دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

تذکرة الأولیاء-هفت

شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم؛ و سلامت را در خاموشی.

"تذکرة الأولیاء"

"ذکر ابوالحسن خرقانی"


موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۳۰
آقاگل ‌‌

تذکرة الأولیاء

نظرات  (۳۴)

:)
پاسخ:
:)
خواستم بگم نیگا من به ثانیه نکشیده پستو خوندم همین :دی
پاسخ:
کمین کرده بودید؟ :دی
۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۸ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
واقعا راست گفته 
پاسخ:
آره.
و گفت: تنهایی را طلب کردم در عافیت یافتم؛ و خاموشی را در سلامت.
"تذکرة الاشقیاء"
"ذکر عارف کلّ فی الکلّ حضرت ر. کازیمو"
پاسخ:
:)))
عجب!

واقعااااااااااااااا :))
باس با آب طلا نوشت :)
پاسخ:
:)
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۱ نفس نقره ای
عه فک کنم دستم خورد خصوصی شد :|
پاسخ:
عافیت در تنهایی میشه یک چیزی شبیه همون غارنشینی. :)
واااااای وااااااای واااااااااای چقدر خوووووب بووووود!!!!!!! خیلی!!!!!!!
مرسی که با ما به اشتراک گذاشتیش...
عالی بود
پاسخ:
خواهش میکنم.
:)
:))
برای سلامتی آقاگل جمیعا صلوات :)


پاسخ:
:)
این جمله درسته؟
عافیت طلبی و خاموشی خوبه یا حلاج طور؟
پاسخ:
من باب خاموشی که سخن زیاد داریم. فلمثل یک بخش از گلستان در باب خاموشی است.
در مورد عافیت طلبیدن در تنهایی هم. چله نشینی یا ازلت نشینی بین عرفا مرسوم بوده.
و البته نکته ای هست اینکه کار پاکان را قیاس از خود مگیر :)

نمیشه حالا عافیت باشه ولی تنهایی نباشه :/ من عافیت بی تنهایی می خوام !!
پاسخ:
هرطوری مایلین.
فقط فونت وبلاگتون رو درشت کنین.

درستش هم همینه :)
پاسخ:
:)
واقعا...حالا یکیش ازیکیش سخت تر..اینکه من بتونم خاموش بمونم عذابه..اصلا طاقت نمیارم:)))تنهایی هم سخته:/
پاسخ:
من باب خاموشی در گلستان حکایت های قشنگی هست.
:)
تنهاییش رو بیشتر برا عرفا گفته.

آخ سلامتی، آخ سلامتی
پاسخ:
:)
تموم شد دیگه
خاقانیم میگه تنها باشید و صوبت نکنید 
من برم کنج عزلتمو تمیز کنم که برا مدت طولانی باید برم توش :|
پاسخ:
:)

خرقانی البته :|
پاسخ:
:)
البته.
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۵ دچــ ــــار
بقول شاعر:
آدم عاقل توی این دنیا گوشه نشینه ://
پاسخ:
شاعر هم چه حرفایی میزنه.
:)
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۲ •✿ آرورا ✿•
فی الحال بنده ذکر دو نکته را ضروری می دانم . اول اینکه منظور نظر ایشان چه بوده است از تنهایی؟ آیا منظور همان تنهایی ست که اکثر دوستان در نظرات خویش فرموده اند . نکته دوم اینکه اگر منظور همین تنهایی به معنای قریب باشد که به قول شیخنا : "مرد ان بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق در امیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد"
زیاده عرضی نیست
و من الله التوفیق
پاسخ:
طبیعتا منظورش این تنهایی که ما فکر میکنیم نیست. 
منظور کنج عزلت نشینی عرفاست. مثل چله نشینی های عرفا.
 

واقعا عافیت تو تنهاییه!!!!! :))
پاسخ:
:)
تارک دنیا بشیم یعنی:/
پاسخ:
نه عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید...

۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۰۵ چشم به راهم ...
به عبارتی باس لال مونی بگیری تا زندگی کنی!
پاسخ:
:))
سلام حاجی.

دلا خو کن به خاموشی که از روشنایی هیچ خیری ندیدیم :دی 
پاسخ:
بعله بعله :)
من چرا نمی فهمم که چرا همه موافقن؟
:/
پاسخ:
با اون قسمت خاموشی گزیدنش من هم موافقم. تا مرد سخن نگفته باشید عیب و هنرش نهفته باشید. 
من باب تنهایی هم گفتم به نظرم منظورش اون تنهایی که ما فکر میکنیم نیست. بلکه منظور تنهایی و عزلت نشینی عرفاست.

لااایک شدیدا!
پاسخ:
:)
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۴۷ دایی ‌‌جان
حقیقتا فراتر از فهم منه :(
پاسخ:
من هم یک معنای سطحی ازش میگیرم فقط. وگرنه ما را چه به این حرف ها...
تذکره الاولیا رو میخونم. یکی به خاطر نثرش که خیلی خوبه. دو به خاطر اینکه همین معنای سطحیی که ازش دریافت میکنم خیلی نکته های نغزی داره.
شما هم بخون دادا :)
کم کم دارم به خوندن تذکره الاولیا هم علاقه مند میشم.:))
واقعا عافیت در تنهاییه و سلامت در خاموشی و سکوت.:)
ممنونم
یاعلی
پاسخ:
بخونین. :))
خواهش میکنم.
یاعلی.
الان دیگه عافیت فقط توی پوله 😎
پاسخ:
:))
عافیت خواهی نظر در منظر خوبان مکن
ور کنی بدرود کن خواب و قرار خویش را...!
از ما گفتن!
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۲ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
من الان یعنی تو عافیتم؟! میشه تفسیرش رو هم بزارید ؟! :|
پاسخ:
تفسیر چیو بذارم. :)
نه، اینجا منظور از تنهایی اون تنهایی که بهش فکر میکنین نیست.
یکی از رسوم عرفا اینه که کنج عزلت پیشه میگیرن و به راز و نیاز میپردازند. منظور اون تنهایی است.
ولی من برداشتی که داشتم این بود که زبون به دهن بگیر که سرتو به باد ندهی..
حقیقتو نگه دار تو تنهایی خودت.
پاسخ:
نمیدونم. یک معنی خیلی دوری ازش دریافت کردید. حس نمیکنم منظورش این باشه. :)
البته من مهندس رو به این حرف ها چکار؟ 
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۱ دایی ‌‌جان
خداییش دایی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ! یعنی در واقع اندر کف یک کوچه ایم ... هزاران کتاب تو لیستم دارم ولی میل قلبی به خوندن کتاب ندارم. خیلی دوست دارم کتاب بخونم، شعارشم میدم، میدونمم چقدر لذت بخشه اما اون کششی که باید داشته باشه تا منو از سایر سرگرمیها جدا کنه و بشونتم پای کتاب،  نداره ... آقاگل راهکاری نداره؟
پاسخ:
چرا. یک راهکار دارم توپ! یعنی هرکی برده راضی بوده. 
هر وقت حس بقیه سرگرمی ها بهت دست داد تو بهش دست نده. به جاش ده تا شنا برو. بعد هم به شیطون لعنت بفرست و بشین کتاب بخون. :))
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۲ دایی ‌‌جان
راستی دادا! غیر از وبلاگ راه ارتباطی با ارشیوجات چیه؟ نمیشود با ادمینش خوش بش مجازی کرد!
پاسخ:
:))
همون اطراف نگاه کنی راه ارتباطی هست.
قبلنا که می خواستم وب بزنم با خودم گفتم هر جمعه یه حکایت از گلستان بذارم...وب زدم و این وعده ای که به خودم دادم یادم رفت :) الان پست شما رو خوندم یادش افتادم :)

:: خیلی خوب بود این پست :)
پاسخ:
:))
الوعده وفا. برید یک پست بذارید از حکایات گلستان. و اینکه نرید انتخاب کنید. همینطوری فال بزنین ببینین کدوم حکایت میاد. :))
مثل این پست های من. همینطوری کتاب رو باز میکنم هر صفحه ای بود شروع میکنم به خوندن. رمان که نیست بخواید همه اش رو بخونین. به همم که ربط ندارن. از وسطش از آخرش از اولش از هرجایی دوست داشته باشی میشه خوند و لذت برد. 
آخه می خواستم به مدد وبلاگ هم که شده حداقل دوستام و مخاطبام یه دور گلستان رو خونده باشن...خودمم هنوز کامل نخوندمش...دلم می خواست همگی با هم یه دور گلستان رو بخونیم :)) از این آرزوهای عجیب غریبِ من :|

ایشالله بعد کنکور که دوباره یه بلاگر واقعی بشم میام و شروع می کنم! نه مثل الان که مثل برق قطع و وصل میشم و هی میام  و نمیام :|
پاسخ:
:))
ان شالله کنکور رو با موفقیت تموم کنی. و بعد هم بیای یک دور کامل گلستان رو برامون بخونی و تفسیر کنی :))
چون نظر در منظر سلطان خوبان کرده ام
عافیت را در قرار بی قراران دیده ام


پاسخ:
:)
احسنتکم.
ایشالله ایشالله :))
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">