دیگر ورزش ها نوشتم. بخصوص روزهایی که المپیک بود. و روزهایی که جام ملت های اروپا بود. ولی خب چند وقتی هست چیزی ننوشتم. سعی میکنم بنویسم اگر مطلبی به ذهنم اومد. :)
.
* حالا اینکه من مخالفم یا موافق بماند. ولی خب جالبه. چون این موضوعی نیست که فقط در ایران مطرح شده باشه. یک شایعه است در حد جهانی. کلیپش رو توی کامنت اول گندم رو گذاشتم ببینیدش جالبه.
.
-خدا رحمتشون کنه.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۵۸ دایی جان
سلام‌ات بر head چاومان! 

+از یک hour پیش یکی به Reader های ثابت اینجا Add شده. 
Dear آقا گل :))
پاسخ:
سلام به تو ای وی.
هد چاومان! ترکیب زبان انگلیسی و کوردی! عجب :))
ما ارادتمندیم دایی جان. صفا آوردین. 
تنک الات. 

کامنتدونی این پست 14تا لایک خورده چرا اونوقت برای پست های من دیز لایک میزنن؟:|:))

بیاین زیر پست های  منم لایک بزنین خب :)))



+

مقایسه نیست ایشون یه علاقه خیلی زیادی به امیر کبیر داشتند بخاطر اون علاقه اش به امیر کبیر گفتم.

ولی واقعا امیر زمان خودشون بودند.


++

در ضمن اگر نوشته های خوب شما زباله محسوب میشه اونوقت نوشته های من چیه ؟

نفرمایید آقاگل نوشته های شما خیلی هم عالیست.

اتفاقا من امروز تمام پست رو خوندم :)

بعدا میام در مورد کل پست حرف میزنم که بدونین آقامعلم همشون خوندم :)) امتحان بگیرین این یه مورد رو قبولم :))


پاسخ:
من هیچ وقت به درکی از سیستم لایک و دیسلایک بیان نرسیدم. یکبار هم سعی کردم که برش دارم که موفق نشدم و بیخیالش شدم! اهمیتی نداره. به قولی بگذار لایک و دیسلایک در نگاه تو باشد! نه آنچه بدان می نگری.
.
+ صحبتم همینه. امیرکبیر وقتی به وزارت رسید اولین کاری که کرد حذف القاب در دربار بود. بعد حالا دادن لقب به شخصی که خود از عاشقان امیرکبیر بود. به نظرم جای اشکاله خب.
.
++ما ارادتمندیم در کل.
 
بعد از فارغ التحصیلی و دوری از دانشگاه در مجموع آدم میره توی یه فازه دیگه. خدا ایشون رو رحمت کنه،کسی بود که برای این مملکت زحمته زیادی کشید. حقیقتا رفتنشون اونم چند ماه مونده به انتخابات شوک بزرگی بود.
پاسخ:
آره موافقم. کلا از فضای سیاسی فرهنگی تا حد زیادی فاصله میگیری. 
خدا رحمتشون کنه ان شالله.

۲۰ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۲ کوالای پیر

منم تا آخرش خوندم


من اینجور موقع ها ساکت میشم چون علاوه بر این که تره خرد نمیشه بعضیا هم کلا هرچی بگی یه جواب مسخره ای دارن براش وبیشتر اعصابم خورد میشه


راستی شما خیلی هم خوب مینویسید


خدارحمتشون کنه


+ حالا واقعا این فوتبالیسته هر دفعه گل میزنه یه نفر میمیره ؟!!!!!!

پاسخ:
سلام.
ممنون.
در مورد بحث کردن که به نظرم وقتی شخصی رو برای بحث کردن انتخاب میکنید باید قبلش مطمئن باشید که فرد مقابل از یک منطق عقلی درست بهره میبره. وگرنه بحث کردن با یک آدم غیر منطقی واقعا بیهوده است.
.
ممنون. نظر لطفتونه.
.
ان شالله.
.

+ اون کلیپی که برای خانم گندم رو فرستادم رو ببینید. آره. حتی تولدش هم میگن که نحسه. مثلا زلزله بم یا سونامی کره جنوبی در روزی اتفاق افتاده که این فوتبالیست به دنیا اومده!
 
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۷ ام اسی خوشبخت
اینم روش خوبیه، یهو همه حرفهاتونو باهم بزنید که ما حتی نتونیم در مورد همه موارد نظر بدیم :)
پاسخ:
بالاخره این هم روشی هست دیگه. :))
ارادتمند.
قبلا توی برنامه فوتبال 120در موردش گفته بود دیدم 
بعد میگم یه سوال یه کم بی ربط 
طرفدار کدوم تیم اروپایی هستی ؟
پاسخ:
قدیم ترا طرفدار میلان بودم!
الان هم طرفدار میلانم. و چلسی البته.

خب خوبه یه جورایی بی طرفی 
چون اگه طرفدار رئال میبودی ممکن بود کلاهمون بره تو هم :/
من بارساییم :)
پاسخ:
:)
۲۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۰۱ پرتقالِ دیوانه
آقا گول من کامل خوندم :))
ایشالا از این حال و هوا در بیای
ما خیلی اهمیت قائلیم برا حرفاد بوخودا :)
پاسخ:
پرتغاله دیوانه! آقاگول؟ :)
در حال و هوای خاصی نیستم. فقط منفعلم!
ماهم ارادتمندیم.
۲۱ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۰ . زیزیگلو
این پست عین حرفایی بود که تو دل من بود و حال بیانشونو نداشتم...نسبت به اعتقاداتم بی رگ نیستم و جاهایی که لازم میدونم حرفمو میزنم! کار های فرهنگی رو مدتی تعطیل کردم چون حس میکنم نمیبینن و وقتی هم میبینن ساز مخالف میزنن یا اینکه یه مدت ممنوع التریبون هم شدم!
اهل کوتاه اومدن نیستم ولی حق دارم گاهی دلسرد بشم. مدتی هم هست اینطور فکر میکنم که چه فایده بحث کردن؟ فلانی انقدر سالشه اگر میخواست تا الان تفکرش عوض میشد و حرف زدن من کاری از پیش نمیبره و افکارش همونیه که بوده... 
اینجوری بودن رو دوست ندارم... باید بشم عین قبل...!
شمام نه کم بیارین نه کوتاه بیان... حرفتونو هرجا که بود بزنید ... چه مقبول بیفتد چه نه!

پاسخ:
همین وضعیتی که شرح دادید وضعیت منم هست! 
شدم یک منفعل.
ولی باید بشم مثل قبل.
کسی که اگه حرفی داشت میزد. حالا اینکه منطق بقیه بپذیردش یا نه! رو خب نمیدونم. تصمیمش هم با خودشونه!

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">