دو کلمه حرف حساب

دو کلمه حرف حساب

این دریغاها خیال دیدن است
وز وجود نقد خود ببریدن است‌‌

غیرت حق بود و باحق چاره نیست
کو دلی کزحکم حق صدپاره نیست

مولوی

سی سحر سی دقیقه با کتاب سحرگاه اخر...

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۱ ق.ظ

و ابتدای او آن بود که بر کنیزکی عاشق بود، چنانکه قرار نداشت، او را گفتند: در شارستان نشابور جهودی جادوگر است، تدبیر کار تو او کند.

ابوحفص پیش او رفت و حال بگفت. او گفت: تو را چهل روز نماز نباید کرد و هیچ طاعت و عمل نیکو نباید کرد و نام خدای بر زبان نشاید راند و نیت نیکو نباید کرد، تا من حیلت کنم و تو را به سحر به مقصود رسانم.

بوحفص چهل روز چنان کرد. بعد از آن جهود آن طلسم بکرد و مراد حاصل نشد. جهود گفت: بی شک از تو خیری در وجود آمده است و اگر نه مرا یقین است که این مقصود حاصل شدی.

بوحفص گفت: من هیچ چیزی نکردم الا در راه که می‌آمدم سنگی از راه به پای باز کناره افگندم تا کسی بر او نیفتد.

جهود گفت: میازار خداوندی را که تو چهل روز فرمان او ضایع کنی و او از کرم این مقدار رنج تو ضایع نکرد.

آتشی از این سخن در دل ابوحفص پدید آمد و چندان قوت کرد که بوحفص به دست جهود توبه کرد.


*****


نقل است که در همسایگی او احادیث استماع می‌کردند. گفتند: آخر چرا نیایی تا استماع احادیث کنی؟

گفت: من سی سال است تا می‌خواهم داد یک حدیث بدهم، نمی‌توانم داد. سماع دیگر حدیث چون کنم؟

گفتند: آن حدیث کدام است؟

گفت: آنکه می‌فرماید: رسول صلی الله علیه و آله وسلم من حسن اسلام المرء ترکه ما لا یعنیه. از نیکویی اسلام مرد آن است که ترک کند چیزی که به کارش نیاید!


*****


نقل است که یکی از او وصیت خواست. گفت: یا اخی! لازم یک در باش تا همه درها برتو گشایند و لازم یک سید باش تا همه سادات تو را گردن نهند.


تذکرةالأولیاء 

ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز


مناجات رمضانیه:

الهی..


مهمانی‌ات چه زود تمام شد...

ببخش که مهمان خوبی نبودم.

بگذار به پای انسان بودنم.


الهی!

حلالم کن...

همین...


#بیت

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان

مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان


به  کدخدایی ِ آبادی ِ به دور از عشق

نه این رعیّت ِخانه خراب و سرگردان...

#علی_حیات_بخش


س.ن:

شب آخر و سحرگاه اخر...

ماه رمضون رفت تا سال دیگه. که آیا آقاگل باشد یا نباشد. اگر بودیم و ماندیم که هیچ! ولیکن اگر به هر دلیلی سال دیگر حضور نداشتم این بنده کم خرد را در دعاهایتان فراموش نکنید.


بابت این چند روز آخر هم عذرخواهم،  دو سحر را خواب ماندم و ننوشتم. یک سحر هم که روز اول بود.  دو سحر نیز از این جهت که فرصت پاسخگویی به نظرات نبود نظرات را بستم، از این جهت که زندگی گاهی بیش از حد انتظار سخت می‌شود.که البته تعداد منفی‌های پست فوق خود مصداق نارضایتی دوستان بود. که خب گاهی پیش می‌آید. پس بر من ببخشید. 

ان شالله از فردا شب دیگر شاهد این دست پست‌ها در وبلاگ این بنده کم خرد نخواهید بود...


این پست را در نهایت ادب و احترام تقدیم می‌کنم به همه کسانی که در این مدت این بنده کمترین را تحمل کردند. و حتی در بسیاری از مواقع همراهم بودند و با نظراتشان نیروی محرکه‌ای بودند تا سرد نشوم و تا پایان راه ادامه دهم.(نوشتن اسامی این دوستان جز اینکه شاهدی خواهد بود بر مخدوش بودن حافظه بنده سود دیگری ندارد.) سپاس.

یاعلی.


در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...

نظرات  (۲۷)

۰۴ تیر ۹۶ ، ۰۵:۱۴ اسمارتیز :)
چقدر تیتر غمناکه...سحرگاه آخر... 
پاسخ:
به پالان امد این دفتر حکایت همچنان باقیست :)
چه زود سحرگاه آخر شد :)
پاسخ:
شما که خوشحال بودی که :d
خدا قوت آقا گل :) 
عید هم پیشاپیش مبارک شما و همه :-)
پاسخ:
سلامت باشی :)
همچنین.
۰۴ تیر ۹۶ ، ۰۵:۵۱ محبوبه شب
حیف.. واقعا حیف..
 قدر ندونستم!

خداقوت آقاگل، پیر بلاگستان.
ان شاءالله سرزنده و سلامت باشید.
عید بر شما مبارک.
پاسخ:
سلامت باشید.
عید شمام مبارک ان شالله. :)
با خردی مردی که تو این بیان هست شما هستین و خواهین بود!!
پس لطفا به خودتون بد و بیراه نگین که حقا آقاگل بیان بیشتر از اینا ارزشمنده برای ما بیانی ها!
پیشاپیش عیدتون هم مبارک باشه 
ایشالا رمضان سال دیگه هم از این دست پست ها بنویسین.
ایشالا قلمتون (دست به تایپ تون ) همیشه مانا بمونه .آمین🌹

واقعا من بشخصه من باب این پست های سحریتون کمال تشکر رو دارم.
دستتون درد نکنه آقاگل بیان 🌹

پاسخ:
بادمجون دور قاب میچینین :)
عید شمام مبارک.
ان شالله رمضان سال دیگه باشم. چشم.

۴۰ روز خدای خودت رو کامل ترک کنی بخاطر یه نفر؟ وا عجبا از بشر.
+ جا داره تشکر ویژه کنیم از شما بخاطر این ۳۰ روز که وقت گذاشتید و زحمت کشیدید تا کمی از رزق مطالعه تون رو با ماها تقسیم کنید.
ان شاا... که ماه رمضون های زیاد دیگه ای تو پرونده ی عمر شما ثبت بشه  و تو این روزهای پایانی ماه مبارک مشکلات شما هم حل بشه.
دعا به شرط دعا رو هم فراموش نکنید:)
یاعلی

پاسخ:
سلامت باشین. :)
ما که همیشه دعا گوی دوستان هستیم.
یاعلی.
تمام شد 
به همین زودی و مفتکی :(
روز اخری  هم ما بیهوش شدیم و بعد این همه بیداری همین یه شب خوابیدیم!!!! سر سفره ی اخرین افطار دعامون کنید .

قبول باشه اقاگل :)
پاسخ:
بلی. تمام شد. به همین سادگی...
.
دعاگوییم. :)
همچنین از شما.
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۰:۱۶ پـــــر ی
از بعضی روزاش که دم افطار پست میگذاشتی که بگذریم باقیش خوب بود آقاگل :)))

عیدت مبارک.
پاسخ:
دیگه دست روزگار قدار کجمدار بود :)
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۳ مترسک ‌‌
خسته نباشی دادا جان، این ماه رمضون حسابی چیزی یادمون دادی ^_^
پاسخ:
ارادتمند دادا :)
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۶ باده پرست
لایک
پاسخ:
:)
خوش گذشت آقاگل❤ من این چندوقت بخاطر اینکه پست کتابخوانی بذارم تند تند کتاب میخوندم :))
پاسخ:
:))
ارادتمند.

چقدر خوب بود..
اصلا دلم گرفت وقتی دیدم "سحرگاه آخر"
پاسخ:
بعله هر اومدی رفتی داره پایانی داره به هر حال...

۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۶ دچـــــ ــــــار
به به ... انشالله از حضرت عطار عطر عیدی بگیری داداشی :)
پاسخ:
مرسی. :)

۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۳:۴۸ هاژ محمود
سلام

خدا قوت

عیدتون مبارک
پاسخ:
سلام 
ارادتمند :)
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۸ Fatemeh シ‌‌‌‌‌
قبلا گفتم یه بار دیگه ام میگم که کلیییی ممنون برای شکستن این تابوی متن قدیمی خوندن
چقدر کتاب عالی‌‌ای انتخاب کردین
چقدر همت کردین
ان‌شالله خدا قوتتون بده و به کرمش این تموم شدن ماه رمضون رو یکی کنه با تموم شدن مشکلات شما :)
پاسخ:
نثر قدیم ظاهرش هراس آور بود یک موقعی! الان که به راحتی هر کلمه ای که بلد نبودی رو میشه سرچ کرد. :)
بعلاوه کتابایی مثل تذکره الاولیا زیاد نثر مکلفی نداره.

ممنونم.
ارادتمند.
تمام شد و من هنوز یک نماز عید را به امامت او، اقامه نکرده ام...عیدتون مبارک و طاعات عباداتتون قبول.
پاسخ:
عید شما هم مبارک ان شالله. :)
ممنونم.
همچنین از شما.
واقعا خسته نباشی :) 
ولی خودمونیما کلی طول میکشید تا بفهمم داستان چیه :/ 
.
احساس میکنم پشت این پست خیلی غم وجود داره :( 
احساسم که درست نمیگه ؟!
پاسخ:
احساست به احساس من در این مورد خیلی نزدیکه :)

سلام 
تبریکات فراوان و خدا قوت فراوان ما را پذیرا باشید 

پاسخ:
سلام. :)
تشکرات ویژه.

سلام
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق و عید فطر مبارک.
التماس دعا
یاعلی
پاسخ:
سلام
ممنونم. :)
همچنین برای شما. 
یاعلی
۰۴ تیر ۹۶ ، ۲۲:۳۷ ح م کامران نیرومند
طاعات و عبادات و نیکی های شما قبول درگاه حق بادا. عید فطر بر شما مبارک باد.
یا حق
پاسخ:
سلام و تشکر. :)
به همچنین.
۰۵ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۸ قڵ جیه‌ڵگ
من اومدم هم تبریک عید بگم و هم تبریک استقامتت در پایان بردن عهد سی روزه ات! 
که دیدم خودت نوشتی ازس...

حقیقتا تبریک 🌹😊🌹
پاسخ:
ما ارادتمندیم خالو :))

ماه رمضون خوبی داشتم , ممنون ک امسالمون رو با پست هاتون قشنگ کردین آقاگل عزیز:) 
پاسخ:
سلامت باشین. :)
ارادتمند.

۰۶ تیر ۹۶ ، ۰۰:۱۴ ام اسی خوشبخت
سلام
عیدتون مبارک:)
طاعات و عبادات قبول :)
ممنون برای سحرهایی که پربار کردید, خداوند اجر بسیار عطا کند :)

شاید همه عمر روبزاریم رو این جمله باز نتونیم بهش عمل کنیم, " ترک کند چیزی که به کارش نیاید"
پاسخ:
سلام. :)
با تاخیر دو روزه عید رو بهتون تبریک میگم. گرچه دیگه بیات شده! ولی این چیزی از ارزش های عید کم نمیکنه :))

ارادتمند.
ان شا الله سال دیگه ماه رمضون متاهلانه خواهی نوشت :))
پاسخ:
شما چرا دعاهای خودت رو در حق بقیه میکنی؟ خب شاید اون چیزی که برای تو صلاح و مصلحته برا من مناسب نباشه برادر من. :))

عادت کرده بودیم. دو روزه نبود پست "سی سحر سی دقیقه" حس میشه، هرچند در حد سر زدن بیان رو دنبال میکنم این دو روزه.
ممنون  :)
پاسخ:
یکباره میری میای میبینی خود اقاگل هم نبودش دو روزه حس میشه. بعد میبینی سه روزه بعد میشه یه هفته. یه ماه یه سال...
:))
دنیاست دیگه یک روز یک چیزی هست فرداش نیست. بزرگ میشیم یادمون میره.
یک دنیا ممنون بابت پستای زیبای این مدت..
من کم کامنت گذاشتم چون یه کمی این روزا سرم شلوغه ولی همه رو خوندم اقاگل..ممنونتونم :)
خسته نباشین
پاسخ:
:))
ارادتمند.
سلامت باشین و ممنونم.
مثالتونو دوست نداشتم......
میدونید آقاگل آدمای وبلاگ همه واقعی ان. بعضا با خودم فک میکنم مثلا یه روز برم.سمیرم میگم: عه اینجا آشنا دارم شهر آقاگل، یا اصفهان میرزا آشنامونه، یا شمال که بیخ گوشمونه چشم دنبال نرگس و حریره. آقا رامین رو از نزدیک دیدم باهم حرف زدیم خب تبریزان، یهو تو خیابون یکی شبیه اشونو میبینم چند لحظه نگاه میکنم ببینم ایشونن آیا. با این حساب نبود بعضی از دوستان اذیت کننده است.
نمیدونم چی شد ولی با جوابتون و با تایپ کامنت الانم خیلی احساساتی شدم خیلی......
پاسخ:
در مثال که جای مناقشه نیست خب :))
.
آره موافقم که بعضی بلاگرا رو سخت میشه از یاد برد. بعضی بلاگرارو هم دوست دارم که از نزدیک ببینم. ولی خب واقعیت شاید کمی متفاوت باشه به هرحال. 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">