دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

سازت را با بهار کوک کن...

پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۰۱ ق.ظ

پدربزرگ آخرای سال که می‌شد گندمی که از محصول همون سال کنار گذاشته بود رو سبز می‌کرد؛ برای هر خوانواده یک سبزه عید. سبزه‌هایی که وقتی نگاهش می‌کردید می‌تونستید بفهمید چقدر عشق و علاقه پشت هر ساقه گندمش هست. اونقدر با وسواس از سبزه‌ها مراقبت می‌کرد که انگاری طفلی شیر خواره‌رو تر و خشک می‌کنه. شب های عید همیشه خونه پدربزرگ بودیم. آبگوشت‌های مادربزرگ و بعد جمع شدن دور کرسی تا مادربزرگ چایی بریزه و پدربزرگ برامون صحبت کنه.  و بعد نوبت سبزه‌ها بود. موقع تقسیم سبزه‌ها می‌گفت سبزه گندم نشونه‌ی مهر و محبت خونه است. برکته. باید سر سفره عید باشه. می‌گفت باید حواستون رو جمع کنید که ساقه‌ها همین‌طور صاف و یکدست بالا بیاد. نه اینکه یکی کوتاه بشه و یکی بلند. بعد قوری چایی رو بر می‌داشت و باز یکی یک چایی دیگه برای همه‌مون می‌ریخت و ادامه می‌داد هر کدوم از شما بچه‌ها و نوه‌ها مثل همین ساقه‌های گندوم هستید. در دل من همه‌تون یک دستید. نه یکی بلندتره و نه یکی کوتاه‌تر. بعد زیر زیرکی می‌خندید و می‌گفت البته به جز مادربزرگتون. اون ساقه بیدمشکِ وسط سبزه عید خودمه. شما جوون‌ها هم روزی ساقه بیدمشک خودتون را پیدا می‌کنید.


و حالا با اینکه دو سال از فوت پدربزرگ می‌گذره و دیگه نه زمین کشاورزی هست و نه محصولی. با این حال مادربزرگ چند روزی هست که با همون وسواس قدیمی که پدربزرگ داشت برای همه‌مون سبزه عید درست کرده و اجازه نمی‌ده که یک ساقه بیشتر از ساقه دیگه بالا بره.... و یک سبزه خاص که همه خوب می‌دونیم برای اینه که بره و کنار درخت بیدمشک پدربزرگ قرار بگیره...

.

.

.

یعنی به همه گفتیم توی دورهمی سازت رو با بهار کوک کن رادیو شرکت کنین. بعد خودمون تا الان شرکت نکردیم! خب از قدیم هم گفتن اول یک جوالدوز به کفش خودت بزن بعد سه تا سوزن به دمپاییی همسایه. برا همین خیلی خودجوش‌ طور تصمیم گرفتم اینبار به عنوان یک مخاطب در این کار شریک باشم. 

و خب حالا که یک جوالدوز به کفش خودم زدم حق دارم از سه تا همسایه‌هام بخوام که در این دورهمی شرکت کنین. :))


 پس دعوت می‌کنم از گندوم بانو(مادر خونده)، یک مترسک(رفیقِ جان) و خانه من(یک دوست خیلی خوب)، تا با نوشتن یک پست با این عنوان "سازت را با بهار کوک کن..." ساز بهار رو رسما کوک کنن. :))

بقیه هم بیکار نشینید. پاشید همین امروز بنویسید دیگه. 


 

+میگم این روزا هوا عجیب چسبناک شده و پیش بینی میشه اگه با همین فرمون جلو بره آخر هفته آهنگ بوی عیدی فرهاد خیلی بچسبه، بازهم میل خودتون.


++من عذر می‌خوام اگه کمی متن غم داشت... ولی به هر حال نی هم یک ساز محسوب می‌شه، اگرچه کمی با سوز و گداز.

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۹
آقاگل ‌‌

نظرات  (۲۳)

چقدر قشنگ بود. 
دلتنگ شدم منم..
پاسخ:
ممنونم.
نظر لطفتونه.
:)
چه با احساس .....
دلم مامان بزرگ بابابزرگ خواست، شاید اگه بودند حتی به اندازه خاطره ای محو در ذهنم خیلی خیلی دوستشون میداشتم ....
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه ان شالله...
چقدر دلنشین.. زنده کردین خاطراتو:)

چه خوب که پدر بزرگ و مادربزرگ آدم زنده باشه بعد همه ی اینارو باهم هنوزم داشته باشه^_^
پاسخ:
نظر لطفتونه. ممنونم.
.
خدا رحمت کنه همه پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که هم اکنون پیش ما نیستند. 

انگار امسال هم دارد به آخر می رسد...
پاسخ:
هر پایانی شروع آغازی جدیده. :)
بوی عید بوی توپ بوی کاغذ رنگی 
بوی عید ؟! بوی توپ ؟!
اینا مال بچگی های شما بود آقا فرهاد!
نسل ما بوی عیدش بوی  اگزوز ماشین های رو میده که شیشه هاشون رو بالا میکشن تا رومون رو هم نبینن مبادا به قدر  یه دستمال فقیر بشن ...
خوبه موقع کوک کردن ساز بهاری مون همه مون ساز بهاری نیازمندان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست رو بهار گونه کوک کنیم و دل اونا رو هم شاد کنیم...

پاسخ:
اون بوی عیدی بوی توپ برای من که صدق میکنه البته :)
.
ان شالله اگه قابل باشیم.
کرسی که نداشتیم ولی با خوندن متن تون منو یاد پدربزرگام و مادربزرگام و حتی مادرم انداختین...
فکر کنین پدر بزرگ و مادر بزرگ های من ۲۰سال پیش فوت کردند ولی بازم یادشون افتادم...
یادشون بخیر ..‌.
متن تون خیلی خوب و با احساس و دلنشین بود ممنونم...


+
ما  که دعوت نیستیم پس این ساز رو نمینویسم ولی ایشالا بهاری گونه کوک میکنیم :)
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه ان شالله.
.
.
+ همه دعوتند. با هر سازی که دوست داشتند. :)
حتی میتونن به طور خلاقانه صوت بزنن فقط. :دی
اونقدر که گندم رو نوشتی گندوم دستت عادت کرده!!! :)))
متنت غلط املایی داره فرزند!!! ^__^


+ ممنون از دعوت :)
پاسخ:
دست خودم نیست. یکبار نوشتم گندم تا یک ساعت بعد هی فکر میکردم غلط نوشتم! باز برگشتم درستش کردم :دی :))
.
چی؟

+خواهش.
خدا رحمت کنه بابابزرگ مهربونتو! :)
خیلی خوب بود! ^_^
پاسخ:
خیلی ممنونم.
خدا رحمت کنه همه رفتگان رو...
با کمال میل دادا :) 

پاسخ:
منتظریم :))
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۰ چشم به راهم ...
خدا بیامرزه....
پاسخ:
خدا بیامرزه همه رفتگان رو
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۱۶ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
سعی میکنیم ولی بعضی از دوستان توی بلاگ ما رو ترک کردن اون ها رو چیکار کنیم؟! :(
پاسخ:
چی شده؟
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۵ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چه احساس های خوبی رو توی گذشته جا گذاشتیم و خودمون رو سریع رسوندیم به حال و به همون اندازه هم عجله داریم برای رسیدن به آینده هولناک

برای من که دل و دماغی نمونده که از عید بنویسم. :(
پاسخ:
اصلا انگار گذاشتنمون روی دور تند...
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خدا بیامرزتشون.
بریم دنبال ساز بهار بگردیم!
پاسخ:
ممنونم.
خدا رحمت کنه همه رفتگان رو...
.
بگردید ساز مورد علاقه تون رو پیدا کنید و کوکش کنید و برای رادیو بفرستید.
نمی دونم چرا این روزا حال و هوای بهار نداااااااره .... واقعا داره بهار میشه؟
پاسخ:
بس که بد میگذرد زندگی اهل زمین
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند...
:))
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۱۸ دچــ ــــار
اتفاقا گفتم کاش پست قبلی ت نظراتش باز بود پیشاپیش عید رو بهت تبریک بگم :) 
حالا میگم / سال نو مباارک...
پاسخ:
:))
حالا چرا پیشاپیش؟
گفتم میرم. ولی نرفتم راستش!

خدا رحمت کنه همه پدربزرگ مادربزرگا و پدر و مادرایی ک نیستن و جاشون کنار بچه هاشون خالیه...
پاسخ:
ممنونم.
خدا رحمت کنه همه پدربزرگ مادربزرگارو.
آره واقعا جای خالیشون حس میشه...
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۲ بنیامین دهقانیان
پدربزرگ ها واقعا نعمتن! از وقتی که پدربزرگ م رفت! تمام صفا و صمیمت فامیل با خودش برد! باغ‌ خانوادگی مون خشک شد! خونه باغ خراب شد و فامیل دیگه فامیل نشد ...
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه...
اگه در توانم بود و تونستم، چشم :)
پاسخ:
چشمت بی بلا دادا :))
اگه تونستی و نوشتی که دمت گرم.
اکه هم فرصت نشد که فدای سرت.
اینجا هوا سرد شده کمی، بوی بهار کمرنگ شد، قبلترش، چند روز قبلتر هوا به شدت بهاری بود :)
پاسخ:
:))
فیلتر هوا :دی
غم دلنشینی بود...
روح پدربزرگ شاد و عمر مادربزرگ دراز باشه انشالله 
پاسخ:
ممنونم.
روح همه پدربزرگ و مادربزرگا شاد باشه.
همون گندوم دیگه!!! یه بارش نوشتی گندم یه بار گندوم!!! :))))
پاسخ:
خب الان یعنی گندم رو اشتباه نوشتم؟ :))
نه خیر! :/
گندوم غلطه!
پاسخ:
گندوم غلطه؟ 
شوخی میکنی!
:دی
من تا امروز همه اش فکر میکردم گندم غلطه. -_-
۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۰ بهار نارنج
مادربزرگ پدربزرگِ با احساس و برون گرا هم نعمتیه که ما نداشتیم البتع
ولی خداروشکر:)

پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">